رابطه ی میان علم و دین از دغدغه های مهم اندیشمندان در قرون اخیر بوده است. طرح این مسأله در مغرب زمین، به صورت جدی از رنسانس آغاز شد و دامنه ی آن به همه ی کشورهای جهان، ازجمله کشورهای اسلامی رسید. مصباح، فیلسوف و اندیشمند اسلامی، بنابر مبانی خویش، ازجمله مبناگروی فلسفی همراه با نسبیت معقول، مقبولیت پارادایم به معنای مبنای اندیشه، پذیرش تجربه به معنای وحی و الهام شدن به افراد معصوم، پذیرش انحصار در حقانیت همراه با پلورالیسم رستگاری و پلورالیسم رفتاری، پذیرش قواعد عمومی محاوره و تفاهم و پیش زمینه های بایسته و حکمت متعالیه، دیدگاه تعاضد را برمی گزیند. باربور نیز که فیلسوف و فیزیک دان مغرب زمین است، با تکیه ی بر مبانی خویش، ازجمله توازی های روش شناختی علم و دین، رئالیسم انتقادی، مقبولیت پاردایم به معنای چارچوب ذهنی، تجربه ی دینی، پلورالیسم دینی، هرمنوتیک فلسفی و فلسفه ی پویشی، دیدگاه تلفیق را انتخاب می کند. آیت الله مصباح به تفکیک سطوح معرفت ازلحاظ ارزش شناختی، پذیرش چندلایه ای بودن معرفت، و ضرورت تحلیل نظام مند پدیده ها رهنمون می شود، اما باربور در دام نسبیت و شکاکیت گرفتار می آید.
هدف مقاله حاضر مطالعه اندیشه اجتماعی و سیاسی یورگن هابرماس متفکر فلسفی و جامعه شناس آلمانی در دهه 1950 است. در این پژوهش چهار اثر مهم هابرماس مورد بررسی قرار می گیرد: «مطلقت و تاریخ« (1954)، »دیالکتیک عقلانی کردن، فقرگرایی در تولید و مصرف» (1954)، «گزارش منابع بحث های فلسفی درباره مارکس و مارکسیسم« (1957) و »بین فلسفه و علم: مارکسیسم به مثابه نقد« (1960). نوع پژوهش حاضر، کیفی و روش آن کتابخانه ای می باشد. همچنین این پژوهش بر اساس نظریه موضوع گرا مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که فکر اجتماعی و سیاسی هابرماس در این عصر تحت تأثیر هایدگر قرار دارد. او به فناوری بدبین است و با فکر تصاحب طبیعت به معنای تلاش برای سلطه بر آن مخالف است. هابرماس با تقسیم عقلانیت به سه نوع عقلانیت اقتصادی، فنی و اجتماعی در این دوره معتقد است که عقلانیت حاکم در جامعه صنعتی غربی از نوع ابزاری است. هابرماس تاکنون به این فکر معتقد باقی مانده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که هابرماس در این دوره از زندگی خود تحت تأثیر فکر اجتماعی و سیاسی دوگانه حاکم در این عصر در آلمان، یعنی فکر اجتماعی و سیاسی امید و ناامیدی، قرار دارد.
مطالعه رابطه متقابل محیط کالبدی شهرها با رفتارهای اجتماعی از نوع منفی و ناهنجار آن، موضوعی است که طی چند دهه اخیر به مطالعات جغرافیایی افزوده شده و چارچوب علمی و عملی برای مطالعه و شناسایی ناهنجاری ها در فضای جغرافیایی فراهم آورده است. در تحقیق حاضر با انتخاب شهر ارومیه به عنوان مطالعه موردی، سعی شده تا قابلیت های سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) در زمینه سرقت از منزل به آزمون گذاشته و خروجی های حاصله در قالب نقشه مناطق جرم خیز، ارایه شود. روش مورد استفاده برای انجام این تحقیق، آماری-گرافیکی است. بدین مفهوم که برای تحلیل الگوهای مکانی- زمانی جرم از مدل های آماری گرافیک مبنا در محیط GIS استفاده شده است. بررسی نتایج حاصل از به کارگیری GIS نشان می دهد که الگوی فصلی وقوع سرقت منازل در شهر، متمرکز بر فصول بهار و تابستان و الگوی هفتگی بر روزهای آخر هفته (پنج شنبه و جمعه) متمرکز است.
از زمانی که ایده ساخت زیردریایی در ذهن بشر جرقه زد، این تفکر نیز با آن همراه بود که چگونه می توان این وسیله را برای مدت بیشتری زیر آب نگه داشت. بعد از اینکه در جنگ جهانی دوم اهمیت و قدرت زیردریایی در عملیات دریایی به اثبات رسید، تمام تفکرات صاحبان صنعت زیردریایی به این سمت سوق پیدا کرد که راه حلی را پیدا کنند تا بتوانند بنیادی ترین نقطه ضعف زیردریایی را که نیاز آمدن به سطح آب برای شارژ باطری ها می باشد، از بین ببرند. پیدایش سامانه رانش مستقل از هوا انقلاب دیگری در تجهیزات دریایی بود که اهمیتش از انقلاب اول یعنی ساخت زیردریایی کمتر نبوده است. هر چند در مسیر پژوهش و آزمایشات، به دلیل پیدایش انرژی هسته ای، کشورهایی مانند انگلیس، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی به سمت نیروی محرکه هسته ای روی آوردند ولی دیگر کشورهای صنعتی و توسعه یافته و در حال توسعه دارای نیروی دریایی که امکان استفاده از انرژی هسته ای را به دلایل مختلف نداشتند با رویکرد استفاده از سامانه رانش مستقل از هوا در زیردریایی های متعارف خود قدرت ماندگاری این زیردریایی را در زیر آب تا حد زیادی افزایش دادند. این مقاله در نظر دارد ضمن بررسی روند پیدایش و توسعه سامانه رانش مستقل از هوا در زیردریایی های غیرهسته ایی، اهمیت این تحول را در عملیات های دریایی (زیرسطحی و ضدزیرسطحی) مورد بررسی قرار دهد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هویت سازمانی و سبک رهبری امنیت مدار با عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه بوعلی سینا انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری را کلیه کارکنان تشکیل دادندکه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تعداد260 نفر انتخاب شدند. برای گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از روش های آمار توصیفی و استنباطی در حدآزمون کالموگروف-اسمیرونوف، آزمونT تک متغیره، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین هویت سازمانی و سبک رهبری امنیت مدار با عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه بوعلی سینا رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. از میان ابعاد هویت سازمانی مؤلفه دانش استراتژی بیشترین تأثیر را در پیش بینی عملکرد شغلی داشته و از بین ابعاد سبک رهبری امنیت مدار مؤلفه های مقبولیت و استفاده از انگیزه ذاتی به ترتیب بیشترین تأثیر را در پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه بوعلی سینا همدان دارند.
یکی از جنبه های اعجاز قرآن، جنبه فصاحت و بلاغت آن است. در همین حال داستان بنی اسرائیل یکی از داستان های مهم قرآنی و سرشار از نکات اخلاقی و تربیتی است که در بسیاری از سوره های قرآن مطرح شده است. سٶال این است که استفاده از فنون و صنایع بلاغی و به طور خاص در داستان بنی اسرائیل در قرآن، چه تأثیری بر انتقال پیام یا محتوا دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، تأثیر این فنون و صنایع را در برخی آیات مرتبط با داستان بنی اسرائیل در قرآن بررسی کرده است. با بررسی این آیات مشخص می شود که قرآن فنون و صنایع بلاغی را به صورتی اعجازآمیز به خدمت گرفته است تا پیام و محتوا را به مٶثرترین شکل ممکن به مخاطبان منتقل کند. استفاده از این فنون، زیبایی، لطافت و تأثیر پیام های قرآنی را چند برابر کرده است. از اسلوب به کاررفته در قرآن می توان دریافت که استفاده از فنون و صنایع ادبی به ویژه برای بیان امور اخلاقی، تأثیر سخن را بر مخاطبان بسیار افزایش می دهد و پذیرش پیام آن را برای آنان آسان می کند.
تعلیم و تربیت از مهم ترین ارکان زندگی بشری است و شناخت عوامل این فرآیند از اهمیت خاصی برخوردار است. مهم ترین مسیر آگاهی از عوامل تربیت بشر، واکاوی آموزه های دینی و توحیدی است که از سوی آفریننده ی او ارسال شده است. در این میان قرآن کریم با محتوای اصیل ترین دستورات دینی دارای جایگاه ویژه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل تربیت در قرآن کریم از دیدگاه استاد قرائتی در تفسیر نور است که با روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 جلد تفسیر نور بود که همه ی مجلدها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای اعتبارسنجی از روش هولستی استفاده گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که عوامل اساسی تربیت عبارت اند از: یاری خداوند؛ راهنمایی انبیاء؛ پذیرش توبه؛ هجرت هدف دار؛ الگوهای صالح و تجلیل از آن ها؛ مثال های قرآنی؛ تهدید و ارعاب؛ طاغوت؛ صفات خداوند؛ قرآن و سایر کتب آسمانی؛ بیم و امید؛ وراثت، والدین و خانواده، تغذیه و محیط سالم؛ امکانات مادی؛ عبادت؛ معجزه؛ غرایز انسانی؛ عذاب الهی و فرجام ظالمان و کافران؛ ممنوعیت منکرات؛ پیروی از آیات و دستورات الهی؛ آگاهی عمیق؛ دادن و گرفتن نعمت ها و توجه به آن ها؛ احکام و اوامر و نواهی الهی؛ یادآوری سرگذشت پیشینیان؛ تنبیه و تشویق؛ جهاد؛ شفاعت؛ دوستی،هم نشینی و همراهی ب ا راست گویان؛ یادآوری قیامت؛ ایمان به علم و حضور خداوند به اعمال و افکار؛ شکر؛ بخشش و رحمت؛ انفاق؛ ذکر، تسبیح و دعا؛ پدیده های الهی؛ حسابرسی اعمال؛ آزمایش و بلا؛ تسلیم خدا شدن و عمل به دستورات الهی؛ وحی و نزول آیات محکم و متشابه.
رفتارهای پرخاشگرانه فراوان ترین مشکل رفتاری کودکان ابتدایی است و عوامل متعددی از جمله فقدان مهارت های اجتماعی نقش مهمی در این زمینه ایفا می کنند. در این راستا بازی یکی از مؤثرترین شیوه های کاهش مشکلات رفتاری برون نمود کودکان و افزایش مهارت های ارتباطی و اجتماعی آنان محسوب میشود. نقش تاثیر بازی های مدرن و رایانه ای بر کاهش پرخاشگری کودکان ابتدایی، از مهمترین عواملی است که بایستی به صورت جدی بررسی شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازی های آموزشی به ش یوه ی توصیفی تحلیلی ب ر ک اهش مشکلات رفتاری کودکان به خصوص پرخاشگری کودکان ابتدایی انج ام ش ده اس ت. جامعه آماری این تحقیق مجموعه مقاله ها، کتاب ها و دیگر منابع در دسترس می باشد. با توجه به ماهیت نظری پژوهش و مطابق با روال معمول در مطالعات نظری، رویکرد این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، فیش هایی است که از طریق مطالعه متون فراهم آمده است. نتایج نشان داد دانش آموزان از طریق بازی احساسات خود را بیان می کنند، مشکلات خود را حل می کنند، دوست پیدا می کنند و در مدرسه روابط اجتماعی خود را گسترش می دهند. دانش آموزان در حین بازی به آرامش میرسند و از پرخاشگری فاصله می گیرند.