ورقه و گلشاه، داستانی زیبا، دل انگیز و جذاب است که عیوقی آن را به نظم در آورده. تجزیه و تحلیل اجزا و عناصر سازنده متن یک داستان، زمینه شناخت بیشتر آن را فراهم می آورد و نقاط قوت و ضعف آن را باز می نمایاند. بنابراین در مقاله حاضر طرح این داستان، به عنوان یکی از اجزای اصلی تشکیل دهنده آن، از دیدگاه ساختارگرایی بررسی شده است. در این داستان ورقه، قهرمان اصلی، در پی دستیابی به هدفی خاص، یعنی ازدواج با گلشاه است. در راه رسیدن به هدف با مقاومت نیروهای مخالف رو به رو می شود و در نتیجه وضع متعادل زندگی او و قبیله اش به هم می ریزد. ولی قهرمان با کمک نیروهای یاری گرش موفق می شود بر حریفان غلبه کند، به هدف برسد و وضع متعادل و سامان یافته ای را که محصول حوادث داستان است، به زندگی خود و قبیله اش بازگرداند. حوادثی که در داستان رخ می دهد باعث شکل گرفتن چهار سلسله (پی رفت) در طرح آن می شود. در این مقاله چنان که ذکر شد، طرح این داستان و اجزای تشکیل دهنده آن از دیدگاه چند تن از ساخت گرایان بررسی و تحلیل شده است.
" پژوهش حاضر به مطالعه تاثیر به کارگیری رویکرد سازماندهی تلفیقی بر اساس روش پروژه در درس علوم پایه اول راهنمایی بر پیشرفت تحصیلی و رشد اجتماعی دانش آموزان پرداخته است . هدف آن علاوه بر تدوین یک نمونه درس تلفیق شده ، بررسی تاثیربه کارگیری آن و ارائه پیشنهاد در خصوص سازماندهی محتوای کتاب علوم پایه اول راهنمایی می باشد.
این پژوهش از حیث نتایج کاربردی و از حیث روش اجرا شبه آزمایشی است. که از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است . جمعیت آماری این پژوهش دانش آموزان دختر پایه اول راهنمایی نواحی 3 و 6 شهر مشهد می باشند.نمونه گیری به صورت خوشه ای از بین مدارس راهنمایی دخترانه ناحیه 3 و 6 انجام شده است. در مجموع 4 مدرسه از هر دو ناحیه و از هر مدرسه 2 کلاس پایه اول ( یکی از شیفت صبح و یکی از شیفت عصر) و جمعاً 8 کلاس ، نمونه این پژوهش را تشکیل می دهند.
یافته های پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی وسپس آزمون t و آزمونmann withney(u) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته های به دست آمده نشان داد که تلفیق و سازماندهی محتوای کتاب علوم پایه اول راهنمایی بر اساس رویکرد تلفیق(از نوع پروژه ) در مبحث گرما برمیزان دانش ،توانایی درک و کاربرد مطالب درسی ورشد اجتماعی دانش آموزان مورد مطالعه تاثیر معناداری ایجاد کرده است .
"
در نگاه ابتدایی، جمع اخلاق با سیاست ناممکن به نظر می رسد؛ زیرا اخلاق، از فضایل، صفات و افعال حسنه سخن می گوید، در حالی که سیاست، دغدغه قدرت و اعمال سلطه را در سر می پروراند. سیاست مدار در پی کسب، حفظ و توسعه قدرت و نیز تامین خواست های نفسانی خویش است، در حالی که انسان اخلاقی، با نگاه منفی به این امور، در اندیشه کسب فضایل و زدودن رذایل نفسانی است. در نگاه ثانوی به این دو موضوع می توان دریافت که چنین اختلافی را نمی توان لزوما از ذاتیات این مبحث به شمار آورد، بلکه می توان با یک بازنگری در تعریف سیاست، اخلاق را در کانون سیاست جای داد. از این رو، سیاستی که بر محور اخلاق سرو سامان می یابد، «سیاست اخلاقی» نام دارد.
درجه حرارت یکی از مهمترین عوامل محیطی موثر بر رشد و نمو گیاهان است. دماهای بالاتر از حد مقاومت گیاهان موجب کاهش فعالیت فیزیولوژیک آنها می گردد که اصطلاحا تنش گرمایی گفته می شود. واکنش گیاهان به دماهای بالا با نوع کشت و مرحله رشد متفاوت است. دوره بحرانی حساسیت برای گندم در زمان پرشدن دانه است؛ به طوری که در طی مرحله رسیدن چنانچه دمای بیشینه از 30 درجه سلسیوس فراتر رود و رطوبت نسبی کمینه کمتر از 30 درصد و همزمان وزش باد بیش از 3 متر بر ثانیه باشد، سبب بروز تنش گرمایی در محصول می شود. چنانچه مجموعه عوامل فوق در یک روز رخ بدهد، آن روز به عنوان روز بحرانی نامیده می شود. در چنین حالتی گندم دچار تنش گرمایی می شود؛ به طوری که دانه ها چروک خورده، وزن آنها کاهش می یابد. بررسیهای همدیدی بیانگر آن است که احتمال رخداد چنین شرایطی در استان های جنوبی کشور (خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان) در طی مرحله پرشدن دانه بسیار زیاد است. از این رو، بررسی فراوانی و شدت تنش گرمایی بر این محصول استراتژیک حایز اهمیت است. در این بررسی، با استناد به دو تعریف برای روزهای بحرانی و شدیدا بحرانی و با استفاده از داده های روزانه اقلیمی، تنش گرمایی برای محصول گندم مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین تعداد روزهای بحرانی در طول دوره پرشدن دانه در مناطق عمده کشت گندم در استان خوزستان از 3 تا 9 روز و روزهای شدیدا بحرانی به غیر از ایذه از 2 تا 4 روز متغیر است. در استان هرمزگان به علت بالا بودن رطوبت نسبی در دوره حساس گندم روز بحرانی تقریبا وجود نداشته و صرفا در برخی از سال ها رخ می دهد. میانگین این روزها در میناب به یک روز می رسد. در استان سیستان و بلوچستان، میانگین تعداد روزهای بحرانی در زاهدان 5 و در خاش 4 روز است. این روزها در ایرانشهر 6 و در سراوان به 12 روز می رسد که به ترتیب 2 و 3 روز از آنها بشدت بحرانی است. میانگین تعداد روزهای بحرانی در دوره حساس گندم در بندر دیر و بوشهر هر کدام یک روز محاسبه گردیده است. نتایج حاصل از بررسی داده های ایستگاه های مورد مطالعه به دشت های هم اقلیم آنها تعمیم داده شده است.
بخش کشاورزی از مهم ترین بخش های اقتصادی کشور بوده که سهم بزرگی در اشتغال کل کشور دارد. بیکاری به عنوان یک پدیده مخرب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی مطرح بوده ورفع آن همواره، از جمله دغدغه های اساسی برنامه ریزان بوده است. روند توسعه اقتصادی- اجتماعی هرکشور را درنهایت منابع انسانی آن تعیین می کند. بدین روی، بهره برداری کامل ومناسب از منابع انسانی هرکشور باید به عنوان یکی از هدفهای راهبردی توسعه درنظرگرفته شود. لذا این مطالعه با استفاده ازمدل شبکه عصبی مصنوعی، به پیش بینی ومدل سازی اشتغال با استفاده از متغیرهای پولی ومالی طی سال84-1338 پرداخته است. نتایج نشان می دهد، روند اشتغال در بخش کشاورزی طی سال های آینده روند افزایشی کندی خواهدداشت .لذا برنامه ریزی در این ارتباط می تواندازاهمیت ویژه ای برخوردارباشد.