بهره برداری از دو مفهوم تعلیم و تربیت و واژه های معادل با این دو، همواره در تغییر اعتبار و معنی از شاخه ای به شاخه دیگر سیر نموده است. ارتباط و یا انفصال این دو مفهوم و یا یگانه مفروض داشتن هر دو، نوع فهم و درک از آنها را دگرگون ساخته است. در این مقاله، سه نوع ارتباط برای دو مفهوم تربیت و آموزش به صورت آموزش، معادل با جمع دو مقوله تربیت و آموزش، آموزش و تربیت، به عنوان دو مقوله مستقل و در نهایت، تربیت، معادل با جمع دو مقوله تربیت و آموزش مورد بررسی واقع شده است. نتیجه این بررسی گویا است که افتراق و اتفاق این دو مفهوم به هر صورتی که مفروض شود، نوعی قرارداد دانسته شود که به امر ذاتی موجود در این مفاهیم تعلّق ندارد. به عنوان پیشنهاد برای رفع این مشکل، و در این راستا مناسبترین قرارداد نیز ارائه شده است.
از سوی دیگر از نظر مقامی و ارزشی و تقدّم و تأخّر و فضل و برتری، نیز گفتمان گوناگونی برای این دو مفهوم تربیت و تعلیم، بین صاحبنظران هست. در این راه، واژه های مقدّسی از کتاب الهی قرآن کریم، نظیر ""تزکیه"" نیز توسّط متبحرّان به پشتیبانی این بحث فراخوان گردیده، و بر اهمیّت تعیین دقیق حدود و ثغور این مفاهیم افزوده است. این اختلافات، هم از دیدگاه متخصصان و نظریّه پردازان حوزه تعلیم و تربیت، هم از دیدگاه اجرایی و هم در ارتباط با بعضی مبانی دینی در این مقاله مورد ملاحظه قرار گرفت. سپس، راهکار منطقی و راه حل مناسب استخراجی از این مقاله در باب مقام و فضل و تقدم و تأخر این مفاهیم، ذو مراتب و مشکّک دانستن آنها است.
فیلم های سینمایی از شرایط اجتماعی هر جامعه متأثر هستند و در عین حال، مسائل اجتماعی را بازنمایی می کنند. هدف اصلی مقاله حاضر، مطالعه چگونگی بازنمایی مسائل اجتماعی در سینمای پرمخاطب پس از انقلاب اسلامی ایران است. بدین منظور با به کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی، ۳۷ فیلم اجتماعی و پرمخاطب بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند سینمای ایران پس از انقلاب، چهاردهه را پشت سر گذاشته که هر دوره، مسائل اجتماعی مختص به خود را داشته است. دوره اول (دهه شصت) سینمای جنگ است؛ سینمایی که به شدت از فضای نبرد متأثر است و نوعی انکار مسئله اجتماعی در آن وجود دارد. در این دوره، نوعی تقدس گرایی بر سینما حاکم است و مسائل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی داخلی به حاشیه می روند. در دوره دوم (دهه هفتاد) مسئله زنان، بستر اصلی طرح مسائل اجتماعی است و مسائل جدید زنان، ظهور زنان مدرن، نقش و موقعیت اجتماعی جدید زنان، نابرابری جنسیتی، تابوشکنی زنان و افزایش آگاهی آنان بررسی می شود. دوره سوم (دهه هشتاد) سینمایی است که پروبلماتیک آن، خانواده طبقه متوسط است و مسائل اجتماعی، دامن گیر اعضای خانواده می شود. دوره چهارم (دهه نود) با سینمایی انباشته از مسائل اجتماعی مواجهیم که تعدد و پراکندگی آن در بستری از خشونت بازنمایی شده است.
مطالعه ی حاضر با توجه به التزام مدیریت تجارت محصولات کشاورزی، به اندازه گیری هزینه های تجارت دوجانبه و شناسایی سهم عوامل موثر در رشد تجارت دوجانبه ایران و شرکای عمده تجارت این محصولات و مقایسه ی آن با تجارت محصولات غیر کشاورزی و کل پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده، میانگین موزون هزینه های تجارت دوجانبه ایران و شرکای عمده در تجارت کالاهای کشاورزی، غیر کشاورزی و کل طی دوره 2010-1995 به ترتیب با کاهش 14، 13 و 5/13 درصدی مواجه بوده است. در این میان هزینه های تجارت کالاهای کشاورزی با امارات متحده عربی، برزیل، سوئیس و چین، هزینه های تجارت کالاهای غیر کشاورزی و کل ایران با چین، امارات متحده عربی و هند بیشترین کاهش را داشته اند. بر اساس نتایج تجزیه رشد تجارت دوجانبه ایران و شرکای عمده ی تجاری در گروه های کالاهای کشاورزی، غیر کشاورزی و کل رشد درآمد به ترتیب توضیح دهنده 3، 67، 51% و کاهش هزینه های تجارت به ترتیب توضیح دهنده 97، 32 و 48% تغییرات تجارت دوجانبه ی ایران و شرکای تجاری بوده است. از اینرو پیشنهاد می گردد تا در تنظیم روابط تجاری در کلیه ی گروه کالاهای مختلف به عامل هزینه های تجارت توجه خاص مبذول گردد.
اعتیاد باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای فرد معتاد و خانواده او می شود، به طوری که خانواده فرد معتاد از مشکلات بیشتری رنج می برند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان دارای همسر معتاد بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را زنان دارای همسر معتاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر رشت در سال 1393 تشکیل می دهند. 20 نفر با استفاده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (10 نفر برای هر گروه). گروه آزمایش در 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی شرکت کردند، درحالیکه گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. از مقیاس تنظیم هیجان و پرسشنامه کیفیت زندگی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 18 و به شیوه تحلیل کواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش ذهن آگاهی به طور معناداری موجب افزایش تنظیم هیجان و کیفیت زندگی در زنان دارای همسر معتاد شده است (01/0>P). لذا انجام مداخلات بر اساس این رویکرد می تواند در افزایش بهزیستی هیجانی و کیفیت زندگی این زنان مفید باشد.
این پژوهش به منور بررسی رابطه روند اداره امور بیمارستان ها و شاخص های کارآیی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران در سال 1379 صورت گرفت. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بصورت مقطعی انجام پذیرفت . اطلاعات مورد نیاز توسط دو پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه پژوهش را بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران مستقر در شهر تهران ( ده بیمارستان) تشکیل می داد.....
در سال 2002 ، 1265 نفر از سراسر جهان و از کشورهای متعددی همچون کره، ژاپن، مالزی، ترکیه، آلمان، سوئیس، هنگ گنگ، بریتانیا، فرانسه، هلند،تایوان، دانمارک، ایرلند شمالی و کانادا در خواست شرکت ارسال نمودند.
رطوبت خاک در فرایندهای تعاملی بین جو و زمین و تغییرات جهانی اقلیم نقش مهمی ایفا می کند. در سه دهة گذشته، محققان بسیاری به تعیین رطوبت خاک، با استفاده از داده های سنجش از دوری، توجه داشته اند. روش های مثلثی و ذوزنقه ای از روش های سنجش از دوری اند که با ترکیب داده های حرارتی و مرئی، شاخصی برای میزان رطوبت را تعیین می کنند. یکی از مهم ترین موارد تأثیرگذار در دقت این روش ها، دقت تعیین لبه های خشک و مرطوب در نمودار پراکندگی دما/ پوشش گیاهی است. درنتیجه، ناتوانی در تعیین لبه های مذکور، در برخی روزها و شرایط، امکان استفاده از این روش ها را محدود می کند. هدف این مطالعه مطرح کردن روشی برای تعیین دقیق لبه های خشک و اشباع، در تمامی روزها و شرایط، با استفاده از تلفیق داده های سری زمانی دما و پوشش گیاهی است. به منظور تحقق این هدف، خطوط هم رطوبت به منزلة خطوطی معرفی می شوند که رطوبت در امتداد آن ها مقدار ثابتی است و برای تعیین لبه های خشک و مرطوب در هر روز به کار رفته اند. شاخص میزان رطوبت خاک پیشنهادی برای 28 روز در سال 2014، در منطقه ای از شهر مونیتوبا در کشور کانادا، با استفاده از ویژگی های دو خط انتخاب شده از میان خطوط هم رطوبت به دست آمده ازطریق داده های دمای سطح، دمای هوا و شاخص پوشش گیاهی سنجندة MODIS، محاسبه و با استفاده از داده های زمینی ایستگاه های رطوبت سنجی شبکة RISMA واقع در این منطقه، ارزیابی شده است. در تمامی 28 روز، تصویر شاخص پیشنهادی که معرف میزان رطوبت خاک است، به منزلة خروجی روش پیشنهادی به دست آمد. ضریب همبستگی شاخص به دست آمده با میزان رطوبت خاک در روزهای بدون پوشش گیاهی به 92/0 رسیده و این مقدار ضریب همبستگی، در روزهای با پوشش گیاهی انبوه، کمتر بوده است.
این مقاله به دنبال تبیین هرمنوتیکی (بینامتنی) از تاثیر بازنمایی های رسانه ای در دگرگونی های فضایی است بنابراین هستی های فضایی نوینی را می کاود که به نوعی مدلول این ارتباط است. در دوران پسامدرن، رسانه ها در واقع کنشگران اصلی در هویت بخشی و تفسیر موضوعات محیطی هستند و با توجه به تکثر هویت ها و چندگانگی تجربه فضایی ما با دیکته های فضایی که ریشه در انگاره های مطلق گرایانه و اقلیدسی از فضا دارند زندگی نمی کنیم. عرصه های غیرقابل کنترل رسانه ها، آشفتگی و کثرت معانی و ایماژها در هنر معاصر و خیالپردازی های ظریف و شاعرانه ، حاد واقعی و شکل گیری جامعه مصرفی انبوه و بحران نشانه ها همه منتج از تبلیغات و بازنمودهای رسانه ای است که به نوعی به بحران بازنمایی نشانه شناختی در شهر معاصر منجر شده است. مقاله همچنین از منظر هستی شناسی هایدگر به گشتل تکنولوژی، پگاه فضایی – مکانی ناشی از آن در شهر را می کاود بنابراین معطوف به کارکرد و چگونگی گفتمان تکنولوژی و فضا نیست بلکه ناظر بر چیستی این گفتمان است.
بازار محصولات کشاورزی یک نظام ارتباطی میان افراد است که اعتماد هم چون ماده ی پیوند دهنده و قوام بخش، این ارتباط ها را سرپا نگه می دارد، و موجب دستیابی به هدف های تجاری میشود. در این مطالعه با استفاده از نظرهای 110 کشاورز و 119 تاجر، عوامل موثر بر افزایش اعتماد در بازار پسته در استان کرمان بررسی شد. برای انتخاب نمونه از روش تصادفی چند مرحلهیی استفاده شد. نتایج با استفاده از آزمون های هم ب ستگی پیرسون و تخمین رگرسیون تحلیل شد. بررسی اثر عوامل اقتصادی و اجتماعی پاسخ گویان بر اندازه ی اعتماد آن ها به بازار نشان داد که افزایش سن، سابقه ی بالاتر، صادر کننده بودن، افزایش سطح مالکیت و جاگیر شدن در شهر، متغیرهایی است که باعث افزایش اعتماد آن ها میگردد، در حالی است که افزایش سواد باعث کاهش سطح اعتماد میشود. از دیدگاه کشاورزان و تاجران، مهم ترین عوامل ایجاد کننده ی اعتماد در بازار پسته، شهرت و سرمایه ی خریدار، و مهم ترین عوامل ایجاد کننده ی بی اعتمادی نپرداختن به موقع پول از سوی خریدار و نبود معیارهای کیفی مشخص در قیمت گذاری است. اندازه گیری تمایل به پرداخت کشاورزان و تاجران برای افزایش اعتماد در بازار پسته نشان داد که تمایل به پرداخت کشاورزان و تاجران برای افزایش اعتماد در بازار پسته به طور متوسط برابر با 07/279 و 43/507 ریال بر کیلوگرم است. با توجه به نتایج 4 راه کار برای افزایش اعتماد در بازار پسته پیشنهاد شد. این راه کارها شامل طراحی سازمان یا موسسهیی برای تضمین معاملات میان خریداران و فروشندگان، اعلام تعداد چک های برگشتی و تاخیری خریداران از سوی بانک ها، ایجاد صندوق نظرخواهی و پیشنهاددهی و برقراری جلسه های مشترک برای افزایش اعتماد در بازار پسته است، که اولویت بندی آن بر اساس نظر پاسخ گویان مشخص گردید.