شناسایی آسیب ها که می توانند در حال اجرا و یا در طول زمان بهره برداری بر یک ساختمان وارد شوند از جمله مسائلی است که در کشور ما – بر خلاف بسیاری از کشورها – به آن کمتر بها داده شده است. آسیب هایی که می توانند موجب بروز ناهنجاریهایی شوند که علاوه بر صرف هزینه های گزاف نگهداری ساختمان را با مشکل مواجه سازد و گاه به عدم قابلیت بهره برداری از ساختمان منجر شود. در هر حال از آنجا که ساختمان به عنوان یک سرمایه ملی تلقی می شود، حفظ و نگهداری آن از نکاتی است که در نگرش ها و برنامه ریزی های کلان کشور بایستی مورد توجه قرار گیرد. در برقراری تداوم موجودیت یک ساختمان ، پی در پی سازی آن دارای نقشی اساسی است و شناخت آسیب های وارده بر اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این یادداشت به دو جنبه تغییر تعادل خاک و مسایل اجرایی پرداخته شده و با ذکر نمونه هایی برای هر یک از موارد آسیب، امکان بروز آنها مورد تأکید قرار گرفته است.
علیرغم اینکه موسیقی مناطق ایران ، همانند ردیف موسیقی سنتی ایران یک صدائی است و در اصل تابع هته روفونی ، معهذا به فرمهای چند صدائی، اگرچه اکثراً ناخودآگاهانه، برخورد می شود. این فرمهای چند صدائی بر اساس سطح تحقیقات کنونی بدین قرارند: 1-برخورد اصوات مختلف ناشی از اجرای ملودی متناوباً به توسط دو خواننده، به گونه ای که خواننده دوّم قبل از اتمام ملودی به وسیله خواننده اوّل ، آواز خود را شروع می نماید. 2-ملودی واحد به وسیله دو اجرا کننده به طور همزمان ارائه شده و تغییر می یابد(واریانت هته روفونی). 3-ملودی واحد به وسیله دو اجرا کننده به طور همزمان ارائه شده و تغییر می یابد ( واریانت هته روفونی ). 4-تعویض آواز بین سلیست و کر ( آواز تنها و آواز گروهی) (فرم رسپونسوریال) یا کروکر (فرم آنتی فونر) به برخورد اصوات مختلف منجر می شود، زیرا کر قبل از اتمام بند شعری به وسیله سلیست یا کر ، بند بعدی را اجرا می کند. 5-چند صدائی ناشی از اجرای ملودی به توسط چند خواننده ، به گونه ای که هریک از خوانندگان ، ملودی را در فضا یا رژیستر صوتی منطبق با امکانات فیزیولوژیک خود ارائه می دهد. 6-همراهی صدای اوّل با استفاده از جابجائی متناوب و اخوان، یا تعقیب تحرّک بالارونده و پاییی رونده ملودی در نوازندگی تمیزه (لرستان) و تامدنرا(ترکمن) به پاراللیسم دو صدا آگاهانه شکل می دهد.
طی سه دهه اخیر قرن بیستم، در سیاست ها، نگرش ها و طراحی بخش مسکن ، تحولی سریع و ناگهانی به چشم می خورد. در همین دوره، مناطق تاریخی شهری ، در سطح جهانی مورد عنایت خاص قرار گرفته اند. بر همین اساس سیاستمداران ، نهادهای دولتی، سازمان های غیر دولتی، مهندسان ، معماران و شهرسازان و غیره در زمینه برنامه ریزی و طراحی ساخت و ساز جدید، نوسازی ، مرمت، بازسازی و بهره برداری مجدد از این مناطق، اقداماتی اتخاذ کرده اند. از این عده نه تنها از تخریب مناطق مسکونی سنتی به منظور احداث برجهای رفیع« نوگرایانه» جانبداری نمی کنند، بلکه خواهان حفاظت از این مناطق بوده و درصددند تا در زمین های بایر این مناطق تاریخی ، اقدام به ساخت و ساز کنند. چنانچه برنامه های مسکن در مقیاس کلان در دو نمایشگاه بین الملل ساختمان سازی در برلین،«محله هانزا» در سال 1957 و «طراحی مسکن از طریق ساخت و ساز در مناطق تاریخی شهری » برلین مرکزی و در طول مرز برلین شرقی سابق در سال 1987 را با هم مقایسه کنیم؟، بیشتر متوجه این تغییر نگرش می شویم. به طور کلی مقاله حاضر علاوه بر درج تجربیات آموختنی از برلین، بر مسائل و امکانات طراحی مسکن مدرن در بافت قدیم شهری تأکید داشته و روش های برنامه ریزی و طراحی ، کاربرد مناسب فنون ومصالح ساختمانی، ابعاد مالی و معماری آن را مطرح خواهد کرد.