ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۴٬۸۴۱ تا ۴۲۴٬۸۶۰ مورد از کل ۵۳۰٬۶۹۴ مورد.
۴۲۴۸۵۴.

بخش اجتماعی: روزنامه نگاری در تاریخچه ی مختصری از روزنامه و روزنامه نگاری درایران از آغاز تا پایان عصر پهلوی

۴۲۴۸۵۸.

«سرزمین پریان» در خاک مادستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۲۸
«پری: تحقیقی در حاشیه اسطوره شناسی تطبیقی»، پژوهش خواندنی و بس ستودنی استاد بهمن سرکاراتی، را در واپسین سال های نخستین دهه پس از انقلاب – آن هنگام که دوره مجلدات نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز به سادگی یافت نمی شد – خوانده بودم. این مقاله ارزشمند، همراه با نوشته هایی دیگر از استاد، در قالب کتابی به نام سایه های شکار شده (نشر قطره، تهران 1378)، تجدید چاپ شده است. چندی پیش از این هم نوشته دوست گرامی، آقای ابوالفضل خطیبی، را – که آن نیز «سایه های شکار شده» نام گرفته است – در معرفی مجموعه مقالات استاد در نامه فرهنگستان (سال چهارم، شماره دوم، 1377، شماره پیاپی 14) خواندم. نوشته کنونی، در حقیقت، با انگیزه افزودن یادداشتی بر اشارات او در باب مقاله «پری: تحقیقی در حاشیه اسطوره شناسی تطبیقی» (سرکاراتی 1350)، فراهم شده است. وی چکیده ای از آن مقاله را نقل کرده چنین افزوده است: بیوار... به این مقاله ]«پری...»[ توجه کرد ولی خود نظریه دیگری درباره منشا و خاستگاه پریان پیش کشید. بنابر نظریه بیوار، سرچشمه افسانه پریان را، با آن نیروی مشهور جادوگری و جنگاوری، نباید در مفاهیم دینی هندو اروپایی جستجو کرد بلکه این افسانه های برخاسته از یک سلسله سنت های ایرانی مربوط به قبیله ای موسوم به پریکانی هستند. این قبیله در منطقه خوش آب و هوای جبل بارز، که در قسمت جنوبی ناحیه ای که از رفسنجان و پاریز تا بلند ترین مناطق پیرامون ده بکری بین بم و جیرفت امتداد دارد، سکونت داشتند. به گفته بیوار، روحانیون زردشتی از این قبیله بیزاری می جستند؛ ولی گویا، به تاثیر روایات پارتی، در حماسه ها و سپس در شعر پارسی، با آنان همدلی می شود...
۴۲۴۸۵۹.

نگاهی به «من بادم و تو آتش»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶۷ تعداد دانلود : ۸۱۸
آنه ماری شیمل، من بادم و تو آتش (درباره زندگی و آثار مولانا)، ترجمه فریدون بدره ای، انتشارات توس، 1377، 222 صفحه. عرفان دوستان ایرانی در سال های اخیر بارها نام آنه ماری شیمل را شنیده اند. او، به دلیل ترجمه آثارش به زبان فارسی و سفرهایی که به کشور ما داشته و علاقه ای که در موضع گیری های خود نسبت به ایران نشان داده، در محافل علمی و سیاسی جلب توجه کرده است. از این رو، بی گمان بسیاری از خوانندگان این سطور با زندگی نامه وی آشنا هستند. با این حال، نشر ترجمه اثر دلنشین او با عنوان من بادم و تو آتش برای معرفی بیشتر او فرصت تازه ای پدید آورده است. آنه ماری شیمل تحقیق در اسلام را از نوجوانی آغاز کرد و در 19 سالگی به دریافت درجه دکتری در مطالعات اسلامی از دانشگاه برلین نایل شد. شیمل، که سال ها در مجاورت مزار مولانا به سر برده، همواره با لذتی همراه با حسرت از آن ایام خوش یاد می کند و، در این یادکرد، قلم او بیشتر ترجمان دل اوست. من بادم و تو آتش نیز، با همین کیفیت، آمیزه ای است از سفرنامه و خاطرات و یادداشت های تحقیقی که به بیانی شاعرانه و دلنشین به هم پیوند خورده است و خواننده را، بی آن که درگیر بحث های تحقیقی پرارجاع سازد، با دیدگاه های نویسنده درباره مولانا آشنا می گرداند. فصل اول کتاب سراسر گزارش خاطرات خانم شیمل از قونیه دهه 1950 است. وی، چنان در آرزوی زیستن در فضای عصر مولاناست که به ساختار قدیم شهر قونیه دل بسته و از ساخت و سازهای جدید شهری ناخرسند است؛ گویی طبیعت قونیه و کوچه و بازار آن، با همان صورت اصیل، به او در تفسیر ابیات مثنوی و دیوان شمس و رمزگشایی اشارات مولانا یاری می رساند. در حقیقت، نکات تازه در این اثر بیشتر مربوط به تفسیر خاص شیمل از ابیات و شرح و توصیف و نیز دسته بندی صور خیال مولاناست. نباید از نظر دور داشت که، بر اساس مآخذ موجود، چندان مطلب تازه ای نمی توان درباره زندگی مولانا یافت یا ابهامی از نقاط در سایه مانده آن زدود. با این همه، ارزش کار پژوهشگران نگاه از دریچه های متعدد به احوال مولاناست...

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان