اگـر بتوان ادبـیات را آیـینة جامـعه دانسـت که در آن فــراز و فـرود فرهــنگ و انـدیشـه بازتابانده میشود، سنّتپذیری و سنّتگذاری و نیز سنّت و نوآوری در آن جایگاه بارزی دارد. برای شناخت هر چه بیشتر این جایگاه، مباحث جریانشناسی ادبی، بهخوبی میتواند پژوهشگر را با عوامل برونساخت و درونساخت ادبیات، «تحوّل» در چارچوب پویایی و «انحطاط» در چارچوب ایستایی و دلایل این پویایی و ایستایی آشنا کند. جریانشناسی ادبی، بررسی شناخت فرایند در حال تحوّل ادبیات از سنّت به سوی نوگرایی است. چون شعر مشروطیّت با بافت اجتماعی، سیاسی و انقلابی این دوره پیوند نزدیکی دارد، به مثابه آیینهای بازتابندة واقعیّتهای جامعة آن روز است، شعر دورة گذار و انتقال است و حدّ واسط بین سنّت و نوگرایی به شمار میرود، جریانشناسی شعر این دوره اهمیّت و ضرورتی خاص مییابد؛ بهویژه که مشروطیّت بارزترین نمود آغاز تحوّل از سنّت به نوگرایی است. از ضرورتهای جریانشناسی شعر مشروطیّت، آشنایی با پیشینة تاریخی جریانشناسی شعر این دوره، پرداختن به اصول و مبانی نظری شعر مشروطیّت، توجّه به پیوندهای جریانشناختی بین شعر مشروطیّت و انقلاب مشروطیّت و عوامل موثّر در این بررسیها و پژوهشهاست. جریانشناسی شعر مشروطیّت و دیگر دورههایی که ویژگیهایی همانند این دوره دارد، پژوهشی بایسته است که در مطالعات دورة معاصر جایگاه ارزندهای دارد.
"این مطالعه به بررسی مشارکت زنان روستایی در درآمد خانواده می پردازد. پرسش مورد نظر این است که چه عواملی بر فعالیت های زنان روستایی تاثیر می گذارد که منجر به افزایش درآمد خانوار می شود؟ در این پژوهش، نقش زنان روستایی در فعالیت اقتصادی به عنوان متغیر وابسته و عوامل اقتصادی، اجتماعی و زمینه ای به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. فرضیه های تحقیق با داده هایی که به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه به دست آمدند آزمون شدند. بر اساس محاسبات انجام شده حجم نمونه 646 نفر برآورد شد و افراد نمونه به شیوه تصادفی منظم انتخاب شدند.
یافته های تحقیق نشان داد فعالیت های اقتصادی زنان روستایی با متغیرهای فرصت های شغلی، سطح سواد زن، تعداد فرزندان، سطح سواد همسر، سطح سواد مادر، موقعیت شغلی پدر خانواده و دسترسی به رسانه های جمعی دارای همبستگی معناداری است. نوع منبع درآمدی خانوار، میزان مالکیت، درآمد خانواده، سن زن، تعداد فرزندان بالای 10 سال، سطح سواد پدر و موقعیت شغلی مادر با فعالیت های اقتصادی زنان روستایی رابطه معناداری نداشتند.
"
طی دهه های اخیر، "هوش عاطفی" به طور فزاینده ای مورد توجه مدیران و نظریه پردازان سازمانی قرار گرفته است، به طوری که تحقیقات بسیاری در زمینه شناخت عوامل مؤثر برآن و هم چنین نتایج حاصل از تاثیرگذاری این مفهوم جدید بر نگرش ، رفتار و عملکرد رهبران و پیروان در محیط های سازمانی، انجام شده است . از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی "تاثیر هوش عاطفی بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان" و با لحاظ کردن"تعهد عاطفی" به عنوان متغیر میانجی یا واسطه انجام شده است . بدین منظور پرسش نامه ای برای سنجش این متغیرها طراحی شد و پس از اطمینان از روایی و پایایی ابزار اندازه گیری توسط تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ، در میان نمونه ای متشکل از 154 نفر از کارکنان رده ی تخصصی بانک ملت، توزیع شد. روش تحقیق حاضر ، پیمایشی – هم بستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. نتایج حاصل از مدل تحقیق نشان داد، هوش عاطفی می تواند طبق مدل تحلیل مسیر ارائه شده، بر رفتار شهروندی کارکنان این بانک تاثیر گذارد. درپایان، به منظور بهبود رفتار شهروندی سازمانی از طریق "بالابردن سطح توانمندی های هوش عاطفی"، پیشنهاداتی برای مدیران منابع انسانی ارائه شده است.
سیاست تقسیم سود برای سالیان متمادی یکی از چالش های مهم مسائل مالی بوده است. احتمالاً بهترین ارتباط شناخته شده بین تغییرات سود شرکت ها و سود تقسیمی، مدلی است که توسط لینتنر1 در سال 1956 پیشنهاد شده است. در این تحقیق کلاسیک، لینتنر بیان می کند که سیاست تقسیم سود شرکت، بخش ثابتی از سودهای جاری است. مدل های هموارسازی سود تقسیمی سنتی لینتنر (1956) و فاما و بابیاک2 (1968) بیان می کنند که سود تقسیمی مبتنی بر سودهای جاری و گذشته است. مطالعات بسیاری در زمینه عوامل تاثیرگذار بر سیاست تقسیم سود و میزان سود تقسیمی صورت گرفته است. تحقیق حاضر، پس از بحث در مورد سیر تاریخی این مطالعات و مقایسه آن ها، به بررسی ارتباط توان سودآوری و توان ایجاد وجه نقد (نقدینگی) شرکت ها با سود تقسیمی می پردازد. هم چنین، تحقیق حاضر تاثیر نوع صنعتی را که شرکت ها در آن حوزه فعالیت می کنند، بر این ارتباطات و سود تقسیمی، مورد بررسی قرار خواهد داد. در تحقیق حاضر نمونه گیری به روش گروهی انجام شده و فرضیات به وسیله تحلیل رگرسیون خطی و چندگانه، تحلیل واریانس و ایجاد متغیر مجازی در رگرسیون چندگانه، مورد آزمون قرار گرفته است. سود هر سهم (EPS ) به عنوان معیار سودآوری در سال t و خالص جریان وجه نقد به اضافه سود پرداختی (خالص جریان وجه نقد قبل از توزیع سود تقسیمی) در سال t+1 به عنوان معیار نقدینگی انتخاب شده اند . نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان دهنده وجود ارتباط قوی بین سودآوری و سود تقسیمی، ارتباط ضعیف بین نقدینگی و سود تقسیمی، و عدم تاثیر نوع صنعت بر سود تقسیمی است.
"شکل گیری جامعه ها و اقتصادهای مبتنی بر دانایی و افزایش چشمگیر نقش انسان های دانا در خلق ارزش افزوده جدید در فعالیت های اقتصادی، توجه به همه انواع دانایی ها را در مقیاس جهانی افزایش داده است و در این میان انواع علم بومی به دلایل گوناگون با نوعی اولویت مورد توجه قرار گرفته است.
سوال این است که علم بومی با هر معنایی چگونه شکل می گیرد و چگونه خود را با اقتضائات اقتصاد جهانی شده تطبیق می دهد؟
در این مقاله تلاش شده است که با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس چارچوب نظری نهادگرایی پاسخ هایی در خور برای این پرسش ارایه گردد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که با انجام اصلاحات جدی در زمینه نظام آموزش های رسمی، نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع و نظام پاداش دهی اقتصادی- اجتماعی در کشورمان می توان به صورت موفقیت آمیزی از عهده چالش های مواجهه با علم بومی و علم جهانی برآمد. بدیهی است این امر مستلزم انجام طیف گسترده ای از مطالعات آسیب شناختی است که در این مقاله به برخی از مهم ترین آن ها اشاره شده است.
"
امروزه شرکتهای خودرو سازی می کوشند، با به کارگیری "تکنیکهای تولید بهنگام"، هزینه ها را کاهش دهند و زمان پاسخ گویی به مشتری را بهبود بخشند .اما در برخی موارد، این شرکتها موفق نشده اند، تا منافع حاصل از حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده مربوط به "سیستم دوباره پرسازی" را محقق سازند. (Louis، 1997،1) در این مقاله سعی شده است، از روش نوین "مدیریت جریان ارزش"1 (VSM) به منظور بهبود برنامه ریزی تولید و کنترل موجودی استفاده شود . به همین منظور، مراحل این فرایند شامل انتخاب جریان ارزش هدف ، ترسیم نقشه وضع فعلی ، محاسبه شاخصهای کارایی2، ترسیم وضع آتی و ارائه برنامه کایزنی برای بهینه سازی جریان ارزش هدف مورد مطالعه قرار می گیرد. ضمن اینکه چگونگی اجرای گامهای مذکور در فرایند مونتاژ بدنه سمند بررسی و نتایج حاصل از اجرای فرایند، با شبیه سازی از طریق نرم افزار Vensim ، اندازه گیری قرار می شود .
ادبیات مدیریتی بیانگر آن است که مهارت های مدیریتی در کل، و هوش هیجانی به طور خاص، نقش تعیین کننده ای در موفقیت مدیران در محیط های کاری دارند. این مقاله به مقایسه هوش هیجانی در میان سطوح سه گانه مدیریت در سطح سازمان می پردازد. سنجش هوش هیجانی بر اساس پنج بعد مدل هوش هیجانی گلمن (1995)، یعنی خود آگاهی، خود نظمی، انگیزش، همدلی و مهارت صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که وضعیت هوش هیجانی در کل میان مدیران سطوح گوناگون متفاوت است و این تفاوت بیشتر در ابعاد خودآگاهی، خود نظمی و انگیزش نمود داشته، ولی در دو بعد همدلی و مهارت اجتماعی، تفاوت مشاهده شده معنادار نیست. در ضمن، این پژوهش نشان می دهد که هرچه در نردبان سلسله مراتب بالا می رویم، سطح هوش هیجانی افزایش می یابد.
در این مطالعه، در راستای کمک به توسعه صادرات وبازاریابی صادراتی درقلمرو صنعت مواد غذایی،تعداد ده عامل شامل اندازه شرکت، تجربه صادراتی، محرکهای صادراتی، مشکلات صادراتی، مزیتهای رقابتی، تعهد صادراتی، استراتژی انطباق محصول، استراتژی انطباق قیمت، کانالهای صادرات مستقیم و هزینههای تبلیغات خارجی مورد بررسی قرارگرفته اند. برای گردآوری اطلاعات مربوط به این عوامل، پرسشنامه محقق ساخته بین شرکتهای تولیدکننده صادراتی مواد غذایی در استان تهران توزیع وسپس بااستفاده از فن آماری مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل گردید. فرضیههای پژوهش حاکی از تأیید روابط معنی دار میان عوامل دهگانه و عملکرد صادراتی این شرکتها میباشد.
در این مقاله، روابط بین عوامل سازمانی موثر بر کارآفرینی درونسازمانی و نتایج بالقوه کارآفرینی درونسازمانی تحقیق شده است. عوامل سازمانی که کارآفرینی درونسازمانی را تحت تأثیر قرار میدهد عبارتند از: حمایت مدیریت، امکان تفویض اختیار تصمیمگیری، پاداشدهی، تأمین فرصت کافی برای توسعه خلاقیت، از میان برداشتن موانع سازمانی و انگیزش کارکنان. نتایج بالقوه کارآفرینی درونسازمانی؛ رضایت شغلی و رضایت مشتری درک شده است. دادههای تحقیق، از94 کارشناس فنی در4 شرکت که در شاخه صنعت فنآوریهای اطلاعات و ارتباطات فعالیت میکنند جمعآوری شده است. نتایج تحقیق نشان داده است که بین دادن امکان تفویض اختیار در تصمیمگیری به کارکنان، تأمین فرصت کافی برای بروز خلاقیت کارکنان و برانگیختن کارکنان با نتایج بالقوه کارآفرینی درونسازمانی یک رابطه مثبت وجود دارد. این نتایج، برای شرکتهایی که تلاش میکنند جهتگیری کارآفرینی داشته باشند میتواند سودمند باشد.
اگر بخواهیم از مزایای خدمات الکترونیک حداکثر بهره را ببریم و در زمینه فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در رد? کشورهای پیشگام قرار بگیریم، لازم است تا کاربردهای مختلف فناوریهای اطلاعات و ارتباطات را به بهترین نحو در کشور استقرار دهیم. برنامه¬ریزی برای استقرار این کاربردها بدون ارزیابی و سنجش آنها اثربخش نخواهد بود. بنابراین سنجش کیفیت خدمات الکترونیک یکی از راهکارهایی است که به ما این امکان را می¬دهد تا از کیفیت استقرار کاربردهای مختلف فناوریهای اطلاعات و ارتباطات اعمّ از تجارت الکترونیک، دولت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، آموزش الکترونیک، و ... آگاه شده و با استفاده از این بازخور در جهت بهبود وضعیت کشور در این زمینه تلاش کنیم. در این مقاله پس از بررسی ادبیات مربوط به سنجش کیفیت خدمات الکترونیک، مدل «ای¬کوال» بعنوان مدل برگزید? پژوهش تشریح شده و سپس با استفاده از این مدل کیفیت خدمات الکترونیک شرکت قطارهای مسافری رجاء ارزیابی شده است. نتایج تحقیق حاکی از بالا بودن رضایت کاربران در بسیاری از شاخصها است و در چندین شاخص نیز، همانند برخی شاخصهای بُعدِ «تعامل خدمات»، رضایت کاربران در سطح پایینی ارزیابی شده است.
آینده نگاری بیانگر طیف وسیعی از رویکردهایی است که باعث بهبود فرایند تصمیم گیری می شوند. درحالی که بیش از 20 روش مختلف برای انجام آینده نگاری به کار می رود، ولی در بیشتر آنها از روش دلفی برای همگرا کردن نظرات استفاده کرده اند. تعدد عوامل موجود در فرایند آینده نگاری باعث می شود که امکان تصمیم گیری در خصوص عوامل مختلف با روش دلفی از دقت کافی برخوردار نباشد. این مشکل در تصمیم گیری های چند ذی نفعی به شکل حادتری درخواهد آمد. در این مقاله سعی شده تا در گرفتن نظر هر فرد و جمع بندی و همگرایی نظرات خبرگان علاوه بر روش دلفی از شیوه اولویت بندی بر اساس مشابهت با مطلوب (از این پس TOPSIS ) نیز استفاده شود. این کار سبب خواهد شد تا نظرات کیفی توسط یک روش کمی تحلیل شده و دقت تحلیل ها افزایش یابد. ضمن آن که اولویت بندی دستاوردهای نهایی بهتر انجام خواهد شد. این روش برای آینده نگاری دولت الکترونیکی اجرا و اعتبارسنجی گردید.
"مفهوم سبک زندگی از جمله مفاهیم علوم اجتماعی است که اخیراً بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما کاربردهای متفاوت و بعضاً متعارض، آن را مفهومی مبهم و از دیدگاه پاره ای محققان غیر قابل استفاده ساخته است. در مقاله حاضر، در ابتدا به ارایه تبیینی واژه شناسنامه از این مفهوم، پرداخته شده و سپس به بررسی ابعاد مفهومی آن در حوزه علوم اجتماعی پرداخته شده است. این مفهوم، با سایر مفاهیم در حوزه علوم اجتماعی، از جمله مفهوم «ذائقه» دارای ارتباط و پیوند وثیقی است. در این مقاله، کوشیده ایم، با بررسی و مقایسه نظرات جامعه شناسان کلاسیک و مدرن به تبیین ابعاد مفهومی و مؤلفه های «سبک زندگی» بپردازیم.
"