هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان و چگونگی تأثیر متغیرهای مالی شرکت ها برحجم معاملات آن ها در بورس اوراق بهادار تهران و رتبه بندی این متغیرهای مالی بر اساس تأثیر آنها بر حجم معاملات است. متغیرهای مالی مورد بررسی در این پژوهش عبارتند از : EPS، نرخ تقسیم سود، P/E، بازده سالانه سهام، ریسک و ضریب بتای سهام، رتبه نقدشوندگی سهام، افزایش سرمایه توسط شرکت ها، روند قیمت و نوسان قیمت سهام.
در مرحله اول، رابطه تک تک متغیرهای مالی فوق با حجم معاملات بررسی شده است. برای این منظور از ضریب همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شده است. در این مرحله، متغیرهای مالی که با حجم معاملات، رابطه معناداری داشته اند، به ترتیب اولویت عبارتند از: 1- EPS 2- نرخ تقسیم سود 3- رتبه نقدشوندگی 4-ریسک سهام درسال قبل 5- میانگین بازده واقعی سهام در سال قبل6- افزایش سرمایه 7- روند قیمت سهام در سال قبل 8- نوسانات قیمت سهام در هر سال 9- بازده سالانه سهام
در مرحله دوم، با استفاده از رگرسیون پسرو، تأثیرگذارترین متغیرهای مالی برحجم معاملات شرکت ها، از بین متغیرهای مالی بررسی شده، مشخص شده است که به ترتیب اولویت عبارتند از: 1-EPS 2- ریسک سهام در سال قبل 3- P/E 4- رتبه نقدشوندگی 5- بازدهی سالانه6- روند قیمت سهام در سال قبل.
بنابراین، متغیرهای مالی بر حجم معاملات شرکت ها در بورس اوراق بهادار تأثیر میگذارد؛ ولی این تأثیرگذاری به صورت یکسان نیست. درمجموع پیشنهاد میشود، سرمایه گذاران در هنگام تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در بورس از متغیرهای مالی شرکت ها به ویژه:EPS، نرخ تقسیم سود، P/E، رتبه نقدشوندگی، ریسک و بازده سهام استفاده کنند.
آزمایش تحکیم با نرخ کرنش ثابت (CRS) بعنوان یک روش سریع در تعیین خصوصیات تحکیم پذیری خاکها مورد استفاده قرار میگیرد. معمولاً معیار انتخاب نرخ کرنش بر اساس فشار آب منفذی نسبی، یعنی نسبت فشار آب منفذی در کف نمونه به تنش کل وارد بر نمونه میباشد. در این تحقیق برای بررسی اثر سرعت فشردگی بر نحوه تغییرات فشار آب منفذی نسبی، چهار نوع خاک رسی با خصوصیات خمیرائی متفاوت تحت نرخهای مختلف کرنش بصورت آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج آزمایشها نشان داد که الگوی تغییرات فشار آب منفذی در آزمایش تحکیم با کرنش ثابت تابعی از شرایط حاکم بر رژیم جریان زهکشی بوده و بر حسب نوع جریان (دارسی و یا غیر دارسی) دارای دو روند مختلف میباشد. همچنین نتایج آزمایشهای صورت گرفته بر روی انواع خاکهای رسی نشان داد که خصوصیات خمیرایی خاک تاثیر قابل توجهی بر روند تغییرات فشار آب منفذی ندارد.
به منظور آشکارسازی تغییر اقلیم در سواحل شمالی خلیج فارس، داده های مربوط به 5 پارامتر دمای حداقل، دمای حداکثر، دمای میانگین، رطوبت نسبی و بارش سه ایستگاه سینوپتیک بندرعباس، بوشهر و آبادان در یک دوره آماری پنجاه ساله(1956-2005) انتخاب و سپس کلیه این دادهها در یک پایگاه اطلاعاتی شامل 130 ماتریس(26×5) در محیط نرمافزار MATLAB وارد شدند و با استفاده از آزمون 12د„''> کندال و از طریق برنامهنویسی در نرمافزار مربوطه، روند تغییرات آنها بررسی گردید . نتایج تحقیق نشان می دهد که تغییرات دمای میانگین در هر سه ایستگاه، مشابه با روند تغییرات دمای حداقل آنهاست و آنچه موجب افزایش دمای میانگین ایستگاههای منطقه شده، بیشتر دمای حداقل بوده است. همچنین رطوبت نسبی در هر سه ایستگاه مذکور، بیشتر یا دارای روند نزولی معنیدار و یا فاقد روند معنیدار است که این روند در ماههای گرم سال آشکارتر است. در مورد پارامتر بارش، فراوانی روندهای معنیدار نزولی در ایستگاههای مورد مطالعه دیده می شود و هیچگونه روند صعودی معنیداری در آنها مشاهده نمیشود
هدف پژوهش حاضر، بررسی درونمایة ساقینامه های فارسی از منظر انطباق پذیری آنها با مضامین رباعیات خیام است. به همین جهت 119 ساقینامة موجود در تذکره های میخانه و پیمانه به روش کتابخانه ای و با شیوة تحلیل محتوا بررسی شده و از آنجا که استقرای تام مدّ نظر بوده، نمونه گیری اعمال نشده است. نتیجه بیانگر این مطلب است که اندیشه هایی چون اغتنام فرصت، مرگ اندیشی، حیرت و شکوه از روزگار از موتیف های مشترک رباعیات خیام و ساقینامه هاست، با این تفاوت که در رباعیات خیام رنگ فلسفی به خود گرفته و به صورت موجز بیان شده اند اما در ساقینامه ها گاه رنگ عرفانی یا عاشقانه یافته و میدان وسیع تری برای جولان داشته اند. علاوه بر این، پدید آورندگان این نوع ادبی، اغلب با انتساب نابسامانیهای اجتماعی به روزگار، اعتراض خود را در پوشش می و مستی و اصطلاحات مربوط به آنها، فارغ از هرمحدودیتی اظهار کرده اند.
در سال های اخیر، زنان گرایش بیش تری به تحصیلات دانشگاهی پیدا کرده اند و نرخ ورود زنان و دختران به دانشگاه ها، هر ساله رو به افزایش است. در حالیکه براساس آمارهای رسمی، نرخ بیکاری نیز در میان بانوان تحصیلکرده به صورت قابل توجهی در حال افزایش است. این مشکل در بین فارغ التحصیلان کشاورزی نیز وجود دارد؛ از این رو این مطالعه با هدف شناسایی قابلیت های کارآفرینی دانشجویان دختر رشته کشاورزی اجرا شد. جامعه آماری تحقیق شامل تعداد 440 نفر دانشجوی دختر دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز در مقاطع کارشناسی و کارشناسیارشد و نمونه آماری به تعداد 159 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه ای بود که روایی و پایایی آن به تایید رسید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های مقایسهی میانگین ها مانند t و بررسی واریانس، آزمون هم بستگی و آزمون های ناپارامتری هم چون آزمون کایاسکویر و کروسکال والیس انجام شد. یافته ها نشان داد که بین دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی و مهارت انگیزهی پیشرفت و نیز بین قابلیت انگیزهی پیشرفت دانشجویان در سال های مختلف تحصیلی و هم چنین بین شغل والدین دانشجویان و قابلیت های کارآفرینی آن ها تفاوت معنیداری وجود دارد؛ اما بین دانشجویان دختر در رشته های مختلف تحصیلی از نظر قابلیت های کارآفرینی تفاوت معنیداری وجود ندارد و نیز بین میزان تحصیلات والدین و قابلیت های کارآفرینی دانشجویان رابطهی معنیداری وجود ندارد.