یکی از مسایل مهم و کلیدی که در کنار برنامهریزیهای کلان و خُرد باید به طور مستقل به آن پرداخته شود ، برنامهریزی در زمینه آمایش سرزمین و منطقهای است. برنامهریزی آمایش سرزمین، روند جامعی از برنامهریزی منطقهای را نیز ارایه میکند. این شکل از برنامهریزی برای به کارگیری برنامهریزی منطقهای در سطح یک کشور بهترین مکمل برای برنامهریزیهای کلان و خُرد است. برنامهریزی آمایش سرزمین چون با دیدی وسیع و همه جانبه به فضای ملی نگاه میکند، کلیه مناطق کشور را با حوصله و دقت از جهات مختلف مورد مطالعه و شناسایی قرار میدهد و بر اساس توانمندیها، قابلیتها و استعدادهای هر منطقه با توجه به یکنواختی و هماهنگی اثرات و نتایج عملکردهای آنها در سطح ملی، نقش و مسؤولیت خاصی را به مناطق مختلف کشور محوّل میکند. عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد از زمانهای دور اقدام به ایجاد ایلاتی نموده که این ایلات هر کدام به نوبه خود کارکردهای قابل توجهی را در مقاطع مختلف زمانی از خود نشان دادهاند. از جمله میتوان به مبارزه ایل بویراحمد بر ضد عوامل رژیم پهلوی در نبردهای "تنگ تامرادی","گجستان"و "دورگ مدین"و هم چنین نبرد دلیرانه عشایر در مقاومت مقدس هشت ساله جنگ تحمیلی به تآسی از روح سلحشوری ایلی اشاره کرد.
"مقدمه: امروزه با وجود زیر سؤال بودن اثر بخشی مدل های مختلف کیفیت، مساله کیفیت در سازمان های بهداشتی و درمانی بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی عملکرد الگوی مدیریت کیفیت فراگیر (استاندارد 2000 :9001 ISO) در بیمارستان های سازمان تامین اجتماعی استان تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی مقطعی بوده، به شیوه کاربردی در سال 1385 اجرا شد. محیط پژوهش شامل بیمارستان های تامین اجتماعی البرز، شهدای پانزده خرداد، شهریار و میلاد بود. داده ها با برگزاری جلسات بارش افکار با مدیران و ناظران بهبود کیفیت و صاحبان فرایندها، گردآوری و نتایج با استفاده از نرم افزار Excel تحلیل شد.
یافته ها: پس از استقرار الگوی مدیریت کیفیت فراگیر (2000 :9001 ISO) میزان پیشرفت و بهبود فرایندها در زمینه منابع انسانی، رضایت مشتریان، عملیات اجرایی مهم (عملکرد خاص سازمان)، الزامات شرکت های طرف قرارداد، امور مالی و بازار به ترتیب 24/61 درصد، 41/60 درصد، 91/57 درصد، 31/50 درصد و 82/45 درصد و میانگین درصد امتیازات چهار بیمارستان 13/55 درصد بود.
نتیجه گیری: بیمارستان های مورد مطالعه با به کارگیری الگوی مدیریت فراگیر (2000 :9001 ISO) به نتایج مثبتی در زمینه بهبود فرایندها دست یافته اند، اما موفقیت های کسب شده پایین تر از حد مطلوب خود می باشد و لازم است جهت کسب موفقیت بیشتر، سازمان ها بهبود مستمر فرایندها را در زمینه امور مالی و بازاریابی و ارتباط با شرکت های تامین کننده طرف قرارداد با جدیت دنبال نمایند
"
"مقدمه: با وجود توسعه قابل توجهی که در طول چند دهه اخیر در این کشور در بخش مراقبت بهداشت روان صورت پذیرفته، توجه چندانی به ثبت اطلاعات بهداشت روان نشده است. در حال حاضر یک نظام کارآمد ملی ثبت بهداشت روان که بتواند نیازهای این بخش را برآورده کند وجود ندارد؛ هدف پژوهش حاضر ارائه ساختار مقدماتی نظام ثبت اطلاعات بهداشت روان در ایران بود.
روش بررسی: در این مطالعه تطبیقی نظام ملی ثبت بهداشت روان انگلستان، مالزی و ایران در سال 1383 مورد مطالعه قرار گرفت. منبع جمع آوری داده ها شامل منابع کتابخانه ای، شبکه های اطلاع رسانی و مشاوره با متخصصان داخل و خارج کشور بود. ابزار جمع آوری داده ها فرم های اطلاعاتی بود که روایی آن با نظر متخصصان تایید شد. تحلیل یافته ها به صورت نظری و مقایسه ای صورت گرفت. مدل مقدماتی نظام ملی ثبت اطلاعات بهداشت روان با توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی ایران تدوین گردید.
یافته ها: برای نظام ملی ثبت بهداشت روان ایران الگویی در شش محور اصلی پیشنهاد شد. یافته های پژوهش نشان داد که به منظور بهینهسازی ثبت اطلاعات بهداشت روان در کشور، تجدید نظر کلی در اهداف، ساختار، عناصر اطلاعاتی، معیار ثبت، فرایند گردآوری داده ها و سیستم های طبقه بندی در نظام فعلی ثبت اطلاعات بهداشت روان کشور بر اساس الگوی پیشنهادی ضرورت دارد.
نتیجه گیری: کمبود یک نظام ملی ثبت بهداشت روان در ایران، کشور ما را با مشکلات جدی در زمینه های کنترل و پیشگیری بیماری های روانی، انجام تحقیقات اپیدمیولوژیکی، طراحی سیاست ها و استراتژی ها برای کنترل هزینه های ناشی از اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی بیماران روبه رو کرده، که امید است با به کارگیری الگوی پیشنهادی بر بسیاری از مشکلات ذکر شده فائق آییم.
"
در نظر کانت، معرفت مشتمل بر مادهای و صورتی است. مادهی آن از طریق حس به دست می آید و صورت را، ما در دو مرحله ادراک حسی و فهم بدان میبخشیم: درمرحله ادراک حسی، مکان و زمان را، و در مرحله فهم دوازده مقوله را. و آنچه از این رهگذر می شناسیم، پدیدار است نه شیء فی نفسه. اما عقل ما به اقتضای طبیعت خود، پا را از حوزهی پدیدار بیرون مینهد و تصوراتی را می سازد که در واقع توهّمند. یکی از این تصورات، تصور نفس است. عقل میخواهد با چهار استدلال مغالطی، چهار مطلب را در خصوص نفس اثبات کند: جوهریت، بساطت، شخصیت و تمایزش از ماده (نفس وجودی یقینی دارد و ماده وجودی مشکوک). ریشهی همه این مغالطات این است که «من می¬اندیشم» یا «من» که در نظر کانت یک شرط پیشینی و صوری شناخت است، یکی شیء عینی و یک متعلق معرفت شناخته میشود. در ضمن کانت در مغالطهی چهارم با طرح نظریه ایده-آلیسم استعلایی به مخالفت با ایدهآلیسم به معنی متعارف آن میپردازد و تصورات موجود در ذهن را به معنی خاصی بیرونی میداند.
امیرمؤمنان علیبنابیطالب(ع) از صدر اسلام تاکنون به دروازه شهر علم نبوی مشهور است، نگاه و بیان ایشان نسبت به قرآنکریم همواره مرجع مفسّران و محققان بوده است . در این زمینه، یکی از رابطههای عمیق نهجالبلاغه با قرآن، تعلیل آیات قرآن در کلام علوی است. حضرت در قسمتهایی از نهجالبلاغه به تعلیل آیات پرداخته و علل و چرایی کلام الهی را در قرآنمجید بیان میدارد. در واقع، میتوان در نهجالبلاغه پاسخ عقلی و حکمی برخی از آیات الهی را دریافت نمود و از فلسفه آن مطلع شد. از جملهی آنها تعلیل فلسفی و عقلی مفهوم آیه شریفه «سبحان الله عمّا یصفون» است که حضرت دلایل ناتوانی انسان را از توصیف حقیقت باری تعالی بیان میدارد. این نوشتار سعی دارد، دو برهان منطقی ـ قیاسی و عقلی ـ فلسفی امام علی (ع) را در «سبوحیت الهی در توصیف» و چرایی و چگونگی آنرا نشان دهد.
فیلسوفان موحد در کنار تمایلات فطری که بشر برای شناخت خداوند دارد، هریک تلاش نمودهاند، راهی استدلالی برای شناخت ذات و صفات الهی بیان نمایند، ارایه دلایل گوناگون از سوی فیلسوفان و متکلمان دربارهی خالق هستی بیش از آنکه درباره تصدیق به ذات خدا باشد، درباره تصور درست از خداوند بوده است و بر همین اساس، کوشش دانشمندان همواره در راستای شناخت درست از خالق هستی بوده است، در این میان، تلاش ابنسینا به عنوان رییس فلاسفه مشایی در جهان اسلام و توماس آکوئیناس به عنوان برجستهترین متکلم الهی مسیحی در قرون وسطی بسیار قابل توجه است، به ویژه اینکه هریک از این دو دانشمند برجسته درباره صفات الهی دیدگاهی خاص ارایه نمودهاند، ابنسینا با طرح نظریه اتحاد مصداقی و مفهومی صفات با یکدیگر و آکوئیناس با طرح نظریه آنالوژی، تلاش نمودهاند، در بین نزاعهای گسترده افراطی و تفریطی درباره ذات و صفات خداوند، راهی را برگزینند که ساحت ربوبی را از راهیابی کثرتها حتی کثرت حیثیات منزه بدارند، دیدگاه ابنسینا در بین فلاسفه مسلمان به خصوص ملاصدرا با مخالفت جدی روبه رو شده است.
وحدت وجود را می توان مهم ترین گزاره اکثر مکاتب عرفانی دانست. البته مکاتب گوناگون عرفانی، در نوع جهان بینی و دستورالعمل های مربوط به سیر و سلوک، تفاوت هایی با یکدیگر دارند، اما ظاهرا در این آموزه، اغلب با هم اختلاف اساسی ندارند. اما، توجیه منطقی و عقلانی این امر با مشکلات بزرگی روبه روست و کمتر مکتب فکری ای توانسته است از عهده تبیین آن برآید، بلکه گاهی برخی با صراحت گفته اند: اساسا این امر توجیه عقلانی ندارد و امری غیرعقلانی است. در این مقاله، نخست به بررسی مکاتب مختلف عرفانی پرداخته، و تشابه آنها را در موضوع «وحدت وجود» و چند آموزه مهم و مرتبط با آن بررسی کرده ایم و سپس، کوشش ملاصدرا و استیس را در توجیه وحدت وجود به بحث گذاشته ایم.