هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انواع خود الگودهی (پیش خوراند، مرورگری مثبت، مشاهده صرف) و تمرین بدنی بر یادگیری سرویس بلند بدمینتون بود. 84 آزمودنی دختر راست دست و مبتدی با میانگین سنی 5/2 ± 24 سال انتخاب و به طور تصادفی در هفت گروه آزمایشی تقسیم شدند. همه آزمودنی ها بعد از شرکت در پیش آزمون، به مدت سه هفته و هفته ای دو جلسه مداخله ها را دریافت کردند و بعد از یک هفته، 10 سرویس بلند بدمینتون را در آزمون های یادداری و انتقال اجرا کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی دانکن تحلیل شد. نتایج نشان داد در آزمون یادداری، تفاوت معنی داری میان عملکرد گروه ها در شکل و نتیجه اجرا وجود داشت (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی دانکن نشان داد گروه های خود الگودهی پیش خوراند با تمرین بدنی، خود مرورگری مثبت با تمرین بدنی و خود مشاهده گری با تمرین بدنی، در نتیجه اجرا و گروه های خودالگودهی پیش خوراند با تمرین بدنی و خود مرورگری مثبت با تمرین بدنی، در شکل اجرا به طور معنی داری پیشرفت کردند و عملکرد گروه پیش خوراند با تمرین بدنی در نتیجه و شکل اجرا بهتر از سایر گروه ها بود. در آزمون انتقال نیز بین عملکرد گروه های آزمایشی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی دانکن نشان داد گروه خودالگودهی پیش خوراند با تمرین بدنی، در نتیجه اجرا به طور معنی داری عملکرد بهتری نسبت به سایر گروه ها داشت، اما تفاوت معنی داری در شکل اجرای هفت گروه آزمایشی در آزمون انتقال وجود نداشت.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش نوروفیدبک بر عملکرد تیر وکمان کاران مبتدی است. روش تحقیق از نوع آزمایشی، با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. 45 دانشجوی دختر، به طور تصادفی به سه گروه 15 نفری (گروه نوروفیدبک واقعی، نوروفیدبک ساختگی و گروه کنترل) تقسیم شدند. یک مربی مجرب تیر و کمان که از گروه بندی و اهداف پژوهشی آگاه نبود، رکورد تمامی افراد را قبل و بعد از مداخله نروفیدبک از 30 پرتاب محاسبه کرد. برنامه تمرینی هر سه گروه، به طور یکسان شامل سه جلسه تمرین تیر و کمان در هفته، به مدت 20 جلسه، تحت نظر مربی مجرب تیر و کمان بود. جلسات نوروفیدبک برای گروه یک شامل 10 دقیقه آموزش تقویت موج آلفا در ناحیه T3 بود و20 دقیقه بعدی به پروتکل آلفا-تتا در ناحیهPz اختصاص یافت. برای گروه دو، پروتکل مشابهی ارائه شد با این تفاوت که در این گروه، بازخوردهای ارائه شده هیچ ارتباطی با فعالیت عصبی آنها نداشت. گروه کنترل نیز هیچ گونه مداخله نروفیدبکی دریافت نکرد. نتیجه تحلیل کوواریانس یک طرفه، افزایش معنی دار میانگین رکوردها را در گروه نوروفیدبک واقعی، در مقایسه با گروه های دیگر نشان داد (05/0>α). بر اساس این نتیجه پیشنهاد می شود از آموزش نوروفیدبک برای بهبود عملکرد تیروکمان کاران مبتدی استفاده شود.
هدف از این تحقیق مقایسه نیروهای عکس العمل زمین در پرش ضربه سر (هد زدن) در دانشجویان پسر مبتلا به کف پای صاف دانشگاه شهید چمران اهواز و مقایسه آن با افراد دارای پای طبیعی است. تحقیق حاضر از نوع نیمه¬تجربی است. تمام دانشجویان پسر دانشگاه شهید چمران اهواز که در نیم¬سال تحصیلی واحد تربیت بدنی عمومی 1 را اخذ کرده بودند (600n=) از طریق آزمون خط فیس ( (Feissو جعبه آیینه ای تشخیص صافی کف پا ارزیابی شدند. پس از ارزیابی و معاینه جامعه، 15 نفر مبتلا به کف پای صاف (تیپ 2 و3) و 15 نفر با قوس های کف پایی طبیعی به عنوان نمونه های آماری انتخاب شدند. نمونه های تحقیق، هیچ کدام فوتبالیست حرفه ای نبودند و به صورت عمومی با فوتبال آشنایی داشتند. آزمودنی ها از روی فورس پلیت برای انجام مهارت ضربه سر به توپ فوتبال، در ارتفاعی متناسب با نقطه اوج پرش هر فرد قرار گرفتند و عمل پرش و تیک¬آف را انجام دادند. میانگین سه پرش صحیح افراد دارای کف پای طبیعی و افراد دارای کف پای صاف در جهت های مختلف برای بررسی سینتیکی استفاده شد. نتایج نشان می¬دهد بین نیروهای عکس العمل زمین در افراد دارای کف پای طبیعی و کف پای صاف در راستای عمودی (05/0P≤) تفاوت معنی¬داری وجود دارد. همچنین، الگوی سینماتیکی زمان کل تماس کف پا با زمین که شامل بازه زمانی اولین نقطه تماس پاشنه تا رها شدن کف پا از زمین (مرحله سکون) است، در افراد دارای کف پای طبیعی و افراد دارای کف پای صاف تفاوت معنی¬داری با یکدیگر دارد (01/0 P=). در جهت¬های دیگر (ساجیتال و مدیالترال) تفاوت معنی¬داری مشاهده نشد (05/0 P≥). به¬طور کلی، نتایج این پژوهش نشان می دهد مقدار نیروهای عکس العملی زمین در راستای عمودی در افراد دارای کف پای صاف بیشتر از افراد دارای کف پای طبیعی است. نتایج پژوهش همچنین نشان می دهد بین مقادیر نیروهای عمودی در افراد دارای کف پای صاف و کف پای طبیعی اختلافی حدود 30 درصد وزن بدن وجود دارد که می تواند به¬دلیل ضعف سازه لیگامانی کف پا باشد. این اختلاف نیروی اضافی در افراد دارای کف پای صاف می تواند بر سایر ساختارهای بدن تأثیر منفی بگذارد که این تأثیرها در افراد ورزشکار که همواره درگیر فعالیت های سنگین بدنی¬اند مانند پرش، اهمیت دارد.
دولت عثمانی در دوره قاجار حضور سیاسی در مشهد نداشت، ولی از زمان شروع جنگ جهانی اول که موضوع اتحاد جهان اسلام مطرح شد، طرفدارانی در مشهد یافت که ترک های قفقازی مهم ترین آنها بودند. پس از شکست عثمانی و تشکیل مجلس بزرگ ملی ترک، روابط حکومت جدید با ایران و افغانستان بیشتر شد و مشهد یکی از کانون های ارتباط این سه دولت اسلامی بود. با تأسیس کنسولگری افغانستان در اواخر دوره قاجار، ترکیه نیز شهبندری خود را در سال 1341 قمری در مشهد دایر کرد. با ورود محمد سامی بیک برای برافراشتن «بیرق ماه و ستاره» در مشهد، گام های مهمی برای جلب اتحاد جهان اسلامی برداشته شد و اقدامات عملی برای اتحاد ایران، ترکیه و افغانستان صورت گرفت و زمینه ای برای اتحاد بیشتر در دوره رضا شاه شد. عملکرد سامی بیک و واکنش دول روس و انگلیس موضوع دیگری است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله علل شکل گیری شهبندری، عملکرد یازده ماهه سامی بیک در زمینه های مختلف نظیر سخنرانی در حرم امام رضا (ع)، بازدید از مدارس، ملاقات با روزنامه نگاران، برگزاری نماز جمعه، برگزرای نماز عید فطر، شرکت در عزاداری ها، تشویق و حمایت از مخالفان سیاست انگلیس و رابطه با کنسولگری افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد.
مقدمه: یکی از موضوعاتی که اخیراً در روان شناسی شناختی مورد توجه قرار گرفته، مفهوم استعاره است. خصوصیات شناختی استعاره ها سبب شده تا در درمان های شناختی نیز به کار گرفته شوند. با توجه به آن که استعاره ها در زبان های مختلف زاییده همان فرهنگ و اجتماع هستند، این پژوهش قصد دارد تا تفاوت اثربخشی استعاره های زبان اول و دوم در فرآیند استعاره درمانی افراد دو زبانه افسرده را مورد مقایسه قرار دهد.
روش: 19 بیمار دو زبانه آذری زبان از بین مراجعه کنندگان به سه مرکز درمانی در شهر تهران، با در نظر گرفتن معیارهای گروه نمونه و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده های خط پایه شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، آزمون افسردگی بکBDI-II ، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون وپرسشنامه توانشهای کاربردی زبان بود. سپس این افراد در دو گروه تحت 12 جلسه استعاره درمانی قرار گرفتند که درمان در گروه اول (تعداد=8) تنها با استعاره هایی به زبان فارسی و در گروه دوم (تعداد=11) تنها با استعاره هایی به زبان آذری صورت پذیرفت. افسردگی افراد پس از طی دوره درمان مجدداً با آزمون بک ارزیابی شد. میزان افسردگی قبل و بعد از درمان، با آزمون آماری تجزیه و تحلیل کواریانس مقایسه گردید.
یافته ها: نتایج نشان دادند که رویکرد استعاره درمانی در هر دو گروه منجر به کاهش نمرات افراد در آزمون افسردگی بک شده است. به علاوه نتایج آزمون تجزیه و تحلیل کواریانس نشان داد که بین دو گروه در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان چنین نتیجه گیری نمود که استفاده از استعاره های متناسب با زبان و فرهنگ بومی مراجعین، به نحو قابل توجهی اثربخشی درمان های شناختی را تحت تاثیر قرار داده و موجب افزایش آن می گردد
مقدمه: مادر به عنوان چهره دلبستگی اصلی تاثیر غیر قابل انکاری در تحول عاطفی کودک دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه و پیش بینی مشکلات دلبستگی دختران از طریق سبک دلبستگی مادران انجام شده است.
روش: نمونه مورد بررسی در این تحقیق 388 نفر از دانش آموزان دختر مقطع دوم و چهارم دبستان بودند که بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه به منظور سنجش مشکلات دلبستگی دختران، پرسشنامه اختلال دلبستگی کودکان راندولف ((RADQ بود. سبک دلبستگی مادران نیز از طریق پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AAS) ارزیابی شد. داده های به دست آمده از طریق روش همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده رابطه معنا دار بین سبک دلبستگی اجتنابی، دوسوگرا و ایمن در مادران با ضریب همبستگی 32/0، 28/0 و 16/0- و مشکلات دلبستگی دختران بود. نتیجه نهایی تحقیق نشان داد که سبک دلبستگی اجتنابی مادران بیشترین قدرت پیش بینی کنندگی را برای ایجاد مشکلات دلبستگی در دختران دارد. بر این اساس دلبستگی اجتنابی مادر توانایی پیش بینی 10 درصد از مشکلات دلبستگی در کودک را دارد. از سوی دیگر سبک های دلبستگی دوسوگرا و ایمن مادران نیز هر یک به میزان 3 درصد توان پیش بینی ایجاد مسائل و مشکلات دلبستگی در دختران را دارا هستند.
نتیجه گیری: یافته های حاضر با حمایت از نظریه دلبستگی، اهمیت تعامل مادر- کودک را نشان می دهند. دلبستگی اجتنابی مادران می تواند پیش بینی کننده مهمی برای ایجاد مشکلات دلبستگی در دخترانشان باشد. درمان های مبتنی بر دلبستگی می توانند روش های مفیدی برای کمک به بهبود مشکلات دلبستگی باشند.