یکی از عوامل موثر بر عملکرد و یادگیری، حالت بهینه انگیختگی است که در موقعیت های متفاوت و افراد مختلف یکسان نیست. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر زمینه های موسیقی، سکوت و سر و صدا بر عملکرد دانشجویان دختر درون گرا و برون گرا در آزمون استعداد تحصیلی بود و نیز تاثیر محیط قبلی از نظر صدا به عنوان یک متغیر تعدیل کننده مورد مطالعه قرار گرفت. به این منظور ابتدا پرسش نامه شخصیت آیسنک (EPQ) روی 146 دانشجو اجرا شد. از بین دانشجویانی که با گرایش بیشتر به درون گرایی و برون گرایی تشخیص داده بودند، به طور تصادفی60 نفر انتخاب شدند و در محیط کاملا کنترل شده از نظر صدا در سه مرحله با زمینه های متفاوت سکوت، موسیقی و سر و صدا به آزمون های موازی استعداد تحصیلی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که درون گرایان در موقعیت سکوت و برون گرایان در شرایط پخش موسیقی عملکرد بهتری دارند، ولی عملکرد دو گروه درون گرایان و برون گرایان در شرایط وجود سر و صدا بدتر ازعملکرد آنان در شرایط موسیقی و سکوت بود. همچنین شرایط محیط مطالعه قبلی دانشجویان تاثیر معنادار بر عملکرد آنها نداشت. علت احتمالی این یافته ها را می توان در تفاوت های فطری دستگاه فعال ساز شبکه ای صعودی درون گرایان و برون گرایان جستجو کرد که موجب می شود درون گرایان به مطالعه و عملکرد بهتر در سکوت و برون گرایان به مطالعه و عملکرد بهتر در شرایط موسیقی گرایش داشته باشند.
از آنجایی که یونی مارک مبنای مارک ایران قرار گرفته است، به همین دلیل در این پژوهش به بررسی 17 مشکل شناسایی شده در سال 1994 توسط نامه کوکبی در مورد به کارگیری یونی مارک در ایران پرداخته شده است. این مشکلات ابتدا با دستنامه مارک ایران برای تک نگاشتها مقایسه شده تا راهکارهای پیشنهادی برای این مشکلات و میزان بومی سازی یونی مارک برای ایران مشخص گردد. پس از آن با توجه به این که در حال حاضر دو فرمت مارک 21 و یونی مارک به صورت جهانی در حال فعالیت هستند، این 17 مشکل با هر یک از این فرمتها نیز مقایسه شده است، تا مشخص گردد که آیا در ویرایش های جدید یونی مارک، این مشکلات رفع شده اند یا همچنان به همان صورت باقی مانده اند. همچنین از بررسی این مشکلات در مارک 21 و مقایسه نتایج آن با نتایج بررسی این 17 مشکل در یونی مارک، می توان تعیین کرد که کدام یک از این دو فرمت بیشتر با ویژگی های کتابشناختی و فهرست نویسی فارسی سازگاری دارند. در نهایت مشخص گردید که در مورد این 17 مشکل، مارک 21 نسبت به یونی مارک عملکرد بهتری در رفع آنها داشته است.
این مقاله با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر ریسک اعتباری و ارائه مدلی جهت پیش بینی ریسک اعتباری و رتبه بندی مشتریان حقوقی متقاضی تسهیلات اعتباری بانک کشاورزی شهرستان ممسنی با استفاده از تکنیک شبکه عصبی انجام گرفته است. بدین منظور بررسی های لازم بر روی اطلاعات مالی و غیرمالی مربوط به یک نمونه 205 تایی که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی از میان کشاورزان دریافت کننده وام در شهرستان ممسنی در طی سال های 1391-1386 انتخاب شده اند، صورت گرفته است. در این پژوهش، 17 متغیر توضیح دهنده شامل متغیرهای مالی و غیرمالی مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفتند. متغیرهای انتخابی به عنوان بردار ورودی شبکه عصبی پرسپترون چندلایه با سه لایه پنهان وارد مدل گردیدند. نتایج حاکی از آن است که مدل شبکه عصبی توانسته است با درصد صحت پیش بینی 95/5 درصدی مشاهدات را منطبق بر واقع برآورد نماید که این امر نشانگر توانایی بالای شبکه عصبی در پیش بینی ریسک اعتباری مشتریان می باشد.