بخش عمده ای از تحقیقات ادبی دربارة مثنوی لیلی و مجنون نظامی، به شرح ابیات و معنی لغات ـ چه شرح کامل و چه گزیده ـ اختصاص دارد.
در این مقاله ابتدا به معرفی و نقد ساختاری و محتوایی شرح ها پرداخته شده و سپس ریشه های اختلاف نظر شارحان، در سه حوزه زیر، با ذکر مثال هایی از ابیات لیلی و مجنون، تبیین و تحلیل شده است:
الف) واژگان؛ گاه اختلاف نظر شارحان در معانی حقیقی و استعاری واژه ها و یا حقیقی یا استعاری بودن واژگان، سبب اختلاف معانی ابیات شده است.
ب) عبارت؛ گاه اختلاف نظر در معانی حقیقی یا کنایی عبارت و یا معانی گوناگون کنایی موجب اختلاف معنای ابیات شده است.
ج) کل بیت؛ گاهی نیز اختلاف نسخه ها، تعقید معنوی، استعداد تأویل پذیری ابیات و چگونگی خواندن بیت، سبب بروز معانی گوناگون گردیده است
نوشتار حاضر به بررسی ساخت داستان عامیانة حسین کرد شبستری باتوجه به عناصر داستانی آن، می پردازد. این داستان دربارة اعمال پهلوانی و عیّاریِ قهرمانی به همین نام در دورة صفویه است. در این پژوهش ابتدا عوامل داستانی، درون مایه، پیرنگ، شخصیت، حادثه، توصیف، گفت وگو، زاویة دید و سبک داستان، بررسی و سپس در نتیجه گیری، چگونگی شکل گیری داستان با توجه به این عوامل، توصیف شده است. به نظر می رسد که «تکرار»، عنصرِ بنیادی داستان و تمامی عوامل آن باشد.
تحقیق و پژوهش دربارة خاطره نویسی و خاطره نگاشته ها، از نظر ویژگی های ادبی در این آثار، به معیارهای ادب شناختی در ادبیات تاریخی مربوط می شود.
زبان و آرایه های ادبی در خاطره نگاشته ها، آنها را به سمت یک اثر ادبی سوق می دهد. ازسوی دیگر، خاطرات یکی از منابع کشف حقایق تاریخی است؛ یعنی ویژگی های ادبی و تاریخی را با هم دارد. از این رو، خاطره نویسی، گونة مستقلی از ادبیات تاریخی به شمار می آید که باعث تقویت و گسترش انواع ادبی در زبان فارسی شده است. رابطة زندگی نامه و خاطره نگاشته و همچنین رابطة سفرنامه و خاطره نگاشته، رابطة عموم و خصوص است. در ادبیات فارسی اگر نویسندة خاطرات و زندگی نامه ها ذوق ادبی داشته باشد، اثر او به صورت یک نوع ادبی مستقل درمی آید که شایستة توجه است، مانند کتاب شرح زندگی من اثر عبداللّه مستوفی. بیشتر خاطره نگاشته ها به زبانی ساده، روان و تا حدودی خودمانی و نزدیک به زبان محاوره نوشته شده اند. متأسفانه هیچ گونه قانون و معیار و چارچوب معینی برای نگارش خاطرات وجود ندارد و این مسأله کار سنجش و ارزیابی آنها را مشکل کرده است.
ردیف از عناصر اصلی موسیقی شعر است. آن گونه که پیداست، نمی توان ردیف را در حوزة علوم بلاغی دانست و آن را به عنوان یکی از عوامل تصویرساز مطالعه کرد، اما دقت در دیوان شاعران قرن ششم و هفتم نشان می دهد که ردیف، به ویژه ردیف غیرفعلی، در آفرینش صور خیال از راه هدایت ذهن شاعر به لایه های معینی از تصاویر، نقش کلیدی دارد. خاقانی، ابوالفرج رونی و کمال الدین اسماعیل اصفهانی بیش از دیگران به گسترش حوزة تصاویر از راه به کارگیری ردیف های غیرفعلی (و بیشتر اسمی) توجه داشته اند. بسامد بالای اسم ها، صفت ها و ضمیرهای به کار رفته در محل ردیف در دیوان شاعران یادشده، نشان دهندة این است که ردیف به عنوان ابزاری قدرتمند برای گسترش حوزة تصاویر عمل می کند. در این میان، اهتمام کمال الدین اسماعیل اصفهانی به ردیف های غیرفعلی بیش از دیگران بوده است. در این تحقیق به نقش هدایتگری ردیف در خلق تصاویر تازه و تسلط این شاعر بزرگ در بهره گیری از عناصر موسیقی شعر برای جلوه دادن به صور خیال، توجه شده است.
این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که آیا استفاده از رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون که رسانه ای بسیار پر پوشش و سهل الوصول است می تواند شکاف آگاهی در میان گروه های دارای پایگاه اجتماعی اقتصادی متفاوت را کاهش دهد؟ طبق نظریه ی شکاف آگاهی، اقشار بالاتر سریع تر از اقشار پایین تر اطلاعات پخش شده توسط رسانه های جمعی را کسب می کنند و شکاف آگاهی بین اقشار بالا و پایین کاهش نمی یابد. تحقیقات متعددی در کشورهای دیگر، این نظریه و فرضیات آن را آزمون کرده اند اما در ایران تاکنون بدان پرداخته نشده است. به این منظور در اینجا فرضیه های آزمون پذیری از نظریه ی مذکور استنتاج شده است تا در پرتو داده های تجربی در ایران به سؤال فوق پاسخ داده شود.
سازمان ملل میتواند با حفظ و ارتقاء تصویری مستحکم تر، خود را آماده بهره بیشترنماید. در دهه گذشته، با توجه به برنامه ""نفت در مقابل غذا"" تصویر سازمان ملل به طرز مشهودی از طریق اتهمات و گوشه کنایات صدمه دیده است. پاسخگویی سریع و نظامندتر به انتقادات بعد از تغییراخیر ساختار بخش اطلاع رسانی عمومی، میتواند ارزشمند تلقی شده و قابل دستیابی باشد. اگر امکان آن وجود داشته باشد، رزرو یک ساعت از اوج ساعات مصرف گیرنده های رادیو تلویزیون برای فرستادن پیامی سالانه از سوی ذبیر کل به مردم جهان میتواند روشی باشد تا سازمان ملل بتواند بر روی تصویر عمومی اش کنترل داشته باشد. تصویر مثبت (منفی) سازمان ملل باید متمایل آن باشد تا حمایت تصمیم گیرنده گان ملی را بیشتر جلب کند (از دست بدهد ).