کاربری زمین به عنوان یکی از ابزارهای برنامه ریزی همواره مورد توجه برنامه ریزان شهری و منطقه ای بوده است. این ابزار سعی در شناخت میانکنش پیچیده ی بین جامعه ی بشری و محیط زیست دارد تا از این طریق بتواند رابطه ای منطقی بین نیازهای توسعه ای بشر و معیارهای زیست محیطی برقرار کند. در این پژوهش سعی شده تا با استفاده از مدل کاربری LUCIA که مدلی تلفیقی از محرک های اقتصادی-اجتماعی و زیست محیطی است به دو سؤال اساسی در مورد تغییر کاربری زمین که همانا «چگونگی تغییر» و «موقعیت تغییر» را هدف قرار می دهد، پاسخ دهد. با توجه به ساختار دو سطحی مدل، در سطح اول از متغیرهای زیست محیطی به عنوان سنجه ای جهت ظرفیت سنجی مناطق مختلف، در میزان تغییرپذیری استفاده می شود و در سطح دوم متغیرهای اقتصادی-اجتماعی را به عنوان محرک های اصلی تغییر کاربری بررسی می کند. روش تحقیق از لحاظ هدف تحقیق از نوع کاربردی و بر حسب روش شناختی از نوع تحقیقات تحلیل-توصیفی است. در جمع آوری و طبقه بندی داده ها و اطلاعات، از روش کتابخانه ای-اسنادی استفاده شده است. چارچوب و روش تحلیل این پژوهش بر مبنای چارچوب مدل مفهومی مدل تغییر کاربری زمین LUCIA قرارگرفته و با استفاده از داده های موجود شهرستان نوشهر مدل اجرا و خروجی های آن برای توسعه ی شهری تحلیل شده است. نتایج خروجی این مدل پاسخ سؤالات تحقیق را به خوبی بیان می کند و نشان می دهد که مناطق پیرامونی سکونتگاه ها به خصوص مناطق پر جمعیت و همین طور مناطق اطراف تأسیسات زیرساختی برای تغییر کاربری زمین به توسعه ی شهری مستعدترند؛ و در نهایت با توجه به شرایط زیست محیطی و اجتماعی-اقتصادی تنها 14 در صد از کل مساحت شهرستان دارای شرایط بسیار مناسب برای تغییر کاربری زمین به توسعه ی شهری تشخیص داده شده است.
نظام معرفت شناسی اشراقی نظامی متعالی است که می تواند، جایگاه معرفت فطری و رابطه ی آن با سایر معرفت های بشری را تبیین نماید. بداهت، خطاناپذیری، ثبات، عمومیت و قابلیت پذیرش و صف کلیت و تشکیک از جمله شاخصه های معرفت فطری از دیدگاه سهروردی است. دامنه ی مفهومی معرفت فطری در نظام نوری و علم النفس اشراقی توسعه-ی ویژه ای پیدا می کند. به نحوی که دربازخوانی مفاهیم و نظریات مربوط به حوزه ی ادراکات، محتمل است که معرفت حسی زیر مجموعه ی معرفت فطری قرار بگیرد. معرفت عقلی که از دیدگاه اشراق کارکرد عقل تحلیلی و انتزاعی و ترکیبی و... به طور کلی از نوع حصولی است با معرفت فطری متمایز است. اما معرفت عقلی از دیدگاه شیخ اشراق به نحوی تبیین شده است که می تواند با معرفت فطری رابطه ی قویمی داشته باشد. معرفت قلبی نیز در برخی از اقسام شاخصه هایی دارد که با شاخصه های معرفت فطری یکی است. در این مقاله با توجه به جایگاه کانونی معرفت فطری در دستگاه تفکر مربوط به علم اشراقی سعی شده است با ذکر شواهد و مستنداتی و با روشی توصیفی- تحلیلی به بررسی این موارد بپردازد.
یکی از حقوق زوجین نسبت به هم، حق رابطه ی جنسی است. برقراری صحیح این ارتباط نقش مهمی در حفظ و استحکام خانواده و پیشگیری از انحرافات احتمالی زن یا شوهر دارد. تحقیق حاضر با روش کتابخانه ای و تحلیلی توصیفی با استفاده از استنباطات فقهی و اصولی بیان می کند <em>که</em> مطابقآیه ی شریفه ی «عاشروهن بالمعروف» و «و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف»، زن و شوهر حقوق مساوی دارند و این حقی متضایف است یعنی در مقابل تکلیف زن که اطاعت از مرد در امور جنسی است، حقی هم از جانب مرد نسبت به زن قرار داده شده است و برقراری چنین توازنی -که تلازم حق و تکلیف است- به تعدیل و تنظیم روابط جنسی منجر خواهد شد. در غیر این صورت رضایت زناشویی خدشه دار می شود. دلیل این الزام، علاوه بر وجوب حسن معاشرت در روابط زوجین، ظهور اولیه ی تعبیر به حق در روایات به الزام، اطلاق حکم وضعی ناشی از حکم تکلیفی رابطه ی جنسی و نیز ارشادی مولوی بودن این نوع از حق است. به همین جهت اگر مرد حق زن را در این ارتباط رعایت نکند و زن از انجام دادن عمل زناشویی سرپیچی کند، حکم ناشزه به او داده نمی شود.
این مقاله با هدف تحلیل نگرش کارشناسان حقوقی به دلایل درخواست طلاق زوجین در دادگاه های خانواده شهر تهران انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش کلیه زوجین دارای مشکل مراجعه کننده به دادگاه های مختلف خانواده شهر تهران بود. تعداد نمونه های پژوهش حاضر حدود 300 نفر بوده است که جهت ارجاع پرونده و یا مشاوره جهت اطلاع از حق و حقوق قانونی خود به کارشناسان حقوقی در دادگاه ها ارجاع شده بودند. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه استفاده شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه طراحی شده توسط محقق بود که ابتدا اطلاعات جمعیت شناختی نظیر سن، تحصیلات، شغل، مدت زوجیت، خواهان طلاق، مسبوق به سابقه بودن طلاق، و سپس ۱7 سؤال با توجه به مشکلات شایع بین زوجین پرسیده می شد که کارشناس حقوقی با مطالعه پرونده زوجین و مصاحبه ای با آنان داشته به سوالات پرسشنامه پاسخ داده اند. برای رتبه بندی عوامل موثر از آزمون فریدمن استفاده شد. در انتها، نتایج رتبه بندی شده با همکاری تیم روانشناسی تحلیل و تبیین شده است. یافته ها نشان داد که اولین عامل با بالاترین رتبه مشکل سازی، فقدان مهارت های همسرداری، و بعد از آن به ترتیب نارضایتی از ویژگی های شخصیتی همسر، نارضایتی از روابط و عدم درک همسر، نارضایتی از وضعیت ظاهری و فیزیکی همسر، نارضایتی از تفاوت های فرهنگی با همسر، عدم وجود دیدگاه های مشترک، اثرات مخرب رسانه و ماهواره های غربی بر همسر، نارضایتی از وضعیت مدیریت اقتصادی و شیوه تصمیم گیری همسر، تسری اختلافات والدین همسر به زندگی زوجین، نارضایتی از روابط جنسی، پرخاشگری کلامی و خشونت همسر، نارضایتی از سطح تحصیلات و شغل همسر، اختلاف در مورد تربیت فرزندان، اختلاف نظر در نوع نگرش، باورها و اعتقادات، نارضایتی از اعتیاد همسر، دخالت والدین و اقوام همسر و اختلالات روانی بیشترین میزان سهم در طلاق را دربر می گیرد.
هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین یادگیری خودراهبر و خودکارآمدی دانشجویان دوره دکتری با نقش میانجی سواد اطلاعاتی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری بود. پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشجویان دوره دکتری به تعداد 1000 نفر بود. حجم نمونه از طریق جدول کرجسی و مورگان مشخص و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 278 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه استاندارد خودکارآمدی شرر و مادوکس، پرسش نامه استاندارد یادگیری خودراهبر فیشر و پرسش نامه محقق ساخته سواداطلاعاتی بود. روایی پرسش نامه ها از نظر متخصصان گروه علوم تربیتی بررسی و تأیید شد. پایایی پرسش نامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ در یک گروه 30 نفری، برای پرسش نامه خودکارآمدی 79/0، برای پرسش نامه یادگیری خودراهبر 83/0 و برای پرسش نامه سواد اطلاعاتی 89/0 برآورد گردید. در تحلیل داده ها از نرم افزار آماری 8.5 Lisrel و SPSS نسخه 18 استفاده شد. فرضیه ها از طریق آزمون مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین یادگیری خودراهبر و سواد اطلاعاتی دانشجویان رابطه مثبت معناداری وجود دارد؛ بین سواد اطلاعاتی و خودکارآمدی دانشجویان رابطه مثبت معناداری وجود دارد؛ بین یادگیری خودراهبر و خودکارآمدی دانشجویان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. هم چنین، نتایج آزمون نشان داد که سواد اطلاعاتی نقش میانجی در رابطه بین یادگیری خودراهبر و خودکارآمدی دانشجویان دارد.
گردشگری مذهبی چه در داخل کشور و چه در سطح بین الملل از اهمیت فراوانی برخوردار است. در این مطالعه با استفاده از روش سیستم تقاضای تقریباً ایده آل خطی پویا و فرمول های کشش قیمتی و درآمدی به برآورد و بررسی تقاضای سفرهای مذهبی پرداخته شده است. بدین منظور از داده های خرد بودجه خانوار در سال های 1370 تا 1390 ارائه شده توسط مرکز آمار ایران استفاده گردیده است. با توجه به نتایج به دست آمده، کشش درآمدی سفرهای مذهبی در حدود 42/0 است، بدین معنا که هر یک درصد افزایش درآمد منجر به افزایش ۴/0 درصدی تقاضا برای سفرهای مذهبی می گردد. همچنین کشش قیمتی تقاضا در تمامی گروه های کالایی منفی بوده و کشش قیمتی سفرهای مذهبی در حدود 98/0- است
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه ی بخشش و قدردانی با توجه به نقش میانجی عوامل بین فردی در عملکرد خانواده ی همسران دیابتی می باشند، انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. بدین منظور تعداد 384 شرکت کننده(زن و مرد) که دارای شرایط حضور در پژوهش بودند، به صورت تصادفی در پژوهش گمارش و انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده گردید. برای آزمون گزاره های پژوهش از شاخص های توصیفی استفاده شد. نتایج محاسبات آماری حاکی از آن است که عوامل بین فردی و عملکرد خانواده در رابطه بین بخشش و قدردانی در خانواده های دیابتی نقش واسطه ای را دارد.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل درونی(درآمد هر سهم، سود نقدی هر سهم، نسبت قیمت به درآمد، نسبت نقدینگی، نرخ بازده دارایی و میزان افزایش سرمایه)، بر تغییرات قیمت سهام شرکت های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، می باشد. روش این پژوهش توصیفی- همبستگی می باشد، و از آنجائیکه به بررسی روابط احتمالی علت ومعلولی از طریق شرایط موجود و عوامل علّی درگذشته می پردازد، در زمره پژوهش های پس رویدادی یا گذشته نگر قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش هم نیز، شامل کلیه شرکت های سرمایه گذاری در صنعت واسطه گری های مالی و فعالیت های جنبی درمحدوده زمانی بین سال های 1387 تا 1393 می باشد.گردآوری داده ها هم نیز به روش میدانی وکتابخانه ای بوده است. امّا جهت تجزیه و تحلیل آنها از نرم افزار اکسل(Excel) و اقتصاد سنجی ایویوز(Eviews)، استفاده شده است. همچنین با بهره گیری ازآزمون های آماری نظیر همبستگی و رگرسیون چند متغیره، آزمون تی استیودنت(t)، وضریب همبستگی پیرسون به آزمون فرضیات پرداخته شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه اصلی با وجود رابطه بین متغیر های مستقل و وابسته ، یک مدل رگرسیونی ارائه می دهدکه درسطح 95 درصد اطمینان،سه متغیر درآمد هرسهم،سود نقدی هر سهم و نسبت قیمت به درآمد، نسبت نقدینگی بیش از سایر عوامل بر عرضه و تقاضا و نهایتا قیمت سهام اثر می گذارد.
هدف:. با توجه به نوبودن مفهوم تفکر پلتفرمی بویژه در حوزه کتابخانه ها و به منظور برجسته سازی تفاوت کتابخانه پلتفرمی و خدمات آن ها این پژوهش در پی شناسایی مقوله ها و مؤلفه ها و گویه های مهم در تفکر پلتفرمی برای اثربخشی خدمات کتابخانه های عمومی از نگاه متخصصان است تا بتوان از آن به عنوان الگویی برای پیاده سازی تفکر پلتفرمی به شکلی تأثیرگذار در کتابخانه های عمومی استفاده کرد. روش : تکنیک دلفی، با مشارکت ۱۵ متخصص علم اطلاعات و کتابخانه های عمومی انجام شده است. پرسش نامه ای بر اساس مفاهیم و مؤلفه های مرتبط با تفکر پلتفرمی برای کتابخانه های عمومی مبتنی بر ادبیات موضوع برپایه متون تخصصی در زمینه تفکر پلتفرمی و با توجه به دیدگاه های صاحبنظران و تجارب مدیریتی نویسنده نخست در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد تدوین کردیم و روایی آن تائید شد. به منظور اطمینان از پایایی پرسش نامه و همسانی درونی پرسش های آن، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار کلی آلفای کرونباخ برای پرسش نامه ۸۷۷/۰ به دست آمد که رقم مناسبی است. نتایج دور اول دلفی سبب شد تا پرسش نامه ای که برای ترسیم مدل تفکر پلتفرمی در کتابخانه های عمومی برای متخصصان ارسال شده بود، از دو ستون مؤلفه و گویه به سه ستون مقوله، مؤلفه و گویه تغییر کند. در دور دوم دلفی، از بین همان افراد قبلی، تعداد متخصصان مشارکت کننده، ۱۴ نفر بود. پس از دریافت و واکاوی بازخوردهای دو دور پرسش نامه دلفی، مقوله ها و مؤلفه ها و گویه های تفکر پلتفرمی برای توسعه خدمات کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد شناسایی شدند. یافته ها:. میانگین تایید مقوله ها، مؤلفه ها، و گویه های تفکر پلتفرمی توسط متخصصان 5/87 % بود. دور دوم دلفی نشان داد که مشارکت کنندگان تمام مقوله ها، مؤلفه ها و گویه ها را برای تفکر پلتفرمی در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد تأیید کردند. درنهایت ۶ مقوله ، ۱۷ مؤلفه و ۸۹ گویه برای ارائه ی تفکر پلتفرمی برای توسعه و اثربخشی خدمات کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد یافته شد. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج به دست آمده بعد از تحلیل داده ها در دو دور دلفی، موضوعات اصلی در قالب مقوله و در زیرمجموعه آن، مؤلفه ها قرار گرفتند و مصداق های پرسش نامه ی اولیه، تفکیک شده و در ذیل هر مؤلفه، تعدادی گویه تدوین گردید و بهره گیری از مقوله ها و مؤلفه ها برای ترسیم مدل تفکر پلتفرمی برمبنای آن ها امکان پذیر شده است.
علی رغم گذشت چندین سال از بحران سوریه، از وضعیت پیچیده حاکم بر این کشور، نه تنها کاسته نشده، بلکه باعث تحلیل قدرت تأثیرگذاری این کشور در مناسبات منطقه ای شده و با تشدید آن بر امنیت کشورهای منطقه ای هم پیمان خود تأثیر بسزایی گذاشته است. فرضیه این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و از منظر رئالیسم تدافعی، این است که نقش آفرینی ایران در بحران سوریه و شکست داعش موجب حفظ موقعیت راهبردی و افزایش نفوذ منطقه ای، مقابله با گروه های شبه دولتی مخالف ایران در منطقه، حفظ محور مقاومت و شکل گیری الگوی همکاری بین ایران و روسیه شده که امنیت و نفوذ ایران را در منطقه افزایش داده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ایران سعی دارد با نفوذ بیشتر در منطقه و بهره گیری از سیاست اتحاد با روسیه، نخست امنیت ملی خویش و پس از آن، منافع ملی خود را تأمین نماید.
تولید غیرصیانتی از میدان فوق عظیم و مشترک پارس جنوبی-گنبد شمالی لطمات جدی و جبران ناپذیری برای ایران و قطر به همراه دارد. متأسفانه دو کشور ایران و قطر علی رغم وجود راهبردهای متعارف بهره برداری از میادین مشترک در معاهدات بین المللی، تاکنون برای استفاده از این راهبردها جهت رعایت اصول و موازین تولید صیانتی اقدام جدی ننموده اند. برای دستیابی به راهبرد عملی و قابل اجرا پیشنهاد شده است که از الگوی عقلایی در تصمیم گیری استفاده شود تا در صورت تأمین شرایط و مفروضات این الگو، توانایی اتخاذ تصمیم مشترک از سوی دو کشور برای مدیریت مشترک این میدان در راستای دستیابی به تولید صیانتی فراهم شود. برای تحقق این هدف ضروری است هر دو کشور، اصلاحات اساسی در حقوق نفت و گاز خود ایجاد نمایند. از این رو، پس از شناسایی نقاط ضعف در نظام حقوقی نفت و گاز هر دو کشور، برخی اصلاحات مورد نیاز پیشنهاد شده است.