نویسنده در این مقاله ضمن ارائه تعریفی خاص از دین و شریعت و تفکیک این دو از یکدیگر، رویکرد قرآن به شریعت را تکثرگرا دانسته و بر همین اساس تلاش میکند تا با ارائه تفسیری ویژه از «اجماع»، عصریسازی احکام دینی را نه تنها امری جایز، بلکه ضروری و لازم قلمداد نماید.
احمد فردید (1289ــ1373) استاد فلسفه دانشگاه تهران بود و به رغم آنکه چندان اثر مکتوبی نداشت، ولی با تأثیرگزاری بر شاگردانش، یکی از جریانات فکری چند دهه اخیر ایران را شکل داده است. در این مقاله، نویسنده با نگاهی به دو مجموعه گفتار از او که به تازگی انتشار یافته است، به نقد نظریاتش میپردازد. مهمترین انتقاد نویسنده این است که فردید با ترکیب اندیشههای هایدگر، محیالدین عربی و هگل، فلسفهای ساخته است که نه از سازگاری و هماهنگی درونی برخوردار است، نه بر مبنای فکری مشخصی بنا شده است و نه حاصل روشنی دارد.
نویسنده با تبیین نظریه مهدویت و برشمردن ویژگیهای جهان حاضر کوشیده است تا میان تئوری جهانیشدن و مسئله مهدویت سازگاری به وجود آورد و در این راستا میگوید تئوری جهانیشدن و همچنین رسالت عمومی ادیان، ظهور مصلح جهانی نیز به عنوان فلسفه تاریخ ادیان، امری قابل توجه است. از نظر نویسنده، ادیان باید ویژگیهای عصر جدید را منطبق بر سنتهای تاریخی خویش تفسیر کنند.
دوره رنسانس بیش از هر دوره دیگری با خشونت‘ جرم و تنبیه سر وکار دارد. در بیشتر نمایشنامه های این دوره‘ به ویژه نمایشنامه های مربوط به حکومت جیمز نخست(سال 1603 تا1625 میلادی) دو نوع مجرم وجود دارد. نوع نخست«حاکم ستمگر» است که عطش او برای قدرت او را به پیش می راند و دیگران را استثمار می کند. او همچنین توانایی این را دارد که رفتار رذیلانه اش را زیر ردای خوش نامی پنهان کند . مجرم نوع دوم «انتقام گیرنده» است . فردی که توسط «حاکم ستمگر» قربانی و استثمار شده است. Bosola شخصیت منفی نمایشنامه «دوشس مالفی» که در این گزارش به او پرداخته است ‘ فردی است که قربانی شده وفکر می کند از او به اندازه کافی سپاسگذاری نشده است. به عنوان یک انتقام گیرنده Bosola عدالت و قانون را خود اجرا می کند چرا که مرکز برقراری عدالت خود فاسد است. در روند انتقام گیری خود Bosola به یک ابلیس تبدیل می شود و هویت راستینش را از دست می دهد. او فکر میکند برای اینکه با سیستم فاسد مبارزه کند باید قسمتی از آن شود.
آینه از نمادهای ریشهدار در ادبیات جهان است.در زبان سقراط، هنر آینهای است که جهان عینی را منعکس میکند. در طول تاریخ نیز آینه در زبان هنر این خاصیت را داشته است، در مقالة حاضر حضور نمادین آینه از دیرزمان تا شعر مولانا بررسی میشود. بخشی از سخن نیز درباره چنگ، آن ساز معروف است و از نقش همپایه آینه و چنگ هم در جای خود و در پایان مقاله سخن گفته شده است.