چکیده
هستىشناسى و جهانشناسى از جمله مباحث مهم و دیرینه فلسفى است که همواره ذهن فلاسفه را به خود مشغول داشته است. در دوره جدید، به ویژه پس از رواج فلسفه انتقادى کانت، تدریجاً مسائل جهانشناسى کنار نهاده شد و توجه عمده متفکران به مسئله معرفتشناسى جلب شد.
وایتهد از جمله فیلسوفان و اندیشمندان نادر قرن بیستم است که دوباره به احیاى پرسشهاى مهم مابعدالطبیعه مىپردازد. او هر چند مسائل سنّتى مابعدالطبیعه، مثل وحدت و کثرت، ثبات و حرکت و زمان و مکان را مطرح مىکند، در ارائه راهحل براى آنها، به هیچ وجه در چارچوب نگرش فیلسوفان پیشین، مانند ارسطو، باقى نمىماند.
ادعاى اصلى وایتهد این است که مىخواهد بر اساس یافتههاى ریاضیات، به ویژه فیزیک جدید، رویکردى دوباره و نوین به مسائل مهم و سنّتى مابعدالطبیعه داشته باشد.
وى ماحصل یافتههاى خود را در جهانبینى ارگانیکىاش سامان مىدهد و در این جهانبینى موضوعاتى چون وحدت و کثرت، ثبات و حرکت و زمان و مکان، تبیین جدید و دوباره مىیابند.
سرود و خوش سرود که: «گر نبودی عشق هستی کی بدی» نه تنها دستمایه عارفان و شاعران و بیدلان که زیربنای هستی عشق است و یکی از سرسپردگان غمزه غمازه او که خود سلسله جنبان دگر دلباختگان است و خواهد بود مولاناست. و این داستان را در دیوان شمس رنگ و بویی دیگر است و در مثنوی معنوی سمت و سویی دیگر: در آنجا عشق است که مولانا را بر دوش جان می برد «می برد آنجا که خاطرخواه اوست»، اما در مثنوی که عنان اختیار به ظاهر در کف پرکفایت مولاناست این بیخودی از چیست؟ این مقاله بر آن است که شور مولانا را که در دیوان شمس مشهود است در مثنوی نیز به عرضه تماشا نشاند و بازگوید که هرجا که عشق آمد. عقل «نه سواری است که در دست عنانی دارد»
در سال های اخیر توجه به نقش مدیر به عنوان رهبر آموزشی و مهم ترین عامل تغییر و تحول و موفقیت برنامه های آموزشی و پرورشی مدرسه سبب گرددیه که کار برنامه ریزان آموزش مدیران زیر سوال قرار گیرد و برنامه ریزان به تجدید نظر در برنامه های آموزشی و جست و جوی رویکرد های کارآمدتر برای آماده سازی مدیران بپردازند انتقاد از برنامه های سنتی آموزش مدیران مدارس در زمینه هایی مانند ناکار آمدی ساختار برنامه ها تدریس انتزاعی یا عدم سازگاری بین نظریه و عمل فقدان شیوه مناسب ناسازگاری برنامه با شیوه های یادگیری و روحیه بزرگسالان موجب شده که در چند دهه اخیر تلاش های بسیاری در دانشگاه های بزرگ دنیا برای تغییر برنامه های سنتی آموزش مدیران و سازگار کردن آن با نیازهای این حرفه انجام گیرد مقاله ضمن مرور پارادایم ها و دیدگاه های غالب در آموزش مدیران و تحلیل انتقاد های وارده به آموزش سنتی به بررسی رویکرد های عمده در این زمینه می پردازد و با معرفی نمونه هایی از رویکرد های غالب مانند مربیگری مانتورا تشکیل گروه های مطالعه مسائل مدیریت و غیره رویکرد نوشتن مورد را که در حال حاضر به عنوان روشی موثر در دانشگاه های ایالت کبک (کانادا) برای آموزش اولیه و آموزش ضمن خدمت مدیران مورد استفاده قرار می گیرد مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد
اصطلاحنامهمشتمل بر تعریف اصطلاحنامه، تعریف اصطلاحات، روابط معنایی،رساختار ویرایش و مدیریت اصطلاحنامه از بحثهای اصلی این مقاله است. روابط معنایی از سه رابطه «همارز»، «سلسله مراتبی» و «مصداقی» (موردی) تشکیل شده است. بررسی مفصل این سه نوع رابطه بخش مهمی ا زمتن را تشکیل میدهد. نیاز به ویرایش اصطلاحنامه و مدیریت تخصصی آن در اطلاعرسانی نوین امری اجتنابناپذیر است. بررسی شکلی اصلاحنامه از نظر دستوری و خطی و بیان پارهای از قواعد ضروری بحث پایانی مقاله است.
"هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت اسناد علّی و راهبردهای یادگیری در دانشجویان تبریز و نیز رابطه آنها با متغیرهای هوش، خلاقیت، جنسیت و رشته تحصیلی بوده است.برای این منظور، 500 دانشجوی دختر و پسر به صورت منظم از بین کلیه دانشجویان انتخاب و با استفاده از پرسشنامه خلاقیت، CDS، پرسشنامه MSLQ و آزمون هوش ریون اطلاعات مورد نیاز جمعآوری و تجزیه و تحلیل گردیدند.شیوههای اسناد علّی دارای سه بعد مرکز کنترل، کنترلپذیری و ثباتپذیری، و راهبردهای یادگیری نیز شامل راهبردهای یادگیری سطح بالا، سطح پایین و راهبرد خود نظمدهی بودهاند.مطابق نتایج به دست آمده، هر چه افراد از لحاظ بهره هوشی و میزان خلاقیت در سطح بالاتری قرار داشتند، دارای مرکز کنترل درونی و کنترلپذیری بیشتری نیز بودهاند.همچنین این افراد(افرادی با میزان خلاقیت زیاد)، در مقایسه با افرادی با سطح خلاقیت پایین، از راهبردهای یادگیری سطح بالا بیشتر استفاده میکردند.نتیجه دیگر آن است که دانشجویان گروههای مختلف تحصیلی در استفاده از اسنادهای علّی به گونه متفاوتی عمل مینمودند، به طوری که دانشجویان گروه فنی و مهندسی دارای اسناد علی درونیتر، ناپایدارتر و کنترلپذیرتری نسبت به سایر رشتههای تحصیلی بودهاند؛در صورتی که در استفاده از انواع مختلف راهبردهای یادگیری تفاوت معنیداری نشان ندادند.
مطابق نتایج به دست آمده، بین دانشجویان دختر و پسر در استفاده از شیوههای اسناد علّی تفاوت معنیداری وجود نداشته است؛اما این دو جنس در راهبردهای خود نظمدهی به طور متفاوتی عمل کردند و این تفاوت به نفع گروه مردان گزارش شد."
"این تحقیق عوامل مرتبط با رضایت شغلی را در میان اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی در ایران مورد بررسی قرار میدهد.در این تحقیق، 481 نفر از اعضای هیأت علمی مشارکت داشتند.برای تعیین عوامل و متغیرهای رضایت شغلی از تحلیل عاملی استفاده شد.نتایج نشان دادند که رضایت شغلی با عوامل اقتصادی، آموزشی، تفریحی و رفاهی، لوازم و تجهیزات، انگیزشی ارتباط دارد.برای ارزیابی تأثیر این عوامل بر متغیر تابع(رضایت شغلی)نیز از رگرسیون گام به گام استفاده گردید.در نتیجه این تحلیل، عوامل اقتصادی و انگیزشی در الگو باقی ماندند؛و لذا آشکار گردید که این دو عامل نقش بزرگتری را در رضایت شغلی هیأت علمی دانش آموخته خارج از کشور ایفا میکنند.در این مقاله پیشنهاد شده است که بهبود رضایت شغلی در میان این دسته از اعضای هیأت علمی به تغییرات بنیادی نیاز دارد.برخی از مصادیق این تغییرات به مثابه پیش شرطهایی برای بهبود رضایت شغلی اعضای هیأت علمی از این قرارند:توسعه اقتصادی، حمایت مالی از دانشگاهها، تغییر ساختار، استقلال دانشگاهها، مشارکت هیأت علمی، تقویت گروههای آموزشی و حاکمیت فرهنگ علمی.
"
"هدف از مقاله حاضر، نخست، تشریح مفاهیم و تعاریف نظری مربوط به هویت جنسیتی، تاثیر فرهنگ در ساخته شدن این هویت و بازنمایی آن در فرهنگ است. در این حوزه بر آرای دو تن از برجسته ترین نظریه پردازان این موضوع، ساندرا بم و مایکل کیمل، مبنی بر لزوم فراتر رفتن از رویکرد زیست شناسی در تعریف و درک این هویت تاکید خواهد شد. هویت جنسیتی که در فرهنگ هر جامعه ای تبلور می یابد، سرچشمه بسیاری از نابرابری های جنسیتی اجتماعی نیز هست. از این رو، بررسی بازتاب این هویت در فرهنگ برای روشن کردن این سرچشمه ها و آفرینش زبان و فرهنگی مبتنی بر برابری جنسیتی اهمیت اساسی دارد. هدف از این بخش نشان دادن نگاه مردانه به زنان و جایگاه آنان با ریشه های بسیار ژرف آن در فرهنگ و ادبیات است. این نگاه، سازنده تصویری است که از بیرون از زنان ترسیم شده است. از آن جایی که هویت هر کس برآیندی از تصاویر بیرونی و درونی آن شخص از خودش است، می توان پنداشت که تا پیش از انعکاس صدای زنان در عرصه رمان و ادبیات و فرهنگ، که پدیده متاخری به شمار می آید، یگانه تصویر هویت سازی جنسیتی کمابیش در این فرایند خلاصه می شده است. برای ارایه نمونه ای گویا از این تصویر در فرهنگ ایران، مروری بر ادبیات ایرانی صورت گرفته که باید آن را مقدمه ای برای مطالعات بعدی به شمار آورد.
در بررسی حاضر، بخشی از پژوهش هایی که در ایران در زمینه تصویر زن در ادبیات و متون گوناگون انجام گرفته، و از جمله تازه ترین آن ها گرد آمده و نقد یا تفسیر شده است. علاوه بر آن، پژوهش نگارنده با استفاده از روش اسنادی، با حرکت از تعریف زن در فرهنگ معین و نیز نگاهی بر مهم ترین چهره های رمان نویسی معاصر ایران به انجام رسیده است"