زمین لغزش کبیرکوه یکی از حوادث کاتاستروفیک بوده که باعث ریزش دامنه ی کبیرکوه، سدکنندگی مسیر رودخانه ی سیمره و اشکال ژئومورفولوژیکی زیادی در منطقه گردیده است. زمین لغزش مذکور در زاگرس چین خورده و 5 کیلومتری جنوب شهر پلدختر بین استان های ایلام و لرستان اتفاق افتاده است. هدف از این پژوهش بررسی شاخص های مورفومتری زمین لغزش شامل؛ عرض سطح گسیختگی(AWT IMAGE)، طول توده جابه جا شده(AWT IMAGE)، طول سطح گسیختگی(AWT IMAGE)، عرض توده جابه جا شده(AWT IMAGE)، عمق سطح گسیختگی(AWT IMAGE)، عمق توده جابه جا شده(AWT IMAGE) زمین لغزش مورد مطالعه است. همچنین ضریب تغییر شکل عرضی (AWT IMAGE/AWT IMAGE)، نسبت بین عمق و طول سطح گسیختگی(AWT IMAGE/AWT IMAGE)، ضریب تغییر شکل (AWT IMAGE/AWT IMAGE) و حجم (V) زمین لغزش مورد بررسی قرار می گیرد. برای این کار از نرم افزارGlobal Mapper11، و مدل رقومی ارتفاعی همراه با نقشه های توپوگرافی 50000/1 منطقه استفاده شده است. از نرم افزارهای 10 Surfer وArcGis 9.3 نیز برای تهیه و تولید داده ها و اطلاعات جدید استفاده شده است. بر اساس تجزیه و تحلیل این شاخص ها، AWT IMAGE: برابر با 5/15 کیلومتر،AWT IMAGE: 06/16 کیلومتر،AWT IMAGE: 5/15 کیلومتر، AWT IMAGE: 300 متر، AWT IMAGE : 300 متر،AWT IMAGE/AWT IMAGE: 50/0 ،AWT IMAGE/AWT IMAGE: 67/51 ،AWT IMAGE/AWT IMAGE: 03/26 و حجم 3908200970 مترمکعب می باشد.
This article was written based on the key concept of polysystem theory which, in translating any literary text, emphasizes the transference of the social systems in which a text is embedded. As stated by Tynjanov (1978a), polysystem theory saw translated literature as a system operating in the larger social systems of the target text. Thus, the task of understanding as well as transferring such systems in their translations, which can certainly affect the readers’ adequate understanding of texts, is a challenging job for most of the literary translators. After identifying three main social systems in The Great Gatsby as the corpus which was ranked second in the lists of the 100 Best Novels of the 20th Century, the source and the target texts were studied attentively, to study the way the respective systems were translated by the Iranian literary translators. Therefore, the prominent element of Nord’s textual analysis (1991), macrostructure, was focused throughout data collection procedure. Then, it was demonstrated that especially through an appropriate transference of the major conflict between the two predominant classes in the novel, the translator has managed to suitably convey most of the text’s social systems in his translation. Finally, it could be deduced that most of the literary translators in Iran, somehow transferred the concerned systems into some significantly adequate equivalents in their works.
پوپولیسم ، ازجمله مؤلفه های مطرح در علوم اجتماعی و سیاست است که با تأکید بر محوریت نقش و خواست عامه مردم و با شعار دفاع از حقوق ازدست رفته ایشان در مقابل طبقه روشنفکر حاکم، به اشکال گوناگون بر ذهن و قلم نویسندگان در حوزه ادبیات داستانی تأثیر نهاده است. پوپولیسم دارای مشخصه-های مثبتی است که در بشتر موارد بر اثر برخی انحرافات، چهره ی کاملاً منفی ای را به خود می گیرد، تا جایی که این بازخورد متضاد، مشخصه های واقعی پوپولیسم تلقی می گردند. داستان قلعه حیوانات اثر «جورج اورول » یکی از نمودهای روشن نظام اجتماعی پوپولیستی در ادبیات داستانی است که نویسنده در نگارش آن، با استفاده از قالب «فابل » و ترسیم شخصیت های نمادین حیوانی، یک جنبش مردمی با چهره پوپولیستی را در داستان خود الگوبرداری کرده است. در این مقاله که با روش تحلیلی- تطبیقی است، کوشش شده است که ضمن بررسی و اثبات وجود مشخصه های پوپولیسم در متن داستان «قلعه ی حیوانات»، روند تغییر کارکرد مشخصه های آن و الگو گرفتن این داستان از یک انقلاب پوپولیستی بررسی و تبیین گردد. نتایج این این مقاله حاکی از این امر است که این داستان در واقع ترسیم کننده یک نظام پوپولیستی است که در روند آن مشخصه های مثبت پوپولیسم به مرور تبدیل به مشخصه هایی منفی می گردد.
بررسی تاثیرگذاری رسانه ها در فعالیت های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی همواره مطرح بوده است، اما این که چگونه رسانه ها باتوجه به ابعاد وجودی و کارکردی خود می توانند بر فرآیند تمدن سازی به خصوص پس از انقلاب اسلامی ایران تأثیر داشته باشند به عنوان هدف اصلی این پژوهش مدنظر است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی؛ از حیث روش، توصیفی است و گردآوری اطلاعات به طریق کتابخانه ای با ابزار فیش برداری انجام شده است. نتایج و یافته ها نشان می دهد باتوجه به ماهیت غنی تمدن اسلامی، رسانه ها به دلیل کارکردهای سیاسی و ارزشی، اطلاعاتی، فرهنگی و هنری، و ...، که دارند می توانند از نظر کنش و واکنش فردی و جمعی در عرصه اجتماعی و از طریق گفتمان سازی رسانه ای و پویش رسانه ای منسجم و فراگیر در سه سطح فروملّی، ملّی و فراملّی، نقش مهمی در تمدن سازی اسلامی به خصوص پس از ظهور انقلاب اسلامی ایران داشته باشند. در نهایت از آن جا که پیام دین اسلام به عنوان یک گفتمان ایدئولوژیک با فطرت و عقلانیت بشر هم سو است، می تواند با کمک رسانه های مختلف از طریق ایجاد نظام مکتبی ارزشی در سیری درست از مسیر دولت اسلامی به جامعه اسلامی و سپس تمدن نوین اسلامی برسد.
گسترش دامنه و پیچیدگی ابعاد و اجزای حوزه های مختلف علم، فعالیت های مشترک اندیشمندان و پژوهشگران و نیاز به تجمع مهارت ها و تخصصهای متنوع برای پاسخگویی به سوالهای روز افزون، کاوش درباره مسائل جدید را اجتناب ناپذیر ساخته و هم اندیشی، هم پژوهی، هم نویسی و هم آفرینی را ویژگی مهم و شاخص جامعه علمی کرده است. اعتقاد نظری و التزام عملی به تفوق عقلانیت و تعمیم مسئولیت به مقبولیت آداب و هنجارهای علمی چون کلیت گرایی، مالکیت جمعی، بی طرفی و نقادی و شکوفایی استعدادهای همیارانه در ساحت ارجمند علم می انجامد. هم اندیشی، هم پژوهی و هم نویسی اندیشمندان و پژوهشگران به هم آفرینی منتهی و تولید جمعی، ادب و اقتضای فرآیند های بالنده معرفتی میشود. نبود چنین وضعیتی اسباب دغدغه فکری و نگرانی هوشیارانی خواهد شد که رشد و توسعه علم و معرفت را دلیل پیش افتادگی برخی جوامع و علّت واماندگی کثیری دیگر می دانند. پرسشی که غالباً در این گونه مواقع مطرح می شود،این است که اگر رشد و توسعه دانش به رشد و توسعه پژوهش وابسته است و اگر چنین توسعه ای به همیاری، هم پژوهی و هم گرایی اندیشمندان و پژهشگران نیاز دارد، چرا این همه واگرایی؟ همین سؤال، پژوهشی را موجب شده که در این مقاله سعی کرده ایم پاسخی مناسب برای آن بیابیم
روابط بین الملل از دهة شصت میلادی دستخوش تحولاتی عمیق شد. در تمام آفریقا مبارزة استقلال خواهی وجه برجستة مردم این قاره در این عصر قلمداد می شود و اندیشمندان آفریقایی از آن به «رنسانس آفریقایی» تعبیر می کنند. همچنین پس از سپری شدن یک دهه، تحولی شگرف در کل نظام بین المللی رخ داد و مکانیسم های نظامی رفته رفته به عنوان ابزاری کارا نقش خود را به کارکردهای اقتصادی و رهیافتی مرکانتالیستی تغییر دادند؛ بنابراین، بلوک بندی «شرق و غرب» در نظام بین المللی جای خود را به قطب بندی «شمال ـ جنوب» داد. در نتیجة کارکردهای اقتصادی نوین، که توسط نهادها و مؤسسات مالی بین المللی به جای ابزارهای نظامی و میلیتاریستی در عرصه بین المللی نقش آفرینی می کردند، پدیدة جهانی شدن از دل نظام سرمایه داری مبتنی بر اقتصاد لیبرالیستی ظهور کرد. بروز این پدیده در عصر حاضر، سبب واکنش های متفاوت دولت های مختلف در سطح بین الملل شد؛ ازجمله ملل آفریقا که در سالیان طولانی طعم تلخ استعمار و استثمار را چشیده بودند، در بارة پدیدة جهانی شدن واکنش فوری نشان دادند که می توان تشکیل اتحادیه های مختلف را ازجملة این واکنش ها شمرد. نگارنده در این مقالة تحقیقی، برای حفظ هویت کشورهای آفریقایی در مقابل پدیدة جهانی شدن، رویکرد پراتیک منطقه گرایی را پیشنهاد می کند که از راه های مناسب کشورهای جنوب و جهان سوم جهت توسعة مناسبات سیاسی و اقتصادی، تجاری و فرهنگی است. این رویکرد ضمن تدوین و توسعة فرصت های مناسب و برابر برای دو طرف، زمینة ظهور همگرایی منطقه ای و حتی فرامنطقه ای را فراهم خواهد ساخت. در سایة این همگرایی، کشورهای جنوب می توانند از حالت «وابستگی مطلق» نسبت به کشورهای شمال به «وابستگی متقابل» تغییر جهت دهند.
حوزه علمیه به مرکز علوم مذهبی شیعیان اطلاق می شود که در مطالعات مربوط به تاریخ نهادهای علمی آموزشی شیعیان، پیشینه و چگونگی پیدایی عنوان آن مغفول مانده است. افزون بر این، این مطالعات مراکز علوم دینی پیش از ایجاد این اصطلاح را نیز، تحت عنوان حوزه علمیه معرفی کرده اند. پژوهش حاضر به تاریخ پیدایی و تحولات معنایی ترکیب حوزه علمیه اختصاص دارد. یافته های این پژوهش حاکی است، اصطلاح حوزه علمیه از بطن تحولات سیاسی اجتماعی عصر مشروطه برآمد که نخستین بار به مفهوم امروزی آن، بر نهادی اطلاق شد که شیخ عبدالکریم حائری در قم بنیان نهاد. همچنین، این پژوهش نشان می دهد که ساختار نوین مراکز علمی شیعی امروزین یا به اصطلاح «حوزه علمیه»، قابل انطباق با مراکز علمی پیش از آن نیست.
امروزه معدنکاری در کشورهای پیشرفته یکی از محرکهای بزرگ اقتصادی محسوب میشود. از سویی به دلیل مخاطرات این حرفه، معدنکاران به عنوان سرمایههای انسانی همواره در معرض حوادث و آسیبهای ناشی از آن هستند. آمار بالای صدور بیمههای عمر در جهان بهویژه در کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که این پوشش بیمهای در بین سطوح مختلف این جوامع تسری یافته و بیشک معدنکاران این کشورها بهعنوان یکی از طبقات آسیبپذیر از آن بیبهره نیستند. اما در ایران سهم ناچیز صدور انواع بیمههای عمر از کل بیمهنامههای صادره نشان میدهد که بیمه عمر به عنوان یکی از مهمترین رشتههای بیمه که پوشش خود را به طور مستقیم متوجه انسان میکند هنوز به جایگاه واقعی خود دست نیافته و برای توسعه آن بین کلیة سطوح جامعه اقدام جدی صورت نگرفته است. در این مقاله ضمن ترسیمی از وضعیت معدنکاری در ایران و همچنین بررسی میزان حوادث و آسیبهای وارده به کارگران معادن، فرصت توسعة بیمههای عمر در جامعة بزرگ معدنی کشور مورد بحث قرار گرفته و معادن ایران بهعنوان بازار بزرگ خرید و فروش بیمهنامههای عمر معرفی می گردند.
زمینه و هدف :افسردگی، بیماری بسیار شایع عصر حاضر است و شیوع آن در نوجوانان نیز بالا می باشد. این اختلال در تمامی سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی که شامل اختلالات بالینی، اختلالات خلق و خوی و اختلالات عاطفی می شود، نوجوان را دچار آشفتگی فکری، آشفتگی عاطفی، اختلالات رفتاری و حتی بیماری های جسمانی می کند و نوجوان را مستعد ابتلا به اختلالات اضطرابی و سایر اختلالات خلقی می نماید. همچنین، همایندی اختلال افسردگی، بیش فعالی و وابستگی به مواد شایع است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اختلالات همایند با افسردگی در نوجوانان بود. مواد و روش ها:در این مطالعه که به روش توصیفی صورت گرفت، 1606 دانش آموز 11 تا 16 سال مدارس راهنمایی پسرانه و دخترانه (دولتی و غیر انتفاعی) از کل نواحی پنج گانه آموزش و پرورش شهر اصفهان در سال 87-1386 مورد بررسی قرار گرفتند و از بین آن ها، 303 دانش آموز افسرده به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و به همین تعداد نیز دانش آموز غیر افسرده انتخاب شد. برای دانش آموزان هر دو گروه پرسش نامه Kiddie-SADs تکمیل گردید. جهت مقایسه میزان فراوانی اختلالات همایند در بین دانش آموزان افسرده و غیر افسرده پسر و دختر، از آزمون 2c استفاده گردید. یافته ها:اختلال اضطراب جدایی (Separation anxiety disorder یا SAD)، اختلال اضطراب فراگیر (Generalized anxiety disorder یا GAD)، اختلال وسواس فکری- عملی، هراس اجتماعی، آگورافوبیا، اختلال بیش فعالی- کم توجهی (Attention deficit hyperactivity disorder یا ADHD)، اختلال سلوک (Conduct disorder)، اختلال نافرمانی- مقابله ای و اختلال مانیا در بین دانش آموزان مبتلا به افسردگی به طور معنی داری بیشتر از دانش آموزان غیر افسرده بود (005/0 > P). آزمون Fisher's exact نشان داد که فراوانی نسبی اختلال سوء مصرف مواد مخدر و اختلال استرس پس از سانحه در بین دانش آموزان افسرده و غیر افسرده تفاوت معنی داری نداشت. نتیجه گیری:به غیر از دو اختلال سوء مصرف مواد مخدر و استرس پس از سانحه، فراوانی نسبی سایر اختلالات همایند در دانش آموزان افسرده به طور معنی داری بیشتر از دانش آموزان غیر افسرده می باشد. به عبارت دیگر، بین افسردگی با این دسته از اختلالات همایند مورد بررسی ارتباط وجود دارد.