"هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه احساس تنهایی و عزت نفس دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی با سبکهای دلبستگی آنها بود، به این دلیل روش تحقیق در پژوهش حاضر همبستگی است . 223دانشجو (123 دختر و 100 پسر) که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند، با تکمیل پرسشنامه دلبستگی بزرگسال هازان و شیور، مقیاس تنهایی UCLA و مقیاس عزت نفس رزنبرگ در این پژوهش شرکت کردند. برای تحلیل آماری داده ها از ضریب همبستگی وتحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی با عزت نفس رابطه مثبت، ولی بین سبک دلبستگی مضطرب- دو سوگرا وعزت نفس رابطه منفی وجود دارد. بین سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی با احساس تنهایی رابطه منفی، ولی بین سبک دلبستگی مضطرب- دو سوگرا و احساس تنهایی رابطه مثبت وجود دارد. بین عزت نفس واحساس تنهایی همبستگی منفی به دست آمد.سبکهای دلبستگی ایمن و ناایمن می توانند واریانس متغیرهای احساس تنهایی و عزت نفس را معنی دار تبیین کنند. بدین ترتیب که سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اجتنابی با افزایش عزت نفس و کاهش احساس تنهایی مطابقت می کنند و سبک دلبستگی مضطرب- دوسوگرا با کاهش عزت نفس و افزایش احساس تنهایی همراه است.
"
"از آنجایی که امروزه حضور زنان در اجتماع به لحاظ بهره مندی جامعه از توانمندیهای آنان و برخورداری ایشان از امکانات جامعه در جهت رشد و تعالی فرد و اجتماع پسندیده است؛ لذا زمینه های تسهیل مشارکت زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی در تسریع فرآیند توسعه و فضاسازی فرهنگی در عرصه جهانی و تحقق عدالت اجتماعی امری ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر نگرش فرهنگی جامعه، نهاد خانواده و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) در گرایش زنان به آموزش عالی بوده است.
طرح تحقیق توصیفی از نوع علی – مقایسه ای و ترکیبی از کمی – کیفی بود. به این منظور از میان کلیه دانشجویان دختر دانشگاههای دولتی اصفهان به طور تصادفی ساده متناسب با حجم تعداد 206 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته 38 سوالی و مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. روایی پرسشنامه بر اساس نظرات پنج متخصص دانشگاهی سنجیده شد و پایایی آن با کمک ضریب آلفای کرونباخ 0.93 برآورد گردید. داده ها با استفاده از تکنیکهای آماری t تک متغیره و تحلیل واریانس دو طرفه(مانوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج نشان داد که نگرش فرهنگی جامعه، نهاد خانواده و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از سطح متوسط در گرایش آنها به آموزش عالی موثر بوده است. بدین معنا که ارتقا سطح فرهنگی جامعه(عمدتا خانواده ها) و اصلاح نگرش رهبران جامعه و نیز توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات زمینه های گرایش بیشتر زنان به آموزش عالی را فراهم ساخته است. بنابراین لازم است سیستم آموزش عالی کشور در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) محدودیتی بین زن و مرد قایل نشود. در پایان توصیه هایی ارایه شده است از جمله تداوم حمایت مدیریت کشور و سیستم آموزش عالی در فراهم سازی زمینه های ارتقا علمی زنان در کشور"
"مطالعه رفتار آدمی و شناخت عواملی که موجب تقویت یا تغییر آن می شود از موضوعات مورد مطالعه اندیشمندان علوم اجتماعی و رفتاری است. یکی از این مسایل بحث تعهد اجتماعی جوانان و میزان پایبندی آنها به اصول و قوانین اساسی حاکم در جامعه می باشد. بدون شک تعهد اجتماعی به معنی هماهنگی اجزای نظام اجتماعی جهت دستیابی به اهداف نظام یکی از خصوصیات مهم جامعه ایده آل می باشد و این امر هنگامی حاصل می گردد که اعضای آن جامعه به عنوان عناصر تشکیل دهنده اجزای نظام اجتماعی وظایف خود را شناخته و به آن عمل نمایند و همچنین خود را در برابر همنوعان خود مسوول بدانند. با توجه به اهمیت تعهد اجتماعی در ثبات، سلامت و کاهش آسیب های اجتماعی در جامعه مطالعه این مقوله و شناخت آن در برنامه ریزی های اجتماعی ضرورت دارد. بر این اساس هدف این مقاله بررسی رابطه بین رضایت اجتماعی و هویت ملی با تعهد اجتماعی در میان جوانان در شهر شیراز می باشد. جهت تنظیم چارچوب نظری تحقیق از رهیافت مبادله با تمرکز بر نظریات لاولر و یون استفاده شده است.
روش تحقیق در این مقاله پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساختار یافته است. حجم نمونه 382 نفر بود که برای افزایش دقت 400 نفر در نظر گرفته شد. پرسشنامه در 6 منطقه از شهر شیراز تکمیل گردید. برای پایایی ابزار تحقیق از آلفاکرونباخ و برای روایی از اعتبار معیار و سازه استفاده شد. داده ها با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی بررسی شدند. در این راستا برای آزمون فرضیات تحقیق از ضریب همبستگی و آزمونهای مقایسه میانگین ها استفاده شد. برای سنجش مدل تحقیق از رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: تحلیل داده های این بررسی نشان می دهد که رابطه بین دو سازه رضایت اجتماعی و هویت ملی با تعهد اجتماعی در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است. بین تعهد اجتماعی جوانان و متغیرهای رضایت اجتماعی (r=0.46)، هویت ملی (r=0.27)، تحصیلات (r=0.27) و تحصیلات مادر (r=0.31) وجود دارد. آمارها نشان می دهد که بین رضایت از زندگی و تعهد اجتماعی رابطه متوسط و معنی داری وجود دارد. ضریب بدست آمده برای این متغیر برابر (0.46) با سطح معنی داری (P=0.000)، بیانگر رابطه مثبت و مستقیم اما ضعیف بین دو متغیر مذکور می باشد. نتایج ضریب رگرسیونی نشان می دهد که 6 متغیر رضایت اجتماعی (Beta=0.21)، هویت ملی (Beta=0.42)، وضعیت شغلی (Beta=0.33)، وضعیت تاهل (Beta=0.26)، تحصیلات (Beta=0.21)، جنسیت (Beta=0.17) و سن (Beta=0.13) به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشته اند وارد معادله شده و در مجموع 0.59 از واریانس متغیر وابسته را تبیین و توضیح کرده اند (R2=0.59)."
"تحقیق حاضر به شناسایی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی (بعنوان یکی از پارامترهای توسعه اجتماعی) می پردازد. مجموعه مطالعات نشان داد که تقویت نشاط اجتماعی در جامعه به صورت تک علتی نمی باشد بلکه مجموعه ای از عوامل فردی و فرافردی (مثل احساس محرومیت، ارضای نیازها، احساس مقبولیت نزد دیگران، احساس عدالت توزیعی، فضای عمومی جامعه، پایگاه اقتصادی و اجتماعی) در تقویت و یا کاهش نشاط در افراد جامعه تاثیر دارند. به لحاظ روش شناسی، تحقیق حاضر در دو سطح توصیفی و تحلیلی (همبستگی) انجام شده و برای شناخت عوامل مرتبط با نشاط اجتماعی از آزمون های شدت همبستگی و رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
جامعه آماری تحقیق حاضر شامل افراد 15 تا 65 سال ساکن در استان تهران است و حجم نمونه تحقیق 2000 نفر می شود. نتایج حاصل از ترکیب گویه ها در خصوص احساس نشاط اجتماعی در بین پاسخگویان حاکی از این است که احساس نشاط در بین 18 درصد از پاسخگویان در حد کم و بسیار کم می باشد و در مقابل 28 درصد پاسخگویان از احساس نشاط بالایی برخوردار هستند. یافته ها بیانگر متوسط بودن این احساس در بین اکثریت پاسخگویان است به این معنی که 54 درصد احساس نشاط اجتماعی خود را در سطح متوسط ارزیابی کرده اند.
نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که در ابتدا متغیر امید به آینده وارد معادله شده است، این متغیر به تنهایی توانسته است 0.30 درصد از تغییرات متغیر نشاط اجتماعی را تبیین کند. با وارد کردن متغیر بعدی یعنی ارضای نیازهای عاطفی به مدل رگرسیونی، به مقدار 0.15 درصد به ضریب تعیین افزوده و کل ضریب تعیین ناشی از وجود دو متغیر امید به آینده و ارضای نیاز عاطفی 0.47 می رسد. با ورود متغیر مقبولیت اجتماعی به مدل رگرسیونی به میزان 0.066 درصد به ضریب تعیین افزوده شده است، که در مجموع، سه متغیر امید به آینده، ارضای نیاز عاطفی و مقبولیت اجتماعی توانسته اند 0.537 درصد از تغییرات متغییر نشاط اجتماعی را تبیین کنند"
نگاهی به تغییرات سریع جوامع و روند رو به رشد و توسعه جهانی و ضرورت هماهنگی با این رشد، ارزش کارآفرینی را بیش از پیش افزایش داده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش پیمایشی و با هدف بررسی عوامل موثر بر کارآفرینی دانشآموختگان کشاورزی از دیدگاه اعضای هیات علمی انجام گردیده است. جامعه آماری تحقیق را اعضای هیات علمی پردیس کشاورزی و منابعطبیعی دانشگاه تهران تشکیل دادند (203 =N) که تعداد 83 نفر از آنها به عنوان نمونه، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن براساس نظرخواهی از تعدادی از استادان و صاحبنظران در این زمینه تنظیم شد و برای تعیین پایایی ابزار تحقیق از روش آزمون مقدماتی استفاده شد که آلفای کرونباخ محاسبه شده مبین اعتبار مناسب برای گردآوری دادهها بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار آماریSPSS نسخه 5/11 استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد از دیدگاه اعضای هیات علمی، مهمترین متغیرهای موثر بر کارآفرینی دانشآموختگان کشاورزی به ترتیب عبارت از داشتن انگیزه کافی، خلاقیت و نوآوری و تامین مالی بودند. با استفاده از تحلیل عاملی چهار عامل به عنوان عوامل موثر بر کارآفرینی دانشآموختگان کشاورزی شناسایی شدند. عامل اول با عنوان روانشناختی، عامل دوم با عنوان خدمات حمایتی، عامل سوم با عنوان تحصیلی و عامل چهارم با عنوان مهارت کسب و کار که به ترتیب 76/28، 67/21، 91/18 و 76/18 درصد واریانس کل (11/88 درصد) را تبیین کردند.
سیستم مدیریت به هنگام موجودی ها، یک سیستم مدیریت خرید مواد اولیه و تولید محصول است که موفقیت اجرای آن در هر واحد صنعتی وابسته به ایجاد شرایط متعدد درون و برون سازمانی است. تحقیق حاضر عوامل مؤثر بر اجرای این سیستم در صنعت خودرو سازی ایران را مورد مطالعه قرار داده است. بر اساس نتایج حاصل از انجام این تحقیق، موانع به کار گیری سیستم مدیریت به هنگام موجودی ها در صنعت خودرو سازی ایران عبارتند از : عدم وجود فن آوری جدید و به روز، عدم وجود سیستم کنترل کیفیت جامع ، نرخ تورم بالا، ریسک تاخیر در تحویل محصولات، عدم وجود یک بازار رقابتی قوی در صنعت خودروی ایران، عدم ثبات سیاست گذاری های دولت در عرصه تجارت خارجی، ریسک وقفه در تولید و وجود ابهام در میزان تقاضا برای محصولات به دلیل نوسانات میزان تقاضا.
این مقاله، به مطالعه بخشی از نوار مرزی ایران و عراق می پردازد که شاهد انواع درگیری ها و منازعات پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1359 و همچنین جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران بوده است. نزاع ها و درگیری های نظامی میان ایران و عراق در این منطقه، تاکنون تاثیرات ویژه ای بر امنیت و توسعه و فرآیند تعامل دوسویه این دو عنصر در سطوح منطقه ای و ملی داشته است. هدف عمده این پژوهش پاسخ به پرسش هایی است که در خصوص روابط متقابل میان امنیت و توسعه در مناطق مرزی وجود دارد. دورة زمانی این پژوهش 30 ساله بوده و از سال 1358 تا 1388 شمسی را در بر می گیرد.نتایج به دست آمده نشان می دهد که در مناطق مرزی متغیرهای متعددی با یکدیگر ارتباط معنی داری داشته و به صورت سیستماتیک بر یکدیگر تاثیر می گذارند. همچنین رابطه مثبت زیادی میان شاخص های توسعه و شاخص های امنیتی وجود دارد. نتایج تفصیلی حاکی از آن است که در منطقه مورد مطالعه، شاخص های امنیتی در نواحی مرزی دارای اقتصاد توسعه یافته تر مثل آبادان و ماهشهر، نسبت به دیگر نواحی توسعه نیافته نظیر شوش و دشت آزادگان، در سطح بالاتری قرار دارند و در نواحی که فقر و بیکاری بیشتر است، ناامنی نیز بیشتر می باشد. از طرف دیگر امنیت، دو شرط لازم برای توسعه منطقه ای که همانا جذب فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری می باشد را فراهم می کند.
پژوهش حاضر به منظور کسب اطلاعاتی درباره وضعیت سلامت روانی دانشجویان و مقایسه آن در دانشجویان دختر و پسر طراحی و اجرا گردید. 554 دانشجوی دختر و پسر با توجه به فهرست اسامیِ ارایه شده از اداره آموزش دانشگاه به صورت تصادفی طبقه ای از مجتمع های فنی و مهندسی و علوم انسانی و علوم پایه و معماری انتخاب و آزمون GHQ-28 و شادکامی را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که دانشجویان دختر و پسر از نظر میانگین نمره در اختلال کلی و شاخه های فرعی آزمون سلامت روانی و نمرات آزمون شادکامی با هم تفاوت معنی داری ندارند. به علاوه، با استفاده از نقطه برش 23 که برای تعیین سلامت روانی به کار می رود، 7/56 درصد دانشجویان مشکل روان شناختی نداشته و سالم بودند، 7/27 درصد به مشکلات متوسط دچار بودند و 7/15 درصد مشکلات جدی داشته و به خدمات روان شناسی و روان پزشکی نیاز داشتند. مقایسه دانشجویان دختر و پسر با استفاده از فراوانی گروه ها در سه گروه به دست آمده از نقاط برش نیز معنی دار نبود. نتایج نشان داد که شادکامی با نمره کلی اختلال روانی و خرده مقیاس های به دست آمده از GHQ-28 رابطه معکوس دارد. نتایج با توجه به سطوح مختلف بهداشت روانی و پژوهش های مربوطه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
اسامی خیابانها، مباحث سیاسی تاریخ و جغرافیای سیاسی شهرها را در هم می آمیزند. تغییر نام خیابانها نقش عمده ای در تغییرات انقلابی یک رژیم سیاسی دارند به طوری که تغییر نامهای صورت گرفته، بازتابی از تغییر شکل قدرت سیاسی جدید نیز به شمار می رود. این مقاله فرایند تغییر نام صورت گرفته در خیابانهای شهر تهران را به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران به جای پایتخت کشور شاهنشاهی ایران در بعد از انقلاب و نیز پیامد این تغییرات را به عنوان ویژگی بارز جمهوری اسلامی بیان می دارد. در این مقاله تلاش شده است تا به این موضوع که چرا و چگونه نامگذاری و تغییر نام معابر در تهران پس از انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته است، بپردازد. در این راستا نقش عواملی مانند خواست ایدئولوژیکی، ساخت سیاسی، جنگ، مذهب و ... به عنوان عوامل کنترل کننده و هدایت گر فرایند تغییر نام و نامگذاری خیابانها مورد بررسی قرار گرفته است. این مقاله از نوع کاربردی بوده که با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای – آرشیوی انجام شده است. نتایج نشان می دهند که پایدارترین اسامی خیابانهای تغییر نام یافته پس از انقلاب اسلامی ناشی از جنگ بوده است به بیان دیگر اسامی خیابانها به نام شهدا همچنان با قدرت بر روی معابر تهران از سوی مردم به کار گرفته می شود. اما در عین حال ناپایدارترین اسامی خیابانها آنهایی هستند که بدون ارتباط با ایدئولوژی سیاسی انقلاب می باشند.
اگر چه مطالعه علمی تاثیرگذاری جغرافیا بر سیاست عمر چندانی ندارد، ولی بهره برداری از پدیده های طبیعی به منظور اهداف سیاسی، عمری به قدمت زندگی اجتماعی انسان دارد. با تشکیل واحدهای سیاسی به نام کشور در جهان و تهدیداتی که از این ناحیه متوجه این واحدها بود، دولتمردان را بر آن داشت مرزهای خود را که بدون آن کشور مفهوم خود را از دست می داد، در چهار سوی جغرافیا به پدیده های طبیعی که از نقش بازدارندگی مناسب برخوردار بودند، محدود کنند تا بتوانند امنیت ملی خود را تا حد مقدور و با هزینه کمتر تأمین نمایند. بدین ترتیب یکی از رشته های پیوند بین جغرافیا و سیاست برای دولتمردان برقرار شد.با تشکیل حکومت های بزرگ در ایران از عهد ماد به بعد و با عنایت به قرار داشتن ایران در یک موقعیت بری (خشکی) کوههای قفقاز بزرگ به طول 1200 کیلومتر در شمال غربی، گزینه مناسبی برای حکومت های ایرانی جهت انتخاب مرز طبیعی بود. این مقاله در پی پاسخگویی به سوالات زیر است:1- کوههای قفقاز در طول تاریخ از چه موقعیت ژئوپلیتیکی برای حکومتهای ایرانی برخوردار بوده است؟ 2- نسبت محدود شدن مرزهای ایران در یک زمان طولانی به قفقاز و تشکیل هویت تاریخی در جنوب آن کدام است؟مقاله حاضر تلاش کرده است با استفاده از روش تاریخی به پرسش های یاد شده پاسخ دهد. بر اساس نتایج به دست آمده، مشخص گردید که وجود مرزهای ایران در یک مدت طولانی در کوههای قفقاز موجب تشکیل هویت ایرانی در مناطق جنوبی آن گردید
نظام شهری عبارت است از مجموعهای از شهرکها و شهرهای وابسته به یکدیگر که ساختار نظام سکونتگاههای شهری را در یک منطقه یا کشور بهوجود میآورند. یکی از مهمترین مباحث در نظام شهری، چگونگی توزیع فضایی جمعیت است. از آنجا که توزیع فضایی جمعیت در سطح نظام شهری، از یک طرف تحت تأثیر عوامل مختلف بهوجود میآید و از طرف دیگر بر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی تأثیر میگذارد، درخور بحث و بررسی دقیق است. مطالعات حاکی از آن است که در کشور ما، در سال 1279 خورشیدی نظام شهری، همگونی نسبی داشته است. این روند تا سال 1335 ادامه پیدا کرده و شبکه شهری در آن زمان به صورت کهکشانی بوده است. اما از سال 1335 به بعد روابط بین روستاها، شهرکها و شهرها و توازن جمعیتی و فعالیتی بین آنها بههم ریخت و عدم تعادل و نابرابری در نظام شهری کشور بهوجود آمد. در نوشتار حاضر بهمنظور بررسی روند تغییرات نظام شهری از سال 1335 تا 1385 و تأثیر سیاستهای اعمالشده برای به تعادل رساندن آن، از روشها و مدلهای مختلفی نظیر شاخصهای نخستشهری، شاخصهای تمرکز و شاخصهای تعادل استفاده شده است. نتایج حاصل از ارقام بهدست آمده از مدلهای منتخب در این پژوهش، نشان میدهد که عدم تعادل و توازن در توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 افزایش یافته است. اما از سال 1355 تاکنون بهرغم وجود سطحی از نابرابری، بهسمت توزیع متناسبتر و متعادلتری در حرکت بوده است.
غربیان از دیرباز به شناخت شرق توجه کرده و کارها و پژوهشهای فراوانی در اینباره سامان دادهاند که آنها را «شرقشناسی» و در سرزمینهای اسلامی «مطالعات اسلامی» میخوانند. این نوشتار بر آن است که با تبیین و تعریف این پدیده، دگرگونیهای مفهومی و عوامل، انگیزهها و تطور تاریخیاش را بررسد.
این پژوهشها از نخستین عصرهای باستان آغاز شده، دورهای میانی این عصر را گذرانده و دوره مطالعات نوبنیاد را درباره شرق و اسلام (کلاسیک و آکادمیک) در برگرفته و بر پایه اوضاع گوناگون در هر زمانی متفاوت شده است. خاورشناسان غربی به انگیزههای گوناگونی به این مطالعات میپردازند و از اینرو، این نوشتار در پایان، ارتباط اسلام و مسیحیت و واکنشهای کلیسا را در برابر اسلام وامیکاود و شیوههای تازه این رویارویی ارزیابی میکند.
تلاش برای گرفتن امتیاز نفت شمال، از چالشهای نفتی ایران در 1300 تا 1303 خورشیدی بود که هرچند تلاشی آگاهانه برای آوردن امریکا به صحنه اقتصادی ـ سیاسی این کشور و کاستن از فشار شوروی و انگلستان به شمار میرفت، همچون دیگر کوششهای ایران به شکست انجامید.
عوامل گوناگونی در شکست قرارداد نفت شمال تأثیر گذاردند که از دید کلان، آنها را به داخلی و خارجی میتوان تقسیم کرد. مخالفت کشورهایی مانند انگلستان و شوروی از عوامل خارجی شمرده میشود. بررسی این عوامل در چارچوب این نوشتار نمیگنجد و تنها یکی از عوامل داخلی؛ یعنی تأثیرگذاری سلیمان میرزا در فرآیند امتیازگیری در اینجا بررسی خواهد شد.
هر تمدنی از دیدگاه نصر برای رسیدن به بالندگی، از کاستیها و فزونیهایش باید آگاه باشد. اسلام نیز هم در قالب دین و هم در قالب تمدن، از دید فرهنگ و آیین آسیبپذیر است. رویکردی که به ماهیت فراگیر این دین و تمدن و پایبندی مسلمانان به اصول ماندگارش آسیب میرساند، افزون بر «تقدسزدایی از فضای فرهنگی» که آسیبی فراگیر به شمار میآید، گونهای از گسست تاریخی و جغرافیایی از این پدیده در دو قرن گذشته است. از سوی دیگر، دین نهادی بنیادین و واقعیتی فرازمانی شمرده میشود که با مشکلاتی درباره ایمان دینی، ضرورت وجود شریعت و کارکرد آن روبروست و نهاد «اُمت اسلامی»؛ یعنی هویت مشترک مسلمانان با درافتادن اندیشههایی درباره هویتِ سرزمینی، نژادی و زبانی در کشورهای اسلامی، دچار دوگانگی و آسیب میشود و غرب به انگیزه «جهانیسازی فرهنگی»، دو طرح بنیادی را همزمان پی میگیرد: فراگیر ساختن «مدرنیته» و تهاجم به فرهنگ اسلامی.