تفسیر موضوعی به رغم داشتن پیشینه دیرینه، اصطلاح جدیدی است. مفسّر در تفسیر موضوعی، مسئله یا سؤالی را به قرآن عرضه میکند و با جمعآوری و بررسی تمام آیات مربوط به آن، نظر قرآن درباره آن را به دست میآورد. تفسیر موضوعی به دو شکل جزءنگر و کلنگر است. در شکل نخست، تلاش میشود نظر قرآن در یک یا چند موضوع به دست آید. اما در شکل کلنگر دیدگاه قرآن در تمام موضوعات قرآنی استخراج میشود. در این شکل، باید موضوعات را به شکل منطقی تقسیم و مرتب کرد. در تفسیر موضوعی پس از عرضه موضوع به قرآن، باید با مطالعه دستکم یک بار از اول تا آخر قرآن، آیات مربوط جمعآوری گردد و سپس این آیات دستهبندی و هریک در جایگاه خود فهم شود و در نهایت، مجموع آیات با توجه به آیات دیگر و تمام قراین تفسیر گردد. تفسیر موضوعی ذومراتب است و در شکل کامل آن باید مسئله موردنظر با مجموع نظامها و موضوعات دیگر ملاحظه شود.
این مقاله به شرح و تفسیر خطبه 102 نهجالبلاغه میپردازد. در شماره پیشین، استاد به بیان و شرح اوصاف بندگان شایسته خدا از منظر نهجالبلاغه پرداختند. در این شماره به شرح اوصاف بدترین بندگان خدای متعال از منظر امیرمؤمنان میپردازد. انسانهای محروم از الطاف، توجه، عنایت و کمک الهی، گرفتار گمراهی و انحراف از حق هستند.
کسانی که خدای متعال آنان را به خود وانهد، راهنمای مطمئنی نخواهند داشت، شیطان نیز با وسوسههای خویش آنان را از طریق سعادت دور میسازد و با عمل به فکر و رأی خویش، گمراه میشوند. از اینرو، هر انسان مؤمنی برای طی طریق حق باید معارف ناب دینی و اسلامی را از منابع اصیل دینی و عالمان دینی برگیرد.
ایران در دوران قاجار به علت ضعف ساختار اقتصادی و نداشتن اقتصاد صنعتی، در اقتصاد بین المللی آن عصر جایگاهی نداشت. اما موقعیت مناسب تجاری ایران، سبب شده بود تا کشورهایی چون روسیه روابط تجاری خوبی با ایران داشته باشند.نیاز روسیه و ایران به برخی از محصولات یکدیگر باعث شد تا بازرگانان روسی و قفقازی و ایرانی در زمینه صادرات و واردات کالاهای ایرانی و روسی فعالیت کنند و شرکت های تجاری گوناگونی تاسیس کنند. در این پژوهش کوشش می شود تا با تکیه بر اسناد دوره قاجار جایگاه تجارتخانه های روسی و ایرانی در مناسبات تجاری ایران و روسیه بررسی شود.
پس از کشف نفت در زمین های مسجدسلیمان، منطقه گرمسیری ایل بختیاری، روابط میان خوانین بختیاری و دولت و اتباع انگلیس که از دوره محمدتقی خان چهارلنگ بختیاری آغاز شده بود، وارد مرحله نوینی شد. اما پیش از آن، خوانین بختیاری و نمایندگان دارسی در سال 1323 ق/ 1905 م قراردادی را امضا کرده بودند. بنابراین با کشف نفت در مسجدسلیمان، هر دو طرف اشتیاق بیشتری به حفظ و تداوم روابط داشتند. با وجود این، اختلاف میان خوانین بختیاری و سندیکای امتیازات که بعدها شرکت نفت انگلیس و ایران نام گرفت، همچنان ادامه یافت. مسائلی چون سهام نفتی خوانین و سود آن، حق الحفاظه یا حق الزحمه نگهبانی و محافظت از میدان های نفتی و فروش زمین به شرکت نفت از مسائل مورد اختلاف دو طرف بود که گاهی روابط طرفین را با مشکل روبه رو می ساخت. با این همه، روابط دوستانه خوانین بختیاری و دولت و مقامات انگلیس تا زمان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی همچنان ادامه یافت. در این پژوهش با استناد به منابع و متن های تاریخی، روابط خوانین بختیاری و دولت انگلیس در زمینه نفت بررسی شده است.
تاریخ ملوک هرموز، محدوده هفتصدساله تاریخ جنوب ایران را شامل می شود. تاریخ این ملوک به شدت تحت تاثیر دگرگونی های مسیر تجارت دریایی و خشکی است. بندر و جزیره هرموز به عنوان محل تلاقی راه های تجاری دریایی و خشکی و یکی از مراکز مهم خلیج فارس به شمار می رفت و از آنجایی که این شهر در دو مسیر بازرگانی خشکی و دریایی قرار داشت، بیشتر از دیگر مراکز تجاری ایران در مقابل تغییرات و دگرگونی ها از خود انعطاف نشان داده است. کتاب حاضر در همین راستا قابل بررسی است.
بررسی و تحلیل تاریخی روابط میان کشورها در حوزه روابط بین الملل از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این گونه مطالعات با شیوه های مختلف و از نگاه های گوناگون به بررسی روابط سیاسی میان کشورها و شناسایی عوامل نقش آفرین در روابط آنها می پردازد. پژوهش های تاریخی ـ ژئوپلیتیکی نیز یکی از شیوه های بررسی و تحلیل روابط میان کشورها و شناخت منطق تصمیم گیری حکومت ها به ویژه در عرصه سیاست خارجی است. ایران و مصر دو قدرت منطقه ای در خاورمیانه محسوب می شوند. اهمیت دو کشور به دلیل جایگاه منحصر به فرد ژئوپلیتیکی و نقش بی بدیل ایران در خلیج فارس، آسیای میانه و قفقاز و نقش بی بدیل مصر در جهان عرب و شمال افریقاست. اما روابط ایران و مصر در قرن بیستم به دلیل تاثیر مسائل موجود در سطح جهانی، منطقه ای و داخلی بر روابط دو کشور، از فراز و نشیب های زیادی برخوردار بوده است. تحقیق حاضر با ارائه یک تحلیل تاریخی ـ ژئوپلیتیکی از روابط دو کشور در مقطع زمانی جنگ جهانی دوم تا انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که ماهیت نظام های سیاسی دو کشور، عامل مؤثر بر روابط آن دو در سطح محلی بوده است. مسائل منطقه ای و رقابت سیاسی هم از عوامل اثرگذار بر روابط آن دو کشور در سطح منطقه ای به شمار می رود. هم چنین ساختار نظام بین المللی نیز یکی از عامل های روابط ایران و مصر در سطح بین المللی بوده و این سه عامل در تعامل با هم تعیین کننده نوع روابط دو کشور بوده است.