علوم بلاغی که در آغاز با تامل و تدبر در قرآن و حدیث و اشعار عربی پدید آمد، شامل سه علم عمده معانی، بیان و بدیع می شود. معانی و بیان زیر ساخت بلاغت است، در حالی که بدیع به جهات روبنایی آن توجه می کند. از سوی دیگر، محدوده علم بیان و بدیع ادبیات و شعر و محدوده علم معانی زبان است. در حوزه علم بیان، بحث مجاز مطرح می شود که به واسطه آن طرق مختلف و شیوه های گوناگون ایراد معنی واحد، همراه با اختلاف در وضوح دلالت تحقق می یابد و معنای آن استعمال کلمه در غیرمعنای حقیقی است. لازمه صورتهای گوناگون مجاز، برخورداری از عنصر خیال است و بدین ترتیب سخن غیرمخیل از حوزه علم بیان خارج می شود. در مورد ارتباط علوم سه گانه بلاغی باید گفت: علم معانی بر بیان تقدم دارد، زیرا بیان بعد از رعایت مطابقت با مقتضای حال (معانی) حاصل می شود، اما بیان بر بدیع مقدم است، زیرا بدیع از توابع بلاغت است و پس از مطابقت و دلالت ( معانی و بیان) به آن نیاز پیدا می شود.
نجم الدین رازی از عرفای معروف اوایل قرن هفتم هجری است. وی آثار متعددی درباره ی عرفان و تصو ف تالیف کرده است. مهمترین کتاب او مرصادالعباد من المبدا الی المعاد است. وی در این کتاب جهان بینی خود را درباره آفرینش جهان، آفرینش انسان و دیگر موجودات و عالم آخرت بیان کرده است. وی ضمن بیان این مسائل کلی، عقاید عرفانی خود را در زمینه سیر و سلوک مطرح کرده است.
جهان بینی عرفانی نجم الدین رازی در مورد خداوند و چگونگی آفرینش عالم و سرآغاز و نهایت آن همانند جهان بینی ابن عربی در فصوص الحکم و فتوحات المکیه است و پیامبر اکرم(ص) محور اصلی همه اندیشه ها و بحثهای اوست.
در بینش نجم الدین رازی، خداوند ابتدا عوالم روحانی و ملکوتی را خلق کرده است. وی با استناد به حدیث پیامبر(ص) که فرموده است: «اول ما خلق الله روحی» و یا «نوری»، معتقد است خداوند ابتدا روح و یا نور حضرت محمد(ص) را آفریده و از پرتو نور روح آن حضرت، ارواح پیامبران و ارواح موجودات و سپس عوالم ملکی یا ماد ی را خلق کرده است. وی اندیشه های عرفانی خود را در قالب تمثیل بیان می کند. در بینش او روح پاک محمـدی همانند قلمی است که خداوند با آن کلمات کتاب عالم خلقت را می نگارد.
در این مقاله، اندیشه های عرفانی- فلسفی نجم الدین دایه که در قالب تمثیل بیان شده، تحلیل و با اندیشه های ابن عربی مقایسه می شود.
در دوره قاجار، شعر بازگشت به اوج خود رسید. در این عصر، شاهان قاجار، شعر مدحی را در خدمت دستگاه تبلیغاتی خود در آوردند و شاعران نیز به پیروی از استادان سبک خراسانی، به قصاید مدحی توجه بیشتری کردند. در این میان، ابونصر فتح الله خان شیبانی، (1241- 1308 هـ. ق ) وضعی دیگر گونه داشت. او که در ابتدا در خدمت محمد شاه و ناصر الدین شاه قاجار بود و قصایدی در مدح آنها سروده بود، به هنگام جلوس ناصرالدین شاه بر تخت شاهی، از دربار رانده شد و مدتها در بلاد مختلف آواره وسرگردان بود. مدتی هم طریق درویشی در پیش گرفت و سر انجام، 25 سال از عمر خود را صرف آبادانی بیابانی در حوالی نطنز به نام «عشق آباد» کرد؛ اما آنجا هم توسط عده ای از اشرار ویران شد. به تظلم به پایتخت آمد، اما سودی حاصل نشد. هـمه این عوامل باعث گردید تا شیبانی به یکی از منتقدان عصر ناصرالدین شاه تبدیل شود و از این حیث در بین شاعران دوره بازگشت، تمایز و تشخصی دیگر یابد.
آثار ادبی از لحاظ موضوعی به دسته های مختلفی تقسیم میشوند که از آن جمله اند: انواع حماسی، تعلیمی، نمایشی و غنایی. مقوله درخواست وتقاضا که از زیرشاخه های ادبیات غنایی محسوب میشود، در شعر شاعران از دوره های آغازین شعر فارسی تا دوره معاصر به صورت های گوناگون جلوه نموده است. به طور کلی، انواع تقاضا و درخواست ها را میتوان به دو دسته کلی تقاضاهای مادی و غیرمادی تقسیم کرد که شاعران به شیوه های متفاوت نسبت به طرح آن اقدام کرده اند. در پژوهش حاضر، این موضوع در اشعار کمالالدین اسماعیل اصفهانی- یکی از شاعران بزرگ سبک عراقی، بررسی و تحلیل شده است. در این زمینه سعی شده است تا همه اشعار شاعر در دیوانش مطالعه و انواع درخواست و تقاضاهای مادی و غیرمادی او استخراج و بررسی و تحلیل گردد و از این رهگذر نشان داده شده است که نزدیک به سه چهارم درخواست های شاعر را تقاضاهای مادی دربرمی گیرد که بیانگر وضعیت دشوار زندگی و معیشت وی است.
از زمان سرایش«افسانه» اثر وزین نیما (1301 ش.) تا کنون شعر نو در انواع و سبکهایی خاص همواره مسیر هایی متفاوت را پیموده است. شاید به جرات بتوان اذعان کرد که بیشتر این مسیرها از روند اصلی و هدف وجودی شعر فاصله گرفته و همواره در تنگناهای گوناگونی قرار گرفته است.
اگرچه در ادب امروزین، نیما را پدر شعر نو فارسی نامیده اند، اما به نظر می رسد وی نتوانست به اوج قله های این بدعت تازه دست یابد و پس از او کسان دیگری به این جایگاه دست یافتند؛ اما از این زمان به بعد مشاهده می شود که بسیاری از شاعران یا شاعرنمایان به تمسخر یا از روی عشق و علاقه راه هایی را در بیان احساسات خویش پیمودند که درخور نقد و بررسی و بازبینی است. از این رهگذر، شعر هایی چون شعر نو، شعر سپید، شعرحجم،طرح و... پدید آمد. در حقیقت بسیاری از این بدیع سرایان که می خواستند طرحی نو درافکنند، با ادبیات هزار ساله زبان فارسی بیگانه بودند و تنها قالب و فرم این طرح نو را می دیدند؛ اما غافل از آنکه بخش اعظم این هنر، برخلاف هنر هایی، چون نقاشی، موسیقی و...، زبان و قواعد به هم پیچیده زبانی است که بدانها نمی توان بی توجه بود؛ در این میان، کسانی موفق و پیروز شدند که با توجه به آن پشتوانه زبانی، بیانی رسا، شیوا و گیرا داشتند. نیز باید گفت در این نوع شعر قله ها برخلاف شعر کلاسیک انگشت شمارند.
اسب پاره ای بایسته و ناگزیر است، پهلوان را و به اندامی میماند گسسته از پیکر او. از این روی، اسپان پهلوانان نامدار همانند سوارانشان نامدارند و ستورانیاند بیهمانند و از گونه ای دیگر. در آن میان، رخش نیز همچون سوار خویش رستم، باره ای است شگرف که به شیوه ای رازآلود و فراسویی، به پاس این پهلوان، به جهان میآید. رخش ستوری است سرخفام و بسیار تیزپوی و تندپای و برخوردار از ویژگیهایی بنیادین که آن را به آتش ماننده میدارند. در این جستار، پیوند رخش با آتش، به ویژه با آتش سپند آذرگشسپ که آتش جنگاوران بوده است، کاویده و بررسیده آمده است.
آراء و نظریه های فیلسوف و نظریه پرداز برجسته فرانسوی ژاک لاکان، هم مبتنی بر مفاهیمِ بنیادینِ روانکاویِ فرویدی است و هم این مفاهیم را با به کارگیری مجموعه ای از اصطلاحات و روش شناسی های نو بسط می دهد. تبیین لاکان از مفهوم ضمیر ناخودآگاه، نمونه خصیصه نمایی از تکمیل و تعدیل نظریه روانکاویِ کلاسیک است. توجه لاکان به زبان، خود یکی از ویژگی های فرویدیِ اندیشه اوست. اما جایگاه و اهمیت زبان در تبیینی که او از ضمیر ناخودآگاه به دست می دهد، از محدوده ملاحظات عامِ زبانی (آن چنان که در نظریه فروید می توان دید) بسیار فراتر می رود. لاکان با بهره گیری از (و هم زمان تعدیلِ) زبان شناسی سوسوری، چهارچوب نوینی برای فهم مفهوم ضمیر ناخودآگاه ایجاد می کند، چهارچوبی که در نظریه فروید وجود ندارد و خود نمونه ای است از بسط و گسترش روانکاوی به شیوه ای میان رشته ای.
در نوشته حاضر، نخست نظریه پردازی های زبان مبنایانه لاکان درباره رشد روانیِ سوژه را تبیین خواهیم کرد. به این منظور، به طور خاص دیدگاه او را درباره «ساحت خیالی» و «ساحت نمادین» و مفاهیم وابسته به این دو اصطلاح مهم بررسی می کنیم. سپس در بخش پایانیِ این نوشتار، کاربردپذیریِ مفاهیم لاکانی در نقد ادبی را در قرائتی نقادانه از شعر معروف «زمستان» سروده مهدی اخوان ثالث خواهیم سنجید.
توجه به عقل و تعقل از همان آغاز ظهور اسلام به عنوان یکی از راههای اساسی معرفت و رسیدن به حقیقت در آیات و روایات مطرح شد؛ به طوری که جاهلیت را عین بی عقلی و اسلام را عین عاقلی بیان کرده اند. تاثیر این نوع تفکر را در شعر شاعران سده های نخست ادب فارسی، بویژه فردوسی و ناصر خسرو بخوبی می توان دید؛ تا آنجا که ستایش خرد و عقل یکی از بن مایه های شعر آنان به شمار می رود.
اما به سبب اختلافات مذهبی و ظهور مکاتب کلامی، بویژه پس از ظهور ابوالحسن اشعری در سده سوم و تثبیت اندیشه های او به وسیله مدارس نظامیه در سده پنجم و ترویج این اندیشه ها در آثار کسانی، همچون محمد غزالی، به جای مبارزه با معتزله و فلاسفه، مخالفت با عقل رواج یافت.
تاثیر این نوع اندیشه با ظهور سنایی در ادب فارسی آشکار شد و از آن پس خردستیزی و هیچکاره دانستن عقل یکی از اساسی ترین مضامین شعر شد و عقل بزرگترین رقیب عشق به شمار رفت و این اندیشه سالها حکمرانی کرد؛ به طوری که کوششهای بزرگانی، چون ملاصدرا در حکمت متعالیه یا آثار نویسندگانی، چون صائن الدین علی ترکه نیز نتوانست این نوع اندیشه را بکلی از میان ببرد.
سیاست گذاری و برنامه ریزی در زمینه رشد کشاورزی و بهبود اوضاع و احوال روستاها و روستاییان نیازمند آمار و اطلاعات درست و بهنگام است. در ایران به دست آوردن آمار مربوط به کشاورزی، بیشتر از طریق کارشناسی و روش های سنتی صورت می پذیرد. بررسی ها نشان داده است که این روش ها دارای خطاهای زیادی است. در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از روش های جدید ـ ازجمله بهره گیری از تصاویر ماهواره ای و فناوری های سنجش از دور ـ با خطای کمتری به تولید آمار و اطلاعات کشاورزی بپردازد. از درهم آمیختن داده ها در قالب سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) می توان ضمن رسیدن به نتایجی با دقت و صحت بیشتر، امکان ذخیره و بازیابی، تجزیه و تحلیل، اندازه گیری، ترکیب و مدل سازی فعالیت های مختلف مدیریت منابع زمینی را فراهم آورد. در این پژوهش از تصاویر ماهواره ای رادارست دریافتی در سال 1998 و مقایسه آن با تصاویر اپتیکی لندست برای تهیه نقشه و تخمین سطح زیر کشت برنج در شهرستان ساری استفاده شده است. بعد از همسان سازیِ مختصاتیِ داده های موجود، از روش های متفاوت پردازش تصویر ـ ازجمله طبقه بندی تصاویر برمبنای روش حداکثر مشابهت (MLC) ـ برای شناسایی و تمییز زمین های برنجکاری استفاده شد. مقایسه نتایج به دست آمده با نقشه های کشت برنج موجود بیانگر آن است که روش های کسب آمار کشاورزی از طریق فناوری های سنجش از دور، بسیار دقیق تر از روش های سنتی کسب آمار و اطلاعات مکانی است.
مقاله حاضر با عنوان «بررسی تاثیر فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر توسعه شــــهری» می باشد. با توجه به نقش مهم ICT در جامعه شهری ودر نهایت توسعه شهری می توان اهداف عام و خاصی را برای تحقیق در نظر گرفت اما از اصلی ترین اهداف این پژوهش شناخت ICT و خصیصه آن به عنوان یک پدیده نوین ، تشریح تاثیر ICT بر دگرگونی های حوزه های مختلف شهری و بررسی نقش و تاثیر ICT بر توسعه شهری می باشد که با استعانت از نظریه های«تافلر » «کستلز »، «میچل» و «تئوری کلان توسعه پایدار شهری» به تبیین تاثیر تکنولوژِی اطلاعات و ارتباطات بر توسعه شهری با مطالعه موردی شهروندان شهر اراک می پردازد. از آنجاییکه شهرها همچون آیینه ای تمام نما برای جامعه نیز در نظر گرفته شوند، میتوان اذعان داشت که دگرگونی حاصل از ICT در بطن و سیمای شهر جلوه گر می گردد .بنابراین آنچه مهم است نه تنها شناخت این تکنولوژی نوین بلکه بازتاب آن در جامعه شهری و بطور عینی تر و صریح تر تاثیر آن بر توسعه شهری است.بنابراین سئوال آغازین زیر در این خصوص مطرح می گردد: تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات چه تاثیراتی بر توسعه شهری دارد؟ و در نهایت تاثیر آن بر توسعه شهری اراک چگونه است؟ همچنین با طرح پرسشهای دیگر به عوامل مهم و تاثیرگذار دیگری نیز پرداخته شده است . روش تحقیق حاضر اسنادی – پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری و پرسشنامه می باشد . نمونه مورد مطالعه 384 نفر ازشهروندان شهر اراک هستند که با روش نمونه گیری احتمالی از نوع طبقه بندی متناسب با حجم و تصادفی ساده انتخاب شده اند . شهر اراک دارای سه منطقه شهری است که از مناطق یک( شهید مصطفی خمینی) ، دو(شهید رجایی) و سه (شهدا) انتخاب شده اند . برای انجام مباحث آمار توصیفی از نرم افزار spss و جهت سنجش برازش مدل نظری تحقیق از نرم افزار لیزرل استفاده شده است .نتایج این پژوهش بر وجود یک الگوی خطی و مستقیم آماری بین تاثیر ICT و توسعه شهری حکایت دارد . بطوریکه هشت فرضیه مبتنی بر تاثیرICT بر فرصت آموزشی ،اقتصادی ،دسترس پذیری،بهداشت محیط زیست، تقویت مشارکت اجتماعی ، ارتباطات اجتماعی ، پایگاه زنان و نجوانان همگی تایید شدند . بنابراین بدیهی است که جامعه شهری تاثیر اینترنت بر توسعه شهری را می پذیرد.