منظر فرهنگی مفهومی دربردارندة ارزش های فرهنگی ـ طبیعی بوده که حاصل تعامل میان انسان و طبیعت در طول تاریخ است. علاوه بر این مناظر فرهنگی دربرگیرنده، حافظ و بیانگر هویت و تاریخ یک منطقه و ساکنین آن هستند و از این رو حفاظت از مناظر فرهنگی و ارزش های آن از اهمیت به سزایی برخوردار است. منظر فرهنگی، منطقه ای جغرافیایی را شامل می شود که در آن آثار فرهنگی و جلوه های طبیعی با رویدادهای تاریخی و فعالیت های انسانی درهم آمیخته است. این مفهوم در عرصه میراث بین المللی شرح و بسط پیدا کرده و به عنوان بخشی از تلاش های صلح جویانه جهانی مطرح می شود.
منظر فرهنگی، منظری طبیعی است که با فعالیت گروهی انسانی شکل پیدا کرده و می تواند از مناطق شهری و تاریخی وسیع تا یک مزرعه کوچک را دربرگیرد.
محوطه مزار پیرمراد در پیوند با طبیعت پیرامون شهرستان بانه، به عنوان منظر فرهنگی ارگانیک، یکی از مکان های آیینی در این شهرستان است، که بر اساس ویژگی های جغرافیایی و ارتباط نزدیک با طبیعت از یک سو و قرارگرفتن در حاشیه شهر از سوی دیگر، به نقطه عطفی از نظر مذهبی و تفرجی در زندگی مردم تبدیل شده است.
هدف اصلی در پژوهش حاضر بیان مبانی و مفاهیم فرهنگی ـ آیینی متبلور در منظر طبیعی ایران است که تداوم باور های آیینی کهن را در دوران اسلامی و تا کنون جلوه گر ساخته است. سعی بر آن است با بررسی نمونه موردی مزار پیرمراد تداوم فرهنگ و آیین که از میراث با ارزش این خطة باستانی است نشان داده شود. پیوند با طبیعت، نیازهای روحی و فیزیکی استفاده کنندگان را برآورده می سازد و همین امر باعث بقا و تداوم آن در طول زمان و شاخص شدن آن به صورت مجموعه ای واحد شده است. به کمک بازشناخت این ساختار می توان در ساماندهی منظر فرهنگی و هماهنگ با نظام طبیعت در زندگی امروز بهره برداری لازم از این سایت فرهنگی ـ طبیعی را به عمل آورد.
یکی از مهم ترین پیامدهای خشکسالی، کاهش مقدار پوشش گیاهی است. با کاهش پوشش گیاهی، شرایط محیطی برای بروز مشکلات مختلف نظیر فرسایش خاک، افزایش میزان رواناب سطحی و خطر بروز سیل و... فراهم می شود. بر این اساس، ارزیابی اثرات خشکسالی بر روی پوشش گیاهی از اهمیّت زیادی برخوردار است. در این رابطه، استفاده از روش های سنجشازدورانعکاسی، جهت ارزیابی اثرات خشکسالی، بهعنوانیکی ازکارآمدترینروش هاشناختهشدهاست.
در این مطالعه، به منظور بررسی اثر خشکسالی بر روی پوشش گیاهی در استان کردستان، از داده های هواشناسی و سنجش از دور استفاده شده است. در ابتدا، شاخص بارندگی استاندارد (SPI)، برای 6 ایستگاه هواشناسی استان، طیّ سال های 2009-2000 محاسبه گردید. در مرحله ی بعد، بر اساس 40 تصویر برگرفته از سنجنده TERRA/MODIS16 روزه، در ماه های آگوست، سپتامبر، اکتبر و نوامبر، شاخص نرمال شده اختلاف پوشش گیاهی (NDVI) محاسبه شد. با در نظر گرفتن این شاخص، پوشش گیاهی منطقه به 6 گروه طبقه بندی شده و مساحت هر کدام از طبقات نیز محاسبه شد. در نهایت دو شاخص SPIو NDVI مورد مقایسه قرار گرفت.
نتایج این مطالعه نشان می دهد که بین میانگین شاخص های SPI و NDVI، همبستگی بالایی(77/0+ ) در سطح معناداری 01/0 وجود دارد و با کاهش تقریباً 20/0- از میزان شاخص ،SPI به طور متوسط 2/1 درصد (معادل350 کیلومترمربع) سطح پوشش گیاهی ضعیف افزایش می یابد.این میزان کاهش برای شاخص NDVI تقریباً معادل 01/0 می باشد. نتایج حاصل از محاسبه شاخص SPI، نشان داد که در سال های 2001 و 2008 خشکسالی متوسط در استان کردستان رخ داده است محاسبه شاخص NDVI در این دو سال نشان داد که میزان پوشش گیاهی ضعیف به طور قابل محسوسی افزایش یافته است (به ترتیب با 6/80% و 6/76% ) درحالی که در سال 2007 به عنوان سال تقریباً نرمال، میزان پوشش گیاهی ضعیف بر مبنای شاخص NDVI ، حدود 7/69% محاسبه گردید. مقایسه بین سال های 2001 با 2007 (تغییر تقریباً 11درصدی پوشش گیاهی ضعیف )، به خوبی نشان دهنده ی اثر خشکسالی بر روی پوشش گیاهی در استان کردستان است
در زبان فارسی، درون حوزة کسرة اضافه، گاه عنصری به نام اسم ملکی به عنوان گروه نحوی حامل نقش معنایی مالک حضور دارد که به دلیل بازبینی مشخصه، جابه جا می شود و به حوزة بالاتر می رود. در تحلیل های زبان شناختی آراء مختلفی از بودن یا نبودن حرکت عنصر ملکی ارائه شده است. در این مقالة می کوشیم با رویکردی مشخصه بنیاد، فرایند یاد شده را در چارچوب مفاهیم نظری برنامة کمینه گرا تبیین کنیم و تحلیلی همگون و متفاوت از انگیزة حرکت و جابه جایی این سازه ارائه دهیم. در این مقاله در تقابل با تحلیل قمشی (1997) و به پیروی از تحلیل ریتر (1991 و 1992) محل ترکیب اسم ملکی را مشخص گر گروه اسمی کوچک قرار می دهیم و سپس برای بازبینی مشخصة «+معرفه»، آن را به جایگاه مشخصگر گروه تعریف ارتقاء می دهیم. بدین ترتیب به لحاظ ردهشناختی، زبان فارسی جزو زبان هایی قرار می گیرد که ساخت ملکی معرف مانند دارند.
با شروع انقلاب صنعتی و گسترش شهرنشینی انگیزه مسافرت و تفریح برای تامین احتیاجات روحی انسان به امری ضروری مبدل گردید، این مهم دردهه های اخیر پدیده جهانی را به وجود آورد که اصطلاح صنعت گردشگری را بر آن نهاده اند. ورود گردشگر به یک مکان می تواند اثرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مهمی در آن محیط برای جای گذارد و باعث توسعه و پیشرفت منطقه شود. هدف این مقاله بررسی شرایط کلان شهر شیراز به عنوان یکی از بزرگترین و غنی ترین مراکز تاریخی فرهنگی کشور به منظور امکان سنجی توسعه گردشگری در جهت شکوفایی و توسعه پایدار در ابعاد مختلف در منطقه ودر سطح کشور است. در این پژوهش با استفاده از مدل SWOT به بررسی وتحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید های پیشروی و وزن دهی به عوامل موثر در جهت تعیین استراتژی مناسب در امرگردشگری پرداخته و راهبردهایی برای توسعه گردشگری درشیراز ارائه گردیده است. یافته های این پژوهش حاکی این امر است که شهر شیراز به دلیل موقعیت وآثار بسیار برجسته تاریخی، فرهنگی، هنری و ادبی خود در موقعیت تهاجمی/رقابتی قرار دارد و ظرفیت تبدیل شدن به یکی از بزرگترین مرکز توریستی ایران در سطح بین المللی را داراست. بزرگترین مانع در راه رسیدن به این هدف ناتوانی سیاسی- مدیریتی، مالی و تجهیزاتی شهر، مدیریت غیر تخصصی و ناکارآمد، ضعف زیر ساخت ها و تبلیغات است. راهکارها و راهبردهای این پژوهش می تواند در جهت برنامه ریزی توسعه گردشگری شیراز مفید وموثر واقع شود.
در بسیاری از مناطق ایران انتخاب کاربری و مدیریت زمین بدون توجه به قابلیت ها و توان سرزمین انجام می شود که سبب اتلاف سرمایه و کاهش ظرفیت محیطی می شود. با دانستن وضعیت شکل زمین می توان به چگونگی خاک و رستنی های هر واحد شکل زمین و توان آن برای کاربری های انسان در سرزمین پی برد. در این تحقیق ابتدا با تلفیق سه نقشه جهت دامنه، شیب دامنه و طبقات ارتفاعی، نقشه شیب تهیه شد و در مرحله بعد نقشه ژئومورفولوژی حوضه آبریز زنوزچای با استفاده از نرم افزار ERDAS Imagine تهیه شده و با آزمون آماری معلوم گردید نقشه ژئومورفولوژی تهیه شده با شاخص کاپای 9/0 و میزان صحت کل 94 درصد قابل اطمینان است.سپس نقشه واحدهای شکل زمین با تلفیق سه نقشه سنگ شناسی، ژئومورفولوژی و نقشه شیب ایجاد شد. در نهایت امر با تحلیل محدودیت ها و پتانسیل های موجود در حوضه آبریز و نیز با توجه به وضعیت واحدهای شکل زمین شیوه های مناسب برای کنترل فرسایش در حوضه آبریز مورد مطالعه ارائه گردید.
بادهای 120 روزه از مشهورترین و اثرگذارترین بادهای محلی ایران زمین است که تقریباً از 15 خرداد تا 15 شهریور بر بخش شرقی کشور حاکم می شود. نظر به این که رسوبات منطقه ریزدانه بوده و از حدود 60، 30 و 10 درصد به ترتیب برای رس، سیلت و ماسه تشکیل شده است، این ذرات با وزش باد ملایم، حرکت می نمایند بنابراین، بستر بسیار مناسبی برای طوفان های گرد و خاک و ماسه را فراهم می کند. این بادها تاکنون خسارات فراوانی را بر منطقه سیستان تحمیل کرده و امنیت شهرها را تحت تأثیر خود قرار داده است. در این مقاله سعی شده است به بررسی عوارضی پرداخته شود که نابسامانی هایی از قبیل خالی شدن روستاهای مرزی از سکنه، پر شدن چاه نیمه ها، بیماری های چشمی، لغو و تأخیر در پرواز هواپیماها، و انسداد راه های مواصلاتی را موجب شده است. این عوارض، مشکلاتی را در پی دارد که پیامد آنها می تواند امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات آن نیز از طریق میدانی و با استفاده از GIS، گردآوری شده است. پژوهش حاضر در صدد است تا ابتدا به بررسی عوارض ناشی از بادهای 120 روزه پرداخته و سپس با ارائه راهکارهایی به کاهش اثرات و در نهایت کاهش بار امنیتی ناشی از آن بپردازد.
هدف از این مقاله بررسی انواع ویژگی های ژئومورفولوژی مناطق فعال و شاخص های مربوط به آن ها، جهت انتخــاب و معرفی شاخص های مناسب برای منطقه زاگرس و تطابق نتایج به دست آمده با مطالعات لرزه شناسی دستگاهی و تاریخی می باشد. به این منظور یک مدل رقومی ارتفاع از داده های توپوگرافی SRTM با دقت 90 متر برای بخشی از زاگرس مرکزی تهیه شد. سپس در محیط های نرم افزاری آرک مپ، آرک ویو و گلوبال مپر ترسیم آبراهـه ها، تقسیم بندی زیر حوضــه ها و اندازه گیری شاخص ها انجــام گرفت. آنگاه در محیط Spss بین شاخص های مختلف همبستگی برقرار شده و مشخص شد که در این محدوده شاخص های تقارن حوضه(T وAf) مفید نبوده و ممکن است باعث ایجاد ابهام شوند. همچنین، شاخــص هایVf,Smf,Re,Hi در مقایسه با شاخــص های V,Facet%, Bs,V/A همبستگی بهتری با همدیگــر دارند. در نتیجه، شاخص های Vf,Smf,S,SL,Re,Hi مناسب ترین شاخص هایی می باشند که با ترکیب آن ها شاخص نسبی زمین ساخت فعال (Iat) تعریف شده و پهنه بندی منطقه بر اساس آن صورت گرفت. نتایج به دست آمده افزایـــش فعالیت زمین ساختی از زون سنندج ـ سیرجان به سمت زون زاگرس بلنـــد را نشان می دهد که این موضوع با نتایــج به دست آمده از زمین لرزه های دستگاهی و تاریخی همخوانی دارد. اما در محدوده زاگرس بلند، این شاخص حکایت از افزایش فعالیت های زمین ساختی از سمت جنوب شرقی به سمت شمال غربی را دارد؛ در حالی که در این مسیر، شدت زمین لرزه ها کاهش می یابد. این موضوع به دو صورت قابل توجیه است: یا این که جابجایی گسل ها در بخش شمال غربی، بیشتر به صورت خزشی و آرام بوده و یا این که در آینده احتمال وقوع زمین لرزه های بزرگی در این محدوده وجود خواهد داشت. در هر دو صورت این موضوع می تواند برای سد در حال احداث رودبار خطرناک باشد.
مخروط افکنه ی دوقلوی وزیره در جنوب شهر قطرویه از شهرستان نیریز در استان فارس و در حوضه ی آبی چشمه عاشق قراردارد و ترکیبی از دو مخروط افکنه می باشد که مخروط افکنه ی قبلی که قدیمی تر است در زیر و مخروط افکنه ی جدید در روی آن تشکیل گردیده است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تکتونیک در به وجود آمدن مخروط افکنه ی دو قلوی وزیره است. به همین خاطر با استفاده از نقشه های توپوگرافی، تصویر ماهواره ای و نقشه های زمین شناسی به بررسی تکتونیک فعال در این حوضه اقدام گردید و از شاخص های تکتونیک فعال: شیب- طول جریان، شاخص سینوزیته جبهه کوهستان،پهنای کف دره به ارتفاع آن وشاخص نسبت مثلثی، نسبت شکل حوضه ی زهکشی و شاخص انتگرال هیپسومتری به بررسی وضعیت تکتونیکی محدوده ی مورد مطالعه پرداخته شد.
نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که شاخص شیب – طول جریان در چهار نقطه دارای تغییرات زیادی است که منطبق بر گسل ها می باشد. محاسبه ی شاخص های سینوزیته جبهه ی کوهستان، پهنای کف دره به ارتفاع آن، نسبت مثلثی، نسبت شکل حوضه زهکشی و شاخص انتگرال هیپسومتری به ترتیب 08/1، 6/1، 79/1، 7/1، 4/1 است که نشان دهنده ی فعالیت تکتونیکی نسبتاً زیادی است که در عملکرد گسل وزیره نمایان شده است. گسل وزیره باعث پایین افتادگی چاله میدان گل و در نتیجه افزایش نرخ فرایش نسبت به فرسایش شده و مخروط افکنه دو قلوی وزیره را به وجود آورده است.
باوجود مزایای زیادی مانند استفاده از سوخت پاک، استقلال از شبکة راه های شهری و ظرفیت بالا در جابه جایی مسافر، در برخی موارد به علت مکان سنجی نامناسب ایستگاه ها، قطار شهری فاقد کارایی بهینه است. بنابراین، ضروری است تا در طراحی شبکة ایستگاه ها و خطوط قطار شهری- که مهم ترین وسیلة نقلیة عمومی و در عین حال پرهزینه ترین ازنظر احداث و راه اندازی است- تا حد امکان از دانش و فناوری روز استفاده کنیم. روش پیشنهادی این تحقیق شامل شناسایی معیارهای تأثیرگذار در مکان یابی ایستگاه ها و به کارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی در وزن دهی به هریک از آن ها، استفاده از سیستم اطلاعات مکانی برای ارزیابی مکان ایستگاه ها در نقشة طرح اولیه، شناسایی ایستگاه های نیازمند اصلاح مکان و در ادامه پیشنهاد چند گزینه برای تغییر موقعیت فعلی ایستگاه های نامناسب و درنهایت به کارگیری مدل تصمیم گیری نزدیکی به گزینة ایدئال با هدف انتخاب بهترین گزینة پیشنهادی است. این روش توانست با دقت مناسب، وضعیت نقشة طرح فعلی خط سه قطار شهری تهران- حدفاصل میدان راه آهن و بزرگراه شهید صیاد شیرازی- را ارزیابی و با اعمال تغییرات محلی در شبکه، نقشة موجود را اصلاح کند. خروجی نهایی این تحقیق بیانگر بهبود کارایی شبکة قطار شهری براساس اصلاح مکان ایستگاه های نامناسب است.