پاییز سالجاری جهت گذراندن دوره تکمیلی برنامه مامان غازه(برنامه فرانک در ایران)و اخذ مجوز رسمی آن به مرکز تارالی در ملبورن استرالیا سفر کردم.تارالی و کیفیت خدمات موجود در آن برای کودکان کم شنوا به گونه ای مرا مسحور خود کرد که به لطف خدا در همه دیگر برنامه های آن شرکت نمودم و سری به همه دیگر مراکز موجود زدم.با توجه به کیفیت بالای خدمات موجود در استرالیا برای کودکان کم شنوا و با آرزوی ایجاد چنین شرایطی برای همه کودکان کم شنوای میهنمان گزارش سفر خود را برای اطلاع همه علاقمندان به روی کاغذ می آورم.این گزارش در چند قسمت تهیه شده است که هر بخش آن مربوط به خدمات ویژه ای برای کودکان کم شنواست.
سرعین به عنوان یک روستاشهر، علی رغم داشتن ویژگی های ساختاری روستاشهر، عملکرد مؤثری در گردشگری در مقیاس منطقه ای دارد که تا حد زیادی به مزیت های نسبی و جاذبه های گردشگری وابسته است. هدف مقاله بررسی نقش مؤلفه های گردشگری از جمله چشمه های آبگرم در توسعه گردشگری این روستاشهر و تحلیل روند تحولات کالبدی- فضایی سرعین در دو دهه گذشته است. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و داده های مورد نیاز از طریق بررسی های اسنادی و مطالعات میدانی فراهم شده است. فرض اصلی بر معناداری رابطه تحولات کالبدی- فضایی روستاشهر سرعین با بهره برداری از جاذبه های گردشگری مانند چشمه های آبگرم به عنوان یکی از عوامل اصلی و تأثیرگذار دلالت دارد. جامعه آماری شامل جمعیت گردش پذیر سرعین و کارشناسان سطح ناحیه بوده و برای نمونه گیری از فرمول کوکران استفاده شده است. با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95 درصد و احتمال قابل قبول خطای برآورد 6 درصد، حجم نمونه 260 خانوار مسکونی و حجم نمونه جامعه کارشناسان با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95 درصد و احتمال قابل قبول خطای برآورد 5 درصد، 56 کارشناس به دست آمده است. نتایج تحقیق نشان داد نخست شکل گیری هسته اولیه و رشد سرعین مبتنی بر قابلیت های محیطی و ظرفیت های گردشگری به ویژه در خصوص چشمه های آبگرم بوده است. سپس رابطه معناداری بین تحولات کالبدی- فضایی سرعین با بهره برداری از چشمه های آب درمانی وجود دارد. همچنین تبدیل شهر اردبیل به عنوان مرکز استان در دو دهه اخیر، عامل مهم در رشد و توسعه سرعین بوده است.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل جایگاه صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور در محتوای کتاب های درسی عمومی دانشگاهی ایران انجام پذیرفته است. روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا بوده و رویکرد آن نیز کاربردی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش، کتاب های درسی عمومی دانشگاهی را دربر می گیرد که در سال 1393 در قالب بیست واحد درسی برای دانشجویان ارائه شده است که با توجه به انطباق با منطق تحلیلی پژوهش از میان آن ها چهار عنوان کتاب درسی «آیین زندگی اخلاق کاربردی»، «اخلاق اسلامی مبانی و مفاهیم»، «اخلاق خانواده» و «اخلاق اسلامی» به صورت هدفمند در نمونه قرار گرفته اند. ابزار اندازه گیری، فهرست های وارسی تحلیل محتوای محقق ساخته بوده و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفته اند. عمده ترین نتایج پژوهش، بیان گر آن است که
1. در مجموع 2(ع)20 مرتبه به ابعاد، سطوح و مؤلفه های مفهومی مرتبط با صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور توجه شده است که میزان آن در کتاب های «آیین زندگی اخلاق کاربردی»، «اخلاق اسلامی مبانی و مفاهیم»، «اخلاق خانواده» و «اخلاق اسلامی» به ترتیب (ع) فراوانی یا 5/24 درصد، 1 فراوانی یا 3/24 درصد، 43 فروانی یا 1(ع) درصد و 929 فراوانی یا 2/34 درصد است.
2. در بین ابعاد مورد بررسی، به بُعد رابطه با دیگران با 1134 فراوانی یا (ع)/41 درصد بیشترین توجه و به بُعد رابطه با جهان هستی با 310 فراوانی یا 4/11 درصد کمترین توجه شده است.
این پژوهش با هدف تعیین جایگاه فکری رویکرد «پذیرش و تعهد» در اطلس فکری رویکردهای متنوع روانشناختی، با معرفی و یاری گرفتن از معیار «هنجار و کارکردهایش» در هستی جهت ترسیم مرزها و حدود روان شناسی توحیدی در برابر روانشناسی غیرتوحیدی در نقشه روان شناسی دنیای امروز انجام شده است. روش پژوهش در این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی مبتنی بر منابع و متون مرتبط با موضوع پژوهش است. نتایج و یافته ها نشان می دهد رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد که تقریباً از سال 1999 در آمریکا پا به عرصه گذاشت با معرفی «ارزش ها» و «تعهد به ارزش ها» در مبانی و ساختار نظام فکری آن، از تفکر فلسفیِ صرفاً مکانیک ماتریالیستی و زیستی، که نگاه غالب فلسفی و معرفت شناسی رویکردهای روان شناختی دنیای معاصر را تشکیل می دهد، فاصله گرفته، و یک گام به پیش، به سمت روان شناسی توحیدی و هنجارمدار برداشته است. از جمله یافته های دیگر این پژوهش ناآشنایی، موشکافی و معرفی «معیار»ی موثق در مبانی فلسفی و معرفت شناختیِ رویکردهای روان شناختی است که منجر به خلط بحث های نظری شده و در نتیجه آن امکان رصد نزدیک یا دور شدن رویکردهای متنوع این حوزه از یکدیگر را از دست می دهیم.
شگردهای ادبی «اسلوب معادله» و «شرط تعلیق به محال»، از مهم ترین و پرکاربردترین گونه های تمثیل در سبک هندی هستند. شعرای سبک هندی برای ملموس و عینی کردن مفاهیم کلی و انتزاعی و القای مطلب خود به مخاطب از این هنرهای ادبی استفاده کرده اند و کاربرد شکل های مختلف این شگردها، نیاز زبانی آنها را در بیان رسا و زیبای معنای موردنظر برآورده ساخته است. استفاده از اسلوب معادله و شرط تعلیق به محال در زبان علاوه بر تقویت محتوای کلام و صحّه گذاشتن بر یک تفکر جمعی، در تفهیم مطالب به خواننده بسیار مؤثر است. در این جستار، انواع اسلوب معادله و شرط تعلیق به محال و ویژگی های محتوایی و صوری و کارکردهای آنها نقد و بررسی شده است. پژوهش بر اساس نحوه کاربرد مصداق های این آرایه های ادبی در آثار مهم سبک هندی و ملاحظه دیدگاه های صاحب نظران و دریافت شخصی نویسنده از این هنرهای بلاغی صورت گرفته است. نتیجه کلی مقاله این است که اسلوب معادله و شرط تعلیق به محال، در سبک هندی به خاطر نیاز به بیان رسا و روشنِ تجربه ها، اندیشه ها و مفاهیم عرفانی فراوان به کار رفته اند به گونه ای که می توان آن ها را از برجسته ترین ویژگی های بلاغی آثار ادبی این دوره و از رازهای زیبایی و ذوق پسندی و تأثیر زبان آنها بر خواننده به شمار آورد.
شعر قدیم عربی، به ویژه شعر جاهلی، ازمهم ترین مصادر استشهاد در زبان عربی به شمار می آید که نحویون در توجیه و تدوین بسیاری از قواعد صرف و نحوی از آن استفاده می کردند. با توجه به این که پایه و اساس قواعد صرف و نحو مبتنی بر سخن قدیم عرب اعم از شعر و نثر و نیز آیات قرآن کریم است، نحویان از میان منابع استشهاد در نحو (قرآن کریم، کلام عرب، حدیث، شعر و نثر فنی)، در برابرآن ها، متفاوت عمل کردند.بدین معنا که برخی بیشتر شعر جاهلی را برای توجیه قواعد نحو برگزیدند و برخی دیگر، منابع دیگر ازجمله قرآن کریم را برای این کار مناسب می دیدند. ما در این مقاله در پی آنیم تا جایگاه شعر جاهلی را در بین مصادر استشهاد نحویان تبیین نماییم و برای نقد و بررسی این موضوع مباحث خود را در سه بخش تنظیم نموده ایم: ۱- بررسی مهم ترین منابع استشهاد نحویان.۲- تبیین معیارهای اعتبار شواهد نحوی با توجه به دیدگاه های نحویان.۳- میزان اعتبار شعر جاهلی به عنوان یکی از منابع استشهاد با توجه به معیارها و ملاک های استشهاد نحویان.
فهم مسأله «زمان» از دیرباز، یکی از مسائل جدی و رمزآلود بشر بوده که برای درک آن تلاش بسیار نموده است. فیلسوفان، فیزیکدانان و الهی دانان برای کشف حقیقت آن کوشیده و تعاریف گوناگونی ارائه داده اند. کاوش معنای این مفهوم در کتابی که آفریننده اش به دقت و حکمت آن را جاودانه فروفرستاده، می تواند در کشف حقیقت معنای زمان، یاریگر باشد. این پژوهش با واکاوی واژه «یوم» در آیات 47 سوره حج، 5 سوره سجده و 4 سوره معارج و نیز آیه 19سوره کهف و آیه 259 سوره بقره در تلاش است با روش توصیفی تحلیلی به معنای زمان در بیان قرآن دست یابد. واکاوی آیات مذکور بر این مطلب اشعار دارد که گذر زمان در شرایط مختلف و بر افراد متفاوت یکسان نیست. کشف این مفهوم از معنای زمان، می تواند فهم مسائل مختلف الهیاتی از جمله معاد، امکان زیست طولانی و غیرعادی برخی از معصومین (ع) را موجه و منطقی سازد. این برداشت زمانی تقویت می شود که به یافته دانشمندان به تعداد حرکات در عالم که هر شیء یک حرکت دارد زمان وجود دارد.
ولادیمیر پراپ، فولکلورشناس روسی در نظریه ابداعی خود به بررسی ریخت شناسانه قصه های پریان روسی پرداخت. او با توجه به طبقه بندی داستان ها که بیشتر براساس محتوا و درون مایه آن ها بود، رده بندی خود را روی فرم و ساختار این داستان ها بنا نهاد. وی نخستین گام در تحقق فرضیه خویش را شناخت و تعیین عناصر ثابت و متغیر قصه ها دانست. این مقاله به بررسی و تحلیل ریخت شناسانه داستان موش و گربه شیخ بهایی می پردازد که از قصه های تو در تو و چندین لایه تشکیل شده است؛ به طوری که این داستان در مجموع، مرکب از 34 داستان فرعی است. این پژوهش بر اساس شیوه پژوهش های اسنادی و توصیفی کتابخانه ای و مبتنی بر روش تحلیل محتوا و هرمنوتیک صورت گرفته و سعی شده است بر مبنای اصول ریخت شناسی ولادیمیر پراپ به تحلیل خویشکاری و تعیین بسامد و مقایسه تطبیقی آن ها پرداخته شود. نتیجه، بیانگر این است که در میان این داستان ها روابط بینامتنی محکمی وجود دارد. از سی و پنج حکایت این اثر، علاوه بر ۳۱ خویشکاری پراپ، هفت خویشکاری در این مقاله برای اولین بار مورد بحث قرار گرفته است که عبارتند از: خویشکاری های «فرار»، «شایعه پراکنی»، «التزام کردن»، «تهدید کردن»، «مخفی شدن»، «شرط بندی» و «طرد».