One of the major criticisms leveled at task-based language teaching (TBLT), despite its countless merits, is developing fluency at the cost of accuracy. The post-task stage affords a number of options to counteract this downside through task repetition and task recycling. These two options are considered to positively affect learners' oral performance in terms of fluency, accuracy, and complexity (CAF). The purpose of the present study is to compare the relative effect of task repetition and task recycling on Iranian EFL (English as a foreign language) learners’ oral performance in terms of CAF. To this end, eight intermediate EFL learners, randomly selected from 30 students in two classes of 15, took part in this study. The participants in both task repetition and task recycling groups were assigned to perform a total of eight tasks. Four of these tasks were identical in both groups. Each session included one task plus its second performance, namely repetition for the first group and recycling for the second. Wilcoxon Signed Ranks Test was used to statistically analyze the recorded data of learners' performances on all eight occasions in terms of CAF. The results revealed a significant effect of task repetition on all three measures of performance while task recycling did not prove to have a significant effect except for fluency. On the level of between-group differences, task repetition was found to be dominant outweighing task recycling in all three measures of oral performance. Task repetition is hence advised to be incorporated in teaching English, particularly in EFL contexts as a viable tool to hone learners’ oral performance on CAF.
امروزه صنعت گردشگری به عنوان بزرگ ترین و متنوع ترین صنعت در دنیا شناخته میشود. با توجه به
فراگیر شدن فناوری اطلاعات و کسب وکارهای الکترونیکی، توجه ویژه به گردشگری الکترونیکی جهت
بهرهمندی از ظرفیت های این صنعت، میتواند بسیار مفید باشد. در این پژوهش پس از مروری بر مفاهیم و
تعاریف گردشگری و گردشگری الکترونیکی، به مدل های اعتماد الکترونیکی پرداخته شده است. یکی از
چالش های مهم در فضاهای الکترونیکی و به خصوص گردشگری الکترونیکی، بحث اعتماد میباشد. هدف
این پژوهش نگاهی جدید به عوامل تأثیرگذار بر اعتماد گردشگران الکترونیکی و تبیین این عوامل میباشد.
به این منظور با تعریف پنج نوع اعتماد که منجر به اعتماد گردشگر در فضای تارنما میشود، مدلی مفهومی
بر پایه تجمیع مدلهای گذشته ارائه گردیده است. ارزیابی مدل ارائه شده به وسیله پرسشنامهای بر اساس
طیف لیکرت 5 درجه ای و به دست آوردن درجه های اهمیت انجام گرفته است. پس از بررسی روایی
نسخه 18 و ضریب آلفای کرونباخ (= 7,78 ) تأیید SPSS پرسشنامه، پایایی آن نیز با استفاده از نرم افزار
شده است.
در دو دهه گذشته، جهانی شدن اقتصاد، بسیاری از عرصه های زندگی بشر در مناطق گوناگون جهان را دگرگون کرده است. در این راستا، کلان شهرها متأثر از مظاهر جهانی شدن، به واسطه ارتقای جایگاه اقتصادی، زیرساختی و ... خود، شکل نوینی از دیپلماسی را متبلور می سازند که به آن دیپلماسی شهری گفته می شود. در این مقاله سعی شده علاوه بر تبیین و تحلیل نوع رابطه جهانی شدن اقتصادی و سیاست دیپلماسی شهری با استفاده از مدل کمی- تحلیلی SWOT و روش کیفی طوفان فکری، تصویر نظام مندی از نقاط قوت و ضعف، تهدیدها و فرصت های تأثیرات جهانی شدن اقتصاد بر دیپلماسی شهری کلان شهر تهران، ارائه شود و ساختار دیپلماسی کلان شهر تهران، در مواجهه با مظاهر جهانی شدن اقتصاد ارزیابی شود. مقاله حاضر از حیث روش، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و مدل تحلیلی SWOT و نیز وزن دهی شاخص ها از طریق روش کیفی طوفان فکری با 30 نفر از کارشناسان حوزه اقتصاد و دیپلماسی، انجام شده و به تبیین رابطه میان جهانی شدن اقتصاد و دیپلماسی شهری و نقش و کارکرد کلان شهر تهران در این حوزه پرداخته است. یافته های تحقیق نشان دادند که شیوه ای از جهانی شدن با عنوان الگوی جهانی- محلی شدن، برای کلان شهر تهران، برازش بهتری دارد و در پی منطبق کردن مقتضیات جهانی شدن با شئونات سیاست دیپلماسی شهری کلان شهر تهران با شرایط محلی است؛ به گونه ای که بتوان محلی شدن را با ورود به جهانی شدن، سازگار و متعادل کرد.
هدف از این پژوهش بررسی دیدگاه دبیران و مدیران مقطع متوسطه در مورد جایگاه ارزشها در زندگی فردی و سازمانی است. روش پژوهش توصیفی - پیمایشی است و برای این منظور از 1775 دبیر شهر زاهدان 315 نفر و از 110 مدیر این مقطع 86 نفر با استفاده از جدول تعیین نمونه مورگان تعیین و سپس از روش نمونه گیری متناسب با حجم برای تعیین حجم نمونه زیر گروهها استفاده شد. در نهایت، از نمونه گیری در دسترس برای گردآوری داده ها استفاده شد. ابزار مورد (%93) استفاده، پرسشنامه مقیاس ارزش یلماز و بالچی بوده و از مجموع 401 نمونه 374 پرسشنامه ها قابل بررسی بودند. آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 95 /. و به تفکیک ارزشهای 0 محاسبه شد. روشهای آماری استفاده شده در پژوهش / 0 و 96 / فردی و ارزشهای سازمانی 91 مستقل بود. یافته ها t عبارت است از محاسبه فراوانی ها، میانگین ها، انحراف معیار، میانه و آزمون نشان می دهند که هم در ارزش های فردی و هم در ارزش های سازمانی مدیران و دبیران مدارس متوسطه در چند ارزش اولویت دار و چند مورد کم اهمیت هم عقیدهاند. آنها اغلب به تعهد کاری، آزادی تصمیم و عمل، صداقت، دینداری و پیشرفت در حوزه زندگی شخصی توجه میکنند و کمتر به ارزشهایی همچون مادیات، پول و ثروت اهمیت میدهند. در حوزه زندگی سازمانی هم ارزشهایی همچون همکاری، تعهد، احترام به دیگران، بی طرفی و صداقت جزو ارزش های مهم به لحاظ اولویت از دیدگاه هر دو گروه بودند. در این حوزه نیز اهمیت کمتر به مواردی همچون پول و مستقل نیز بیانگر وجود تفاوت در میانگین مدیران و دبیران در t ثروت داده شده است. آزمون مواردی نظیر بی طرفی، پشتکار، صداقت، احترام به دیگران، مسئولیت پذیری و خلاقیت در دو حوزه ارزش های فردی و سازمانی بود.
هدف از این پژوهش معرقی مفهومی جدید در قیاس حملی ارسطویی به نام مبناپذیری است؛ به عبارتی ضربی از ضروب 24گانه ی منتج قیاس ارسطویی مبناپذیر است اگر تنها با مفروض گرفتن یک ضرب به همراه قواعد برهان خلف، تداخل، عکس ساده، نقض محمول و نقض سور بتوان ضروب منتج دیگر قیاس حملی ارسطو را اثبات کرد. بدین منظور در این مقاله نشان داده خواهد شد که تنها 15 ضرب منتج از ضروب 24گانه ی منتج منطق حملی ارسطو دارای خاصیت مبناپذیری هستند. ارسطو چهار ضرب شکل اول قیاس را مبناپذیر می داند زیرا وی اشکال دیگر قیاس را به وسیله ی شکل اول اثبات می کند. از آنجایی که اثبات مبناپذیری چهار ضرب ارسطو تعمیم داده شده است به پانزده ضرب می توان نشان داد که منظور ارسطو از بدیهی بودن شکل اول قیاس مبناپذیری صرف چهار ضرب اول شکل اول نیست. این نتیجه ی مهم منطقی در سیستم ارسطو تنها از رهیافت معرفی مفهوم مبناپذیری ضروب قیاس ممکن گردیده است؛ به عبارت دیگر نشان خواهیم داد که برخلاف دیدگاه رایج در سنت ارسطویی به هیچ وجه مبناپذیری ضروب شکل اول نمی بایست خاستگاهی برای تببین بدیهی بودن ضروب شکل اول قیاس باشد. صرف نظر از اینکه راز بداهت شکل اول قیاس در چه چیزی نهفته است، این مقاله به وجه سلبی، یکی از گزینه های ممکن یعنی مبناپذیری ضروب منتج شکل اول قیاس را به شکلی منطقی در پاسخ به راز بداهت ضروب منتج شکل اول قیاس حذف خواهد کرد.
امروزه تنوع نیازهای بشری و افزایش رقابت، باعث روی آوردن سازمان ها به توسعه محصولات جدید شده است؛ هم چنین به دلیل اهمیت مباحث زیست محیطی، تمرکز بر توسعه محصول سبز از اهمیت فراوانی برخوردار است. هدف از نگارش مقاله پیش رو، در درجه نخست شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه محصول سبز در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد است. شناسایی معیارهای رتبه بندی و امتیازدهی به آنها از دیگر اهداف این پژوهش است و در نهایت مدل توسعه محصول سبز طراحی شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل خبرگان حوزه صنعت کاشی و سرامیک استان یزد است. در این تحقیق، ضمن مطالعه و بررسی مقالات معتبر فارسی و انگلیسی مرتبط با موضوع (روش کتابخانه ای)، از نظرات خبرگان و کارشناسان نیز به روش پرسشنامه استفاده شده است. با توجه به پیشینه تحقیق و هم چنین نظرسنجی از خبرگان این صنعت، 40 عامل، عوامل مؤثر و 7 معیار ازجمله معیارهای رتبه بندی شناسایی شده است؛ سپس با استفاده از آزمون آماری و تکنیک تصمیم گیری چندشاخصه آنتروپی و تاکسونومی، 10 عامل با بیشترین رتبه انتخاب شدند. در نهایت نیز با استفاده از روش مدل سازی ساختار تفسیری، مدلی برای توسعه محصول سبز طراحی شد که مواردی همچون ارزیابی تأمین کنندگان از منظر مباحث زیست محیطی، امکان استفاده دوباره و بازیافت پسماندها، بسته بندی سبز و تمایز با تولید محصولات جدید، در سطوح بالای این مدل قرار گرفتند.