افزایش تعداد مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی به دلایل متعدد از جمله افزایش امید به زندگی، کاهش نرخ زاد و ولد و پایین آمدن سن بازنشتگی لزوم توجه به وضعیت این گروه را ضروری ساخته است. این مقاله در صدد است تا به این مساله اساسی پاسخ دهد که مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی تا چه اندازه از عملکرد سازمان تامین اجتماعی رضایت دارند. مقاله حاضر نتیجه مطالعه ای توصیفی ـ تحلیلی با روش پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه پژوهش، مستمری بگیران تحت پوشش اداره کل تامین اجتماعی تهران (در حدود 251520 نفر) بوده و حجم نمونه با بهره گیری از فرمول کوکران 210 نفر برآورد شده است. نتایج به دست آمده از مطالعه نشان می دهد که هر چند که مستمری بگیران از تعاملات گفتمانی با سازمان رضایت نسبی دارند اما از آن جایی که اکثریت آنان فاقد منبع درآمدی غیر از مستمری دریافتی هستند، از یک نوع عدم تعادل در مخارج زندگی به سر می برند. این عدم تعادل مبادله، موجب نارضایتی عمده مستمری بگیران از عملکرد سازمان تامین اجتماعی شده است.
در جوامعی مانند جامعه ایران، معمولا مردان نان آور خانواده بوده و زنان به کار خانه داری مشغول هستند. اما عرف جامعه ایرانی و سنت دینی ما با اشتغال زنان در بیرون از خانه مخالفت چندانی ندارد و لذا زنان می توانند خارج از منزل نیز به کار پرداخته و مسوولیت نان آوری خانواده را بر عهده گیرند. آنچه موجب می شود سرپرستی زنان خانوار به عنوان یک مساله اجتماعی شناخته شود، مشکلات و موانعی است که در دنیای بیرون بر سر راه سرپرستی زنان به وجود آمده و باعث می شود تا زنان سرپرست خانوار به عنوان قشری آسیب پذیر شناخته شوند. هدف این مقاله، روشن کردن مشکلات این زنان و پرداختن به این مشکلات از زبان خود این زنان و نیز تحلیل شرایط آنان با استفاده از داده های ثانویه و در یک جمله، نشان دادن تصویری واقعی و عمیق از زندگی و مشکلاتی است که آن ها با آن روبرو شده و در موارد متعددی حتی از بیان آن قاصر می مانند.
این مقاله به بررسی و تبیین مبانی نظری دو رویکرد سلبی و ایجابی به مهندسی فرهنگی در ایران پس از انقلاب پرداخته است و در این زمینه، مبانی نظری این دو رویکرد به مهندسی فرهنگی، بررسی شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد این دو رویکرد به لحاظ تعریفی که از فرهنگ و مهندسی فرهنگی، انسان، نقش دولت در حوزه فرهنگ و نتیجه دخالت آن در مهندسی فرهنگی جامعه ارایه میدهد، با یکدیگر اختلاف مبنایی دارند.