چیستی و حقیقت امامت از دیرباز محل بحث و گفت و گوی متکلمان شیعه و اهل سنت بوده و در این زمینه دیدگاههای مختلفی ابراز شده است. آنچه در پی خواهد آمد، گزارش مختصری است از این دیدگاه ها که امیدواریم مورد توجه خوانندگان عزیز موعود واقع شود.
شرح لفظ امامت و واژه های وابسته
در ابتدا، به بیان معنای لغوی واژه امام و امامت و واژه های وابسته به آن که توجه به آنها در فهم مفهوم امامت روشنگر است، می پردازیم.
بر اساس نظریه سخن کاوی در زبانشناسی هر گونه جابجائی یا تغییر عناصر متن در جریان آفرینش آن هدفمند می باشد. مقاله حاضر به فرایند واژه بندی بعنوان یکی از جنبه های آفرینش متن پرداخته و ترفندهای واژگانی بکارگرفته شده توسط آفریننـده سخن را بررسی می کند. در این مقاله بخشی از یکی از داستانهای ادگارآلن پو انتخاب و نحوه ایجاد بافتار متن توسط واژگان منتخب و شبکه های واژگانی حاصله، تاثیرات ادراکی آنها و نیز نقش اینگونه ترفندهای متنی در افزایش تاثیر ادبی متن مورد بررسی قرارمی گیرد.این مقاله همچنین به ارزش ادراکی ترفندهای واژگانی و تعامل بین زنجیره های واژگانی در یک متن پرداخته و به کاربرد ابن شیوه نگرش به متن در آموزش زبان اشاره می نماید.
رابطه بین زبان و واقعیت که از دیرباز مورد توجه فلاسفه بوده، در سده اخیر به دیگر حوزههای علوم انسانی خصوصاً روانشناسی و زبانشناسی نیز راه یافته است. اغلب فیلسوفان، روانشناسان و معناشناسان تا دهههای اخیر زبان را منفک از مقوله شناخت و واقعیت فرض میکردند. به عبارت دیگر، مقوله شناخت جدا از ساختار زبان تصور میشد و زبان ابزاری جهت بیان وقایع محسوب میگشت. در مقابل این گرایش، رویکرد نوین زبانشناسان قرار دارد که با این مسأله بنحوی کاملا" متفاوت برخورد میکند. بر اساس این رویکرد زبانشناسان معتقدند که نظام ادراکی و شناختی انسان از ساختار زبانی جدا نیست. به تعبیری، زبان نه تنها در بیان واقعیات و شناخت پیرامون بیتأثیر نیست بلکه در ساخت واقعیتها نیز مؤثر است. به بیان دیگر، زبان مستقیماً دنیای بیرون را منعکس نمیکند بلکه بازگو کننده مفاهیم انسانی و تعامل وی با جهان است. در این رابطه، مقاله حاضر در پی آن است که نحوه تکوین دیدگاههای مهم زبانشناسی را در باره نقش زبان برای شناخت یا نمود واقعیتها مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
در کتابهای منطق قدیم در تعریف انواع استنتاجهای بیواسطه (همچون تناقض، تضاد، دخول تحت تضاد و تداخل) و نحوه صدق و کذب آنها خلطهایی رخ داده و مطالبی بدون اثبات گفته شده است. این مقاله بر آن است که ضمن نشان دادن این بینظمی منطقی در بعضی از متون مذکور، پس از ارائه تعریف دقیقی از هر یک از این عناوین، قضایایی را که برای اثبات ادعاهای صدق و کذب باید اثبات شوند نشان دهد و سپس آنچه را که در این کتابها بدون اثبات ادعا شده است مستدّل کند.
مسئله کلیات از دیرباز مورد توجه فلاسفه بوده است. در این نوشتار این مسئله از سه زاویه و سه منظر وجود شناختی، معرفت شناختی و روانشناختی در مورد آرای یکی از فلاسفه برجسته مسلمان یعنی صدرالمتألهین شیرازی مورد بررسی قرار گرفته است و آنگاه از هر یک از منظرهای سه گانه مذکور، نقدهایی در مورد این متفکر فلسفیاندیش طرح شده است.