در این نوشتار ، مؤلف ، پس از تعریف علم هرمنوتیک و تبیین پیوندهای ریشه شناختی آ ، مسائل سه گانه ی اصلی این علم را مطرح می سازد . سپس با نگاهی گذرا ، به تحولات علم هرمنوتیک نوین و منشاء آن ، یعنی جریان های فکری معاصر ( اعم از نظریه های جدید رفتار بشری در علوم روان شناسی و اجتماعی ، تحولات شناخت شناسی و فلسفی و بالاخره براهینی که توسط بعضی از فلاسفه همچون ویتگنشتاین ارائه شده ) می پردازد . پس از آن ، مؤلف با طرح سوالاتی اساسی ، شرح و تبیین چهار طریق متمایز تصویر و تعریف علم هرمنوتیک را در پی می گیرد ...
"نتیجه تحقیقات تجربى انجام شده در مورد بازار سرمایه مؤید این مطلب است که قیمتگذارى اوراق بهادار در بازار سرمایه به گونهاى بوده است که کسانى که ریسک بیشترى پذیرفتهاند، در دراز مدت بازده بیشترى نیز به دست آوردهاند.یکى از مدلهاى رایج تبیینکننده رابطه بین ریسک و بازده، مدل قیمتگذارى دارایىهاى سرمایهاى (MPAC) مىباشد.در این مقاله سعى شده است تا ضمن تشریح مبانى نظرى این مدل و مرورى بر آزمونهاى تجربى انجام شده، معلوم شود که آیا در بازار بورس اوراق بهادار تهران، بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام عادى ارتباط خطى ساده و مثبت وجود دارد یا خیر؟براى این منظور دادههاى مربوط به بازده سهام شرکتهاى نمونه و بازده پرتفوى بازار براى دوره زمانى فروردین 1370 تا شهریور 1375 جمعآورى و آزمونهاى لازم انجام گردید.نتایج به دست آمده نشان مىدهد ریسک سیستماتیک به تنهایى، تغییرات بازده سهام شرکتها را نمىتواند توجیه نماید.
"