شهر مشهد مهم ترین قطب زیارتی و کانون عمده گردشگری مذهبی و زیارت در ایران است و به ویژه نزد شیعیان جهان نیز موقعیت ممتازی دارد و فضای کنش زیارتی سالانه میلیون ها زائر است. با عنایت به جایگاه سفرهای دینی و معنوی در گردشگری جهانی، کیفیت و شرایط مقاصد زیارتی می تواند نقش مهمی در تعمیق و بهبود کیفیت کنش زیارت داشته باشد و شرایط مناسبی برای تجربه معنوی زائر فراهم آورد. این نوشتار با عنایت به وجوه متعدد مقصد زیارتی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی پایداری شهر زیارتی را واکاویده است.
رویکرد این مطالعه آن است که جامعه میزبان یا مجاوران، هم در بعد سخت افزاری و هم در بعد نرم افزاری، لازم است جهت ارتقای کنش زیارتی زائران و گردشگران مذهبی تمهیداتی بیندیشند. هشت مؤلّفه و چهل ودو شاخص در ذیل ابعاد اجتماعی، فرهنگی و گردشگری مذهبی پایدار استنباط شد و در فرآیند تحلیل عاملی تأییدی به حک و اصلاح رسید. شاخص های مذکور در فرآیند مقایسه سلسله مراتبی به شیوه فازی رتبه بندی شد و وزن تأثیر بعد اجتماعی – فرهنگی مؤلفه ها و شاخص های آن در تقویت پایداری زیارت تعیین گردید. نتایج پیمایش سلسله مراتبی نشان داد که از بین هشت مؤلّفه تأییدشده در نمایه شاخص های اجتماعی - فرهنگی شهر زیارتی مطلوب که شامل امنیت، ایمنی، آموزش، فرهنگ میزبانی، هویت دینی، فضاهای مذهبی، فضاهای فرهنگی و تفریحی و سرمایه فرهنگی در شهر مشهد است، سه مؤلّفه امنیت شهری، ایمنی و آموزش به قدری اولویت دارند که سایر مؤلفه ها را موقتاً بی تأثیر می کنند.
در تحقیقی که در خصوص مجرمان زن در تهران انجام گرفت، مشاهده شد که 90 درصد مجرمان از زندگی خانوادگی خود احساس نارضایتی می کردند. علاوه بر این، زنان در مقایسه با مردان منابع مادی و فرهنگی و فضاهای فراغتی کم تری داشتند.
در این تحقیق، 104 نفر از زنان مجرم زندان اوین به منزلة جامعة آماری انتخاب شده اند و هدف کلی این پژوهش شناخت شرایط و خصوصیات اجتماعی و خانوادگی زنان بزهکار تهران با تأکید بر سه شاخص کلیِ خانواده، محیط اجتماعی، و اوقات فراغت است.
این مطالعه با روش توصیفی ـ تبیینی انجام شده است و برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مراجعه به اسناد و مدارک، پرسش نامه، و همچنین مصاحبه و برای تحلیل و پردازش اطلاعات نیز از نرم افزار spss و از روش آماری ضریب همبستگی استفاده شده است.
نتیجة تحقیق نشان داد که بین وضعیت خانوادگی زنان و بزهکاری آنان ارتباط مستقیم و معناداری برقرار است.
احداث و توسعه دامداری های صنعتی در سال های اخیر در استان کرمان، سبب هدایت بخش فراوانی از سرمایه های موجود در استان به سمت این صنعت شده است. از این رو، لازم است کارآمدی واحدهای تولیدی در استان، به منظور بررسی وضعیت حرکت سرمایه به سمت بخش تولیدی مذکور، مورد بررسی قرار گیرد. یکی از معیارهایی که می تواند برای این کار مورد استفاده قرار گیرد، کارایی واحدهای تولیدی است. از این رو، در پژوهش حاضر وضعیت انواع کارایی (فنی، تخصیصی و اقتصادی) برای تولیدکنندگان شیر گاو و گوسفند در استان کرمان مورد بررسی قرار گرفته است تا کارآمدی این فعالیت اقتصادی در استان، ارزیابی شود. در پژوهش حاضر، از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده شده است. داده های مورد نیاز، مربوط به 140 تولیدکننده شیر گاو و 140 تولیدکننده شیر گوسفند است. بر اساس نتایج پژوهش، متوسط کارایی های فنی، تخصیصی و اقتصادی برای تولیدکنندگان شیر گوسفند، به ترتیب 6/57، 7/42, 52/24 و برای تولیدکنندگان شیر گاو 7/46، 78/39، 58/18 است.
جهانی شدن به عنوان پدیده ای فراگیر، حاصل تغییر و تحولاتی است که تمامی جوامع بشری و نهادهای آن را با چالش مواجه ساخته است. هیچ بعدی از ابعاد زندگی بشری نیست که به گونه ای درگیر این فرایند فراگیر نبوده و یا مصون از آن باقی مانده باشد. نهاد خانواده و نقش بی بدیل مادری نیز از این قائده مستثنا نیست و تغییر و تحولاتی را تجربه کرده است. این نوشتار با تاکید برنظریهواترز در تلاش است تا به تأثیر جهانی شدن بر نقش مادری و به بحران کشیدن آن با شیوه اسنادی بپردازد. براساس این نوشتار امروزه در اثر فرایند جهانی شدن شاهد بحران های گوناگون در عرصه های گوناگون هستیم که یکی از بارزترین این بحران ها، بحران مادری است. جهانی شدنِ، برخی افکار و باورها را در حوزه جنسیت و نقش های جنسیت، اساس خانواده و موقعیت مادری دچار معضلات جدی کرده و آن را به مرز بحران رسانده است.
مقاله حاضر با نگاه نقادانه به روند جهانی شدن در حوزه مادری، به بررسی سه بعد از ابعاد این روند(موقعیت ساختاری، بعد فرهنگی و سیاسی) و عناصر هر یک و ارتباط آنان بر تغییرات نقش مادری در جهان پرداخته است.
امروزه هر یک از اقشار مختلف مردم، به نوعی مخاطب و هدف رسانه ها قرار گرفته اند. در این میان، کودکان به دلیل تلقین پذیری بالا و قدرت تعقل و تجزیه و تحلیل پایین، در قبال پیام های رسانه، بسیار منفعل عمل می کنند. بخش عمده ای از برنامه های کودکان، در قالب انیمیشن است که توسط شرکت های بزرگ بین المللی تولید می شود. این برنامه ها بسیار جذاب بوده و می تواند آنان را ساعت های طولانی سرگرم کند. از طرفی امروزه در جامعه ما انیمیشن های دوبله شده، مقبولیتی عام یافته و والدین تمایل زیادی برای خرید آنها دارند و صدا و سیما نیز به صورت گسترده ای به نمایش این برنامه ها می پردازد؛ غافل از این که محتوای انیمیشن های غربی می تواند روند تربیت فرزندان ما را متحول کند. در مقاله حاضر، برخی پیام ها و آثار منفی گنجانده شده در این انیمیشن ها، مورد بررسی قرار گرفته است. این محتواها که برخاسته از مکاتب فلسفی، همچون اومانیسم، هدونیسم و پست مدرنیسم هستند، جهان بینی و گرایش های کودکان را به صورتی بسیار نرم و تدریجی به سوی مکاتب الحادی غرب سوق می دهند و زمینه گرایش و انتخاب آنها را در بزرگسالی، نهادینه می کنند.
فقدان سواد رسانه ای از یک سو و تأثیر امپریالیسم رسانه ای از سویی دیگر زمینه را برای به چالش کشیده شدن ارزشها و بایدهای اخلاقی و تربیتی فراهم ساخته است. رسانه های فراملّی از جمله اینترنت به تبلیع ارزشهای حاکم بر جوامع غربی پرداخته و در نتیجه تلاش آنها، برخی از ارزشها به ضدارزش تبدیل شده و برخی از ضدارزش ها در جوامع نهادینه شده اند. علّت جایگزین شدن ضدارزشها به جای ارزش، برخوردار بودن رسانه های فراملّی از مبانی سکولاریستی و مادی گرایی است که انسان را فقط با دو بعد مادی و جنسی شناخته و بخش اعظمی از هویّت انسان و در حقیقت، نفس فرامادّی و تربیت پذیر انسان را نادیده انگاشته است. استفاده از شیوه های هنری از رسانه ها در جهت گسترش دادن ارزشهای اخلاقی، پرهیز از به کارگیری نمادهای فرهنگهای بیگانه، و همچنین تأکید بر جنبه های غیراخلاقی و ناسالم فرهنگهای غیراسلامی در رسانه ها از جمله اقداماتی است که می توان در مقابله با امپریالیسم رسانه بکار بست.