این پژوهش با هدف تعیین روایی و اعتبار ویرایش چهارم مقیاس هوش وکسلر کودکان (WISC-IV؛ وکسلر،2003الف)، در دانش آموزان 6- 16 سالة استان چهار محال و بختیاری انجام شد. برای بررسی روایی ویرایش چهارم مقیاس هوش وکسلر کودکان از مقیاس تجدید نظر شدة هوش وکسلر کودکان (WISC-R؛ وکسلر،1974) و ماتری سهای پیشروندة ریون (ریون، 1938) استفاده شد. نتایج روایی نشان داد که بین ویرایش چهارم مقیاس هوش وکسلر ک ودکان، مقیاس تجدید نظرشدة هوش وکسلر کودکان و ماتریسهای پیشروندة ریون در بخشهای مرتبط همبستگی معنادار وج ود دارد. اعتبار آزمون ب ا روشهای دونیمه سازی و بازآزمایی محاسبه شد. ضرایب اعتبار دو نیمه سازی کلیة زیرمقیاسها در حد کافی تا عالی بودند. ضرایب اعتبار بازآزمایی کلیة زیرمقیاسها به غیر از زیرمقیاس مفاهیم تصویری نیز در حد کافی تا عالی بودند. از این مقیاس، علاوه بر سنجش بهرة هوشی افراد 6 تا 16 ساله می توان برای تشخیص اختلال یادگیری، اختلال نارسایی توجه، آسیب مغزی، اختلالهای اضطراب و وسواس بهره گرفت.
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه ی مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی در نوجوانان چاق و دارای وزن طبیعی، با بررسی نقش تعدیل کنندگی فشار اجتماعی-فرهنگی برای کاهش وزن و تغییر بدنی انجام شد. روش: در این مطالعه ی توصیفی-مقطعی، 70 نوجوان دختر چاق و 72 نوجوان دختر دارای وزن طبیعی به شیوه ی نمونه گیری خوشه-ای یک مرحله ای از میان دانش آموزان مدارس متوسطه ی شهرستان تبریز انتخاب شدند. گروه ها ازنظر تحصیلات، جنسیت و سن همتاسازی شدند. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی چندمتغیره نشان داد که بین نوجوانان چاق و دارای وزن طبیعی از نظر تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد، فشار اجتماعی-فرهنگی بالا برای کاهش وزن و تغییر بدنی در افزایش اضطراب اجتماعی-جسمانی نقش معناداری دارد. اما نقش تعدیل کنندگی در میزان مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی ندارد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که چاقی و فشار اجتماعی-فرهنگی بالا برای کاهش وزن و تغییر بدنی، عوامل مهمی در افزایش مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی هستند. اما فشار اجتماعی-فرهنگی نقش چاقی را در افزایش یا کاهش مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی تعدیل نمی کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش به روش معکوس بر انگیزش تحصیلی درس ریاضی دانش آموزان ابتدایی صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که در گروه کنترل روش آموزش سنتی بود و در دو گروه آزمایش روش کلاس معکوس اجرا شد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر و دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان تالش در سال تحصیلی 99- 1398 تشکیل می دادند. نمونه این پژوهش شامل 42 نفر دانش آموزان پسر و دختر پایه ششم ابتدایی، شامل 23 نفر گروه آزمایش و 19 نفر گروه کنترل می باشد، که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. بدین صورت که ابتدا دو مدرسه از بین مدارس ابتدایی شهرستان تالش که در دسترس بوده اند انتخاب و سپس از هر مدرسه کلاس پایه ششم که شامل دانش آموزان پسر و دختر بودند و حجم تقریبا برابری داشتند انتخاب شدند. دانش آموزان هر کلاس در دو گروه آزمایش معکوس و گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر استفاده شد. ضرایب پایایی پاره مقیاس های این ابزار با استفاده از فرمول 20 کودر-ریچاردسون بین 05/0 تا 830/0 گزارش شد. همچنین برای بررسی داده ها از آزمون آماری آنالیز کواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش معکوس بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان مورد تأیید قرارگرفته است و دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل در پس آزمون، انگیزش تحصیلی بیشتری داشتند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که روش آموزش معکوس بر انگیزش تحصیلی درس ریاضی دانش-آموزان، اثربخش است.
حضور صادرکنندگان ایرانی در بازار جهانی خدمات فنی و مهندسی، در سالهای اخیر،با جدیت بسیاری توسط دستاندرکاران بخشهای خصوصی و دولتی پیگیری شده و ثمره اینتلاشها به صورت انعقاد بیش از پنجاه قرارداد ارائه خدمات فنی و مهندسی با مشاوران وپیمانکاران ایرانی، درآمده است. نبود برنامه و راهبردی مشخص و منسجم برای هدایت فعالیتها،یکی از نقاط ضعف مهم در این عرصه است. در این مقاله کوشیدهایم تا در چارچوب قواعد انجامفرایند برنامهریزی راهبردی، یک الگوی نمونه پیشنهادی از هدفها و راهبردهای مناسب برایصادرات خدمات فنی و مهندسی کشور، ارائه نماییم.