هدف: شناسایی عوامل و مؤلفه های مؤثر بر اشتراک گذاری داده های پژوهشی. روش شناسی: با جستجوی نظام مند در پایگاه های معتبر علمی ابسکو، ساینس دایرکت، جی استور، پابمد، اسکوپوس، وب آو ساینس و گوگل اسکالر محتوای کلیه مقالات مرتبط با عوامل مؤثر بر اشتراک گذاری داده های پژوهشی تحلیل شد. یافته ها: اجبار سازمان ها و حامیان مالی پژوهش ها، سیاست ناشران نشریات علمی در اشتراک گذاری داده های پژوهشی، حمایت سازمانی و طرح مدیریت داده ها، وجود واسپارگاه ها و استانداردهای داده ای و فراداده ای و میان کنش پذیری میان آنها، بهره وری علمی، تجربه کاری، سن، نوع دوستی، حریم خصوصی، محرمانگی داده ها، قوانین و مقررات ملی و بین المللی، کسب رضایت آگاهانه از مشارکت کنندگان، مشوق ها و مکانیسم های انگیزشی، کسب اعتبار حرفه ای و دانشگاهی، همکاری و مشارکت علمی و تقدیر و تشکر رسمی از صاحبان داده ها از جمله عوامل مؤثر بر اشتراک گذاری داده های پژوهشی است. نتیجه گیری: با توجه به ارزش افزوده داده ها، ضروری است زیرساخت های لازم برای توسعه و استفاده هرچه مؤثرتر از داده های پژوهشی از سوی ذی نفعان این حوزه فراهم شود. سازماندهی مؤثر داده ها بهترین راه بهینه سازی و سرمایه گذاری بر روی آنهاست.
قرآن کریم معجزه جاویدان خداوند و زیباترین سخن است. گزینش و چینش واژه ها، هماهنگی معانی و استواری نظم از جمله عوامل این زیبایی ها می باشد که رکن آشکار اعجاز نیز به شمار آمده است. مطالعه این جنبه زیباشناختی قرآن را دانش تناسب که یکی از دانش های قرآنی است، برعهده دارد. این دانش پیوندهای هنری و بلاغی چینش واژه ها و نظم و ترتیب آیات را در قرآن مورد بررسی قرار می دهد و انسجام و تناسب لفظی و معنایی را در آن اثبات می کند. نگارنده در این جستار بر آن است تا به این پرسش پاسخ گوید که تناسب معنایی و وحدت موضوعی آیات سوره آل عمران بر اساس چه ساز و کارهای زبانی و بلاغی شکل گرفته است؟ در این راستا، آیات سوره آل عمران از دیدگاه دانش تناسب مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته و با ارائه شواهدی معلوم گشته است که هر چند آیات این سوره با فاصله زمانی و برحسب وقایع مختلفی نازل شده اند، امّا بر اساس ساز و کارهای بلاغی و زبانی و جلوه های زیباشناسی سخن؛ همچون اِجمال و تفصیل، تضاد و تقابل، نظیره سازی و غیره در کنار هم قرار گرفته و به هم پیوند خورده اند.
مطالعات صورت گرفته درباره پدیده بیابانی شدن عمدتا معطوف به تحلیل فرآیند بیابانی شدن در مفهوم تخریب اراضی در مناطق خشک و نیمه خشک و بررسی عوامل موثر در تسریع روند آن است. چنین برداشت هایی ناشی از نگاهی تدریجی به بیابانی شدن اکوسیستم است. در چنین نگرشی مشکل بتوان مرز بین حالات پایداری و ناپایداری، تعادل و عدم تعادل و آستانه های فروپاشی اکوسیستم را تفکیک و تشخیص داد. حال آنکه در جهان ترمودینامیک، وقایع به شکل دیگری رخ می دهند. در دیدگاه ترموسیستمی، بیابان شدن یک منطقه را می توان نوعی جریان کاتاستروفیک از تغییر حالات ماده و انرژی دانست. به عبارتی بیابانی شدن گذر و عبور دینامیکی از یک حالت پایدار تولیدی به یک حالت کم تر پایدار یا با تولید بیولوژیک کم تر است. این گذر در نتیجه آشوب ها و اغتشاشات سیستمی حاصل از تغییرات محیطی است. در این مقاله سعی شده است تا مفهوم بیابانی شدن ترمودینامیکی یا فروپاشی کاتاستروفیک در اکوسیستم بحث و بررسی شود. هدف غایی این مقاله، بیان مفاهیمی است که این امکان را می دهد تا بر اساس رفتارهایی که در عناصر سیستم شکل می گیرد، بتوان به نوعی نزدیکی سیستم را به آستانه های ناپایداری و فروپاشی تشخیص داد. نتیجه چنین نگرشی در مقاله، معرفی مباحثی نو در تحلیل پایداری اکوسیستم و استفاده از الگوهای پوشش به عنوان علایم هشدار دهنده تغییرات کاتاستروفیک در اکوسیستم است.