سرمایة اجتماعی از مهم ترین مفاهیم در حوزة علوم اجتماعی است و کاربرد آن در دیگر علوم نیز رو به افزایش است. این مفهوم ارتباط تنگاتنگی با کیفیت زندگی دارد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر و ارتباط سرمایة اجتماعی بر کیفیت زندگی خانوارهای روستایی می پردازد. برای اجرای تحقیق، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر پرسشنامه، اطلاعات گردآوری شد. جامعة آماری، سرپرستان خانوارهای روستایی شهرستان اسلام آباد غرب است که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 392 نفر سرپرست خانوار در 49 روستا به شیوة تصادفی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل ویکور، رگرسیون خطی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج حاصل از مدل ویکور نشان دادند که از بین 49 روستا از لحاظ شاخص های سرمایة اجتماعی، 5 روستا در سطح بسیار خوب و 1 روستا بسیار ضعیف، و از لحاظ شاخص های کیفیت زندگی، 18 روستا در سطح بسیار خوب و 2 روستا در سطح بسیار ضعیف قرار داشتند. از لحاظ تأثیر مؤلفه های سرمایة اجتماعی بر کیفیت زندگی، مؤلفة مشارکت اجتماعی با 778/0 بیشترین تأثیر را بر کیفیت زندگی دارد و بین سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی نیز رابطة مثبت و معنادار وجود دارد. از راهکارهای پیشنهادی برای بهبود کیفیت زندگی روستاهایی که در سطح متوسط به پایین قرار داشتند این است که با تقویت شاخص های سرمایة اجتماعی به همت مسئولان و آگاه سازی مردم و مشارکت دادن آنها در امور، کیفیت زندگی در این روستاها به وضع مطلوب تغییر کند.
این تحقیق به بررسی تاریخ سیا سی خاندان اردلان در دوره صفویه می پردازد، که شامل پیشینه خاندان اردلان، بررسی تاریخ سیاسی هر یک از حاکمان اردلان که در دوره صفویه حکومت کرده اند و روابط آنها با شاهان صفوی و سلاطین عثمانی، موقعیت سیاسی خاندان اردلان در دربار صفویان می باشد. بخش اصلی این تحقیق به چگونگی تشکیل حکومت، شیوه حکومتداری حاکمان اردلان در دوره صفویه و روابط سیاسی آنها با دو دولت ایران و عثمانی و همچنین روابط آنها با خاندان کرد بابان که وابسته به سلاطین عثمانی بودند، می پردازد. به طورکلی اهمیت سیاسی حکومت محلی اردلان را برای شاهان صفوی مشخص می سازد.
مفهوم مبهم و فاقد تعریف «تصویر درست و منصفانه» بریتانیایی با عبور از مرزهای ملی، تبدیل به مفهومی بین المللی در حوزه گزارشگری مالی شده است. این مفهوم با گذر از زبان انگلیسی، در قالب عبارت «ارائه به نحو مطلوب» به زبان فارسی و گزارشگری مالی ایران راه یافته است. باوجود تغییر واژه های این عبارت بر اثر سفر جغرافیایی و فرهنگی دور و دراز، ابهام آن دستخوش نوسان نشده و همچنان پابرجاست. سؤالی که پژوهش حاضر درصدد پاسخ به آن است را می توان چنین تقریر کرد: ابهام مفهوم «تصویر درست و منصفانه» به عنوان منشأ عبارت «ارائه به نحو مطلوب» به نفع کیست؟ با بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوا سعی در فراهم ساختن پاسخی درخور برای این سؤال داشته ایم. باوجود این که یافته های حاصل از اجرای پژوهش حاضر بر مزیت ابهام این مفهوم برای حسابداران، حسابرسان و تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری تأکید دارد، باید اعتراف کرد که تنها تقویت عنصر اخلاق حرفه ای در تهیه کنندگان صورت های مالی است که این ابهام را برای تمام گروه های درگیر فرآیند گزارشگری مالی حاوی مزیت و منفعت خواهد کرد.
با رویکرد بدین نکته که اساطیر مسئله ای غیرواقعی و موهوم نیستند و ریشه در واقعیت دارند، گفته می شود اسطوره واکنشی از ناتوانی انسان است در مقابله با درماندگی ها و ضعف او دربرآوردن آرزوها و ترس او از حوادث غیرمترقبه. در این بین، یکی از رخدادهای مهم جوامعِ کهن بشری، وقایع طبیعی هولناکی بود که گاه براندازی بنیاد زندگی را موجب می شد و صرف نظر از چگونگی مواجهه با این رخداد، چرایی و علت این وقایع ناگوار مسئلة مهمی بود که نوع پاسخگویی بدان در هر تمدنی متفاوت و تحت تأثیر عواملی قرار داشت. بر این اساس و با توجه به وجود داستان طوفان بزرگ در برخی اساطیر ملل باستانی، این تحقیق بر آن است تا با شرح چگونگی روایات طوفان و ماهیت ناجیان حیات بشری، به تشابهات و تفاوت ها و حلقة اتصال دهندة روایات و باورها و نحوة شکل گیری و تکوین اسطورة نجات بخش در تمدن های ایران و میان رودان بپردازد. از این رو، با گردآوری و بررسی منابع مهم تاریخی و روایات اساطیری، با رویکرد تحلیل محور، نتایج حاصله بر آن است که مقولة نجات بخشی و رهانیدن انسان ها از بلایا و عذاب، همواره مورد توجه برخی تمدن ها و فرهنگ های کهن مانند ایران و میان رودان بوده است و با وجود تشابهات فراوان در نقل این روایات، به سبب اینکه تمدن های مزبور به نوعی بر اساس فرهنگ و شرایط اقلیمی و زیستی خویش با آن روبه رو شده و به نقل حدیث پرداخته اند، گاه تفاوت های محسوسی در این روایات (در علت رخداد و ویژگی منجیان) به چشم می خورد.
مقدمه : سکته ی مغزی یکی از علل اصلی مرگ و ناتوانی است که بار سنگین و قابل توجهی به نظام بهداشت جهانی تحمیل می کند. تظاهرات بالینی سکته ی مغزی می تواند به سرعت سبب آسیب عصبی خفیف تا شدید شود که به طور عمده ناشی از کمبود جریان خون مغزی است. اما تأثیر سکته ی مغزی فراتر از آسیب اولیه ی مغز است و انواع بیماری های پیچیده و ویرانگر ازجمله آلزایمر، افسردگی و اختلالات شناختی به همراه دارد. در زمینه ی اختلالات شناختی مرتبط با سکته ی مغزی مطالعات زیادی شده است. پیشرفت زوال شناختی ممکن است حتی بااهمیت تر از خود سکته ی مغزی باشد، به طوری که اختلال شناختی پس از سکته بر بیش از یک سوم بازماندگان سکته ی مغزی تأثیر می گذارد. هدف از مطالعه ی حاضر، معرفی برخی از عوامل خطر و مناطق حساس مغزی درگیر در اختلالات شناختی پس از سکته ی مغزی؛ و ارائه ی راه کارهایی جهت پیشگیری از این اختلالات است. روش : این پژوهش از نوع مروری است و برای رسیدن به اهداف آن از شیوه ی تحلیلی و مطالعات اسنادی استفاده شده است. یافته ها : به نظر می رسد نتیجه گیری در مورد عوامل اصلی درگیر کاملاً قطعی نباشد، بااین حال، تنگی عروق و به هم خوردن جریان خون ، کاهش اکسیژن بافتی، فشارخون بالا و خونریزی، کهن سالی، سابقه ی خانوادگی، تنوع ژنتیکی و عود سکته به عنوان عوامل کلیدی اختلالات عملکردی و شناختی مطرح هستند. تغییرات عروق خونی کوچک مغزی پس از شکسته شدن سد خونی-مغزی، عدم دریافت موضعی خون توسط بافت ها و آتروفی عصبی، عوامل اصلی نوروپاتولوژی زوال عقل اند. نتیجه گیری: برای کاهش بار اختلالات شناختی ناشی از سکته ی مغزی، کنترل عوامل خطر ضروری است. همچنین، پس از آسیب مغزی، روشن سازی مکانیسم های درگیر در اختلالات شناختی می تواند استراتژی های مؤثر بر تسکین علایم بیماری و پیشگیری را فعال کند.
از نظر علمای امامیه عصمت از ویژگی های ضروری انبیاء و ائمه اطهار(ع) است، ؛ اما در تعریف و چیستی و حقیقت این مقوله بین اندیشمندان دینی اختلاف نظرهایی وجود دارد. بی تردید موضع گیری و رویکردی که در این مورد خاص گرفته می شود؛ می تواند در تحلیل مباحث آتی عصمت و در پاسخ به شبهات پیرامونی آن، راهگشا باشد. در این نوشتار سعی شده به صورت تطبیقی بین سخنان برخی دانشمندان اسلامی و علامه طباطبایی، در تبیین و تحلیل حقیقت و ماهیت عصمت معصومین نگاهی بیندازیم. علامه طباطبایی ، عصمت را ره آورد قوه عاقله و به سنخی خاص از علم ارجاع می دهد که از سوی خداوند به معصوم موهبت می شود و این ملکه نفسانی سبب می شود تا با اختیار خویش از ارتکاب معصیت و خطا مصون بماند.
این مقاله نقش تاریخی حضرت مسیح عیسی بن مریم علیه السلام را در عصر ظهور حضرت مهدی موعود علیه السلام و در دولت او بررسی می کند. روش گردآوری اطلاعات و داده ها استنادی، و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. در احادیث مهدویت، از حضرت عیسی علیه السلام به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی یاد شده است. او در عصر ظهور، از آسمان می آید و با آن حضرت نماز می گزارد. این نماز ثابت می کند که حتی پیامبر خدا، خادم و وزیر دولت مهدوی است و ماهیت قیام او، ماهیت دینی و به منظور اقامة دین خداست. در روایات اسلامی، حضرت مهدی علیه السلام، رهبرِ دادگستر انقلاب دینی و جهانی است. عیسی بن مریم علیه السلام نیز در کنار ایشان در راه جهانی سازی فرهنگ دادگریِ اسلام خواهد کوشید و موانع را از میان خواهد بُرد. براین اساس، یکی از عوامل تأثیرگذار در پیشرفت این انقلاب جهانی، ظهور حضور مسیح در کنار حضرت مهدی علیه السلام است. او با اینکه سردار دغل ستیز دولت مهدوی است و نماد صلیب و دجال و یأجوج و مأجوج را برخواهد انداخت، قاضی القضاة و وزیر خزانه داری او نیز خواهد بود. این همه نشان می دهد که جنگ سخت مهدی موعود با امثال یأجوج و مأجوج و ستیز نرم او با دغل کارها و فریب های دجال، چقدر سخت و پرماجراست.
رویکرد نوین گردشگری، در پی بهبود کیفیت زندگی ساکنان محلی، ارتقاء تجربه های گردشگران و حفظ محیط زیست مقصد است. توجه به نقش مردم محلی و سنجش سطوح مختلف پایداری، شناخت توسعة گردشگری روستایی و ترویج آن را آسان تر می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نگرش مردم محلی بر پایداری عمومی مناطق روستایی درجهتِ توسعة گردشگری روستایی است. پژوهش از لحاظِ هدف، کاربردی و از نظرِ روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعة آماری پژوهش، مردم محلی و گردشگران منطقة قلات در نزدیکی شهر شیراز است. بدین منظور، نمونه ای برابر با 385 نفر براساس جدول مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده برای مردم محلی و نمونه گیری در دسترس برای گردشگران انتخاب شد. با بررسی ادبیات و مبانی نظری، فرضیه ها و مدل پژوهش توسعه داده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه گرد آوری شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و روایی آن با استفاده از روایی هم گرا و واگرا سنجش قرار گرفت. برای بررسی فرضیه های پژوهش از مدل معادلات ساختاری موسوم به «تحلیل مسیر» در نرم افزار WARP PLS استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد، بدون در نظر گرفتن نگرش مردم محلی به عنوان تعدیل گر، متغیّرهای پایداری اجتماعی، پایداری اقتصادی و پایداری زیست محیطی، به ترتیب بیشترین تأثیر را در توسعة گردشگری روستایی منطقة قلات دارند؛ ولی با تعدیل گری نگرش مردم محلی، پایداری اقتصادی بر توسعة گردشگری تأثیری ندارد و رابطة بین پایداری زیست محیطی با توسعة گردشگری روستایی را تعدیل نمی کند.
زمینه و هدف: یکی از وظایف مهم زوج در نظام خانوادگی اسلام پرداخت نفقه زوجه است که ضرورت و کیفیت آن در مقررات حقوق مدنی ایران از جمله مواد قانون مدنی از دیرباز مورد توجه قرار گرفته است. موضوعی که در سال های اخیر، بدلیل اجراندشن صحیح آن میان خانواده های ایرانی، به جهت وجود مشکلات اقتصادی، فرهنگی و همچنین آگاهی ناکافی ایشان نسبت به این تکلیف، منجر به بروز و ظهور مشکلات متعددی در روابط و تعامل زوجین شده است. از سوی دیگر ترک نفقه از سوی زوج یکی از عوامل فزاینده طلاق درکشور است و دعاوی ناشی از آن باری سنگین بر دوش دادگاهه ای خانواده گذاشته است. تعهد در انجام وظایف زناشویی و اجتناب از توقعات نادرست، از بسیاری معضلات در کانون خانواده پیشگیری کرده، مسایل و اختلافات احتمالی را قابل حل و فصل خواهد کرد. در این پژوهش سعی شده علاوه بر بررسی فقهی و حقوقی نفقه زوجه در شرایط مختلف، آثار ترک آن از جمله طلاق و پیامدهای منفی و ناگواری که این پدیده برخانواده و جامعه می گذارد، مورد مطالعه قرارگیرد. روش: این پژوهش از نظر روش، اسنادی است. روش گردآوری اطلاعات، مطالعه منابع مهم فقهی، حقوقی، تفسیری، رساله های دکتری و نیز مقالات حقوقی و تارنماهای مرتبط است و بصورت توصیفی تحلیلی و در حوزه مسایل نظری مطرح شده است. یافته ها و نتایج: از آنجا که یکی از آثار ترک انفاق و یا شاید مهمترین آن وقوع طلاق میان زوجین و فروپاشی نهاد خانواده است، مشخص شد شناخت آسیب ها و انحراف های فردی و اجتماعی بدون توجه به مسیله طلاق و پیامدهای آن امکان پذیر نخواهد بود. فروپاشی خانواده، بی ثباتی و تزلزل کل نظام جامعه را از زوایای مختلف در پی خواهد داشت و باعث سقوط اجتماع به سوی جرایم گوناگون خواهد شد. در انتها با تبیین و توصیه راهبردهای کاهش طلاق، پیشنهادهایی برای کاهش جدایی های ناشی از ترک انفاق ارایه شده است.
در چند دهه اخیر، در نتیجه دگرگونی های نظری و عملی، مطالعات دولت به استفاده از روش ها و رهیافت های فرااثبات گرا متمایل شده است. از جدیدترین رهیافت های فرااثبات گرا روش تحلیل گفتمانی است. براساس این روش، پدیده های اجتماعی در زمان و مکان، واقعیت یکسانی را از خود بروز نمی دهند، بلکه در گفتمان های گوناگون تفاسیر متفاوتی می یابند. بر این اساس، این پژوهش با درنظر گرفتن فرایندهای مدرنیته و پست مدرنیسم به عنوان گفتمان های سیاسی متفاوت، سعی در مطالعه تطبیقی مفهوم دولت و عناصر تشکیل دهنده آن شامل سرزمین، جمعیت، حکومت و حاکمیت در درون هر یک از این گفتمان ها دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که، دولت خصلتی گفتمانی دارد. دولت خصوصیتی دائم و غیرقابل تغییر نداشته، در گفتمان های گوناگون به شکل های گوناگون تفسیر می شود. به این ترتیب درنتیجه دگرگونی های نظری و عملی صورت گرفته در گفتمان پست مدرنیسم، دولت در کلیت و در عناصر خود، در مقایسه با گفتمان مدرنیته دچار دگرگونی های بسیاری شده است.
مفهوم پردازی مفاهیم دینی، زمینه ساز کاربست آنها در سطوح مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی است. هدف این پژوهش، تدوین مدل مفهومی تقرب به خدا، بر اساس اندیشه علامه طباطبائی و اعتباریابی آن است. روش این پژوهش بنیادی، در بخش تدوین مدل، توصیفی تحلیلی از نوع تحلیل محتوای کیفی و در بخش اعتباریابی، به روش دلفی با استفاده از دو ضریب نسبت روایی و شاخص روایی محتوا است. با تأمل در واژه شناسی «تقرب» و واکاوی آن در اندیشه علامه طباطبائی، سه مؤلفه پویش تدریجی، انتخاب تعالی جویانه و برنامه مندی و هشت زیرمؤلفه آگاهی افزایی، رغبت پالایی، وحدت بخشی، عمل گرایی، انتخاب هدف متعالی، مسیریابی، هشیاری و پایبندی شناسایی شد. بر اساس این مؤلفه ها، تقرب به خدا پویشی تدریجی است که نفس با انتخاب هدف متعالی قرب خداوند و مسیر عبودیت، به تنظیم باورها، عواطف، انگیزه ها و رفتارهای خود پرداخته، با هشیاری و پایبندی به قوانین الهی، به تدریج مراتب کمال را کسب می کند. بنابراین، می توان گفت: آموزه های دینی ظرفیت تبیین روان شناختی و طراحی مدل مفهومی را دارند و از این بستر، می توان باب گفت وگو برای کاربست مفاهیم دینی در سلامت فردی و اجتماعی را فراهم آورد.
توسعه و بهبود کسب وکارهای بسیار کوچک (میکرو) در بخش مشاغل خانگی، یکی از مهم ترین و مؤثرترین راهکارهای بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و معیشتی روستاییان است؛ زیرا باوجود محدودیت های متعددی مانند نیروی انسانی و مالی، برای کارآفرینان روستایی که در بخش های مختلف جوامع روستایی وجود دارد، راه اندازی کسب وکارهای کوچک و متوسط بسیار دشوار است. هدف این پژوهش شناسایی پیشران های مؤثر در توسعه کسب وکارهای بسیار کوچک در بخش مشاغل خانگی روستایی است. این پژوهش با رویکردی آمیخته، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی است و از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با تأکید بر رویکردی اکتشافی و پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. در مرحله کیفی، جامعه آماری این پژوهش خبرگان، استادان و کلیه افرادی اند که در حوزه مشاغل خانگی فعالیت عملی یا پژوهشی داشته اند و در مجموع 12 نفر به روش نمونه گیری زنجیره ای انتخاب شده اند. در مرحله کمّی نیز جامعه آماری شامل کلیه افرادی است که در کسب وکارهای خانگی روستایی با کمتر از 9 نفر نیرو و حداقل 2 سال سابقه فعالیت می کنند؛ در این بین 43 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله نخست (کیفی) از تحلیل تم و در مرحله دوم (کمّی) از تحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد عواملی چون فرهنگ سازی کارآفرینانه، ظرفیت سازی کارآفرینانه و توانمندسازی کارآفرینانه، مهم ترین پیشران های توسعه کسب وکارهای بسیار کوچک در بخش مشاغل خانگی روستایی اند.