میل فطری و غریزی به شناختن حقایق و اطلاع از واقعیت ها که فطرت حقیقت جویی یا حس کنجکاوی نامیده می شود، و از آغاز کودکی در هر انسانی شروع می شود و تا پایان عمر ادامه دارد، نخستین عاملی است که انسان را برای بررسی همه مسایل واز جمله مسایل دینی وشناختن دین حق بر می انگیزاند. این مقاله با هدف استخراج نگاه دینی به مقولة کارکرد اجتماعی دین تدوین شده و در آن کارکرد اجتماعی دین در قرآن و عهد جدید و مقایسه آنها به دور از هر گونه پیش داوری و تعصب و به روش توصیفی – استنادی از نوع دین شناسی تطبیقی بررسی شده است. کارکرد اجتماعی در دین اسلام بسی گسترده تر و کامل تر؛ هم در زمینه ایجاد امنیت اجتماعی و هم در برقراری عدالت اجتماعی، بیان شده است.
یکی از مسایل روز جهان مسأله حفظ محیط زیست است. فاجعه زیست محیطی نه تنها آرامش و امنیت را از زندگی انسان می رباید بلکه سلامتی و هستی را تهدید می کند. پژوهش حاضر با هدف شناخت میزان تاثیر عوامل فرهنگی بر حفظ محیط زیست و رفتارهای زیست محیطی انجام گرفته است. جهت قالب فرهنگی بر حفظ محیط زیست از نظریات دورکیم، وبر، پارسونز، گیدنز و ژرژ تومه استفاده شده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایش و تکنیک پرسشنامه بر روی 400 نفر از افراد در دو منطقه 5 و 18 شهر تهران انجام گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی و در قالب جداول توزیع فراوانی و در سطح آمار استنباطی با استفاده از ضریب همسبتگی پیرسون، رگرسیون چند متغییره و تحلیل مسیر انجام گرفته است. در این پژوهش براساس آزمونهای انجام شده نتایج حاصله نشان داد که متغیر های احساس مسؤولیت، اخلاق اجتماعی، آموزش و ارزش های سنتی و دینی بر حفظ محیط زیست و رفتارهای محیط زیستی مؤثر هستند. اما با توجه به یافته های این تحقیق نشان داده شده که متغیر هنجارسازی بر حفظ محیط زیست تاثیری ندارد. در یک نتیجه کلی، می توان گفت که فرهنگ عامل تعیین کننده رفتارهای افراد در یک جامعه است و رفتارهای زیست محیطی تک تک افراد نشات گرفته از این عامل مهم است.
پژوهش مورد نظر بر اساس ضرورت های اجتماعی و فرهنگی مبنی بر رابطه شیوه زندگی و بروز رفتار مجرمانه تدوین گردیده است، هدف کلی طرح بررسی وشناخت شیوه زندگی در بروز رفتار مجرمانه است، بعد از مطالعه مقدماتی برای تبیین مفهوم جرم دیدگاه های مرتون، ساترلند، تارد، بوم شناختی،... و برای تبیین شیوه زندگی تئوری بوردیو مورد استفاده قرار گرفته است. روش پژوهش پیمایشی و اساس نمونه گیری در مرحله اول طبقه ای و در مرحله دوم تصادفی سیستماتیک می باشد در مرحله اول 273 پرسشنامه بین افراد مجرم در زندان توزیع گردیده و 5 فرضیه اول آزمون شده است، سپس در مرحله دوم 100 پرسشنامه از افراد مجرم انتخاب و 100 پرسشنامه نیز به افراد عادی خارج از زندان داده شده است و 5 فرضیه دوم آزمون شده است. آزمون بین سبک زندگی دینی، معاشرتی، مسکونی، روانی، تفریحی و رفتار مجرمانه بین مجرمان زندانی معنی دار و مثبت است. اما آزمون بین گروه مجرم و افراد عادی جامعه نشان می دهد تنها دو سبک تفریحی و معاشرتی عامل موثری بر بروز رفتار مجرمانه در جامعه آماری است.
هدف این پژوهش مطالعه ارتباط بین موفقیت در صعود به قله ای بلندتر از 6000 متر و نتایج آزمونهای
آمادگی بدنی است که معمولاً از سوی فدراسیون کوهنوردی برای انتخاب افراد اعزامی به ارتفاعات اجرا
34 سال، قد: /4±8/ میشود. در پژوهش حاضر ارتباط بین نتایج این آزمونها در 8 کوهنورد زن (سن: 7
60 کیلوگرم) و موفقیت و عملکرد آنها در صعود به قله 6654 /6±3/ 163/9±5/9 سانتیمتر، جرم بدن: 8
متری مراپیک بررسی شد. یافتهها نشان داد موفقیت در صعود به قله با نتایج آزمونهای آمادگی بدنی
شامل آزمون کوپر، پرش جفت، بارفیکس، و دراز نشست و نیز حجم تمرینات هفتگی، سن، جرم بدن،
شاخص توده بدنی، و درصد چربی بدن کوهنوردان ارتباط معنیداری نداشت. از طرفی موفقیت در صعود
به قله ارتباط معنیداری داشت با عملکرد کوهنوردان در ارتفاع بالاتر از 5000 متر در دو روز پیش از
به طور .(p=0/ و همچنین سابقه شبمانی در ارتفاعات بالاتر از 3000 متر ( 002 (p=0/ صعود به قله ( 039
کلی آمادگی بدنی کوهنوردان در ارتفاع نزدیک به سطح دریا نمیتواند تضمین کننده موفقیت و عملکرد
آنان در ارتفاعات بلند باشد. تجربه و سابقه صعود و شبمانی در ارتفاعات میتواند ملاک بهتری برای
تشخیص موفقیت کوهنوردان در صعودهای آتی باشد
هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه ی مدیریت مشارکتی و جو سازمانی با اثر بخشی مدیران مدارس راهنمایی شهرستان بندرعباس می باشد. جامعه آماری این تحقیق را تمامی مدیران شاغل در مدارس راهنمایی شهرستان بندرعباس در سال تحصیلی 90- 1389 (160 نفر) تشکیل می دهند و حجم نمونه مورد پژوهش تعداد 113 نفر می باشند که به روش تصادفی ساده بر اساس فرمول کرجسی و مورگان انتخاب شده اند. این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است و در راستای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مدیریت مشارکتی (محقق ساخته)، جو سازمانی (هالبین و کرافت) و اثر بخشی (فایول، فریدمن و لایلز) بهره گرفته شده است که روایی و پایایی آنها مُحرز گردید و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چند متغیره استفاده شد که نتایج حاصل به شرح زیر می باشد: مدیریت مشارکتی می تواند اثربخشی را پیش بینی نماید. و از مؤلفه های آن فقط مؤلفه ساختار قادر به پیش بینی اثربخشی می باشد. از طرف دیگر متغیر جو سازمانی نیز قادر به پیش بینی اثربخشی بوده و از مؤلفه های آن تنها متغیر تظاهر به اشتغال است که می تواند اثربخشی را پیش بینی نماید.
هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری با نشانه های افسردگی می باشد. از میان دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر تبریز تعداد 375 نفر با دامنه سنی
17-16 سال به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب آزمودنی ها از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. آزمودنی ها پرسشنامه های سبک های دلبستگی، شیوه های فرزندپروری و پرسشنامه نشانه های افسردگی را تکمیل نمودند.
یافته های این مطالعه نشان داد که نوجوانان با سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی سطوح بالاتری از نشانه های افسردگی را نشان می دهند. اما هیچ ارتباطی بین سبک دلبستگی ایمن و دلبستگی ناایمن دوسوگرا با نشانه های افسردگی مشاهده نشد. همچنین یافته های این مطالعه نشان دادند که افسردگی ارتباط منفی معنی داری با شیوه ی فرزندپروری اقتدار منطقی و نیز ارتباط مثبت معنی داری با شیوه ی فرزندپروری استبدادی دارد. درحالی که ارتباطی بین افسردگی و شیوه ی فرزندپروری سهل گیر مشاهده نشد. یافته های بدست آمده از این مطالعه تا حدودی با این ایده که عامل های محیطی مانند سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری نقش مهمی در بروز نشانه های افسردگی نوجوانان دارند، هماهنگ است.
هدف پژوهش، تعیین و مقایسه وضعیت زیرساخت های مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه دولتی قم از دیدگاه اعضاء هیئت علمی بود. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 324 نفر از اعضای هیئت علمی دو دانشگاه بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 226 نفر از آنان به شیوه تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارجمع آوری داده ها پرسشنامه مدیریت دانش با 28 گویه در سه محور: فنی، فرهنگی و مدیریتی با پایایی 91/0 بود. نتایج نشان داد که از نظر زیرساخت های فناوری، فرهنگ سازمانی و مدیریتی وضعیت مناسبی برای استقرار مدیریت دانش در هیچ کدام از دانشگاه های مذکور وجود ندارد و نیازمند توجه جدی مدیران دانشگاه است. البته وضعیت فناوری اطلاعات نسبت به عوامل دیگر نسبتاً بهتر و در زیرساخت مدیریتی نیز وضعیت نسبی دانشگاه آزاد از دانشگاه دولتی قم بهتر بود. همچنین بین میزان آمادگی دو دانشگاه در ابعاد فن آوری، فرهنگی و مدیریتی برای استقرار مدیریت دانش تفاوت معناداری وجود نداشت. در پایان با توجه به نتایج حاصله پیشنهاداتی برای بهبود بخشیدن به وضعیت ارائه شده است.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن با عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه ی آماری شامل تمامی دانشجویان دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی تهران بود که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 127 نفر به عنوان نمونه ی آماری انتخاب و به پرسشنامه ی هوش هیجانی شرینگ و پرسشنامه آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن مختاری و ریچارد پاسخ دادند. معدل کل دانشجویان نیز به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. یافته ها نشان دادند که بین مؤلفه های هوش هیجانی (به جز مؤلفه ی همدلی) و تمام مؤلفه های آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن با عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه ی معنادار و مثبت وجود دارد. در متغیر هوش هیجانی، مؤلفه های مهارت های اجتماعی و خود کنترلی و در متغیر آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن، راهبردهای حل مسئله و راهبرهای کلی خواندن به ترتیب بیش ترین سهم را در تبیین عملکرد تحصیلی داشتند. در متغیرهای پژوهش بین دانشجویان به تفکیک جنسیت تفاوتی معنادار وجود نداشت، اما به تفکیک دوره ی تحصیلی در زیر مؤلفه ی همدلی، نمره ی هوش هیجانی دوره ی تحصیلی کارشناسی بیش-تر از دوره ی ارشد بود. میزان آگاهی فراشناختی از راهبردهای خواندن نیز در راهبرد کلی خواندن و راهبرد حمایت خواندن، نزد دانشجویان ارشد بیش تر از دانشجویان کارشناسی بود. در حالی که در مؤلفه ی راهبرد حل مسئله، از لحاظ آماری تفاوتی معنادار بین دو گروه وجود ندارد.
این پژوهش در پی بررسی رابطه ی فلسفه ی تربیتی مدیران با سبک رهبری آنان است و پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی می باشد. نمونه ی آماری پژوهش 118 نفر از مدیران مدارس راهنمایی غرب استان مازندران بودند که به روش طبقه ای نسبی انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از دو پرسشنامه ی ""سنجش فلسفه ی تربیتی"" و ""سنجش سبک رهبری باولز"" استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های گرایش مرکزی، آزمون همبستگی کانونی و پیرسون و ضریب تعیین استفاده شده است. نتایج نشان داده اند که بین انواع فلسفه ی تربیتی و سبک های رهبری همبستگی کانونی معنی دار وجود دارد. هم چنین، ضرایب تعیین برآورد شده نشان می دهند که فلسفه ی ""ماهیت گرایی"" توان تبیین سبک رهبری ""خلاقیت و نوآوری"" و فلسفه ""پایدارگرایی""توان تبیین سبک رهبری"" خود هدایت گری و فلسفه ""پیشرفت گرایی"" توان تبیین سبک رهبری ""بازشناسی و پیشرفت شغلی"" و فلسفه ""بازسازی گرایی"" ، توان تبیین سبک رهبری ""خلاقیت و نوآوری"" و فلسفه ""رفتارگرایی"" توان تبیین سبک های رهبری ""خودبرانگیختگی توام با جدیت"" و ""همکاری و تعهدآفرینی"" و فلسفه ""هستی گرایی"" توان تبیین سبک رهبری ""خود برانگیختگی توام با جدیت"" را دارا هستند.
هدف از این پژوهش بیان حدود و ثغور بین سه مفهوم تربیت اخلاقی، معنوی و دینی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و برای واکاوی حد و مرز بین این سه مفهوم در ابتدا به بررسی مفاهیم اخلاق، معنویت و دین پرداخته می شود. سپس رابطه ی بین این سه مفهوم مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در این پژوهش دو پرسش اساسی مطرح است؛ یکی این که حدود و ثغور سه مفهوم تربیت اخلاقی، معنوی و دینی کجاست و آیا تربیت معنوی زیر مجموعه ی تربیت دینی است یا تربیت دینی زیر مجموعه ی تربیت معنوی است، جایگاه تربیت اخلاقی کجاست؟ و پرسش دوم این که اگر تربیت معنوی زیر مجموعه ی تربیت دینی باشد، این چالش ایجاد می شود که چرا برخی افراد غیر دینی کارهایی خارق العاده انجام می دهند که نشان دهنده ی نیروی فرا طبیعی است؟ مهم ترین یافته های این پژوهش حاکی از این است که با این که بین این سه مفهوم رابطه-ای تنگاتنگ وجود دارد، اما می توان گفت که غایت تربیت اخلاقی، تربیت معنوی است و غایت تربیت معنوی، تربیت دینی است. از سوی دیگر، دو نوع معنویت وجود دارد: 1- معنویت غیر دینی که تا حدی می تواند به قدرت های روح از راه کنترل، تهذیب نفس و کم کردن نقش محسوسات که پایین ترین مرحله ی تربیت است (حداکثر به عالم ملکوت)، دسترسی یابد و 2- معنویت دینی و بویژه معنویت در دیدگاه اسلام است که اگر فرد طبق راهکارهای آن عمل کند، می تواند به کمال و فعلیت قدرت های روح و عوالم دیگر مانند عالم جبروت و عالم اسماء الهی برسد.
مطالعه ی تاثیر فراشناخت و رویکردهای آن نسبت به توانمندی های حل مسئله ی ریاضی در دانش آموزان مقطع اول متوسطه در یزد هدف اصلی این پژوهش است. روش انجام پژوهش شبه تجربی بوده است. به همین منظور، از جامعه ی آماری دانش آموزان، 120 دانش آموز سال اول آموزش متوسطه در دو گروه آزمایش و کنترل شرکت کردند. برنامه ی درسی گروه آزمایش شامل آموزش 6 هفته ای و هر هفته 4 ساعت روش های فراشناختی بود. پیش از شروع این دوره، پیش آزمونی برای کل دانش آموزان (120) اجرا شد. ابزار گرد آوری داده ها آزمون محقق ساخته عملکرد ریاضی بود که روایی محتوایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون t-test مورد تحلیل قرار گرفت و مشخص گردید که بین دو گروه کنترل و آزمایش تفاوتی معنادار وجود دارد. به این معنی که میانگین نمره های گروهی که در دوره ی فراشناخت شرکت کرده بودند، به گونه ای معنادار بیش تر از میانگین گروه کنترل بود. روی هم رفته، این مطالعه نشان داد که آموزش فراشناخت و رویکردهای آن بر توانمندی حل مسئله ی دانش آموزان و ترغیب آن ها به یادگیری ریاضی تاثیری مثبت دارد.
در این تحقیق با روش توصیفی از نوع زمینه یابی به بررسی عوامل مؤثر در ایجاد کارآفرینی در استان لرستان پرداخته شده است. از بین کارآفرینان استان که تعداد آنها برابر آمارنامه سازمان های ذی ربط در بخش خدمات 386 نفر، بخش صنعت 1206 نفر و بخش کشاورزی 1825 نفر و جمعاً 3417 نفر می باشند، تعداد 245 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان(خدمات 31 نفر، صنعت 86 نفر و کشاورزی 128نفر) تعیین و با روش تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب و به وسیله ی دو پرسشنامه ی محقق ساخته، یکی برای آزمون کارآفرینی و دیگری شناخت عوامل، مورد بررسی قرار گرفتند. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون خی دو، محاسبه ی میانگین رتبه ها و آزمون فریدمن استفاده گردید. نتایج نشان داد که عوامل عمده ی روان شناختی مؤثر در کارآفرینی، عزم و اراده و نیاز به کسب موفقیت و عوامل عمده ی جامعه شناختی، کسب جایگاه اجتماعی و جو خانوداگی هستند. عامل عمده در سیاست های دولت، سیاست های تشویقی - ترغیبی است و بخش خدمات از نظر کارآفرینی در رتبه اول استان قرار دارد. هم چنین تحلیل زمینه ی تربیتی عوامل، با عنایت به پیشینه ی تحقیق نشان داد که وجود عوامل اثرگذار، حاصل تربیت درست خانوادگی و آموزش رسمی است و جهت اعتلای این عوامل، توجه به آموزش های رسمی به عنوان بازوی پیش برنده ی کارآفرینی کاملاً ضروری است
در پژوهش حاضر که مطالعه ای کیفی است، تلاش شده است به روش دلفی، دیدگاه خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت رسانه درباره وضعیت موجود این رشته در کشور مورد بررسی قرار گیرد. دیدگاه های خبرگان شرکت کننده در این پژوهش که متشکل از دو گروه مدیران اجرایی سازمان صدا و سیما و رسانه های الکترونیکی و همچنین استادان دانشگاهی آشنا به حوزه مدیریت رسانه است، از طریق مصاحبه و پرسشنامه گردآوری و تجزیه و تحلیل شده است. روایی پرسشنامه تحقیق به روش صوری و از طریق مراجعه به خبرگان و متخصصان تأیید شده است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که رشته مدیریت رسانه با توجه به اهداف طراحی شده آن، در شرایط فعلی، کارآیی لازم را برای تربیت مدیران رسانه ای ندارد. در این پژوهش، ضمن بیان نقاط ضعف برنامه فعلی، گرایش جدیدی از رشته مدیریت رسانه با عنوان گرایش مدیریت رادیو تلویزیونی به عنوان الگوی مناسب برای دوره کارشناسی ارشد، ارائه شده است.
این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین رابطه بین عوامل محیطی در شکل دهی به مدیریت رسانه و همچنین تبیین رابطه بین مالکیت و مدیریت رسانه صورت گرفته است. بر این اساس، نظام های سه گانه مدیریت رادیو تلویزیون (تجاری، عمومی و دولتی) به روش مقایسه تطبیقی تحلیل شدند و شباهت ها و تفاوت های آنها مورد بررسی قرار گرفت. در مقایسه تطبیقی، سازمان رسانه ای به مثابه یک سیستم باز در نظر گرفته می شود که در تعامل با محیط قرار دارد، بنابراین، دو سیستم شامل سیستم مدیریت، با چهار زیر سیستم؛ مالکیت و نظارت، فلسفه مدیریت، راهبرد تولید و راهبرد پخش و سیستم محیط نیز با چهار زیرسیستم؛ تأمین منابع مالی، مخاطبان، فناوری های ارتباطی و جهانی شدن مورد توجه قرار گرفتند. نتیجه کلی پژوهش این است که هر کدام از نظام های مدیریت رسانه، از ساختارهای محیطی خاصی تبعیت می کنند و عوامل محیطی نقش مهمی در شکل دهی به مدیریت رسانه دارند. مالکیت رسانه نیز مدیریت رسانه را شکل می دهد، در حقیقت، ساختارهای محیطی بین نقش مالکان و مدیران رسانه همگرایی ایجاد می کند و عملکرد آنها را به منظور دستیابی به الزامات ساختاری در مدیریت رسانه در یک راستا قرار می دهد.
منزلت انسانی در گستره اخلاق زیستی به مثابه ارزشی بنیادین تلقی می گردد که در کنار حیات و دوام حیات برای بشر ضرروی بوده و جزئی لاینفک از وجود وی محسوب می شود. بدان سان که این مقوله، ارزش اخلاقی بنیادین برای بشر است، حقوق مأمور می گردد که به حمایت از آن اقدام کرده و تدابیر حمایتی خود را در این زمینه اتخاذ نماید. از این رو، منزلت انسانی که در عرصه اخلاق زیستی در سیمای «ارزش بنیادین اخلاقی» ظاهر می شود، در گستره حقوقی، در چهره «حق» پدیدار می گردد. با این اوصاف، نوشتار حاضر با تمرکز بر منزلت انسانی، ضمن پویش معنایی منزلت انسانی، به این مقوله زیست اخلاقی در دو جلوه ارزش و حق پرداخته و تلاش می کند با ورود به تنوع گونه های منزلت انسانی، مفهوم و گونه راستین آن را که در سپهر اخلاق زیستی مطلوب بوده، استخراج کرده و رویکرد های حمایتی از آن را در حوزه حقوق بین الملل بشر مورد مداقه قرار دهد.
در تاریخ بیهقی به کارگیری ابزارها و امکانات هنری و ادبی، از جمله تمثیل، تنها برای زینت و بخشیدن زیبایی هنری به اثر نیست، بلکه این ابزار در ژرف ساخت خود اهداف خاص نویسنده را نیز می پروراند؛ به عبارت دیگر، نویسنده گاه مجبور می شود با توجه به موقعیت اجتماعی و سیاسی خود یا حال و مقام اشخاصی که موقعیت های مختلف اثرش را می سازند، اندیشه ها و مقاصد خود را با استفاده از شیوه های غیرمستقیم همچون به کارگیری تمثیل ها و حکایات مناسب و... برای خواننده آشکار کند. به این ترتیب، خواننده پس از کنار زدن حجاب ظاهر تمثیل و حکایت می تواند به معنای تازه و جالبی دست یابد که به دلیل آمیختگی آن با هنجارهای ادبی مؤثرتر واقع می شود. هدف این مقاله آن است که با بررسی برخی حکایات و تمثیل های تاریخ بیهقی نشان دهد چگونه ابوالفضل بیهقی برای نشان دادن محیط و زمانه فتنه زا و آشوب ساز خود و نیز تحلیل بی اعتمادی های موجود در دربار مسعود غزنوی از شیوه بیان غیرمستقیم و قابل تفسیر تمثیل استفاده کرده است.
رهیافت های نظری دانش ژئوپلیتیک همواره بر واقعیت های سرزمینی استوار بوده و رویکرد عقلانی را در مطالعات خود در پیش گرفته است. الگویابی رقابت قدرت های جهانی و پیش بینی آینده این رقابت ها نیازمند شناسایی مناطق راهبردی جهان، ویژگی های آنها و معابر جغرافیایی دسترسی به این مناطق است. روشن است با شناسایی شاخص ها و ویژگی های مناطق مهم و راهبردی جهان امکان پیش بینی حوادث و رویدادهای آینده در حوزه روابط بین الملل و در سطح کلان فراهم خواهد شد. در این پژوهش کوشش شده با رویکردی توصیفی - تحلیلی و ضمن آمیزش رویدادها و فرایندهای مستند تاریخی بعد از جنگ سرد با واقعیت های مربوط به فضای جغرافیایی اوراسیا، الگوهای نظری حوزه جغرافیای مناطق راهبردی این ابرقاره شناسایی و ویژگی های مهم این مناطق تبیین شود.