ضرورت پاسخ گویی به خطاهای نوشتاری زبان آموزان نه تنها ضروری است (فریس، پزون، تید و تینی، 1997)، بلکه همانطور که کافین و سایر نویسندگان (2003) معتقدند یک عمل آموزشی اساسی می باشد . علی رغم وجود مطالعات و پژوهش های متعدد در زمینه یادداشت های اصلاحی جهت برطرف نمودن خطاهای زبان آموزان توسط معلمان (باون، مدسن و هیلفرتی 1985، داف 1990، رایکن 1991، زامل 1985، فثمن و ویلی 1985، فرادسن 2001، فریس 2002، کوهن 1987)، هنوزتردیدهائی در زمینه کار آمد ترین نوع بازخورد از سوی معلمان وجود دارد. هدف از انجام این پژوهش مطالعه کارائی سه نوع راهکار مختلف تصحیح خطاهای زبان آموزان: مستقیم (بارز)، قسمتی (واژه محقیین) و بازخورد کلی است. برای رسیدن به این هدف سه گروه از زبان آموزان سطح میانه زبان انگلیسی انتخاب شدند وخطاهای زبانی هر یک از گروه ها با یکی از این سه روش تصحیح گردید. تجزیه و تحلیل داده ها مشخص کرد که زبان آموزانی که خطاهای آنها با شیوه مستقیم تصحیح گردیده بود در مقایسه با گروه های دیگر پیشرفت بیشتری داشتند.
مقاله حاضر در صدد مروری بر تحول تاریخی مفهوم عدالت در اندیشه بشری (و البته بدون ورود به سهم منابع اسلامی در این زمینه، که خود موضوع مقالاتی مستقل است) می باشد. بحث با بررسی دیدگاه فلاسفه باستان درباره عدالت آغاز می شود و با نوآوری های دین مسیحیت در خصوص مفهوم عدالت ادامه می یابد. در مرحله بعدی، نوآوری های اندیشمندان عصر مدرنیته در تحول مفهومی عدالت به بحث گذاشته می شود و در پایان به نوآوری های دو فیلسوف معاصر پرداخته خواهد شد.
هدف نهایی مقاله حاضر، ابطال مغالطه «عدالت، یک مفهوم عقلانی محض و مقدم بر احکام شرعی است» می باشد. اگر این طور است که عقل محض، سخنی روشن و مسلم درباره عدالت ندارد و عقل گرایان در طول تاریخ، برداشت هایی مختلف و گاهی متضاد از عدالت داشته اند، پیروان قرآن کریم و احادیث شریف، باید به کشف «مفهوم سازی» خاص منابع اسلامی درباره عدالت بپردازند و آن را در قله ارزش های اجتماعی جای دهند، نه مفاهیم افلاطونی و سیسرونی و نه رالزی و نوزیکی را.
به منظور فراهم کردن بستر مناسب برای ارزیابی عملکرد کتابخانههای دانشگاهی و پیاده سازی استانداردها و رویکردهایمتعارف بینالمللی، مقاله حاضر میکوشد با بررسی متون مرتبط اعم از پژوهشی و مروری، الگوها و رویکردهای به کار رفته برای سنجش کیفیت خدمات کتابخانههای دانشگاهی را شناسایی و مباحث کلیدی را استخراج نماید، با این امید که پژوهشگران علاقمند به حوزه کیفیتسنجی، خدمات کتابخانههای دانشگاهی را با استانداردها و الگوهای متداول موجود آشنا و انگیزة جستجو و کنکاش را در آنان ایجاد کند
اسکوفیلد نویسندة کتاب مقدس مرجع، چنانکه مسیحیان منتقد نوشته اند، در یادداشت های خود، دچار اشتباهات بزرگی شده است آرا و آموزه های او و تفسیرهایی که از کتاب مقدس انجام داده است، با آموزه های حضرت عیسیعلیه السلام منافات دارد. این مقاله به روش کتابخانه ای و با هدف نقد آرای اسکوفیلد از دیدگاه مسیحیت، نگاشته شده و درصدد است تا ثابت کند تدبیرها یا دوره های هفت گانه و دیگر عقاید او، مورد تأیید کتاب مقدس و اندیشوران مسیحی نیست. نداشتن نظام واحد، شخصی و خصوصی کردن آموزة نجات، رنگ سیاسی دادن به ظهور مسیح و حکومت هزارسالة او، تأکید بر پایه گذاری پادشاهی داودعلیه السلام توسط حضرت عیسیعلیه السلام و پادشاهی زمینی او، از اشکالات جدی کتاب اسکوفیلد است.
تحقیق حاضر به مقایسه انواع تحلیل های رگرسیونی شامل رگرسیون سری زمانی، رگرسیون مقطعی، رگرسیون میانگین و رگرسیون تجمعی برای داده های حسابداری می پردازد. مقایسه تحلیل های رگرسیونی با استفاده از داده های حسابداری محدود و به کمک ضریب تعیین، آزمونF و آزمون t انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رگرسیون سری زمانی جهت مطالعات موردی، رگرسیون مقطعی جهت مطالعات سالیانه و رگرسیون تجمعی جهت مطالعات کلی و فراگیر مناسب است. البته رگرسیون تجمعی با توجه به فراهم آوردن امکان دستیابی به نتایج کلی تر و به دور از سوگیری، در تحقیقات حسابداری بیشتری مورد استفاده قرار گرفته است. رگرسیون میانگین نیز به دلیل تمرکز بر داده های مرکزی، در تحقیقات حسابداری کاربرد اندکی داشته است.
این پژوهش بمنظور بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی به شیوه ی گروهی بر انگیزه ی پیشرفت، عزت نفس و شادکامی دانش آموزان پسر پایه ی اول دبیرستان های دولتی شهر جیرفت در سال تحصیلی (87-86) انجام گردید. نمونه ی اولیه ی این پژوهش 120نفر از دانش آموزان بودند که به روش تصادفی خوشه ای از میان تمامی دانش آموزان پسر پایه ی اول دبیرستان شهر جیرفت انتخاب شدند. ابتدا پرسشنامه ی انگیزه ی پیشرفت هرمنس، مقیاس شادکامی آکسفورد و عزت نفس روزنبرگ به عنوان پیش-آزمون اجرا شد سپس جهت بررسی فرضیه های پژوهش، 28 نفر از افرادی را که در آزمون های انگیزه ی پیشرفت هرمنس و شادکامی آکسفورد نمره-های پایینی کسب کرده بودند، انتخاب و به گونه ی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. در مرحله ی بعد، به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه ی 5/1 ساعته، مهارت های مثبت اندیشی آموزش داده شد در حالی که گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. یک هفته پس از پایان جلسه های آموزشی، پرسشنامه ی انگیزه ی پیشرفت هرمنس، شادکامی آکسفورد و عزت نفس روزنبرگ به عنوان پس آزمون روی هر دو گروه اجرا گردید. تحلیل نتایج با استفاده از آزمون T گروههای مستقل روی تفاضل میانگین نمره های پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی تاثیری معنی دار بر افزایش نمره های انگیزه ی پیشرفت (P<0/001) و افزایش نمره های شادکامی (P<0/000) داشته است. هم-چنین، این نتایج بیانگر این بود که آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر عزت نفس دانش آموزان تاثیری معنی دار نداشته است ((p>0/280. روی هم رفته، نتایج بدست آمده در این پژوهش سودمندی و تاثیر آموزش مهارت-های مثبت اندیشی در افزایش انگیزه ی پیشرفت و شادکامی دانش آموزان دبیرستانی را تایید می کند.
ساختارهای چندبعدی بسیاری در ادبیات مدیریت وجود دارند که محققان ارتباطات بین ساختار کلی و ابعادش را مشخص نکرده اند. این در حالی است که نوع ساختار چندبعدی تاثیر به سزایی در روش اعتبارسنجی و تفسیر آن دارد. در این نوشتار سعی شده است که انواع ساختارهای چندبعدی معرفی و انواع ارتباطات میان آن ها و ابعادشان تشریح شود. هنگام طرح ریزی یک مطالعه، علاوه بر توجه به ارتباطات تئوریکی بین ساختار چندبعدی و ابعادش، ارتباطات بین ابعاد و شاخص ها نیز باید بررسی شود. مشخص نکردن ارتباطات بین ابعاد و شاخص ها باعث افزایش خطای اندازه گیری در اعتبارسنجی ساختار چندبعدی میشود. در این تحقیق، مدل های متفاوت ارتباطات بین ابعاد و شاخص ها نیز ارائه شده است. همچنین روش های گوناگون اعتبارسنجی ساختارهای چندبعدی، به تفکیک انواع مدل ها بیان شده است. این مقاله راهنمایی برای محققان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی به خصوص در رشته مدیریت است تا ایشان را در مدل سازی هدایت کند و بر اعتبار نتایج و یافته هایشان بیافزاید.