گفتمان ها با بهره گیری از ابزارهای گفتمانی (مانند رسانه ها) و متون گفتمانی مختلف از جمله سریال های تلویزیونی، به بازنمایی نهادهای مختلف به ویژه نهاد خانواده می پردازند. دقت به این مهم که در سریال های تلویزیونی، نهاد خانواده چگونه بازنمایی می شود، چه گفتمان هایی در آن نمود می یابند، روابط بین گفتمان ها چگونه اند و این گفتمان ها به کدام فرایندهای نهادی و به کدام فرایندهای اجتماعی تعلق دارند، مسأله ای است که تحقیق حاضر سعی دارد با بررسی یکی از سریالی های محبوب ایرانی (سریال ستایش) به آن پاسخ دهد. در راستای پاسخ به این مسئله از نظریات نورمن فرکلاف به عنوان چارچوب مفهومی استفاده شد و برای گردآوری و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل گفتمان انتقادی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که این مجموعه سریال بیانگر تقابل گفتمانی بین دو گفتمان مذهبی و دنیاگرایی است که محور اصلی این تقابل گفتمانی، تربیت فرزندان است. این سریال با نشان دادن پیروزی گفتمان مذهبی، گفتمان بهتر و برتر در راستای شیوه تربیت نسل جدید را معرفی می کند. دیگر نتیجه تحقیق بیانگر آن بود که سریال «ستایش» تصویری از فرایندهای اجتماعی در جامعه ایران است، زیرا در جامعه ایران نیز تقابل گفتمانی بین گفتمان دنیاگرایی و مذهبی وجود دارد و هر گفتمانی بر آن است که معنای مورد نظرش را تثبیت کند. فرایند اجتماعی حاکی از تقابل طبقاتی است که حامل این گفتمان هاست. بر این اساس در این سریال شاهد تقابل دو طبقه متوسط سنتی و طبقه بورژوازی بازاری هستیم. برای رفع این نزاع اجتماعی، گفتمان مذهبی (به مثابه گفتمان حاکم) از طریق متون گفتمانی (سریال ستایش) برتری گفتمان خود را به اثبات رسانده و سوژه ها (والدین و جوانان) را به گفتمان خود فرا می خواند.
تحقیقات متعددی درباره رابطه سبک زندگی و هویت اجتماعی در بین گروه های گوناگون و براساس روش های متفاوت انجام شده است از این رو هدف پژوهش حاضر به کارگیری روش فراتحلیل به منظور تحلیل و ترکیب نتایج مطالعات صورت گرفته پیرامون ارتباط میان سبک زندگی و هویت است. برای انجام فراتحلیل، از میان پژوهش های مرتبط با، رابطه سبک زندگی و هویت اجتماعی که در نشریات علمی پژوهشی فارسی بین سال های 1385-1395 چاپ شده اند، بیست پژوهش که به روش پیمایشی انجام گرفته است، انتخاب نموده و در مرحله بعد ضریب اندازه اثر و نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت با استفاده از نرم افزار CMA ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد، اندازه اثر یا ضریب تأثیر سبک زندگی بر هویت اجتماعی معادل 420/0 است که برحسب نظام تفسیری کوهن این میزان تأثیر در حد متوسط ارزیابی می شود. همچنین با در نظرگرفتن جنسیت، تحصیلات و حجم نمونه به عنوان متغیرهای تعدیل کننده مشخص می شود ضریب اندازه اثر ترکیبی برای مردان (567/0) بالاتر از زنان (486/0) و در بین تحصیلات غیردانشگاهی (620/0) بالاتر تحصیلات دانشگاهی (411/0) می باشد.
اشیاء که در زندگی عادی مردم، مبتنی بر نوعی عقلانیت ابزاری اند، گاه در زندگی روزمره از جایگاه و کارکرد معمول خود فراتر رفته، کاربرد و جایگاه فرهنگی پیدا می کنند. آیینه ها از جمله اشیاء مادی هستند که با تأثیرپذیری از فرهنگ ایرانی- اسلامی، کارکرد فرهنگی و اعتقادی یافته اند. در این تحقیق، که با هدف شناخت تأثیر ایدئولوژی و مذهب بر فرهنگ مادی دوره قاجار انجام پذیرفته، تلاش گردیده تا با مطالعه موردی «قاب آیینه»، به چگونگی کاربرد مضامین مختلف بر روی این آثار پرداخته شود. آنچه در این گفتار مورد بحث است، نشان دادن روایت ها، کُدها و رمزنگاره های رایج بر روی قاب آیینه های دوره قاجار است. بنا بر این با فرض بر این که قاب آیینه ها در دوره قاجار از کارکرد معمول خود فراتر رفته و به عنوان وسیله ای برای انتقال فرهنگ و ایدئولوژی کاربرد پیدا کرده اند، تلاش گردیده تا بدین پرسش اساسی پاسخ داده شود که: قاب آیینه ها در دوره قاجار چگونه به عنوان ابزاری مادی برای انتقال فرهنگ و ایدئولوژی درآمده اند و چه مضامینی در آن ها رایج بوده است؟ لذا در این پژوهش در دو بخش اصلی، شامل جایگاه آیینه در فرهنگ ایرانی- اسلامی، و پیوست های صوری و فرهنگی قاب آیینه های دوره قاجار (روایت ها، کُدها و رمزنگاره ها) بر روی 30 نمونه انتخابی، بدین مسئله پرداخته شد. روش کار در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی بوده، جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، اسنادی انجام شده است. برای رسیدن به نتیجه ای بهتر، نمونه های مورد بررسی به روش طبقه بندی خوشه ای، دسته بندی و سپس تحلیل گردیدند. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که قاب آیینه ها در دوره قاجار کارکرد دگرگونه ای پیدا کرده گاه در بیان روایت ها، گاه به عنوان ابزاری در جهت تعلیم و تأکید بر مضامین دینی و اخلاقی و گاه نیز به عنوان حرز و تعویذی برای نگاه داشت و محافظت دارندگان این ادعیه از بلایا کاربرد یافته اند.
مسئله هویّت از مضامین مهمی است که در بعد فردی و بعد اجتماعی- فرهنگی می تواند ابزار گویایی برای فهم شرایط جامعه باشد. یکی از منابع تغییرات هویتی تجربه محیط های جدید زندگی است. نمونه ای از آن در مورد دختران جوانی مصداق داردکه برای ادامه تحصیل به شهری دیگر و به محیط زندگی خوابگاهی وارد می شوند. پژوهش حاضر برای شناخت چگونگی هویت فرهنگی دختران ساکن خوابگاه، با رویکرد کیفی پدیدارشناختی به انجام رسیده است. افراد نمونه از میان دختران ساکن در خوابگاه های شهر تهران به شیوه تعیین پیشینی ساختار نمونه و با لحاظ کردن دو عامل نوع خوابگاه و میزان پایبندی دینی، که در مطالعات اولیه تاثیر آنها بر موضوع مطالعه تایید شد انتخاب شدند. هویّت فرهنگی را در ابعاد خانوادگی، دینی، جنسیتی و حوابگاهی مورد مطالعه قرار داده ایم. بر اساس یافته ها در خوابگاه های دولتی، دختران مذهبی از نظر هویت فرهنگی با انسجام هویتی بیشتر و چالش های هویتی کمتری مواجه بودند و دختران غیرمذهبی دارای هویت خانوادگی کمرنگ تر وهویت خوابگاهی ضعیف تر بوده، گرایش بیشتری به هویت جنسیتی مدرن داشته و درمجموع دارای انسجام هویتی کمتری بودند. در خوابگاه های خصوصی، دختران مذهبی احساس تعلق پایینی به خوابگاه داشتند و دختران غیرمذهبی که غالبا دارای تعلقات خانوادگی نسبتا بالا و هویت خانوادگی قوی بودند افراد خوابگاه را قابل اعتماد و معاشرت نمی دانستند. این افراد رویکرد نقادانه به منابع سنتی هویت یابی پیدا کرده و سعی داشتند هویتی ورای ارزش های مسلط در جامعه ارائه دهندکه به ارزش های مدرنیته غربی نزدیک تر بود .
گیدنز، تحولات اخیر در حوزه روابط صمیمی را در قالب فرایند تغییر شکل صمیمیت به سوی رابطه ناب توضیح می دهد و آن را فرایندی جهانی می داند. تعبیری که در بسیاری از تحلیل هایی که از تحولات خانواده و روابط زناشویی در ایران صورت می گیرد نیز مورد توجه قرار گرفته و برخی از پژوهشگران این حوزه از تغییر شکل روابط زناشویی در ایران به سمت رابطه ناب گیدنزی سخن به میان آورده اند. بر همین اساس در مقاله حاضر، که با تکیه بر یافته های یک مطالعه پیمایشی با حجم نمونه 482 نقر در شهر تهران به مرحله نگارش درآمده است، به دنبال پاسخ به این سئوال هستیم که با توجه به واقعیت روابط زناشویی در جامعه امروز ایران، آیا می توان از ایده شکل گیری رابطه ناب گیدنزی در این جامعه دفاع نمود؟ برای این منظور در مطالعه حاضر مدلی مفهومی از ابعاد مختلف رابطه ناب مورد نظر گیدنز مرکب از 5 شاخص اصلیِ «نقش های زناشویی»، «منطق زناشویی»، «اعتماد زناشویی»، «دوام زناشویی» و «اهمیت زناشویی» ساخته و این مدل را در مطالعه پیمایشی یاد شده در معرض آراء پاسخگویان قرار دادیم. نتایج حاکی از آن است که رابطه ناب مورد نظر گیدنز با میانگین درصدیِ نزدیک به 32% (در مقابل رابطه سنتی با میانگین درصدیِ بیش از 68%) تعبیر مناسبی برای توصیف وضعیت روابط زناشویی در جامعه ما فراهم نمی آورد و با توجه به عدم توازن نمرات به دست آمده برای ابعاد مختلف روابط زناشویی می توان اذعان نمود که شاخصه اصلی این جامعه را باید در ترکیب های نگرشی نامتوازن در خصوص زناشویی خلاصه نمود.
این مقاله به تأثیر اندیشه دکارت در باب حیوانات و نظریه موسوم به ماشین جانوری او بر رفتارهای زیست محیطی دوره مدرن می پردازد. ابتدا هشت فقره قابل انتساب به اندیشه دکارت در باب حیوانات (ماشین بودن، رفتار خودکار، اندیشه، زبان، خودآگاهی، آگاهی، احساس و حیات) ارزیابی شده اند. سپس سه آموزه کلیدی وحدت و یکپارچگی، بی مرتبه گی تکوینی و همین طور کنشگری غیرنفسانی به عنوان آموزه های اساسی قابل استخراج از اندیشه دکارت در باب حیوانات، طبیعت و حتی بدن انسانی پیشنهاد شده اند. در اینجا نشان داده ایم که این سه آموزه، اعم از آنکه دکارتی خوانده شوند یا نه، حضور و تأثیر عمیقی در رفتارهای بعضاً مخرب انسان دوره مدرن با طبیعت بر جای گذاشته اند و مهم تر از آن، تغییر نگرش و توجه او در باب برخی مفاهیم مانند «طبیعت» را رقم زده اند و آن را به مفاهیم و تعاریف انسان مدار و خودخواهانه تری فروکاسته اند. در انتها به این نکته پرداخته ایم که یکی از دلایل این رخداد، اجمال هستی شناختی ای است که محرک آن نه فقط سودای احکام یقینی در باب عالم بلکه دانش تجربی محدود دکارتی است و گذار از آن اجمال به تفصیل هستی شناختی، شرط برون رفت از این رویکرد و رفتار دکارتی با حیوانات و طبیعت است.
از جمله مباحث مطرح در تفکر هردر، ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم را در مقابل نگاه جهان وطنی روشنگری قرار می دهند که بر اساس آن، همه ی انسان ها تحت حاکمیت عقل، باید به شیوه ی معینی، جنبه های مختلف زیست خود را تنظیم کنند. در مقابل این نگاه روشنگری، ناسیونالیسم مورد حمایت متفکرانی قرار گرفت که عمدتاً در جریان رمانتیسیسم جای داشتند. ناسیونالیسم در پی احیا و به رسمیت شناختن واحدهای اجتماعی ای بود که تحت حاکمیت قدرتمند واحد، از تسلط بر سرنوشت خویش محروم می شدند. گرچه تلقی هردر از ناسیونالیسم با معنای سیاسی آن تعارضی ندارد لیک مقاله بر آن است که تلقی اواز ناسیونالیسم، فرهنگی است. این مقاله در صدد طرح و بیان این معناست.
یکی از مهم ترین اهداف و چشم اندازهای ملی و بین المللی علمی کشور، مرجعیت علمی جمهوری اسلامی است. برای نیل به مرجعیت علمی، لازم است بر اساس ویژگی های موقعیتی مکانی و زمانی از راهبردهایی که مقام معظم رهبری ارائه می کنند، بهره برد. این تحقیق به دنبال اولویت بندی این راهبردها برای تسریع در نیل به مرجعیت علمی ایران اسلامی است. روش پژوهش حاضر، ترکیبی (کمی و کیفی) است؛ به گونه ای که در گام نخست از روش نظریه داده بنیاد برای استخراج راهبردهای نیل به مرجعیت علمی از منظر رهبر معظم انقلاب استفاده شده است. استخراج مضامین از میان بیانات مقام معظم رهبری در فاصله سا ل های 1368 تا 1393 بوده است. در گام دوم بر اساس روش کمی IPA اقدام به اولویت بندی این راهبردها بر اساس نظرات خبرگان عرصه علم کشور شده است. در بخش نخست، بر اساس طی مراحل استخراج مفاهیم از بیانات رهبری، چهارده راهبرد اساسی (مفاهیم اصلی در کدگذاری باز) برای نیل به مرجعیت علمی شناسایی شده است؛ در ادامه بر اساس تحلیل های کمی صورت گرفته این راهبردها در چهار دسته مجزا بر اساس دو بعد اهمیت و عملکرد تقسیم شدند که هر دسته نشانگر میزان درجه اولویت آن راهبرد مبتنی بر نیازهای کشور است. درنهایت بعد از استخراج مفاهیمی اصلی بر اساس تحلیل های کمی صورت گرفته معلوم شد راهبردهای «وحدت حوزه و دانشگاه»، «نهضت نرم افزاری و تولید علم»، «تحول در آموزش وپرورش» و «تحول در نظام تعلیم و تربیت» باید در اولویت قرار گیرند و راهبردهای «مدیریت نظام مند عرصه علمی» و «جذب و حمایت نخبگان» باید با میزان توجه کنونی ادامه یابند و راهبردهای سوم شامل راهبردهای «اسلامی سازی علوم» و «تبادل علمی و دیپلماسی علمی» و راهبردهای «تحول در حوزه علمیه»، «تأسیس دانشگاه اسلامی»، «گفتمان سازی علمی»، «آزاداندیشی»، «یادگیری از غرب ولی شاگرد نماندن» و «تأسیس شرکت های دانش بنیان و تجاری سازی علم و فناوری» راهبردهای دارای اولویت چهارم را شامل می شوند.
امروزه اقتصاد شهری اهمیت فراوانی دارد، به صورتی که هر شهر و جغرافیایی باید مبتنی بر فرصت ها و نقاط قوتش دارای یک برنامه راهبردی باشد تا بر اساس آن مزیت، در مسیر بازآفرینی شهری قرار گیرد. در این مقاله حکمرانی خوب به همراه اقتصاد مقاومتی به عنوان برنامه های راهبردی برای توسعه شهری در نظر گرفته شده است. بدین ترتیب این مطالعه با رویکرد تحلیل توصیفی، ابتدا با استفاده از تکنیک های کمی و کیفی و بر اساس مبانی نظری و مطالعات پیشین، مدل مطالعه مبنی بر تأثیر حکمرانی خوب بر رابطه بین سرمایه اجتماعی و اقتصاد مقاومتی با مدیریت و توسعه شهری مدل سازی شده و سپس با کمک روش معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته است. برای گردآوری داده های لازم از پرسشنامه و برای تعیین روایی و پایایی آن از پیش آزمون استفاده شده است. برای سنجش روایی از روش روایی همگرایی با استفاده از شاخص میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و برای تعیین پایایی از روش پایایی ترکیبی (CR) استفاده شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد که سرمایه اجتماعی بر اقتصاد مقاومتی با ضریب 579/0، بر مدیریت شهری با ضریب 440/0 و بر توسعه شهری با ضریب 421/0 تأثیر مثبت و معنی داری دارد. مدیریت شهری بر توسعه شهری با ضریب 705/0 تأثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین اقتصاد مقاومتی بر مدیریت شهری با ضریب 546/0 و بر توسعه شهری با ضریب 511/0 تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین نتایج تحلیل با در نظر گرفتن حکمرانی خوب به عنوان متغیر تعدیل گر نشان می دهد که مقدار تأثیر سرمایه اجتماعی بر مدیریت شهری برابر 631/0 و بر توسعه شهری برابر 629/0 و مقدار تأثیر اقتصاد مقاومتی بر مدیریت شهری برابر 645/0 و بر توسعه شهری برابر 679/0 است
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رویکردها و اهداف راهبرد امنیتی روسیه در قبال بحران سوریه بوده و درپی یافتن علت و معلول و میزان تاثیر متغیر مستقل پژوهش (کنش قدرت های بزرگ در مورد بحران سوریه) بر متغیر وابسته (واکنش ساختاری قدرت های بزرگ) انجام شد. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی بوده و اطلاعات با شیوه مطالعه کتابخانه ای گردآوری شدند. نتایج پژوهش نشان داد، واقع گرایان حاکم بر سیاست خارجی روسیه، هدف راهبردی خود را برمبنای بازی بُرد-بُرد میان روسیه و غرب تعریف کرده اند؛ لذا نقش روسیه در جلوگیری از حمله غرب به سوریه، نمود عملی از این واقع گرایی است. روسیه همواره می خواهد امریکا او را به عنوان همکار همتای خود در نظر بگیرد و در تحولات جهانی، این کشور را برابر با خود به حساب آورد. رهبران کرملین نمی خواهند نظم و ژئوپلیتیک منطقه به ضررشان تغییر کند؛ چراکه هم منافع اقتصادی زیادی را از دست می دهند و هم امکان تسری این تحولات به حوزه ی نزدیک روسیه وجود دارد. امروز چرایی پایداری کرملین در بحران موجود در کشور سوریه، نمود بارز و تعبیری واقع گرایانه از قدرت و پیچیدگی مفهوم امنیت به خود گرفته است. کرملین به خوبی می داند که آن قدر "بزرگ" نشده که توان ایجاد موازنه در برابر قدرت شبکه ای غرب را داشته باشد.
ارزیابی فعالیت ها و ثمرات یک نظام سیاسی پس از انقلابی گسترده و بنیادین با وجود برهه های طولانی جنگ و بحران های ناشی از تحریم های طولانی مدت و ... بی شک کار آسانی نیست. با گذشت چهاردهه از تأسیس نظام جمهوری اسلامی، اکنون زمانی است که پژوهشگران با تحقیقات مستدل علمی و آماری و نگاهی منصفانه، به ارزیابی دستاوردهای آموزشی و علمی انقلاب اسلامی بپردازند تا مهم ترین نمود توفیقات نظام که نشانگر کارآمدی آن است معلوم گردد. بنابراین تحقیق حاضر در پاسخ به این سئوال است که دستاوردهای آموزشی و علمی چهل ساله انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و جهانی در چه جایگاهی قرار دارد و آیا توانسته است کارآمدی خود را نشان دهد؟ یافته های تحقیق آمارهایی را نشان می دهد که دستاوردهای انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی رشد چشم گیری داشته و ایران را به عنوان یکی از قطب های علمی جهان معرفی می کند. روش تحقیق تحلیلی توصیفی و آماری است که با روش گردآوری کتابخانه ای و الکترونیکی (سایت های داخلی و بین المللی) می باشد.
بحث تجربه دینی در میان اندیشمندان مدرن ابتدائاً با طرح احساس وابستگی مطلق از سوی شلایرماخر آغاز شد. چنان که هدف از بحث تجربه دینی در فلسفه دین تحلیلی معاصر ارائه برهانی تجربی برای اثبات وجود خداوند است، بسیاری از پژوهشگران انتظار داشته اند احساس وابستگی مطلق شلایرماخر نیز در خدمت همین هدف متافیزیکی یا هستی خداشناختی بوده باشد. آیا این انتظار و تفاسیر حاصل از آن با آنچه خود شلایرماخر گفته است همخوانی دارد؟ برای روشن سازی این مطلب از روشی تاریخی و هرمنوتیکی در این مطالعه استفاده کرده ایم. کاربرد روش تاریخی ما را به تأثیرپذیری شلایرماخر از کانت رهنمون می شود، به طوری که خواهیم دید اکثر مفاهیم مورد استفاده او عملاً مفاهیم کانتی هستند. کاربست روش هرمنوتیکی نیز به ما امکان می دهد تا احساس وابستگی مطلق را در پرتو الهیات شلایرماخر به مثابه یک کل و همچنین مفهوم دین نزد کانت را در نظام فلسفی کانت به مثابه یک کل مورد توجه قرار دهیم. در پرتو به کارگیری این روش ها، معلوم می شود که تفسیر هستی خداشناختی از تجربه دینی نزد شلایرماخر یا همان احساس وابستگی مطلق تفسیر قابل قبولی از متن گفته های شلایرماخر نیست. او صرفاً توصیفی از خود آگاهی ارائه کرده که به مثابه توصیف امکان تبدیل شدن به برهانی برای اثبات وجود خدا را ندارد.
Abstract: Non-oil exports are increased in the measures taken, to reduce Iran's dependence on oil revenues. Creating new business areas in different sectors and unused capacities are fac-tors that make it imperative to pay attention to the development of non-oil exports. Ex-port growth is the key to economic recovery for governments. Among non-oil exports, in many countries of the world the export of paintings is important. Some countries can be considered as the oldest painting centers in the world. Among these countries, Iran has its own painting techniques. Hence, developing the export of paintings can stimulate the country's part of the non-oil policy. In this research, we seek to identify the effective factors on the marketing of paintings export as one of the policies on non-oil export of the country. For this purpose, as a qualitative study using the Fuzzy Delphi Method and interviewing with 30 experts in the field of cultural products export and the senior man-agers of governmental and non-governmental organizations, the factors influencing the market of export of the paintings were identified. Based on identified factors, sugges-tions were presented in this regard.
Abstract: The main purpose of this research is to explain the role of globalization on the relation-ship between the sovereignty of the country and the identity of the Turkmens. This re-search is a developmental and applied goal and is qualitatively based on the nature of the research. The statistical community in the qualitative section is a social sciences and political scientist. Experts were identified by purposeful sampling and snowflake sam-pling which, according to the adequacy of the data, was interviewed in total with 20 ex-perts. The analysis method was the theme analysis based on Clarke and Bron's approach (2006). The data gathered through an in-depth interviewing. The results indicate that the recognition of the existing gap in the society has been identified in the context of the effect of globalization on the capacities of the Turkmens, the criteria for the formation of the virtual ethnic communities, the collective identification of the Turkmens, the de-velopment of the inside ethnic Turkmen interaction, the recognition of the rights of the Turkmens. In the area of solutions to the emergence of national sovereignty, globaliza-tion problems including cultural and social, and political strategies, economic, and legal solutions were identified.
Listening comprehension is a multifaceted L2 skill and its actual mastery has proved challenging for many EFL learners (Matthews, 2018). Pre-listening supports may help us change the dire situation in developing effective listening competence. Therefore, the current study tried to examine the effect of vocabulary preparation, grammar instruction and background knowledge activation as pre-listening tasks on the listening comprehension among 95 Iranian intermediate EFL learners in three experimental groups who were randomly selected from among 142 Iranian EFL learners after administration of a paper-based TOEFL. In group A, the teacher elaborated on the difficult grammatical structures of the listening comprehension (LC) test and the students did some exercises. Group B practiced related difficult words using synonyms, antonyms, and sentence examples. In group C, some topical knowledge about the content of the LC test was given and discussed. After the treatment, a valid researcher-made LC test was given to all groups. This procedure was followed for four more listening texts and after each treatment, a valid researcher-made LC test based on the text was administered. Data analysis using one-way ANOVA and Scheffe test revealed that background knowledge activation and vocabulary preparation significantly improved learners’ listening performances; however, grammar preparation did not exert a significant influence on EFL listening comprehension. These results were confirmed by the experts’ attitudes in the subsequent qualitative phase of the study. These findings suggest that EFL teachers should use background knowledge activation and lexical preparation prior to the main listening tasks.
چیستیِ بست یا انسداد چاکنایی در زبان فارسی همواره محل بحث و اختلاف نظر بوده است؛ برخی آن را جزءِ واج های زبان فارسی می دانند و برخی آن را واج به شمار نمی آورند. پژوهش پیشِ رو کوششی برای برطرف نمودن این اختلافِ نظرها و ابهام هاست. با این هدف، بست چاکنایی در واژه ها و بافت های گوناگون سبک رسمیِ زبان فارسی بررسی شد و فرایندهای واجی و محدودیت های تأثیرگذار بر رخداد و عدم رخداد این همخوان در واژه ها و بافت های گوناگون ارائه گردید. روش این مقاله توصیفی- تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004 /1993) است. البته پیش از ورود به تحلیل های نظریه بهینگی مراحل اشتقاق این فرایندها و تعامل آنها با هم بررسی شد. نتایج کلی این پژوهش نشان می دهد که بست چاکنایی فقط به عنوان تلفظِ دو نویسه «همزه» (ء) و «ع» در وام واژه های عربیِ واج به شمار می رود. این همخوان در بقیه موارد آواست و وظیفه آن پُرکردن آغازه هجا در ابتدا و میان واژه است.
خلافت عثمانی به عنوان آخرین امپراتوری اسلامی، در دوران شکل گیری، مراحل مختلفی را پشت سر نهاد. قوس صعودی این دستگاه حکومتی از بیگ نشین ساده به ترتیب به سوی امارت، دولت و خلافت نشان دهنده چند مرحله، جابه جایی اندیشه سیاسی نظامی قدرت در آن است. دست یافتن این سلسله به سازمان دهی سیاسی نظامی در یک دوره تاریخی، ریشه در شکست سلجوقیان روم، جغرافیای متصرفات و انگاره آنها درباره فتوحات دارد. البته در این میان، نقش ساختار دینی منطقه آناتولی، ترک گرایی در این منطقه، اندیشه غزا و غازی گری ترکان و فرآیند سقوط امپراتوری بیزانس را نباید از نظر دور داشت. مقاله پیش رو با روش توصیف و تحلیل داده ها بر آن است که با واکاوی ساختار قبایلی زندگی ترکان، میراث عثمانیان از سلجوقیان، گفتمان های اعتقادی در فتوحات عثمانی، بهره گیری عثمانی از اندیشه های صوفیانه، گزینش فقه حنفی و نقش سیاسی زبان ترکی نشان دهد که خلافت عثمانی در سده نخست حیات خود از آغاز فتوحات عثمان (716 ق) تا فترت حاصل از پیروزی تیمور بر بایزید(804 ق)؛ یعنی از غازی گری تا تشکیل دولت، چهار مرحله را پشت سر گذاشته است.
در این جستار به بررسی چگونگی فرایند ارجاع در چارچوب نطریه ای می پردازیم که هم ملاحظات منطقی و هم عوامل گفتمانی را در مرجع گزینی لحاظ می کند. نظریه بازنمایی گفتمان با اتکاء به جعبه هایی که ساخت های بازنمایی گفتمان نام دارند و با وارد کردن عوامل گفتمانی در هر ساخت به خوبی از عهده توصیف وتبیین مسئله ارجاع در جملاتی که در آن ها ارجاع مرجع دار به گروه اسمی نامعین (نکره) میباشدبرآمده است. از مهم ترین دست آوردهای نظریه مذکور به دست دادن شیوه ای برای نشان دادن ارجاع مرجع دار به گروه اسمی نامعین است؛ به این صورت که گروه اسمی نامعین به سان کمیت نمایی عمل می کند که می تواند مرجع دار را در سیطره خود درآورده و به آن ارجاع داشته باشد. در حقیقت نظریه مذکور تصویری عینی از چگونگی عملکرد ذهن در تعیین مرجع ارائه کرده و موانع بر سر عملکرد صحیح ارجاع را برمی شمرد. از موانع مذکور می توان به نفی و وجود مرجع در جعبه های بالاتر اشاره داشت. از این رو ، برآنیم ضمن معرفی نظریه بازنمایی گفتمان، به چگونگی بازنمایی معنایی برخی جملات زبان فارسی بر اساس فرایند ارجاع در قالب ساخت های بازنمایی گفتمان پرداخته و توانایی نظریه مذکور را محک زنیم.
تداوم انقلاب اسلامی ایران الگویی مناسب پیشِ روی مسلمانان قرار داده و آنان را به حرکت درجهت تغییر فضای موجود متمایل کرده است. امروزه پس از گذشت سه دهه از انقلاب ایران شاهد اعتراضات و خیزش های مردمی در منطقه و شمال آفریقا هستیم. هدف : پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری بر موج سوم بیداری اسلامی داشته است؟ روش : روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است. فرضیه پژوهش : فرض بر این است که تأسیس نظام سیاسی براساس مذهب و خدامحوری در ایران الگوی قیام های مردم منطقه برای پیاده کردن نظام های سیاسی مبتنی بر اسلام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش مبیّن آن است که موج بیداری اسلامی پایه های حکومت های موروثی و استبدادی و دست اندازی قدرت های بیگانه را هدف قرار داده و فریادهای آزادی خواهانه سراسر منطقه از تجربه موفق جمهوری اسلامی الهام گرفته است.