اثبات گرایی در علم، و توسعه گرایی مبتنی بر آن، پیش از این که بتواند در ایران نیز مانند اروپا در یک دوره زمانی، سنت های نیرومند علمی، تحقیقاتی و آکادمیک خود را مستقر بکند، مواجه به رویکردهای پراکنده «نااثبات گرایی» و «مابعد اثبات گرایی» شده است و به جای این که سنتز ثمربخشی از اندیشیدن در باب علم، اتفاق بیفتد، شاهد بودیم که چگونه در ایران دهه 50 شمسی؛ گفتارهای مبهم بومی شدن علم و دانشگاه در لفافه ای از نقد اثبات گرایی، نقد کمیت گرایی و نقد ایدئولوژی «علم- آیین»، سر از ایدئولوژی ها و پروژه های اسلامی سازی در پایان همان دهه و بعد از آن، درآورد، و به تاویل هایی اجتماعی و سیاسی انجامید که اساسا در نیت مولفان نخست نیز نبود. آن گاه، دیگر باره به سبب هزینه های سنگین گفتمان «ایدئولوژیک کردن و آیینی کردن علم» هر گونه بحث از نسبت علوم با واقعیت های فرهنگی و اجتماعی بومی و محلی، به صورت یک تابو یا فوبیای شبه پوزتیویستی درآمده است. علت این امر، از یک سو فقر نظری و از سوی دیگر آسیب پذیری های زمینه ای و ساختاری در جامعه ما بوده است
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگیهای شخصیتی بر اساس مدل پنج عامل بزرگ شخصیت و جهت گیری هدف است. امروزه، به ظهور رسیدن مدل پنج عاملی شخصیت توجه بسیاری از روان شناسان حوزه های مختلف را به بررسی نقش پیش آمادگی های شخصیتی برانگیخته است. محققان حوزه انگیزش به مطالعه ویژگیهای شخصیتی در عملکردهای انگیزشی علاقه زیادی دارند. بر همین اساس پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه و نقش مدل پنج عامل بزرگ شخصیت در جهت گیری هدف به عنوان یک تئوری انگیزشی مهم و شناخته شده فراهم آمده است. بدین منظور تعداد 191 نفر (109 نفر دختر و 82 نفر پسر) از دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه شیراز و دانشگاه علوم پزشکی با روش نمونه گیری خوشه ایی تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت و پرسشنامه جهت گیری هدف (AGQ) را تکمیل کردند. میانگین سنی گروه نمونه 21 سال و شش ماه و انحراف معیار 2 سال است. یافته ها با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه همزمان بررسی شد. یافته های این پژوهش بیان کننده آن است که گشودگی به تجربه، وظیفه مداری، و توافق پذیری در مدل پنج عامل بزرگ شخصیت با جهت گیری هدف تسلط/ گرایشی در ارتباط است. روان رنجورخویی با جهت گیری هدف تسلط/ اجتنابی در ارتباط است. با جهت گیری هدف عملکرد / گرایشی روانجورخویی ارتباطی مثبت و توافق پذیری ارتباطی منفی دارد و روان رنجورخویی با جهت گیری عملکرد/ اجتنابی ارتباطی مثبت دارد، اما گشودگی به تجربه با این جهت گیری رابطه ای منفی دارد. این نتایج نشان می دهد که هر یک از ابعاد جهت گیری های هدف توسط نیمرخ متفاوتی از صفات شخصیتی پیش بینی می شود.
این مقاله به بررسی میزان توانایی نظریه چهارچوب سازی در تحلیل پویش های قومی می پردازد. این چشم انداز نظری بر نقش عنصر فرهنگ و معنا در مطالعه پویش ها و رفتارهای جمعی و کوشش کنشگران برای برساختن و گسترش دادن معناهایی نوین که متفاوت با وضع موجود و گفتمان مسلط است، تاکید می نماید. هدف محوری چهارچوب سازی تفسیری که طی مراحل مختلف صورت می گیرد، بسیج مخاطبان، تهییج ناظران و جلوگیری کردن از مخالفان جنبش در مقابل آن است.درباره پویش های قومی می توان گفت فرآیند چهارچوب سازی، با ترسیم مرز بین درون و برون گروه، برجسته کردن موضوع رسالت تاریخی، و سیاسی نمودن مقوله قومیت و عناصر فرهنگی، برداشت ها، تصورات، خواسته ها و آرمان های قومی را برمی سازد و معانی شناخته شده را به منظور بسیج هواخواهان و فعالان پویش های قومی به کار می برد.کاربرد این نظریه در مبحث پویش های قومی، با انتقاداتی نیز مواجه شده است؛ ازجمله اینکه چهارچوب سازی، سازه ای نظری توصیفی است و از جهت تبیینی و تحلیلی چشم اندازی ضعیف ارزیابی می گردد؛ علاوه بر آن، این فرآیند مولفه های فرهنگی را از اصالت دور می کند و با سیاسی نمودن آنها از ویژگی های نظریه فاصله می گیرد و در قامت یک طرح سیاسی برای سیاسی کردن قومیت درمی آید؛ چهارچوب سازی از مضامین نظریات بسیج منابع، انتخاب عقلانی و ساختار فرصت سیاسی بهره فراوان می برد؛ بدین ترتیب، واجد تکرارگویی و فاقد نوآوری ارزیابی می گردد؛ و سرانجام این نظریه با بزرگ نمایی و سیاسی جلوه دادن تفاوت ها و در حاشیه قراردادن شباهت ها نظریه ای دارای خصلت تجزی گرایانه و ضعیف کننده فرآیند همگرایی و انسجام اجتماعی قلمداد می شود.
نظام آموزش از راه دور ، نظام نوینی است که کشورهای مختلف، بنا به مقتضیات محلی، فرهنگی و اجتماعی خود از آن در رشته ها و سطوح مختلف آموزشی بهره مند شده اند .موضوع کیفیت آموزشی فراگیران آموزش از راه دور ، از مسائل مهم و مورد بحث متولیان است . هدف از این پژوهش ، بررسی تأ ثیر روش آموزشی آزمون محور در مقایسه با روش آموزشی نیمه حضوری بر پیشرفت تحصیلی، رضایت مندی و صرفه جویی در زمان یادگیری دانشجویان دانشگاه پیام نور است . این پژوهش، به روش آزمایشی بر روی دانشجویان رشته های علوم تربیتی و روان شناسی ، واحد درسی روان شناسی عمومی در دو گروه روش آموزشی نیمه حضوری و روش آموزشی آزمون محور دانشگاه پیام نور مرکز خرم آباد انجام شده است . حجم نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل ۷۸ نفر، ۴۲ نفر گروه نیمه حضوری و ۳۶ نفر گروه آزمون محور بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد هاند . گردآوری داده های مورد نیاز این پژوهش با استفاده از پرسشنامه( رضایت مندی، صرفه جویی در زمان) ، و نمره درس روان شناسی عمومی انجام شده است. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون t مستقل با سطح معناداری p<0/5انجام شد. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که دانشجویان آزمون محور نسبت به دانشجویان نیمه حضوری دانشگاه پیام نور با پیشینه ضعیف تری وارد دانشگاه می شوند که این امر در نمرات پا یان ترم آنا ن نیز تاثیر گذاشت و دانشجویان نیمه حضوری نمره تحصیلی بالاتری داشتند، همچنین بین این دو روش آموزشی از نظر رضایتمندی تفاوت معناداری مشاهده نشد، اما به لحاظ صرفه جویی در زمان یادگیری میان دو روش آموزشی تفاوت معناداری در سطح (10/0(p< مشاهده شد.
این تحقیق به منظور تعیین رابطه بین سبکهای رهبری باس (تحول آفرین، تبادلی و عدم مداخله ای) با وجدان کاری و تعهد کاری مدیران مدارس متوسطه پسرانه شهر اصفهان انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه کلیه مدیران دبیرستانهای پسرانه شهر اصفهان در سال 1388 است. حجم نمونه براساس اصول علمی با فرمول تعیین حجم نمونه 150 مدیر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی متناسب با حجم انتخاب شدند. برای بررسی فرضیه های پژوهش از 3 ابزار استفاده شد: الف) پرسشنامه سبکهای رهبری باس شامل سبک رهبری تحول آفرین با 20 گویه و تبادلی با 8 گویه و عدم مداخله ای با 8 گویه چهارگزینه ای. ب) پرسشنامه تعهد کاری با 15 گویه 5 گزینه ای ج) پرسشنامه وجدان کاری با 35 گویه 5 گزینه ای. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه) استفاده شده است.
نتایج پژوهش نشان داد بین سبک رهبری تحولی با وجدان کاری مدیران (204/0= r و 05/0>P) و بین سبک رهبری تحولی با تعهدکاری مدیران (267/0=r و 05/0>P) و بین سبک رهبری تبادلی با تعهد کاری مدیران (249/0=r و 05/0>P) و بین سبک رهبری عدم مداخله ای با وجدان کاری مدیران (447/0=r و 05/0>P) رابطه معناداری وجود دارد و بین سبک رهبری تبادلی با وجدان کاری مدیران (094/0=r و 05/0>P) و بین سبک رهبری عدم مداخله ای با تعهد کاری مدیران (029/-=r و 05/0>P) رابطه معناداری وجود ندارد و از بین سبکهای رهبری تحولی، تبادلی و عدم مداخله ای بهترین پیش بینی کننده تعهد کاری مدیران، سبک رهبری تحولی است.
این پژوهش به بررسی رابطه بین حالات روانی کاربران مختلف در هنگام جستجو در سامانههای اطلاعاتی و نتایج حاصل از بازیابی مدارک توسط آنها میپردازد. عوامل مختلفی از جمله میزان دانش کاربر، مهارتهای جستجو، انگیزهها و اهداف کاربر بر تصمیمگیری و ارزیابی کاربران از مدارک بازیابیشده اثر میگذارند. موضوعی که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد رابطه حالات روانی کاربران با میزان ربط مدارک بازیابیشده است. برای تشخیص حالات روانی کاربران، آزمون MMPI مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه این پژوهش را دانشجویان دختر سال آخر کارشناسی کتابداری تشکیل می دهند که یک نمونه 40 نفری از بین آنان به روش نمونهگیری تصادفی نظاممند انتخاب شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دو عامل «اضطراب» و «افسردگی» با میزان تشخیص ربط مدارک بازیابیشده توسط کاربران، رابطه معنادار و منفی دارد و افزایش اضطراب و افسردگی، باعث کاهش میزان تشخیص ربط مدارک بازیابیشده توسط کاربران میشود، و بالعکس.
بر طبق ماده 2 ق. م. ا. جرم، فعل یا ترک فعلی است که طبق قانون برای آن مجازات تعیین شده است. بنابراین مجازات امری است که براساس دیدگاه علمی مقنن در پرتو شناخت و آگاهی از خصایص و اهداف آن که از جمله مهمترین آن پیش گیری از وقوع جرم و کاهش آن می باشد در نظر گرفته می شود با این وصف هر مجازاتی دارای ماهیت خاصی خواهد بود که نهایتاً به عنوان ابزاری مهم در خدمت نظام کیفری و عدالت گام بر می دارد و در این ره شناخت کیفر و کیفرشناسی برای تحقق مقصود فوق حائز اهمیت است. از این رو در جهت هماهنگی با اهداف سیاست کیفری، انواع کیفر نیز بایستی معین بوده و دائماً مورد مطالعه قرار گیرند. درواقع با درک صحیح از مجازات ها می توانیم به فلسفه وجودی آن ها پی برده و از این طریق تطبیق معقولانه ای میان جرایم و مجازات ها ایجاد کنیم. یقیناً زمانی که مجازات ها بر دسته های مختلفی تقسیم می گردد نشان دهنده آن است که در ماهیت و آثار متعاقب آن تفاوت وجود داشته است و این تمایز زمانی ملموس خواهد بود که با تدقیق، انواع کیفر مورد بررسی قرار گیرد.
پس از فروپاشی شوروی (سابق)، ساختار ژئوپلیتیکی کشورهای حوزه دریای خزر متحول شده است. در این میان هر یک از کشورهای این حوزه، از لحاظ ژئوپلیتیکی اهمیت خاصی پیدا کرده اند. دو کشور ایران و روسیه به دلیل قدمت تاریخی از ثبات ژئوپلیتیکی برخوردارند اما سه جمهوری تازه استقلال یافته یعنی قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان برای استمرار و استقلال، استراتژی برقراری روابط با قدرت های فرامنطقه ای را در پیش گرفته اند. بنابراین این کشورها علی رغم دارا بودن ژئوپلیتیک مشترک دارای نگرش های متفاوت می باشند. بر این اساس سؤال اصلی در این مقاله این است که :(عوامل تاثیرگذار بر تحولات ژئوپلیتیک کشورهای حوزه دریای خزر کدامند؟) به نظر می رسد موقعیت ژئوپلیتیکی جدید حوزه دریای خزر ناشی از عواملی چون ملیت، جمعیت، اقتصاد و غیره بوده است. هدف از ارائه مقاله، بررسی ساختار ژئوپلیتیکی کشورهای حوزه دریای خزر بخصوص جمهوری اسلامی ایران می باشد.
شبکه های زهکشی و چشم اندازهای رودخانه ای به صور گوناگون نسبت به وقوع تغییرات در بستر جریان عکس العمل نشان می دهند. تشکیل تراس های رودخانه ای، تغییر نیمرخ طولی و مقطع عرضی وهمچنین جابجایی های جانبی در مسیر جریان رودخانه ها از جمله این عکس العمل ها محسوب می شوند که با تشدید فرسایش نیز همراه می گردند. در محدوده مورد مطالعه (واقع در مختصات 27 /°46 تا 42/°47 طول شرقی و 58 /°36 تا 44 /°37 عرض شمالی، و قرارگرفتن در دامنه شرقی کوهستان سهند)، حضور شبکه زهکشی معکوس، وجود تراس های رودخانه ای، گسل ها، چین خوردگی ها و بالاآمدگی گنبدهای نمکی، نشان دهنده فعالیت های نئوتکتونیکی در حوضه هستند. در این مقاله، تحلیل های مورفومتریک در حوضه قرنقو بر روی شبکه زهکشی به منظور تعیین اثرات نئوتکتونیک بر روی ویژگی های رودخانه ها، با استفاده از روش های هیپسومتریک وشاخص های مورفوتکتونیک و ژئومورفیک صورت گرفت. نتایج این بررسی ها وتحلیل ها نشان داد که فعالیت های نئوتکتونیک برشبکه زهکشی حوضه کاملا تاثیرگذاشته است. توپوگرافی و اشکال ژئومورفیک وهمچنین معماری دره ها با بالاآمدگی ها در بخش های جنوبی و میانی حوضه در رابطه هستند. حضور شکستگی ها و بی نظمی ها در نیمرخ طولی رودخانه ها، جابجایی های جانبی در مسیر جریان آنها و غیرعادی بودن شبکه زهکشی از اثرات بالاآمدگی های تکتونیکی محسوب می شوند. ارقام حاصل از بکارگیری شاخص های مختلف نیز نشان دهنده فعال بودن تکتونیک در بخش های مختلف حوضه، بویژه در بخش های میانی وجنوبی آن است.