یکی از آثار مسلم الانتساب ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا (370-428) «رساله أقسام الحکمة» (تقاسیم الحکمة، اقسام العلوم العقلیه) است که احتمالاً بین سالهای 392 تا 412 نگاشته شده است. این رساله از یک مقدمه، 11 فصل و یک خاتمه تشکیل شده است. ابن سینا در این رساله 15 علم طبیعی، 15 علم ریاضی، 7 علم الهی، 3 علم در حکمت عملی، و 9 علم منطقی و در مجموع 49 علم اصلی و فرعی حکمی را به اختصار معرفی کرده و به مهمترین کتب مرجع هر رشته نیز اشاره کرده است. در این رساله عناوین 20 کتاب ارسطو، و کتبی از افلاطون، اقلیدس، بروسن و فرفوریوس آمده است. مفاد این رساله در دیگر آثار ابن سینا از قبیل مدخل منطق و الهیات الشفاء، دانشنامه علائی، عیون الحکمة و حکمة المشرقیین به نحوی دنبال و تکمیل شده است، هر چند این رساله مشروح ترین اثر ابن سینا در موضوع طبقه بندی علوم و تقسیم حکمت است.
با توجه به این که ایران کشوری با اقوام، زبان ها و فرهنگ های مختلفی است. سازمان ها و نهادها نیز متشکل از کارکنان و مشتریانی است با زمینه های فرهنگی متفاوت. در این راستا مدیران با عنایت به تنوع فرهنگی موجود در سازمان ها برای مهارکردن تعارض های حاصل از آن و استفاده از فرصت ها در ایجاد خلّاقیت و نوآوری برای پیشبرد اهداف سازمانی و اثربخشی عملکرد خود بایستی قابلیت های زیادی را در خود بپروراند. یکی از قابلیت های اساسی که مدیران را در ایفای وظایف قادر می سازد که عملکردی مطلوب داشته باشند هوش فرهنگی می باشد. هوش فرهنگی عبارتست از توانایی برای خود از طریق یادگیری پیوسته و درک مطلوب تنوعات فرهنگی، ارزش ها و تعقل گرایی و درک انسان ها در بستر فرهنگ و تفاوت های رفتاری آن هاست. از آن جا که رسیدن به این قابلیت برای مدیران بسیار حایز اهمیت می باشد، پژوهشگر را بر آن داشت تا پژوهشی پیرامون بررسی میزان هوش فرهنگی رؤسای بانک های دولتی و غیردولتی و تاثیر آن بر عملکرد آنان بر اساس یک فرضیه ی اصلی و پنج فرضیه ی فرعی به انجام رساند. روش شناسی پژوهش، از نوع توصیفی همبستگی و سطح آن بنیادی است. جامعه آماری تحقیق را رؤسای بانک های دولتی و غیردولتی شهر اصفهان که شامل 549 نفر کل جامعه آماری را تشکیل داده اند که از بین آن ها 221 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری لایه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده های مورد نیاز پرسشنامه ای در دو قسمت تهیه گردید که روایی صوری و محتوایی در سطح بال بوده و پایایی آن نیز، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، آزمون شده و مورد تایید قرار گرفته است. بین هوش فرهنگی رؤسای بانک های دولتی و غیردولتی با عملکرد آنان رابطه ی مثبت و معناداری وجود ندارد. امّا در بین برخی از ابعاد هوش فرهنگی و عملکرد رؤسای بانک ها رابطه وجود دارد. از میان ابعادی که با عملکرد رابطه دارد بعد انگیزش هوش فرهنگی و بعد استراتژی هوش فرهنگی می باشد. این یافته ها این نکته مهم را خاطر نشان می سازد که رؤسای بانک ها اگر انگیزش هوش فرهنگی و استراتژی هوش فرهنگی داشته باشند عملکرد موفق تری خواهند داشت.
اعتماد به نهادها که در بین دو نسل در شهر تبریز اجرا شد به دنبال این هدف بود که تفاوت بین نسل ها را از نظر اعتماد به نهادها مشخص کند در ضمن، در این مطالعه به تفاوتهای درون نسلی هم پرداخته شد. روش مطالعه پیمایشی و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود برای جمع آوری اطلاعات حجم نمونه ای به تعداد 394 پاسخگو انتخاب شدند که 200 نفر آنها در گروه سنی 24-16 ساله و 194 نفر در گروه سنی 54-45 ساله بودند.پس از جمع آوری داده ها یافته های زیر به دست آمد: بین دو نسل و درون هر نسل تفاوت در میانگین اعتماد به نهادها معنادار است. تفاوتی در بین زنان و مردان گروه نسلی 24-16 ساله مشاهده نشد ولی اعتماد زنان و مردان گروه نسلی 54-45 ساله معنادار بود و زنان بیشتر از مردان به نهادها اعتماد می کنند. همچنین تحصیلات پاسخگویان نسل 24-16 ساله موجب تفاوت در میانگین اعتماد آنها نبود ولی در بین نسل54-45 ساله تفاوتها معنادار است و نشان می دهد که زنان بی سواد و دارای تحصیلات ابتدایی به نهادها بیشتر اعتماد می کند. ساعات استفاده از ماهواره و اینترنت تأثیر منفی بر میزان اعتماد به نهادها در نسل 24-16 ساله ها دارد و استفاده بیشتر از ماهواره هم بر روی نسل 54-45 ساله تأثیر معناداری دارد.
لامبث، در بررسی عملیات جنگی "طوفان صحرا" علیه عراق، از بعد هوایی (1991) مقاله ای در پنج بخش ارایه داده و در سه بخش قبل که در شماره گذشته به چاپ رسید، سعی نموده بود به طور تلویحی نقش نیروی هوایی آمریکا را تا آنجا برجسته نشان دهد که پیروزی صد ساعته جنگ زمینی را مرهون حملات هوایی 23 روزه بداند. به نظر وی نیروی هوایی ایالات متحده توانسته با بهره گیری از تکنولوژی جدید استیلث و تجهیزات کنترل و مراقبت مستمر، از حالت تاکتیکی قبل از این جنگ به ایفای نقشی استراتژیک در میدان نبرد ارتقاء یابد،که پیامد آن زمین گیر کردن نیروهای دشمن و انهدام گسترده تجهیزات و ادوات جنگی آنها پیش از رویارویی زمینی با او بود. در دو بخشی که ترجمه آن پیش روی شماست، او دو عامل مهم دیگر را در این عملیات بررسی نموده است. "قدرت فضایی به عنوان یک فعال کننده" و "جغرافیا به عنوان عامل جبری". او معتقد است از تمام توانایی های بالقوه فضا در این جنگ استفاده شد و به عبارتی سامانه های فضایی نقش اصلی را در جنگ ایفا نمودند. همچنین جغرافیا به عنوان یک عامل جبری می تواند شرایط ویژه ای را به نیروی هوایی در هر جنگ دیکته کند، که در این مورد مقایسه ای بین جنگ نفت و بوسنی انجام داده است.
در نیمه اول ماه ژوئیه/10 تا 25 تیر، سیاستی که می بایست در قبال رفتار نامساعد دولت ایران راجع به اخراج اتباع دول محور از این کشور اتخاذ شود، توسط دولت اعلیحضرت پادشاهی انگلستان و دولت شوروی مورد بررسی قرار گرفت؛ و در 22 ژوئیه/ 31 تیر، به ژنرال کینان دستور داده شد که برای اشغال آبادان و نفت شده و متعاقباً مناطق نفت خیز جنوب غربی ایران آماده باشد. در 24 ژوئیه/2 مرداد اطلاع حاصل شد که دولت انگلستان با پیشنهاد مربوط به اعمال فشار سیاسی مشترک انگلیس و شوروی به ایران، همراه با نمایشی از قدرت نظامی، جهت تامین امکانات اخراج اتباع دول محور از این کشور موافقت کرده است تا چنانچه فشار سیاسی به شکست بیانجامد، منظور فوق با استفاده از قوه قهریه تحقق یابد. از این رو به ژنرال کینان دستور داده شد اقدامات اولیه را برای انجام مقاصد زیر معمول دارد.
در این تحقیق ابتدا مفاهیم خلاقیت و نوآوری بیان شده و تفاوت های این دو مفهوم و مفهوم تغییر نیز بیان و از هم تفکیک گردیده اند. در قسمت های دیگر سعی شده تا فرآیند خلاقیت در یک سازمان و در افراد و همچنین فرایند نوآوری در سازمان ها بیان گردد.پس از بیان شرایط ایجاد خلاقیت و نوآوری در سازمان های مختلف، توجه مدیران سازمان هایی که مایل به داشتن سازمانی خلاق و نوآور هستند به این موارد جلب گردیده است: داشتن تحمل شکست، فراهم نمودن محیط مناسب و غیر رسمی، دادن امتیاز به نوآوران، تشویق رقابت در محیط کاری،حمایت از تعصب کاری، تعیین هدف ها به طور مشخص، آماده سازی افراد برای تغییر. در ادامه به بیان مشخصات سازمان های خلاق وهمچنین افراد با خلاقیت بالا پرداخته شده است و در نهایت نتیجه گیری ارایه گردیده است.
به دلیل وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت به ویژه در چند دهه گذشته متغیرهای کلان از نوسانات درآمدهای نفتی تاثیر زیادی پذیرفته اند.هدف از این پژوهش،بررسی فرضیه عدم تقارن رابطه میان تغییرات قیمت نفت و مصرف بخش خصوصی و دولتی در اقتصاد ایران در دوره 1386-50 است.با توجه به مبانی نظری مصرف در بخش خصوصی و بخش دولتی و همچنین تکنیک های تجزیه قیمت نفت که در این پژوهش از سه روش تجزیه قیمت نفت استفاده شده و برآوردهایی که به روش حداقل مربعات معمولی(OLS) برای بررسی اثرات تفکیک شده درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت بر روی مصرف در دو بخش خصوصی و دولتی اقتصاد ایران انجام گرفت،مشخص شد اثر تکانه های مثبت و منفی قیمت نفت بر روی نصرف در بخش دولتی و بخش خصوصی نامتقارن است.همچنین،نتایج این مطالعه نشان می دهد که مصرف بخش دولتی از تکانه های نفتی تاپیر پذیری بیشتری نسبت به مصرف بخش خصوصی داشته و تفاوت واکنش مخارج دولتی به افزایش و کاهش درآمد نفت،در مقایسه با مصرف بخش خصوصی بیشتر است.همچنین،مشخص شد،ایجاد حساب ذخیره ارزی از سال 1379 تاثیر معناداری بر اثرگذاری نوسان قیمت نفت بر مصرف بخش خصوصی و دولتی نداشته است.