تالاب انزلی از منابع مهم اکوتوریستی گیلان، ایران، و حتی خاورمیانه می باشد که می تواند نقش بسیار مهمی را در اقتصاد و اشتغال نیروی انسانی با حفظ محیط زیست ناحیه داشته باشد هدف مقاله حاضر شناخت محدوده زمانی مطلوب آسایش بیوکلیماتیک در حاشیه و تالاب انزلی با استفاده از مدل بیکر ولنکستر- کارستن می باشد. روش کار تحلیلی و با استفاده از داده های اقلیمی و تجزیه و تحلیل آن در قالب مدل های کلیماتیک آسایش انسانی (کلیما اکوتوریسم) بیکر و لنکستر - کارستن می باشد. نتایج مطالعه نشان داد که ماه های فروردین، اردیبهشت در شرایط مطبوع و آسایش بیوکلیمایی است، ماه های تیر، مرداد دارای هوای گرم و شرجی ولی قابل تحمل با دارای فشار بیو کلیمایی است، ماه های آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند سرد و همراه با تحریک ملایم بیو کلیمایی است. هم چنین این ناحیه در ماه های خرداد، مرداد و شهریور شرجی بوده و در ماه های اردیبهشت، مهر در شرایط مرز شرجی (تعداد روزهایی همراه با پدیده شرجی) و در ماه های دی، بهمن، اسفند، فروردین، آبان و آذر غیر شرجی می باشد.
از مباحث مهمی که در بخش علیت مطرح است، مسألة علت غایی است. «غایت» در فلسفه به دو معنای مختلف استعمال میشود: یکی به معنای «ما الیه الحرکة» و دیگری به معنای «ما لاجله الفعل».
در این مقاله علاوه بر معانی غایت، دیدگاه های مختلفی در باب چیستی غایت و نیز مناط و ملاک احتیاج به علت غایی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
در اینکه فعل اختیاری دارای علت غایی است، بین فلاسفه اختلافی نیست، بلکه منشأ اختلاف آنان سؤالات سه گانه ذیل است: آیا بعضی از افعال اختیاری مانند افعال گزاف و عبث دارای علت غایی است؟ آیا افغال طبیعی دارای علت غایی است؟ و آیا افعال خداوند دارای علت غایی است؟
پژوهش حاضر با هدف مطالعه و بررسی اختلال های عاطفی - رفتاری و عملکرد تحصیلی کودکان 7 تا 11 ساله محروم از پدر و عادی شهر تهران طراحی و اجرا شد.
روش: روش پژوهش حاضر پس رویدادی بوده و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان پسر و دختر 7 تا 11 ساله مقطع ابتدایی شهر تهران تشکیل می دهند. جمع آوری نمونه، در دو مرحله انجام گرفت و در نهایت 240 دانش آمور شامل 120 نفر (60 دختر و 60 پسر) که پدرشان فوت کرده و مادر به تنهایی سرپرستی آنها را برعهده داشت و 120 نفر از همکلاسی های آنها (60 دختر و 60 پسر) که با هر دو والدشان زندگی می کردند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در مرحله بعد، پرسشنامه فهرست رفتاری کودک (CBCL) بر روی مادران گروه نمونه(N=240) اجرا شد. همچنین معدل پایان سال کودکان به عنوان ملاک عملکرد تحصیلی آنها در نظر گرفته شد. در نهایت داده های به دست آمده با استفاده از شاخصهای توصیفی و نیز آزمون t برای مقایسه میانگین گروه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بین کودکان محروم از پدر و عادی در نمره کلی اختلال های عاطفی - رفتاری، نمره کلی اختلال های برونی سازی شده و اختلال های درونی سازی شده، به نفع کودکان محروم از پدر، تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین بین دو گروه در زیر مقیاس های مشکلات عاطفی، اضطرابی، بدنی و نافرمانی مقابله ای، تفاوت معناداری به دست آمد، اما در زیر مقیاس های مشکلات نارسایی توجه / فزون کنشی و مشکلات رفتار هنجاری تفاوت معنی داری وجود نداشت. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد تحصیلی کودکان محروم از پدر پایین تر از کودکان عادی است. تحلیل نتایج دو جنس در گروه محروم از پدر نیز نشان داد که بین دخترها و پسرهای محروم از پدر در زیر مقیاس های مشکلات اضطرابی، و نافرمانی مقابله ای، تفاوت معناداری وجود دارد. اما در سایر متغیرهای مورد بررسی بین دو جنس تفاوت معناداری یافت نشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که کودکان محروم از پدر بیش از کودکان عادی مستعد انواع اختلال های عاطفی - رفتاری (از جمله مشکلات اضطرابی، افسردگی، مشکلات بدنی، اختلال نافرمانی مقابله ای) و ضعف در عملکرد تحصیلی هستند.
هدف: این پزوهش با هدف بررسی مجموعه کتابخانه های دانشگاهی شهر اراک و مقایسه آن با استانداردهای مجموعه کتابخانه های دانشگاهی ایران صورت گرفته است. روش: این پژوهش به صورت پیمایشی تطبیقی بوده و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه بهره جویی گردیده است. جامعه تحت بررسی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی دانشگاهی شهر اراک بوده که شامل6 دانشگاه و سازمان می باشد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که کل مجموعه موجود شامل مواد چاپی و معادل های جلدی میکروفرمی و مواد دیداری- شنیداری زیر استاندارد می باشد. در خصوص فراهم کردن امکان دسترسی به بانکهای اطلاعاتی و اتصال به شبکه اینترنت نیز تنها کتابخانه های مرکزی دانشگاه ها این امکان را فراهم کرده اند.
هدف: این مقاله به مطالعة میزان دستبرد در یک دست نبشته، زمان دستبرد در آن و اینکه این دستبرد و بر ساختگی از سوی چه کسی یا چه کسانی انجام گرفته است، می پردازد. روش: روش پژوهش حاضر اسنادی، بررسی تاریخی و از نوع کتابخانه ای است. یافته ها: با توجه به نمونه هایی که در این پژوهش از آنها یاد میشود، اندازة دستبرد در دست نبشته ها را میتوان در سه رده کلی بدین ترتیب گروه بندی کرد: 1. دست نبشته های برساختة بیپایه و بیبنیاد؛ 2. دست نبشته های برساخته ای که پایه و بنیادی داشته اند؛ 3. دست نبشته هایی که اندازة دستبرد آنها با ابهام همراه است.گروه دوم از دست نبشته های برساخته، که بخش مهمی از پژوهش را به خود اختصاص میدهد باز خود پنج سطح و رویه دارد که عبارتند از: 1. برساختگی در کل یک نوشته؛ 2. برساختگی بخشی، فصلی، و یا صفحاتی از یک کتاب یا رساله؛ 3. برساختگی درسطح جمله و چند جمله؛ 4. برساختگی در سطح واژگانی و عددی؛ 5. همانند نویسی، که آثار آفریده شده با این ویژگی چندان ناپسند نیست
تفکیک حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، یکی از مهم ترین نوآوری های منطق دانان مسلمان است که با صراحت برای اولین بار در آثار علامه دوانی طرح و به کار گرفته شده است و منطق دانان بعدی مانند ملاصدرا و دیگران از این تفکیک در حل بسیاری از مسایل منطقی و فلسفی بهره جسته اند. با وجود این، تفکیک به صورت غیر صریح در آثار ارسطو، فارابی، ابن سینا و دیگران طرح و به صورت شگفت آوری با حمل اولی ذاتی مخالفت شده است. این مقاله، با بررسی آثار منطقی در دو دوره پیش و پس از علامه دوانی، پنج دلیل منطقی و غیر منطقی (=دلیل و علت) در مخالفت با حمل اولی در آثار دوره نخست یافته است که بدون پاسخگویی به این دلایل، امکان خروج از پارادایم دوره نخست و ورود به پارادایم دوره دوم، چندان محتمل به نظر نمی رسد. قطب رازی و قوشجی از دوره نخست و دوانی از دوره دوم، سه منطق دانی هستند که با پاسخگویی به دلایل پنج گانه توانستند نقطه عطفی در منطق اسلامی پدید آورند و حمل اولی ذاتی را از حضیض بی توجهی خارج کنند و به محور مهمی در حل مسایل فلسفی بدل سازند.
هرگونه اقدام در جهت طراحی نقشه علم در جمهوری اسلامی ایران از یکسو مستلزم بازگشت به مبانی اسلامی در ساحت طبقه بندی علوم و از سوی دیگر تبیین فلسفه تعلیم و تربیت مبتنی بر آموزه های اسلامی است. در مقاله حاضر سعی کردهایم در یک بررسی تطبیقی دیدگاه دو تن از بزرگان حکمت متعالیه را درباره این موضوع، مورد بررسی قرار دهیم. ملاصدرا تمام علوم و معارف را در شبکه و منظومهیی خاص(دینی و الهی) میبیند و برین اساس، علوم اخروی و الهی و حکمت نظری را بر علوم دنیوی و حکمت عملی مقدم میداند. طبقه بندی علوم از نظر حضرت امام مبتنی بر انسانشناسی ویژه ایشان است. از نظر امام انسان بطور اجمال و کلی دارای سه نشئه و صاحب سه مقام و عالم است و کلیه علوم نافع به این سه برمیگردد، یعنی علمی که مربوط به کمالات عقلیه و وظایف روحیه است، علمی که مربوط به اعمال قلبیه و وظایف آن است و علمی که مربوط به اعمال قالبی و وظایف نشئه ظاهری نفس است. بنظر حضرت امام علوم دیگر داخل در یکی از این اقسامند.