زندگی بشر در عصر حاضر، بیش از هر دوره دیگری، با پدیده فرهنگ نسبت دارد. جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیمای فرهنگی بیشتری پیدا کرده و همین مسئله، ضرورت تحقیق در امر فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی را برای پژوهشگران ایرانی دو چندان کرده است. واگذاری سیاستگذاری فرهنگی به دولت یا نهادهای خارج از دولت، از مسائلی است که اندیشمندان در باب آن اجماع نظر ندارند؛ برخی به دخالت حداقلی دولت در فرهنگ معتقدند و برخی نیز به دخالت حداکثری. مقاله در صدد بررسی دیدگاه امام خمینی(ره)درباره دخالت دولت اسلامی در سیاستگذاری فرهنگی است.از آنجا که در منظومه فکری امام خمینی(ره) دولت علاوه بر تامین کالا و خدمات عمومی، نقش هدایتگرانه نیز دارد، باید به سیاستگذاری فرهنگی بپردازد. از این رو در این مقاله، دولت و سیاستگذاری فرهنگی از منظر امام خمینی(ره) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نسبت مؤلفه هایی همچون: خودباوری، قانونگرایی، نقش مردم، حدود دخالت دولت، کرامت انسانی و مبانی اسلام با سیاستگذاری فرهنگی از زاویه نگاه امام خمینی (ره) مورد بررسی قرار گرفته است.
در این تحقیق با نگاهی اجمالی به ریشه های جدایی دین و علم، پیشینه تاریخی- اجتماعی افتراق نظری حوزه و دانشگاه به ویژه در تاریخ معاصر ایران بررسی شده است. همچنین با تاملی در روند اشتراک نظری دو مرکز تولید علم (حوزه و دانشگاه) جامعه طی نیم قرن اخیر، فرضیه تقدم توسعه علمی بر توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی به اجمال، اثبات و در ادامه نیز وضعیت پیوند حوزه و دانشگاه و چالشهای فعلی این مقوله نقد و بررسی و راهکارهایی نیز جهت رفع این چالشها ارائه شده است.
از زمانی که اقتصاد ملی و در راس ان اقتصاد شهری کشور از وابستگی به مازاد محلی یا تولیدات کشاورزی، تغییر پایگاه داد و به مازاد ملی حاصل از فروش نفت متکی شد، به تبع آن دولت به عنوان بزرگ ترین متصدی اقتصادی کشور طی دهه های اخیر با گسترش تشکیلات دیوان سالاری و تزریق منابع مالی حاصل از نفت نقش تعیین کننده ای در سازماندهی اقتصاد شهری کشور ایفا کرده است. پرداخت...