فقه سیاسى عرصه مسائل نوپیدا و حوادث واقعه است و در این میان، قواعد فقه سیاسى نقش ویژهاى در پاسخ گویى به این مسائل دارد. این قواعد راهکارهایى کلى، قابل فهم و انسجام یافته براى استفاده همگان ارائه داده و آشنایى با آنها حاکمان را نیز به پیروى از آن اصول و مقررات وادار مىکند. مقاله حاضر در پى تبیین چیستى قواعد فقه سیاسى منابع، اهداف و ساز و کار اجراى آنهاست.
اندیشه سیاسى فاضل مقداد با محوریت عنصر زمان و مکان و پیوستگى دین و سیاست، از طرفى، اجتهاد و تلاش علمى فقها را پویایى و توانمندى خاصى بخشیده و از سوى دیگر، عالمان و فقهاى شیعه را منزلتى رفیع داده است به گونهاى که تبیین کننده جایگاه فقها در سیاست و حاکمیت آنان در عرصه عمومى جامعه بوده و به این نکته منتهى مىگردد که در ساختار سیاسى جامعه اسلامى یا بایستى فقیه، حاکم شده یا حاکم، فقیه گردد. با چنین نگرشى، به ولى فقیه و شرایط آن و اختیارات مبسوط حاکم اسلامى در عرصه مصالح عمومى و تأمین نظم و امنیت و هدایت جامعه به سوى صلاح توجه نموده و فرد و دولت را نیز با نگاه به جایگاه والاى فرد در نظام سیاسى ولایت فقیه بررسى کرده و حقوق و وظایف متقابل حکومت و مردم را تبیین نموده است.
سیدقطب از پرآوازهترین چهرههاى اصول گرایى اسلامى در قرن بیستم است و اندیشههاى او مجموعاً شاکله گفتمان اصولگرایى اسلامى معاصر را پىریخته است. اگر چه بعد سیاسى اصولگرایى اسلامى در سه چهار دهه اخیر غلبه یافته، اما از بنیادهاى فکرى و فلسفى این جریان نمىتوان غفلت ورزید و در حقیقت بنیان رویکرد سیاسى این جریان، خاستگاه فلسفى و فکرى - دینى آن است.
در این مقاله مهمترین عناصر و مفاهیم اندیشه سیدقطب مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته است.
نوشتار حاضر ضمن معرفى خطوط اصلى اندیشه لیبرالیسم، وجوه چالش آن را با تفکر اسلامى باز مىشناسد. مقاله به دو بخش اصلى تقسیم مىشود: بخش نخست، به بررسى موضع اندیشه لیبرالى در مقولات مهمى نظیر عدالت، آزادى و حدود اختیارات دولت و نیز چرخشهاى نوین در حوزه لیبرالیسم و بخش دوم، به بررسى وجوه ناسازگارى این مواضع با اندیشه اسلامى اختصاص یافته است.
مقاله حاضر به «روششناسى اندیشه سیاسى در فلسفه غربِ تمدن اسلامى» اختصاص دارد. فلسفه غرب تمدن اسلامى به اندیشههاى فلسفى در آرا و آثارِ فیلسوفانى چون ابن طفیل، ابن باجه و ابن رشد اطلاق مىشود. اینان برخلاف متفکران شرق تمدن اسلامى، مانند ابنسینا، روششناسى ویژهاى در حوزه دانش سیاسى داشتند. بنیادى شرعى براى عقل در حوزه سیاست قائل بودند و در عین حال احکام شرعى سیاست یا سیاست شرعى را به اعتبار یافتههاى عقل برهانى، حمایت و نقد مىکردند. از این حیث نوعى روششناسى معطوف به «روش تأویل» در فلسفه غرب اسلامى شکل گرفت، که امروزه به هرمنوتیک اسلامى یا هرمنوتیک ابن رشد معروف است. مقاله حاضر به توضیح روش شناختى این نظریه و نتایج آن در حوزه دانش سیاسى پرداخته است.
فلات مرکزی ایران امروزه با شرایطی خشک تا بسیار خشک روبه روست، ولی شواهد ژئومرفولوژیک نشان میدهد که تغییرات قابل توجهی در اوضاع اقلیمی و طبیعی این ناحیه در طول دوران چهارم روی داده است که گاه بسیار متفاوت از وضعیت کنونی بوده است. تحقیق حاضر بر مبنای بررسی آثار ژئومرفولوژیک و تجزیه و تحلیل شیمیایی ـ فیزیکی رسوبات کویر اردکان و نیز مطالعه بخشی از رسوبات باد آورده این ناحیه (موسوم به کوهریگ) تهیه شده است. پدیده های ژئومرفولوژیک غیر فعال (فسیل)، که نشان دهنده شرایط طبیعی گذشته میباشد از قبیل مورنهای یخچالی کوهستانی در شیر کوه (جزئی از حوزه آبگیر یزد - اردکان)، خطوط ساحلی دیرینه در حاشیه این کویر، و نیز وجود رسوبات دریاچه ای و ماندابی ریز دانه (سیلت و رس) در عمق بسیار کمی زیر سطح امروزی کویر، همگی نشان دهنده تغییرات شرایط محیطی در اواخر پلیستوسن و بخشی از هولوسن میباشند. در این مقاله سعی شده است تا با توجه به این شواهد و مطالعه ویژگی های فیزیکی - شیمیایی مقطعی از رسوبات این کویر، روند تغییرات اقلیمی و محیطی در این حوضه بررسی شود. نتایج حاصله نشان میدهد که شرایط به مراتب سردتر. همراه با هوازدگی فیزیکی شدیدتر ناشی از سرمای شدید در انتهای پلیستوسن، به شرایط گرمتر و با موازنه رطوبتی مثبت تغییر حالت داده است، به طوری که در قسمت قابل توجهی از هولوسن شرایط محیطی مساعدی جهت پیدایش پهنه های آبی به جای کویر وجود داشته است.
قوادی به معنای رساندن زن و مرد نامحرم به یکدیگر به منظور ارتکاب عمل منافی عفت به کار میرود که از گذشتههای دور تاکنون دامنگیر جوامع بوده است. این جرم از حد یک بزه ساده و جزئی فراتر رفته و به جرم سازمان یافته و بحران بزرگ اجتماعی تبدیل شده است که قاچاق زنان و دختران و تشکیل باندهای فساد و مراکز فحشا را به همراه دارد. در این مقاله پس از تعریف و تبیین جرم قوادی به بررسی ابزارها و شیوههای معمول و جدید قوادی در جوامع امروزی پرداخته میشود و قوانین جزائی موجود مورد تحلیل و ارزیابی واقع شده و پیشنهادهای مناسب حقوقی ارائه گردیده است. نتایج این مقاله نشان میدهد، قوانین جزائی موجود، علاوه بر نقصان کلی، به لحاظ تأثیر عنصر جنسیت و تفاوت مجازات و مراحل ارتکاب جرم، در مهار این بحران ناتوان است و برای مبارزه با این پدیده مجرمانه، باید قانون مناسب جزائی تدوین شود که بتواند آرامش اجتماعی، تأمین عدالت، اصلاح مجرم و کاهش جرائم را تضمین نماید.
«جرائم بر ضد حقوق و تکالیف خانوادگی»، فصلی از قانون مجازات اسلامی است. مواد این فصل، نیازمند بازنگری جدی میباشد؛ زیرا در بررسی این مواد کمبودها و کاستیهای فراوان مشاهده میشود. این کاستیها میتواند برای خانوادههایی که به جهت احقاق حق خویش به دادگاه رجوع میکنند، مشکلاتی را ایجاد نماید. در این شماره، سه جرم مهم «تدلیس در نکاح»، «ازدواج قبل از بلوغ»، «عدم ثبت نکاح و طلاق» مورد بازبینی و مدّاقه قرار گرفته است. در این ارزیابی، ابهاماتی که ناشی از وضع قانونی میباشد، استخراج شده و برای رفع ابهامات قانونی، پیشنهاداتی در هر موضوع ارائه گردید. در پایان مقاله، خلأهای قانونی فصل «جرائم بر ضد حقوق و تکالیف خانوادگی» احصاء و فهرستوار مطرح گردیده است.
فخرالدین اسعد گرگانی، شاعر قرن پنجم هجری است و تنها اثر او، ترجمة منظومی از داستان عاشقانة «ویس» و «رامین» است که به تمدنهای پیش از اسلام تعلق دارد. این اثر از سویی جدال سرنوشت است که شخصیتهای داستان را به طرز اجتنابناپذیری در برابر حوادث متعدد قرار میدهد و از سوی دیگر آینهای از مفاسد اجتماعی آن روزگار و تمایلات نفسانی بشر است که بستر ماجراهای داستان واقع میشود. «ویس»، قهرمان اول داستان است که برخی او را به سبب بیپروایی و جسارت زنانهاش ستودهاند و برخی دیگر در محکمة اخلاق، از بیعفتی او سخن گفتهاند. مقالة حاضر با نگاهی نو به داستان، نه در پی تبرئه ویس، که درصدد تحلیل منصفانة شخصیت او و بررسی نقش دیگران، به خصوص مردان، در کشاندن او به ماجراهایی است که سبب محکومیت وی در ادبیات فارسی شده است.
نوشتار حاضر به بهانة شناساندن فرهنگنامة اصول فقه در آغاز به کلیاتی پیرامون دائرةالمعارفنگاری و فرهنگنامه نویسی پرداخته و در گفتار دوم افزون بر بیان تاریخچه و ویژگیهای فرهنگنامة اصول فقه در سه بخش (ساختار تشکیلاتی، مراحل اجرایی و شیوة تدوین) به معرفی آن اقدام نموده است.
بنیادجامعه اطلاعاتی مبتنی بر فعالیتهای متنوعی است که به نحو مستقیم با تولید، توزیع و کاربرد اطلاعات مرتبط میباشد . دانیلبل، ویلیام مارتین و صاحبنظران دیگر، تعاریف متنوعی را از جامعه اطلاعاتی ارائه کردهاند که در این مقاله مورد توجه قرار میگیرد. پرسش عمده در چارچوب جامعه اطلاعاتی ایران تأکید بر زیر ساختهای اختصاصی ، نرمافزارهای عمومی، نرمافزارهای اختصاصی و آموزش مورد نیاز کارکنان میباشد. بر این قرار نگرش نوین به زیر ساختهای اطلاعاتی برحسب استراتژی نوین دولت جمهوری اسلامی ایران طراحی شده است. در این مقاله با توجه به منابع متنوع نگرش به بنیاد جامعه اطلاعاتی در ایران مورد توجه قرار میگیرد.