در این مقاله تلاش شده است بنابر مقاله لوی استروس که نقدی بر رده بندی داستان های پریان پروپ است، ارتباطی میان اسطوره سیاوش و داستان پریان کره اسب دریایی برقرار شود. لوی استروس در آن مقاله بر این باور است تا وقتی در رده بندی داستان های پریان، پیوند آنها با اسطوره ها روشن نشود، رده بندی صرف آنها بر پایه فرم بی نتیجه است. زیرا ما درگیر فرم می مانیم، نه محتوا که همان ساختار است. در این نه رده بندی صوری داستان های پریان و اسطوره ها با دو رویکرد و هدف متفاوت در شیوه روایت و ساخت بن مایه واحدی را باز می نمایانند...
پریان در افسانه های ایرانی و آپسارا در "ریگ ودا" زنانی آب پیکرند با خویش کاری مشترک. بررسی تطبیقی نشان می دهد که این دو در ذات واحدند و هر دو با آب پیوندی تمام دارند اما گویی پری ایرانی در طول دگردیسی اش و نیز آمیختن با تخیل پویای ایرانی بدل به زن ایزدی شده در کمال جادوکاری ولی آپسارای هندی ایزد-زنی است که تنها چندی در جلد زنان به زمین می آید. پریان و آپساراها هر دو در نهایت غیب می شوند: یکی به بهشت(پری) و دیگری به آسمان (آپسارا) باز می گردند و سیب نیز برافتادن رازی است که از خرد ماورایی آنان سرچشمه می گیرد و فاش شدنش حریم خدای گونه آنان را به روی آدمیزاده فانی می گشاید، اما فانی را صبر و دانش آن سر نیست. در این حیطه افسانه هایی که در سرتاسر ایران از خضرنبی روایت می شود مشترکاتی با این تیپ افسانه های پریان دارند...
علی محمد کاردان مردی بود کاردان، معلمی هوشیار، پیری بیدار، انسانی پر کار و پر بار و... او راه دانش را در پیش گرفته بود و علم تربیت را برگزیده بود. ابتدا آموزش و پرورش را با فرزندان خود در خانه تجربه کرد و سپس در بیرون خانه با فرزندان میهن به کار برد. در خانه موفق شده بود و هنگامی رخت دنیا از تن به در کرد که درختش به بار نشسته بود و ...
موقعیت فیزیوگرافی سرزمین، در شکل گیری و استقرار سکونتگاه های روستاهای دره ای بسیار موثر است. زیرا توسعه فیزیکی نواحی روستایی به شدت متاثر از توپوگرافی، شیب و حاصلخیزی اراضی در این گونه از روستاها می باشد. روستاهای دره ای غرب شهرستان مشهد نیز، به دلیل استقرار در دامنه ها و دره ها، با مشکلات بسیار زیاد توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه هستند. تحقیقات انجام شده در مورد 200 خانوار نمونه از مجموع 1311 خانوار بهره بردار در7 روستای مورد مطالعه این پژوهش، نشان می دهد که علیرغم وجود تنگناهای توسعه ی کشاورزی، به لحاظ کمبود اراضی مستعد زراعی؛ کمبود اشتغال و درآمد و ماندگاری جمعیت در روستاهای دره ای را در پی داشته است. لیکن باغداری با تامین 89.6 درصد از درآمد روستاییان منطقه، نقش موثری در اقتصاد و اشتغال در شرایط موجود ایفا نموده است. در چنین شرایطی، علاوه بر برنامه ریزی برای توسعه ی کشاورزی، سازماندهی فعالیت های غیر کشاورزی نیز برای ایجاد اشتغال و درآمد و پویایی روستاها، بسیار اثر بخش خواهد بود.