بشر به عنوان موجود زنده مرگ اندیش وقتی که دریافت مرگ و نیستی زندگانیش را تهدید می کند، بر آن شد تا چاره ای برای رهایی از مرگ بیابد، این جست وجو و هراس از مرگ آرمان جاودانگی را ایجاد کرد و آرزوی بی مرگی را و انسان را به فکر خلق افسانه های زندگی جاوید قهرمانان رویین تن انداخت، تا شاید با نام ماندگار این قهرمانان عطش جاودانه زیستن خود را فرو نشاند. در این جستار با روش تطبیقی این مفهوم (جاودانگی) و یکی از راههای رسیدن بدان یعنی رویین تنی در داستانهای اساطیری حماسی مورد بررسی قرار گرفته است، داستانهایی چون: گیل گمش، کهن ترین اثر حماسی جهان، داستان اسکندر و جست وجوی آب حیات، آشیل در ادبیات یونان، بالدر از اساطیر مشهور اسکاندیناوی، زیگفرید رویین تن نام آور ژرمنی و اسفندیار شاهزاده و دین مرد و پهلوان ایرانی.در پایان زمینه های مشابه، دسته بندی، تطبیق و جمع بندی شده است.
آب عنصری است که وجود آن برای تولید مواد غذایی، توسعه اقتصادی، بقای موجودات زنده و... ضروری است. با وجود اینکه 71 درصد از سطح کره زمین از آب پوشیده شده است، ولی تنها حدود 0.86 درصد آبهای کره زمین قابل دسترس بوده و برای استفاده انسان مناسب است. امروزه مسایلی نظیر رشد جمعیت، ارتقاء سطح زندگی و بهداشت، گسترش شهر نشینی، گسترش صنایع، کشاورزی و... موجب افزایش مصرف آب شده است، به طوری که مصرف آب نسبت به اوایل قرن بیستم 17 برابر و نسبت به سه قرن قبل 45 برابر شده است. قرار گرفتن منطقه خاورمیانه در کمربند خشک جهان موجب شده تا این منطقه علی رغم دارا بودن 5 درصد جمعیت جهان تنها 1 درصد آبهای شیرین قابل دسترس را در اختیار داشته باشد که این منابع آب نیز عمدتا به صورت مشترک مورد استفاده قرار می گیرد و بیش از 50 درصد جمعیت این منطقه در حوضه های آبریز مشترک زندگی می کنند که این مساله رقابتها و منازعاتی را برای استفاده هرچه بیشتر از این منابع محدود به دنبال دارد.مقاله حاضر به صورت اسنادی و با شیوه توصیفی – تحلیلی، مسایل هیدرو پلیتیک خاورمیانه را در افق سال 2025 میلادی در حوضه های دجله و فرات، رود اردن و رود نیل را مورد بررسی قرار داده است. یافته ها و نتایج این تحقیق نشان می دهد که رشد بالای جمعیت و افزایش تقاضای آب شیرین در این منطقه در کنار محدودیت منابع آبی، در آینده موجب افزایش رقابتها و تنشها بویژه در حوضه رود اردن خواهد شد.
تأثیر ژئوپولیتیک در جهتگیری سیاست خارجی کشورها و نظام بینالملل همواره یکی از دغدغههای ذهنی پژوهشگران حوزه روابط بینالملل بوده که طی سالهای گذشته مخصوصاً تحتتأثیر حادثه 11 سپتامبر دوچندان شده است. منطقه خاورمیانه از جمله مناطقی است که همواره با برخورداری از موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک خود بیشترین تغییرات را در این زمینه داشته و نگاههای بسیاری را به سمت خود جلب کرده است. بنابراین شناخت ژئوپولیتیک جدید خاورمیانه و ارزیابی تحولات نظام بینالملل کنونی در بستر تحلیل ژئوپولیتیک نوین میتواند نقش مؤثری در اتخاذ سیاست خارجی مناسب از سوی کشورهای منطقه ایفا کند. این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی انجام شده است و گردآوری اطلاعات نیز به روش کتابخانهای- اسنادی میباشد. دوره بررسی در این پژوهش مربوط به تحولات پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 میلادی بوده و دورههای گوناگون روابط خارجی ایران بررسی و از نظر ژئوپولیتیک نوین مورد آزمون قرار گرفته است. با توجه به نقش تأثیرگذار ایران به عنوان یکی از مهمترین بازیگران منطقهای بر روند تحولات سیاسی- اجتماعی خاورمیانه، پژوهش حاضر ضمن بررسی الگوهای مختلف رفتاری در سیاست خارجی کشور، جایگاه ژئوپولیتیک نوین در تعیین سیاست خارجی ایران را در خاورمیانه بررسی کرده و الگوی رقابت و تعامل را برای سیاست خارجی ایران معرفی و پیشنهاد میکند
و نُنَزِّلُ مِن الْقُرآن ماهُوَ شِفاء وَ رَحمهً لِلْموُمنین(1) و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل می کنیم قرآن حکیم کلام وحی و معجزه حضرت محمد(ص) می باشد. در طب سنتی ایران پزشک، حکیم نامیده می شد. او که حکمت الهی می دانست، دعا و دارو را برای بهبود بیمارش ادغام می نمود به این صورت که پس از تجویز نسخه دست بر سر بیمار می گذاشت و در دل دعا می خواند دعایی که عبارت از آیات و اذکار قرآن مجید بود. می دانیم آیات و احادیث اسلامی گنجینه ای عظیم از دستورهای مربوط به دعا و شفاست. دعادرمانی در طب سنتی ما چهار رکن اساسی دارد: 1. خواندن دعا با گذاردن دست بر سر بیمار 2. تعویذ (دعای مکتوب) 3. انتقال دعا به آب یا مواد خوراکی 4. دعا از راه دور محققی ژاپنی به نام دکتر ایموتو در گزارش خود که به صورت چهار جلد کتاب منتشر نموده می گوید: آب قابلیت نسخه برداری و حفظ اطلاعات دارد. آب اطلاعات را ضبط می کند و همچنان که در سراسر کره خاکی می چرخد اطلاعات را پخش می کند. آنگاه که صوت ایجاد می شود شنونده ای خبره وجود دارد که صدا را دریافت می کند وقتی نوشته ای به آب نشان داده می شود، آب آن را به صورت ارتعاش دریافت می کند و پیام را با شکل بخصوص ارائه می دهد. اکنون دیگر آب صرفاً ماده نیست بلکه نیروی با ابهت حیات است. آیا نظرات او یکی از تحلیلات آیه 30 سوره انبیاء نیست: «وَجَعلنْا مِن الْماء کُل شیء حَی» این دانشمند که بخشی از تحقیقات خود را به آیه هایی از قرآن مجید اختصاص داده می گوید زیباترین و موزون ترین کریستال ها را در تصویر برداری از امواج قرآن دریافت کرده است. نتایج تکمیلی و مشابه در مطالعات سایر پژوهشگران نظیر «وستوم روی و حمیده بی طرف نشان داده شده است». اگر سلامت را نوعی نظم در دستگاه های مختلف بدن تعبیر کنیم، مسلماً بیماری ضد آن یعنی اغتشاش و بی نظمی است. در این جا این سوال مطرح می شود که اگر دعا نظم دارد آیا نمی توان توجیه کرد که موج دعا بی نظمی بیماری ها را جایگزین می کند؛ زیرا بیش از 70 درصد محتویات جسم انسان آب است.
از دیرباز در غرب و شرق، فیلسوفان و زبان شناسان بسیاری به مبحث الفاظ لاوجود پرداخته اند. سوال اساسی در این باره همواره این بوده است که چگونه می توان واژه هایی همچون «رستم» را که به چیزی در جهان خارج ارجاع نمی دهند درک کرد و حتی آنها را با ترکیب های مختلف در جمله به کار برد؟ فلاسفه پاسخ های متفاوتی به این سوال داده و هر یک به جنبه ای از موضوع پرداخته اند. نگارنده سعی دارد در این مقاله، با ابزارهای معناشناختی، به پاسخ این سوال دست یابد و بدین ترتیب، ملاک هایی را نیز برای طبقه بندی این گونه الفاظ پیش رو نهد
اهمیت آزادی انسان ها در تعیین مقدورات خود ارزشی است که از اواخر قرن هجده و به دنبال جنگ های استقلال آمریکا و انقلاب فرانسه بیشتر مورد توجه بشریت و جوامع سیاسی قرار گرفته است؛ ولی نهادینگی حقوقی و تقنین بین المللی این ارزش پس از جنگ جهانی اول و در قرارداد ورسای متظاهر شد. تحول مفهومی حق تعیین سرنوشت در حقوق بینالملل در سه بستر تاریخی قابل طرح است. در ابتدا، هدف این ایده مشروعیت دادن به تجزیه امپراتوری های شکست خورده در جنگ جهانی اول و اعطای استقلال تدریجی به برخی از مناطق تحت قیمومیت در چارچوب سیستم ماندا بود. ولی بعد از جنگ جهانی دوم، حق تعیین سرنوشت بیشتر به معنی استقلال سرزمین های تحت استعمار و انقیاد بیگانگان بسط مفهومی یافت. از دهه 1970، حق تعیین سرنوشت به مفهوم حاکمیت دموکراسی، رعایت حقوق بشر و تضمین حقوق اقلیت ها جهت گیری داشته است. این که تغییرات مفهومی، مدلولات و ملزومات حق تعیین سرنوشت در حقوق بین الملل چیست، هدف اصلی تدوین این مقاله بوده است که سعی گردید بر اساس آخرین مطالعات در این زمینه به رشته تحریر در آید.
فرهنگ سازمانی، استنباط مشترکی است که اعضای سازمان نسبت به آن دارند. این احساس مشترک موجب درک عمیق فرهنگی نسبت به مسائل سازمان و حرکت جمعی به سوی اهداف سازمان می شود(رحیم زاده و اعرابی، 1383؛ رابینز، 1990). تحقیق حاضر، با استفاده از روش همبستگی، به بررسی رابطه میان فرهنگ سازمانی و کیفیت ماندگاری نیروی انسانی متخصص در موسسات آموزش عالی دولتی شهر ایلام می پردازد. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی شهر ایلام است و ابزار اندازه گیری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با مقیاس لیکرت است. به منظور پاسخگویی به پرسش های پژوهش، از تحلیل رگرسیون استفاده شد و نتایج حاصل از اجرای رگرسیون ساده، حاکی از رابطه مستقیم و خطی بین ویژگی های فردی، ویژگی های مدیریت و ویژگی های سیستم با کیفیت ماندگاری است؛ همچنین پس از برازش یک رگرسیون چندگانه برای سه متغیر مستقل، متغیر ویژگی های مدیریت با بالاترین ضریب، تاُثیرگذارترین عامل بر کیفیت ماندگاری شناخته شد. متغیر ویژگی های سیستم نیز در جایگاه بعدی قرار گرفت و متغیر ویژگی های فردی به دلیل عدم معناداری از مدل حذف شد؛ همچنین به منظور مقایسه دو دانشگاه، برای تک تک متغیرها، آزمون معناداری انجام شد و در نتیجه این مقایسه، محاسبه برتری میانگین دانشگاه ایلام در متغیر فرهنگ سازمان مشاهده شد و بین دانشگاه های مطالعه شده در خصوص متغیر کیفیت ماندگاری تفاوت معناداری مشاهده نشد.
یک بازنگری به جستارهای آزادی و اخلاق از عصر باستان تا دوره معاصر، تصورهای متنوعی از مفاهیم آزادی و اخلاق را آشکار می کند؛ اما کانت نظریه ایجابی (تحصلی) آزادی خود را به عنوان برترین طریقه ممکن هستی انسان مدرن در فلسفه علمی خود طرح کرده است. او ضمن تدوین مبانی مفهوم مستقل آزادی، مفاهیم مرتبط با آن یعنی خودآگاهیِ اخلاقی، هویت درونی و یکپارچگی را (که انسان مدرن را به مفهوم واقعی کلام «انسان» می کند) مطرح می کند. مفهوم آزادی کانت متأثر از فلسفه روسو است؛ آزادی، برترین تعیّن انسان است که نتیجه فعالیت خاص انسان برای توسعه استعداد فکری و روحی خود است. مفهوم اصلی اخلاق کانت، مفهوم اراده خود مختار است؛ رفتاری که از او نشئت می گیرد، تحت هدایت وظیفه ای است که دستور رفتار اخلاقی بر آن استوار است.
این مقاله به تبیین زوایای مختلف این مفاهیم از دیدگاه کانت می پردازد و پاسخ او به این پرسش را که «چگونه انسان مدرن تربیت و پرورش می یابد؟» با خوانندگان در میان می نهد
در این پژوهش،کیفیت رابطه والد- فرزندی دانش آموزان پر خاشگر و غیر پرخاشگر با یکدیگر مقایسه شده است.متغیرهای مورد پژوهش عبارت بودند از:کیفیت رابطه والد- فرزندی و خرده مقیاسهای آن(عاطفه مثبت پدرانه،آمیزش پدرانه،ارتباط،خشم،عاطفه مثبت مادرانه،آزردگی/ سر در گمی نقش،همانند سازی و ارتباط مادرانه)، پرخاشگری و خرده مقیاسهای آن(پرخاشگر فیزیکی،پرخاشگری کلامی،خشم و خصومت).
نمونه پژوهش 258 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه بین 17-14 ساله (به روش نمونه گیری خوشه ای) با استفاده از دو پرسشنامه مقیاس رابطه والد- فرزندی (PCRS) و پرسشنامه پرخاشگری(AQ) ارزیابی شد.روش تحقیق، پس رویدادی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از روش آماری یومن ویتنی (به دلیل نرمال نبودن توزیع جامعه نمونه) برای مقایسه از میانگین های مستقل استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزان غیر پرخاشگر نسبت به دانش آموزان پرخاشگر در تمام ابعاد رابطه پدر- فرزندی با کیفیت تر بوده اند. در حالیکه در رابطه مادر- فرزندی در ابعاد همانند سازی و ارتباط تفاوت بین گروهها معنادار بود.
امروزه، ما در متن و بطن یک «فرآیند رسانه ای شدن فزاینده» زندگی می کنیم که از رهگذر آن رسانه ها به طور روزافزونی در مسیر درگیر شدن در فرآیندهای فراملی قرار گرفته و در حال تجاری شدن و خارج شدن از قلمرو نظارت و کنترل دولتی هستند؛ تکنولوژی های جدید، دست اندرکار ایجاد دگرگونی و تحول در فرآیند رسانه ای شدن شده اند؛ خصلت بینامتنی رسانه های همگانی به طور روزافزونی در مسیر افزایش قرار گرفته، رسانه های الکترونیک، نزدیکی و بی واسطگی، و تعامل و واکنش دوسویه را برای انسان ها به ارمغان آورده اند؛ رسانه های جدید، امکان دسترسی به اطلاعات را برای شهروندان، سیاستمداران و دیوان سالاران افزایش داده اند، جمع آوری، انباشت و توزیع اطلاعات را سرعت بخشیده و محدودیت های زمانی و مکانی را از بین برده اند و به دریافت کنندگان اطلاعات امکان داده اند کنترل بیش تری بر آن داشته باشند؛ این رسانه ها هم چنین، امکان قبض و بسط اطلاعات را برای فرستنده و امکان تعامل میان فرستنده و گیرنده اطلاعات را فراهم آورده اند.به رغم این تحولات گسترده در عرصه کارکرد و نقش رسانه ها، کماکان می توان رسانه را پدیده ای دو چهره یا دو رویه تعریف کرد: هم زخم آفرین و هم مرحم آفرین، هم هویت زا و هم هویت زدا، هم ایجاد کننده بحران و هم تدبیر کننده آن. در این نوشتار تلاش می شود آثار این دو رویگی رسانه در محدوده دل مشغولی های هویتی انسان و جامعه ایرانی امروز مورد تامل و بحث قرار گیرد.