عبارت sein + zu + Infinitiv به دلیل مفهوم مبهم آنکه هم به معنی امکان و هم به معنی الزام میباشد، به عنوان قسمت مهمی از مبحث «عبارات چندوجهی» در آلمانی محسوب میشود. به همین دلیل این ترکیب دستوری با افعال کمکی «توانستن» و «بایستن» از نظر معنایی در رقابت است، گرچه این عبارت در اکثر موارد به معنای «امکان» است. سؤال مهمی که در اینجا مطرح میشود این است که چه عوامل زبانی و غیرزبانی در این مورد نقش ایفا میکنند که شنونده باتوجه به آنها تشخیص دهد که کدام معنای این ترکیب دستوری مدنظر گوینده میباشد. در این رابطه چهار عامل مهم مطرحاند که عبارتند از: زمینه گفتار، موقعیت گفتار، فحوای کلام، نوع متن و وجود بعضی از ادات جمله. با در نظر گرفتن و بررسی این موارد میتوان به مفهوم واقعی Der modale Infinitiv mit "sein" پی برد.
"مقاله حاضر شامل مطالعهای مقطعی با هدف بررسی الگوی استفاده از رایانه و اینترنت در میان آسیبدیدگان نخاعی و ارزیابی ارتباط بین استفاده از اینترنت و کیفیت زندگی است. شاخصهای مورد استفاده عبارتند از: خود ادراکی از وضعیت سلامت، وضعیت سلامت در مقایسه با سال گذشته، شدت افسردگی، همبستگی اجتماعی، سرگرمی، تماس با دوستان، تماسهای شغلی و رضایت از زندگی. یافتهها نشان داد اغلب افراد مورد پژوهش دارای رایانه هستند و به طور منظم برای دریافت نامههای الکترونیکی، کسب اطلاعات بهداشتی و خرید لوازم مورد نیاز از اینترنت استفاده میکنند. تحلیلهای دو متغیره آشکار کردند که تفاوت معنیداری در دسترسی به اینترنت بر اساس خصوصیات جمعیتی ـ اجتماعی (بخصوص در افراد دارای تحصیلات پایین و امریکاییهای افریقایی و اسپانیایی تبار) وجود دارد.
" "اینترنت، گروه اقلیت، کیفیت زندگی، بازتوانی، صدمات نخاعی.
"
"این مقاله برگرفته از پژوهشی است که در سال 1385 در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام شده و اثرات منفی تلویزیون را بر کودکان 7 تا 12 ساله (از نظر والدین آنها) در دو گروه «اثرات آموزشی منفی و مستقیم تلویزیون» و «اثرات رفتاری منفی و غیرمستقیم تلویزیون» مورد بررسی قرار داده است.
در گروه اثرات آموزشی منفی و مستقیم تلویزیون، آثار این رسانه بر کودکان در زمینههایی مانند خوردن مواد کم ارزش، استفاده از تکیه کلامها و اصطلاحات نامناسب، تقلید رفتارهای پرخاشگرانه، ایجاد انتظارات بیجا، بدآموزی نمایش مصرف مواد مخدر، تقلید رفتارهای بیادبانه و انجام رفتارهای خطرناک مورد توجه بوده است.
در گروه اثرات رفتاری منفی و غیرمستقیم تلویزیون نیز، اثرات تلویزیون بر دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن، کم شدن مطالعه، کم شدن تحرک و فعالیت بدنی، بیدقتی در انجام تکالیف مدرسه، دیر انجام دادن تکالیف مدرسه، کم حرف زدن با خانواده، ارتباط کم با همسالان، ترسیدن از گزارشهای مربوط به جنگ و مشکلات جسمی مورد نظر بوده است.
" "کودک، تلویزیون، اثرات آموزشی تلویزیون، اثرات رفتاری تلویزیون.
"
"بازنمایی زنان در آگهیهای بازرگانی و جایگاه جنسیت در تبلیغات بخشی از مهمترین و شاید جذابترین مطالعات ارتباطی است که اغلب زیرمجموعه مباحث جامعهشناسی تبلیغات قرار میگیرد. مطالعات داخلی و خارجی متعددی که در این زمینه انجام شده، ابعاد متنوعی از چگونگی بازنمایی جنسیت در آگهیها را مورد توجه قرار داده است اما در این میان (و به طور خاص در ارتباط با زنان) دو موضوع «استفاده ابزاری از زنان در صور غیراخلاقی» و «بازنمایی زنان در نقشهای سنتی و تکرار کلیشههای جنسیتی با تأکید بر تفاوتهای زن و مرد» بیش از سایر موضوعها، مورد توجه محققان علوم ارتباطات و نیز جامعهشناسان قرار گرفته است. این مقاله، موضوع دوم یعنی چگونگی بازنمایی زنان در قالب نقشهای سنتی و بازتولید کلیشههای جنسیتی در تبلیغات را مورد توجه قرار داده است.
"
شاخص های رقومی متعددی برای مطالعه زیست هواشناسی و زیست اقلیم شناسی از طرف دانشمندان پیشنهاد شده است که امروزه در مطالعات آب و هواشناسی توریسم نیز مورد استفاده قرار میگیرد. از آن میان شاخص های ترکیبی دما- فیزیولوژی که مبتنی بر بیلان انرژی بدن انسان می باشند از اعتبار بیشتری برخوردار هستند. در این مطالعه با استفاده از شاخص های دمای معادل فیزیولوژی) (PET و متوسط نظرسنجی پیش بینی شده (PMV)زمان مناسب گردشگری در شهر تبریز مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه مطالعه که از طریق مدل Ray Man انجام گرفته است نشان میدهد که دوره آسایش اقلیمی دراین شهر بسیار محدود است. به طوریکه دوره آسایش اقلیمی فقط به مدت 45 روز از اوایل خرداد تا اواسط تیر ماه بطول می انجامد و این در حالی است که دوره تنش گرما 80 روز از حوالی 10 تیر ماه تا 20 شهریور و دوره تنش سرما با درجات مختلف به مدت 240 روز از حوالی 15 مهر ماه تا پایان اردیبهشت ماه طول می کشد. بدیهی است توجه لازم به این موضوع برکارآمدی و موفقیت برنامه های توسعه توریسم در این شهر موثر خواهد بود کلید واژه ها: شاخص دما - فیزیولوژی، آسایش حرارتی، مدل بیلان انرژی انسان، آب و هواشناسی توریسم، تبریز.
مقاله حاضر با هدف سنجش و ارزیابی کیفیت زندگی در مراکز شهری به مطالعه موردی مرکز شهر خرم آباد و تعیین سطح کیفیت زندگی در آن می پردازد. به همین منظور با تدوین معیارهایی در عرصه های مختلف (اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیرساختی، زیبایی شناختی، زیست محیطی و غیره) که متأثر از شرایط و اوضاع فرهنگی و اجتماعی محدوده مطالعه (مرکز شهر خرم آباد) است به آزمون و ارزیابی آنها در مرکز شهر خرم آباد اقدام شده است. پس از آن به منظور اولویت بندی معیارها و زیرمعیارهای موردنظر و هم چنین مشخص کردن جایگاه مرکز شهر خرم آباد در سلسله مراتب مراکز شهری به لحاظ سطح زندگی، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (مقایسه دودویی معیارها) جهت اتخاذ تصمیم نهایی استفاده شده است. این مقاله به طور کلی در صدد ارائه ماتریسی ساده، پویا، انعطاف پذیر و نظام مند جهت سنجش کیفیت زندگی در مراکز شهری با ویژگیهای متفاوت است که در ارزیابی کیفیت زندگی در مرکز شهر خرم آباد مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج مطالعات و ارزیابی بیانگر قرار داشتن مرکز شهر خرم آباد در رده مراکز شهری با کیفیت زندگی شهری پایین بوده است
هدف این پژوهش، مقایسه علائم اختلالهای روانی در والدین کودکآزار و غیر کودکآزار و رابطة کودکآزاری با اختلالهای رفتاری کودکان در بین خانوادههای استانهای آذربایجان بود. در این راستا از این استانها، 6 شهر و از این شهرها یک نمونة 612 نفری از کودکان مهدکودکها و کودکستانها به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای هر کودک سه پرسشنامة: 1- پـرسشنامـه کودکآزاری، 2- پـرسشـنـامهR SCL-90- (برای والدین کودکان)، و 3- پرسشنامه اختلالهای رفتاری، اجرا شدند. نتایج نشان داد که متوسط نمرههای حاصل از 9 مقیاس SCL-90-R بهطور معناداری بین دو گروه والدین تفاوت داشتند. تنها در مقیاس شکایات جسمانی بین نمرههای پدران کودکآزار هیجانی و غیرکودکآزار، تفاوت معناداری مشاهده نشد. در نهایت دیده شد که بین آزار دیدگی کودکان و اختلالهای رفتاری آنان همبستگی مثبت معناداری وجود دارد.
به موازات گذر از کشاورزی سنتی به کشاورزی تجاری بر مشکلات کشاورزان در رابطه با عرضه محصول به بازار افزوده می شود. با توجه به اینکه واحدهای تولیدی کشاورزی کوچک هستند، میزان محصول به بازار عرضه شده اندک بوده و کشاورزان به ناچار محصول خود را به قیمت پایین به خریداران محلی یا میدان داران می فروشند. در بسیاری کشورها شرکت های تعاونی روستایی و کشاورزی به کمک کشاورزان شتافته و به حل این مشکل اقدام کرده اند. شرکت های تعاونی روستایی در ایران در زمینه ی بازاریابی محصولات کشاورزی فعالیت قابل ملاحظه ای نداشته اند. هدف از این مقاله، بررسی عملکرد تعاونی های روستایی در زمینه ی بازاریابی محصولات کشاورزی در ایران و امکان گسترش خدمات بازاریابی این شرکت ها می باشد. به منظور انجام بررسی از روش نمونه گیری طبقه بندی شده استفاده و بر این اساس با توجه به شرایط اقلیمی ابتدا هشت استان انتخاب و در هر استان با توجه به تنوع محصولات تولیدی و فاصله با مرکز شهرستان نمونه ای از شرکت های تعاونی روستایی انتخاب شد. در مجموع 159 شرکت تعاونی روستایی و 39 اتحادیه تعاونی جهت مطالعه انتخاب و با 3886 نفر از اعضاء و مدیرعامل از راه پرسش نامه مصاحبه گردید. نتایج بدست آمده نشان می دهد که اعضاء تعاونی در رابطه با فروش محصول در بازار با مشکلات زیادی روبه رو هستند. بیشتر آنان بخش اعظم محصولات خود را در زمان برداشت به فروش رسانده و این امر سبب کاهش قیمت محصول و در نتیجه درآمد آنان می گردد. برخی نیز به منظور تامین هزینه های مصرفی، پرداخت بدهی و تامین هزینه های تولید، به فروش محصول به صورت سلف (پیش از برداشت) مبادرت نموده که این امر منجر به کاهش بیشتر درآمد می گردد. مشکلات عمده در زمینه ی فروش محصول شامل قیمت پائین و عدم ثبات قیمت ها، بالا بودن هزینه ی حمل و نقل، ناآگاهی کشاورز از وضعیت بازار، افت بالا و عدم دریافت به موقع بهای محصول می باشد. شرکت های تعاونی در زمینه ی فروش محصول فعالیت چندانی نداشته و دلایل آن کمبود سرمایه و نقدینگی و عدم وجود امکاناتی مانند انبار، وسایل حمل و نقل و صنایع تبدیلی ذکر شده است. افزون بر این، مشارکت ضعیف اعضاء در اداره امور تعاونی ها از مشکلات اصلی می باشد. در پایان مقاله پیشنهادهایی جهت توسعه فعالیت های بازاریابی محصولات از راه شرکت های تعاونی مطرح شده است.
منوچهر آتشی در سال 1312 یا سال 1310 در روستای دهرود دشتستان از بخش بوشکان بوشهر به دنیا آمد. آموزش های ابتدایی و متوسطه را در مدارس بوشهر و آموزش های بعدی را در دانشسرای مقدماتی شیراز و دانشسرای عالی تهران (رشته زبان و انگلیسی) به پایان رساند و از سال 1333 تا سال 1359 آموزگار و دبیر دبیرستان های بوشهر و تهران بود. وی در سال 1359 بازنشسته شد و به زادگاه خود، بوشهر، بازگشت و در شرکتی خصوصی (مهندسی مشاور) به کار پرداخت. آتشی مدتی نیز، در رده کارمند روزمزد، در صدا و سیما، در تهران مشغول کار بود و سرپرستی بخش شعر مجله تماشا را به عهده داشت و مقاله های انتقادی و اشعاری چند در این مجله به چاپ رساند. آتشی سرودن شعر را از نوجوانی آغاز کرد و به تاثیرپذیری از محیط روستایی، نخلستان ها، دریا، صحرا و زمین های تفته جنوب ایران و با الهام از ترانه های فایز دشتستانی به کار شاعری افتاد. سروده های نوجوانی او در قالب ترانه ها و غزل های ساده و ابتدایی در سال های اول آموزش وی در دبیرستان در روزنامه های محلی به چاپ می رسید. از آن جمله است: ترادیدم سخن بر لب شکستم پری دیدم کتاب عقل بستم بیا بر دامنم چون ژاله بنشین که من چون لاله در راهت نشستم
روند تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در چند دهه اخیر در ایران بویژه از زمان حکومت پهلوی تاکنون از یک طرف و گوناگونی و تنوع بستر جغرافیایی از طرف دیگر به نوعی خاص از نظام فضایی سکونتگاه های انسانی منجر شده که از آن می توان به عنوان ((دوگانگی)) یاد کرد (مولائی هشجین، 1382، 48). محرومیت بیش از پیش روستاها در مقایسه با شهرها و افزایش روزافزون شکاف بین شهرها و روستاها منجر به عدم تعادل ناحیه ای در کشور شده است. بررسی و ارزیابی برنامه های عمرانی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بعد از آن در روستاها نشان می دهد که در برنامه ریزی توسعه روستایی، سیاست یک سونگری یعنی توجه به خدمات روستایی در قالب تامین رفاه روستاییان با کارکرد سکونتی بدون توجه و یا کم توجهی به کارکرد اقتصادی ـ تولیدی روستاها مورد نظر بوده است و لازم است برای توسعه کشور و روستاها این سیاست مورد بازنگری قرار گیرد و سیاست توسعه همه جانبه روستاها از لحاظ سکونتی و اقتصادی به صورت همزمان پیگیری شود. در این مقاله نگارنده با بهره گیری از نظریات، تجربیات، منابع و اطلاعات به بررسی الزامات بازنگری در سیاست های برنامه ریزی توسعه روستایی در ایران پرداخته و به موضوعاتی نظیر اهداف محوری برنامه¬ریزی توسعه روستایی، سیاست های برنامه ریزی توسعه روستایی، ارزیابی سیاست های برنامه ریزی توسعه روستایی و الزامات بازنگری در سیاست های برنامه ریزی توسعه روستایی در ایران اشاره شده و در پایان به ارائه پیشنهادهایی پرداخته شده است.
آنگاه که تمدن بشر به وجود آمد، قبل از تولد هر حرفه دیگری معماری متولد شد و ایرانیان آن را چنان با فن آوری و هنر درآمیختند که نام و یاد آنها برای همیشه زنده باقی ماند. اتکا به این افتخارات کهن موجب گردیده که معمار معاصر چشم خود را به واقعیت های عصر خود ببندد. در وضعیت کنونی پیشرفت سریع فن آوری ساخت و ساز باعث گردیده که بدون دانش فنی و عدم اطلاع از اصول و قوائد طراحی، ساخت و ساز معمارانه برای افراد غیرمتخصص مقدور نباشد. از طرف دیگر معمار معاصر می بایستی نسبت به مهندسی، زیبایی شناسی، جامعه شناسی و نهایتا" برنامه ریزی آگاه و بصیر باشد، اما با این وجود معماران امروز تحت تأثیر سنت های قدیمی همانند یک هنرمند صرف آموزش می بینند. در دوران معاصر همراه با روش های آموزشی جدید در دانشکده های معماری، انفصال معماری و فن آوری و به طور خاص سازه در حوزه آموزش معماری و طراحی معماری به صورت مشهود به وقوع پیوسته و در بسیاری موارد این دو به مثابه دو مقوله مجزا در نظر گرفته شده اند. در این مقاله سعی گردیده ضمن اشاره به سیر تحول همسازی سازه و معماری در معماری به ضرورت همسازی فضا و سازه به صورت کاربردی، جلب توجه معماران و مهندسان سازه به این موضوع و نحوه همکاری نزدیک و واقعی بین آنها پرداخته شود.
با توجه به نقش اساسی کارآفرینی در تداوم، رشد و توسعه بخش های مختلف اقتصادی در سطح ملی و جهانی، ایجاد بستر و فضای مناسب برای حمایت از کارآفرینی و کارآفرینان درخور توجه است. در این مقاله سنجش میزان کارآفرینی مدیران، اعم از مدیران نمونه و سایر مدیران صنعت، به منظور کمک به انتخاب درست و صحیح مدیران نمونه صنعت، مدنظر می باشد. جامعه آماری این تحقیق؛ مدیران شاغل در بخش خصوصی صنعت خراسان طی سال 1381 و 5 سال قبل از آن بوده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی و پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد سنجش میزان کارآفرینی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که مدیران نمونه صنعت استان خراسان کارآفرین فعال و سایر مدیران صنعت بالقوه کارآفرین هستند و بین میزان کارآفرینی این دو دسته از مدیران تفاوت معناداری وجود دارد.