طبق سرشماری سال 1990 امریکا، شمار ایرانیان مقیم این کشور در طول دهه گذشته دوبرابر شده است. جالب توجه آن است که الگوهای سکونتی ایرانیان مهاجر، با نظریه های علمی توزیع گروه های قومی متفاوت است. ایرانیان به طور کلی به سه گروه دانشجویان، خانواده دانشجویان، و افراد تبعیدی تقسیم می شوند. با وجود آن که علت اولیه اقامت اکثر ایرانیان مقیم امریکا تحصیلات دانشگاهی بوده است و آنان می بایستی در نقاط مختلف امریکا پراکنده باشند، اکثر قریب به اتفاق آنان در دو ناحیه لس آنجلس در جنوب غرب، و واشنگتن و نیویورک در شمال شرق، تمرکز یافته اند. گروه اول ایرانیان مقیم امریکا یعنی دانشجویان، پس از سال 1975 وارد امریکا شدند، اما در دهه 1980، ورود خانواده آنان و نیز افراد تبعیدی به امریکا حضور ایرانیان را در نواحی ذکر شده چشمگیرتر کرد. در دو دهه پس از انقلاب اسلامی، نسل جدیدی از ایرانیان در امریکا در حال رشد است که به زودی تبدیل به جامعه قوی متشکلی خواهد شد. گرچه دو ناحیه ذکر شده تا سال ها هسته اصلی جامعه ایرانیان مقیم امریکا باقی خواهد ماند، الگوهای سکونتی ایرانیان در آینده به دو عامل بستگی خواهد داشت: (1) پای بندی آنان به میراث فرهنگی اجتماعی سرزمین مادی خود؛ (2) پیوستن و ادغام نسل جدید این گروه به سرزمین و جامعه ای که در آن متولد شده و رشد یافته اند.
هدف مقاله عبارت است از تجزیه و تحلیل وظیفه، نقش و چالش های سازمان شهرداری، عمده ترین نهاد اجرایی مدیریت شهری پس از تشکیل شوراهای اسلامی در پاسخگویی به شهروندان و ارایه محورهای جدید برای بازساخت شهرداری در شرایط جدید حاکمیت مردم در قالب نظام جدید مدیریت شهری و تعامل چهار عامل: شهروندان (افراد و نهادهای غیر دولتی)، شورای اسلامی شهر، شهرداری و حکومت اعم از قوه مقننه، اجراییه، قضاییه و، زیر مجموعه های مربوط. روش مطالعه نیز مقایسه نظری الگوی جدید مدیریت شهری در شرایط متحول محیطی و ناپایدار، با ساختار سنتی و غیرپویای شهرداری است که در نهایت منجربه طرح مدل دوگانه ساختار بوروکراتیک برای فعالیت های دایمی و روزمره، و ساختار ماتریسی پروژه ای موقت برای فعالیت های میان مدت، موقت، و ناپایدار شده است.
پس از رنسانس در اروپا، روش علوم طبیعی دستخوش تحولی عمیق شد. تجربه گرایی Empiricism و اثبات گرایی Positivism شاخصه اصلی علوم طبیعی شد. کشفیات پی درپی و موفقیت های بزرگ علوم طبیعی این تلقی را به وجود آورد که تجربه و عینیت Objectivity تنها ابزار قابل قبول در هر نوع فعالیت علمی است. یکی از این فعالیت های علمی، علوم انسانی و اجتماعی بود که برای کسب اعتبار ناچار به پذیرش تام تجربه و عینیت شد. غافل از این که موضوع Subject در علوم طبیعی با موضوع در علوم انسانی تفاوت جوهری Substantial دارد. موضوع در علوم طبیعی، ماده لاشعور است ولی موضوع در علوم انسانی، انسان با همه خصیصه های روانی، تاریخی و اجتماعی اوست. بنابراین برای بررسی انسان نباید از موضع دانشمند علوم طبیعی حرکت کرد؛ بلکه باید شناسا بتواند خود را به جای شناخته قرار دهد و تمامیت وجود او را درک کند. این روش همان هرمنوتیک است که باید از حوزه تفسیر متون به حوزه کلی زندگی انسان کشانده شود.
بازار اصفهان، یکی از بزرگترین وجالب ترین بازارهای شهرهای ایران و حتی جهان اسلام به شمار می رود. در بین شهرهای بزرگ و سنتی ایران، کمتر شهری بازاری به باشکوهی بازار اصفهان دارد. بازار اصفهان، از نظر فعالیت های اقتصادی و مبادلات کالا هرگز یارای برابری با بازار تهران را ندارد و یا از دید طرح فضای معماری و هماهنگی عناصر مختلف و مجتمع بودن به پای بازار تبریز، اراک و لار نمی رسد؛ لکن از نظر اصالت، قدمت، سنت و چشم انداز کلی به بازار کاشان، یزد و قزوین شباهت دارد؛ همچنین از نظر معماری - کالبدی با بازار شیراز و قم قابل مقایسه است. از نظر تخصصی و اختصاصی رسته ها به کالاهای خاص، می توان آن را با بازار تبریز، شیراز و مشهد مقایسه نمود.در این مطالعه کوشش بر این است که فراوانی های پدیده های یاد شده در بازار اصفهان و یا هرخصیصه جغرافیایی دیگری که بتوان برای بازار اصفهان یافت، بر شمرده شود. بازار اصفهان با چشم انداز جغرافیایی، همیشه مقام و منزلت والایی به خود اختصاص داده است؛ از جمله به عنوان بزرگ ترین بازار تولید کننده صنایع دستی حداقل از 400 سال قبل دربین شهرهای اسلامی مطرح بوده است.با دید کلی و خصوصیات جغرافیایی که راجع به بازار شهرهای بزرگ سنتی ایران برشمردیم باید اذعان داشت که بازار اصفهان درمجموع، به لحاظ موقعیت اقتصادی، اجتماعی، هنری، و معماری چنان اهمیت و جذابیتی دارد که در بین بازارهای شهرهای بزرگ اسلامی شاخص و دارای اهمیت جغرافیایی خاصی است. ارزش بازار اصفهان موقعی برای ما روشن می گردد که تحلیل از ساختار فضایی – کالبدی آن ارائه کرده باشیم.مطالعه ما در مورد بازار اصفهان آزمونی علمی است و بیشتر به این نیت صورت پذیرفته که برنامه ریزان و طراحان شهری بتوانند با زنده سازی این مجموعه اصیل ایرانی – اسلامی (ضمن حفظ ارزش های معماری وشهرسازی) عناصر کالبدی، اقتصادی و اجتماعی را در زندگی چنان نظم و سامان دهند که پاسخگوی نیازهای زندگی امروزی باشد. در تعریف زیر این موضوع را به خوبی درک می کنیم: «بازار در ساختمان وبافت شهری، بنیادی است اقتصادی و نهادی است اجتماعی و میراثی است فرهنگی؛ بویژه بازتابی است از هنر معماری دربرابر شرایط و مقتضیات اقلیمی و جغرافیایی ایران.»