در نظامهای سیاسی ایران پس از اسلام، به ویژه تا پایان عصر خوارزمشاهی (490- 628 هجری قمری)، شاعران از جایگاه ممتازی برخوردار بودند. دربارها بخشی از شکوه خود را مدیون تجمع شاعران بودند و در ازای آن مبالغی از درآمد خود را هم صرف آنان می نمودند. مقاله حاضر با تکیه بر عصر غزنوی (350- 431 هجری قمری) و شاعران این عهد بر آن است که به تجزیه و تحلیل ماهیت سیاسی حضور آنان، که بر اطلاع رسانی و هدایت افکار عمومی مبتنی بود، بپردازد.
در این مقاله اظهار شده است علم و فرهنگ و تکنولوژی و به ویژه سیاست نمی تواند از فلسفه جدا و بی نیاز باشد. علم بدون فلسفه چنان که دکارت گفت مانند درخت بی ریشه است و علم به عنوان میوه همواره به فلسفه به عنوان ریشه نیاز دارد. گروه های مختلفی در دوران معاصر از قبیل پوزیتیویست ها و نحله های دیگر سعی کرده اند نیاز علم به فلسفه و به ویژه نیاز سیاست به فلسفه را انکار کنند. اما کوشش آنها موفق نبوده است و حتی فلسفه پست مدرن پایه های متافیزیکی متناسب خاص خود را دارد. تفکر فلسفی همواره در گذشته پایه تمدن و فرهنگ بشری بوده است و در آینده هم خواهد بود.
"با توجه به نقش و اهمیت ارزیابى و کنترل راهبردى در طراحى و اجراى راهبردهاى پویا و منطبق بر شرایط تجارى متغیر کنونى، در این مقاله تلاش شده است، که چگونگى تدوین و طراحى یک نظام ارزیابى و کنترل راهبردى جامع و مناسب در جهت اجراى الگوى مدیریت راهبردى طرحگرا در یکى از شرکتهاى بزرگ صنعتى کشور تشریح شود.براى این منظور ابتدا الگوى مدیریت راهبردى طرحگرا مورد بحث قرار گرفته و پس از آن به مرور کارهاى انجام شده در زمینه ارزیابى و کنترل راهبردى پرداختهایم.سپس براى آشنایى با محیطى که طرح تحقیق در آن انجام یافته، تصویرى کلى از شرکت صنایع آذرآب ارایه گردیده است.پس از آشنایى مختصر با شرکت مزبور، گامهایى که جهت طراحى نظام ارزیابى و کنترل راهبردى براى این شرکت برداشته شده، به صورت مختصر توضیح داده شده است.
"
"هدف از این پژوهش، بررسى رابطه راهبردهاى خود نظم ده یادگیرى(براساس الگوى ولترز، 1998)و پیشرفت تحصیلى دانشجویان است.در این زمنیه، به سه پرسش تحقیقاتى پرداخته شد: 1.دانشجویان از چه نوع راهبردهایى براى خود نظم دهى به مشکلات انگیزشى استفاده مىکنند؟ 2.آیا استفاده از این راهبردها وابسته به موقعیتهاى آموزشى است؟3.رابطه خود نظم دهىهاى شناختى، فراشناختى، ارادى و پیشرفت تحصیلى چگونه است؟در این تحقیق، تعداد 184 داوطلب دانشجو(98 دختر و 86 پسر)ثبت نام شده، در سه گروه درس رشد که توسط یک مدرس ارایه مىگردید، شرکت نمودند.دانشجویان در چهار موقعیت مشکلزاى آموزشى که موجب کاهش انگیزش مىشود، قرار گرفتند.سپس از آنها خواسته شد تا راهبردهایى که آنها در موقعیتها به کار مىگیرند تا همچنان به تلاش خود ادامه دهند و موفق شوند را نام ببرند.
نتایج نشان داد که دانشجویان متناسب با نوع مشکل از راهبردهایى استفاده مىکنند که بتواند موجب خود نظم دهى یادگیرى آنان در آن موقعیت خاص گردد.نتایج همچنین نشان داد که انگیزشهاى درونى یا ذاتى به شکلى مثبت فرآیندهاى شناختى و پیشرفت تحصیلى را پیشبینى مىنمایند، در حالى که انگیزشهاى عملکردى رابطهاى منفى با هر دو عامل یاد شده دارد.از مجموع راهبردهاى شناختى و فراشناختى در دو سطح ساده و پیچیده، تنها راهبرد تمرین و تکرار بود که توانست پیشرفت تحصیلى را پیشبینى نماید.پژوهش در انتها با چند پیشنهاد آموزشى خاتمه مىیابد.
"