مقدمه: کار در زندان یکی از پراسترس زاترین مشاغلی است که سلامت روانی کارکنان را به مخاطره می اندازد و باعث فرسودگی شغلی افراد می گردد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین فرسودگی شغلی با سلامت روانی در کارکنان یک زندان مرکزی است.
روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش شامل کلیه کارکنان یک زندان مرکزی در سال 1390 اعم از افسرنگهبان و کارمندان ستادی که بصورت مستقیم با افراد زندانی سر و کار دارند به تعداد 118 نفر می باشند. کلیه افراد جامعه به عنوان نمونه انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه-های سلامت روانی گلدبرگ و فرسودگی شغلی گلدارد و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی محقق ساخته پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: یافته های پژوهشی نشان داد که بین استرس شغلی و نمره کلی سلامت روانی کارکنان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد که این مقدار در سطح 01/0 P< معنادار بود. بین فرسودگی شغلی و مولفه های علائم جسمانی و اضطراب رابطه در سطح 05/0P< و بین فرسودگی شغلی با افسردگی رابطه در سطح01/0 P< معنادار بود اما بین فرسودگی شغلی با خرده مقیاس عملکرد اجتماعی رابطه معنادار مشاهده نگردید.
بحث: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت مشاغل پراسترس از جمله کار در زندان سلامت روانی افراد را به مخاطره
می اندازد.
مقاله حاضر، با هدف مطالعه رابطه بین ادراک توانمندی و بروز خلاقیت، در کارکنان هنرستان های فنی و حرفه ای ناحیه 1 استان البرز انجام شده است. این تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است که در آن داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش بر اساس اطلاعات مرکز انفورماتیک اداره آموزش و پرورش ناحیه یک استان البرز برابر با 342 نفر می باشد که شامل 320 نفر مدرس و 22 نفر مدیر است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 173 نفر از مدرسان و 12 نفر از مدیران، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از نمونه آماری، از پرسشنامه های توانمندی اسپریتزر و خلاقیت تورنس که مورد تأیید صاحبنظران نیز هست، بهره گرفته شد. ضریبپایایی پرسشنامه ها به ترتیب 0.81 و0.84 به دست آمد که نشان از پایایی بالای آن ها دارد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت و با توجه به نرمال بودن داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که میان ادراک توانمندی و بروز خلاقیت کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین مولفه های ادراک توانمندی، خودمختاری بیشترین میزان همبستگی را با بروز خلاقیت کارکنان دارد.
هدف ازاین پژوهش بررسی رابطه یادگیری سازمانی و توانمندسازی کارکنان دانشگاه فرهنگیان (پردیس) خراسان شمالی بود که به روش توصیفی و از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری، کارکنان دانشگاه فرهنگیان امام محمدباقر(ع) بودند. نمونه آماری 49 نفر به روش سرشماری مشخص شد به منظور گردآوری داده ها از اعضای جامعه آماری از دو پرسشنامه استاندارد، یادگیری سازمانی نیف و توانمندسازی اسپریتزر استفاده شده است. آزمون، مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه یادگیری سازمانی 871/0 و برای پرسشنامه توانمندسازی 938/0 بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی و نرم افزار20 SPSS و Lisrel ، فنون آماری مانند آزمون فریدمن، آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج نشان داد رابطه بین توسعه شایستگی و توانمندسازی کارکنان نسبت به دیگر ابعاد بیشتر است که نشان دهنده این است که توسعه شایستگی نسبت به دیگر ابعاد تاثیر بیشتری بر توانمندسازی کارکنان دارد. رابطه بین ساختارسازمانی و توانمندسازی کارکنان نیز نسبت به سایر ابعاد کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است که نشان دهنده تاثیر کمتر آن می باشد. عدم وجود رابطه بین اشتراک دانش و توانمندسازی، نشان دهنده توجه نکردن مدیران و کارکنان سازمان براهمیت اشتراک دانش می باشد.
هیچ دانشی مستغنی از فلسفه، فکر و فهم فلسفی و نظری و معرفت شناختی نیست. این که بدرستی و راستی یک رشته و دانش یا یک علم چگونه دانش و دانایی یا نظام معرفتی و رشته علمیست این که چه جایگاهی را در میان دیگر رشته های علمی وسپهرهای معرفتی اشغال کرده است، این که منابع و مواد و مصالح موضوعی اش از چه جنسی هستند، این که به لحاظ روش شناختی و نوع روش ها و راهکارها و ابزارهای به خدمت گرفته شده در آن در چه موقعیتی قرار گرفته و مناسبتش با ابزارهای پژوهشی و روش شناسی دیگر رشته ها و دانش ها چگونه است و کوتاه سخن آن که مسأله های ریز و درشت مطرح شده از سوی عالمان آن از چه نوع مسأله هایی هستند و فرضیه ها و نظریه هایش از چه جنس اند و روی به قبله و کعبه چه نیت و هدف و غایتی دارند و به دنبال چه می گردند و چه می جویند و چه می کاوند و چه می یابند و چه باده ای از معرفت را به کف می آورند و در کام آدمیان می ریزند و منزلت و مصلحت و منفعتشان برای مردمان چگونه است و شمار متعدد مسأله های خرد و کلان دیگر از این جنس هم سرشتی فلسفی دارند هم نقد و تحلیل هم فکر و فهم فلسفی و نظری و معرفت شناختی را می طلبند. در نوشتاری که پیش روست برای پرهیز از افتادن در دام خلط مباحث، سعی شده سه نحوه نگاه درون دانشی و اولیه علمی عالمان و بینادانشی و روایی و تاریخی مورخان و برون دانشی و ثانویه و فلسفی فیلسوفان علم از هم تفکیک و تحدید شود. در ادامه طرح مسأله ها و مباحث دانشی درافکنده و دامن زده می شود که بی اغراق می توان گفت یکی از سئوال خیز و مناقشه انگیز و پیچیده و عمرخوار و شکننده و دلرباترین دانش های مطرح در دوره جدید بوده است.
زور و ستم، تبعیض، قتل و غارت، بردگی و اسارت واقعیت تلخی بود که با بشر زاده شد و با وی رشدکرد و بالید. همین عامل سبب شد تا گروه هایی از مردم از جان گذشته در مقابل ستمگران و زورگویان قد علم کنند و در روزگاری که هنوز انسان قوانین بازدارنده وضع نکرده بود، از ضعیفان حمایت کنند و در جهت برقراری عدالت بکوشند. از این گروه ها در نقاط مختلف دنیا می توان نشان یافت. عیاران در ایران، صعالیک در کشورهای عرب، شوالیه ها در غرب و سامورایی ها در ژاپن از جمله این گروه ها به شمار می آیند. در این جستار تلاش می کنیم به شیوه تطبیقی به بررسی آیین عیاری در ایران و آیین شهسواری و شوالیه گری در غرب بپردازیم و شباهت ها و تفاوت های آن دو را بیان کنیم. هم چنین تأثیر این آیین ها را در ادبیات ایران و غرب نشان دهیم.
مقدمه و هدف پژوهش: امروزه تغییر شکل اساسی در حوزه کار منجر به احساس عدم امنیت، تهدید، کاهش رضایت شغلی و افول اخلاقیات شده است. با تقویت رفتار شهروندی سازمانی کارکنان می توان رضایت شغلی را افزایش داد. هدف این پژوهش بررسی روابط چندگانه رفتار شهروندی سازمانی با رضایت شغلی کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهرستان قائم شهر است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و روش آن توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش مجموعه 100 نفری کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان قائم شهر است که 80 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. جهت سنجش رفتار شهروندی سازمانی از پرسشنامه پودساکف و جهت سنجش رضایت شغلی از پرسشنامه JDI، استفاده شد. با استفاده ضریب رگرسیون، آزمون T و F اطلاعات تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: پس از آزمون فرضیه ها همه فرضیه ها تأیید شد و نتایج نشان داد که بین هر یک از متغیرهای (وظیفه شناسی، نوع دوستی، جوانمردی، احترام و تکریم وفضیلت مدنی) و رضایت شغلی کارکنان رابطه معنادار وجود دارد و به ازای یک واحد تغییر در هر یک از متغیرها رضایت شغلی به ترتیب به میزان 23/1%، 09/3%، 52/1%، 09/2% 52/1% افزایش خواهد یافت.
نتیجه گیری: یکی از راهکارهای اساسی شناسایی و تقویت متغیرهای رفتار شهروندی سازمانی و فراهم کردن بسترهای لازم برای پیاده کردن این رفتارها است تا رضایت شغلی هم افزایش یابد.
فی هذه المقاله حاول الدارس أن یقارن بین المضامین الشعریّه فی برده البوصیری ک مدح الرسول الکریم، التحدث عن معجزاته، التحدث عن الإسراء والمعراج، التوسل والتشفع، أمیّه النّبی، نسب الرّسول، المناجاه والتضرع، من جانب؛ ویبحث عن هذه المضامین الشعریّه فی أشعار شعراء الأکراد ووجود المحسّنات اللّفظیّه ومیزان صدق العاطفه فی أشعارهم من جانب آخر. قد استفدنا فی هذا المقال من أشعار عدد من شعراء الأکراد حسب الکتب التی بین یدی الدارس. منهم: ماموستا قانع ، الجریحی ، حاجی قادر کویی ، ملا محمد خاکی ، سید أحمد نقیب ، أحمد بگ حمدی ، طاهر بگ جاف ، ملا محمود بیخود ، الشیخ أحمد شاکل ، الشیخ رضا طالبان ، مولوی الکرد ، صیدی الأورامی ، جمال حبیب الله فرج و ملا أحمد منوجهری الذین قد نظموا أشعارا باللّغه الکردیّه والفارسیّه.
فناوری های نوین و پیشرفته نقش اساسی در مزیت رقابتی کشورها ایفا می کنند. از جمله ی این فناوری های پیشرفته؛ فناوری نانو است که مورد توجه بسیاری از کشورها و سرمایه گذاران شان قرار گرفته است. در این راستا نقش شرکت های فعال در حوزه فناوری نانو چشمگیر بوده و دست یابی به مزیت رقابتی در سطح کلان، از گذر تداوم فعالیت های این شرکت ها تحقق می یابد. هدف از این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست شرکت های نوپای فناوری نانو در ایران می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل: مدیران، مالکان و کارشناسان صاحب نظر در شرکت های حوزه فناوری نانو می باشد. به دلیل محدود بودن جامعه آماری، تمام شماری از جامعه صورت گرفته است و شرکت های بالای 3 سال فعالیت و شرکت های شکست خورده ای که از این صنعت خارج شده اند، بررسی شدند. بعد از بررسی در ادبیات موضوع، متغیرهای اثرگذار بر موفقیت یا شکست شرکت های نوپای فناوری نانو در ایران شناسایی شدند و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دوعامله، توسط نرم افزار Minitab تحلیل شدند؛ که اثرات متغیرهای ویژگی های کارآفرینی مؤسسان، سطح تحصیلات، تجربه صنعتی و مدیریتی، داشتن طرح کسب و کار، میزان آورده مالی، دسترسی به وام بانکی، سایر حمایت ها، شبکه تجهیزات و آزمایشگاه(خارج از کشور) و (داخل کشور)، بازار دولتی، شبکه تأمین و توزیع، میزان نوآوری، نوع مالکیت و دانش فنی، ارتباط با اساتید دانشگاه، نهادهای مالی، شرکت ها و مؤسسات و افراد خارج از کشور تأیید شدند.
توسعه و پیشرفت منابع انسانی تنها با برگزاری آموزش های عمومی و تخصصی حاصل نمی شود. امروزه از آموزش انتظار می رود که بتواند تغییرات رفتاری مطلوب را در کارکنان ایجاد کند. اما بررسی ها نشان می دهد که بسیاری از برنامه های آموزشی تغییرات رفتاری مطلوب را در کارکنان ایجاد نمی کند. این بدان معنی است که کارکنان قادر به انتقال آموخته های خود به محیط کار نیستند. تحقیقات در خارج از کشور نشان داده است که عوامل بسیاری در انتقال آموزش به محیط کار موثر می باشند. اما درمدل های ارزشیابی مورد استفاده در کشور ما متغیرهای مداخله گر عمده از جمله آمادگی یادگیرنده، انگیزش، حمایت مافوق، طرح انتقال و ...که فرآیندهای یادگیری و انتقال را تحت تاثیر قرار می دهند، بطور قابل ملاحظه ای وجود ندارد. هیچ مدل ارزشیابی نمی تواند بدون اندازه گیری و سنجش تاثیرات متغیرهای مداخله گر، معتبر باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز شناسایی عوامل کلیدی و اثرگذار بر انتقال آموزش در ایران است. بنابر ماهیتی که این پژوهش دارد به صورت کیفی-اکتشافی انجام می گیرد و در آن عواملی شناسایی می گردد که در بافت کشور ایران و شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی تاثیر کلیدی دارند. این مطالعه با استفاده از روش دلفی انجام گرفته است. جامعه آماری را متخصصان شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی تشکیل داده اند. با توجه به روش دلفی و با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 15 نفر از متخصصان خبره و با تجربه به عنوان نمونه انتخاب شدند. فرایند اجرای دلفی در سه مرحله سازماندهی شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه نیمه ساختارمند و ساختارمند بود. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که در مجموع 18 عامل به عنوان مهمترین عوامل شناخته شدند. همچنین عوامل در سه طبقه کلی فردی، سازمانی و آموزشی جای گرفتند.
هدف از انجام این پژوهش تبیین نقش واسطه ای رهبری خدمت گزار در رابطه فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی میان کارکنان سازمان صنایع نظامی استان فارس بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی وجامعه آماری در این تحقیق کارکنان سازمان صنایع نظامی فارس به تعداد 1300 نفر بوده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد300 نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات و داده ها از سه پرسشنامه رهبری خدمت گزار لوب، فرهنگ سازمانی دنیسون و تعهد سازمانی مه ویر و آلن استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها هم از روش های آمار توصیفی وهم از روش های آمار استنباطی و همچنین تحلیل مسیراستفاده شده است .نتایج نشان داد بین فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی رابطه معناداری وجود دارد. بین فرهنگ سازمانی و رهبری خدمت گزار رابطه معناداری وجود دارد. رهبری خدمت گزار با کنترل فرهنگ سازمانی رابطه معناداری با تعهد سازمانی دارد. در نهایت رهبری خدمت گزار نقش واسطه ای معناداری در ارتباط با فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی ایفا می کند. وجود یک فرهنگ سازمانی با ابعاد مشارکت قوی، ثبات و انطباق بالا و فلسفه وجودی ماموریت روشن می تواند منجر به تعهد سازمانی قوی گردد، ضمن آن که این نوع فرهنگ سازمانی می تواند به سیستمی از رهبری خدمت گزار که در آن ارزش دهی و رشد بسیار بالا است منجر گردد. همدلی نشان دادن، ایجاد رهبری مناسب، مشارکتی کردن رهبری و اجتماع سازی جزیی ازویژگی های رهبر است و این نوع رهبری به نوبه خود منجر به تعهد عاطفی، مستمر و هنجاری بالای افراد می گردد.
پیاده راه ها یا مسیرهای پیاده برای تبدیل فضاهای سکونتگاهی به مکان های امن و لذت بخش برای پیاده روی اختصاص داده شده اند. امروزه، در سیاست های برنامه ریزی شهری به دنبال تقویت محیط های پیاده و از بین بردن موانعی هستیم که توانایی ما را برای پیاده روی آسان و ایمن، محدود می کند. طی سده گذشته، ترکیبی از فنّاوری ها و رفتارهای فرهنگی- اجتماعی نوین از یک سو و شیفتگی برنامه ریزان در اتکا به حرکت سواره و پاسخ گویی به نیازهای برآمده از آن، از سوی دیگر، موجب فراموشی فضاها و حرکت پیاده در شهرها شده و سفرهای درون شهری را متعدد و طولانی نمود. این روند، پیامدهای ناگوار اجتماعی-اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی عدیده ای را برای شهرها به بار آورده است. ازاین رو، از اواخر دهه 1960 بینش و عمل حرف های برنامه ریزان شهری پیشرو در جهت تهدید حرکت سواره و احیای مراکز شهری گسترش یافته است. در این راستا، پژوهش حاضر، با اعمال مدل HQE²R به بررسی سطح پایداری محدوده میدان سپاه شهر ملایر واقع در قسمت شمال شرقی ملایر که یکی از مهم ترین قطب های تفریحی شهر محسوب می شود، پرداخته است. با توجه به این که یکی از راه های بالا بردن سطح پایداری (کیفیت محیطی، سرزندگی، مشارکت اجتماعی، هویت محله، تنوع و...) در واحد همسایگی، پیاده راه است، به بررسی امکان پیاده راه سازی این مرکز در جهت بازآفرینی آن مبادرت ورزیده است که با توجه به نتایج حاصله امکان پیاده راه سازی در چنین فضایی با ایجاد کارکردهای متنوع و زیاد میسر می شود ، درنتیجه ارتقا کیفیت محیطی و امنیت اجتماعی را برای شهروندان در پی دارد.
بافت تاریخی و با ارزش محله عودلاجان به دلیل فرسودگی مفرط در کالبد و ساختار و کمبود تأسیسات و تجهیزات زیرساختی و امکانات رفاهی در پاسخ گویی به نیازهای امروزی شهروندان ضعیف عمل می کند. به همین دلیل جمعیت بومی ساکن در این بافت کم کم به محلات دیگر شهر که دارای رفاه بیشتری می باشند، مهاجرت می کنند و مهاجران جدید که اغلب از اقشار کم درآمد اجتماع هستند، جایگزین آنها می شوند. در نتیجه در پی چنین رخدادی، بی ثباتی اجتماعی و فرهنگی در بافت حاکم می شود و با گذشت زمان افزایش می یابد. در بافت محله عودلاجان تجانس و همگونی فرهنگی وجود ندارد و نظام همسایگی و همبستگی اجتماعی به دلیل افت هویت و اصالت، بسیار ضعیف شده است. با مهاجرت ساکنان اصیل و قدیمی از این بافت تاریخی رفته رفته ارزش ها، خاطرات جمعی، هویت و حس تعلق خاطر افراد در این بافت ها رو به افول می گذارد و با فرسودگی فضاها و ایجاد مخروبه ها، مکان هایی مناسب برای آسیب های اجتماعی فراهم می شود. با بررسی مکرر محله عودلاجان و وجود مشکلاتی از قبیل فرسودگی زیاد بافت، خروج ساکنان اصیل، تغییر کاربری واحدهای مسکونی به کاربری های ناسازگار، کمبود امکانات رفاهی و خدمات زیرساختی شهری، ضعف در شبکه ارتباطی و معابر و وجود آسیب های اجتماعی فراوان، بهسازی و نوسازی محله برای افزایش پایداری در آن امری ضروری و مهم می باشد. در این تحقیق اطلاعات لازم از طریق مشاهده، تصویربرداری، تهیه نقشه های مورد نیاز و پرسشگری از ساکنان محله جمع آوری شد و برای تحلیل آن بر اساس اطلاعات کمی و کیفی و با استفاده از تکنیک «SWOT» در چارچوب عوامل درون محله ای(نقاط ضعف و قوت) و برون محله ای(تهدیدها و فرصت ها) عنوان شد تا راهبردهای پایداری کالبدی _ اجتماعی در محلات تاریخی و محله مورد بررسی استخراج شوند. یافته های به دست آمده حاکی از آن است که تأثیر عوامل بیرونی در عدم پایداری محله عودلاجان بیشتر از عوامل درونی محله می باشد.
این پژوهش با هدف مقایسه ی مؤلفه های کامل گرایی، هوش هیجانی و سلامت روانی در دانش آموزان تیزهوش و عادی در قالب یک طرح پژوهشی توصیفی از نوع علّی مقایسه ای با تعداد 100 نفر دانش آموز دختر مقطع متوسطه (50 نفر تیزهوش و50 نفر عادی) که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند، انجام شد. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه ی سلامت روان جی اچ کیو[1]، پرسشنامه ی هوش هیجانی بارآن[2]، پرسشنامه ی کامل گرایی هیل[3] و تست سنجش هوشبهر ریون[4]. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره[5] مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج نشان داد که بین کامل گرایی، سلامت روان و هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش و عادی در سطح معناداری (P<0.05) تفاوت وجود دارد. کامل گرایی، میزان عدم سلامت روان، اضطراب و بی خوابی، احساس خستگی و نیز عدم توانایی مقابله و افسردگی دانش آموزان تیزهوش بیش از دانش آموزان باهوش متوسط بود. همچنین هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش کمتر از دانش آموزان عادی بود و کامل گرایی دانش آموزان تیزهوش به طور معناداری از دانش آموزان عادی بالاتر بود.
کنش گفتار از جمله مباحث مطرح شده در تحلیل گفتگو است و در نقد آثار ادبی، افق های تازه ای را ایجاد کرده است. بررسی بافت کنش گفتار در یک متن می تواند مقدمات تحلیل روابط اجتماعی و انسانی افراد در جامعه را فراهم سازد؛ کتاب گرشاسب نامه از جمله متون ارزشمند ادبی است که ساختاری داستانی- حماسی دارد و در قرن پنجم هجری قمری به نظم نوشته شده است. بر اساس کنش گفتاری شخصیت های موجود در گرشاسب نامه، این اثر را می توان گفتارمحور به شمار آورد. نوع گفتار گویندگان مؤنث در این کتاب متمایز از دیگر کتاب های همزمان با این دوره است؛ هدف از این پژوهش بررسی کنش گفتار و بازتاب آن در تعیین طبقات اجتماعی زنان موجود در اثر است. با بررسی کنش های گفتاری این اثر می توان به دور از قضاوت های کلی به نتیجه ای علمی و مستند دربارهٔ سطوح اجتماعی افراد با توجه به کنش گفتار در متن کهن دست یافت و به تلویح از زاویه ای دیگر، الگویی را برای بررسی این نوع ادبی ارائه کرد. در مقالهٔ حاضر ابتدا گفتارهایی که زنان در آن مشارکت داشته اند بر مبنای دسته بندی کنش گفتار جان سرل استخراج و بررسی گردیده سپس به گفتگوها بر اساس سطوح اجتماعی گویندگان در سه طبقهٔ برتر، برابر و زیردست پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد که اغلب گفتارهای زنان در گرشاسب نامه میان سطوح برابر اجتماعی شکل گرفته است. به علاوه در میان آن ها، کنش «اعلامی» وجود ندارد. عدم وجود چنین کنشی در میان گفتار زنان نشان می دهد که آنان نقش اجتماعی قابل ملاحظه در جامعه نداشته اند.
امروزه دانش موجود در سازمان ها از مهم ترین دارایی های آنها محسوب می شود. اهمیت این سرمایه فکری به حدی است که کسب موفقیت های اجرایی سازمان ﺑﺪون ﻣﺪیﺮیﺖ و اﺳﺘﻔﺎده ﺻﺤیﺢ از ایﻦ ﻣﻨﺒﻊ ارزﺷﻤﻨﺪ، اﻣﺮی ﺳﺨﺖ و گاه ﻧﺎﻣﻤکﻦ اﺳﺖ. بنابراین سازمان ها در شرایط رقابتی کنونی برای بقای خود، راهی جز به کارگیری سیستم های مدیریت دانش مناسب و نهادینه کردن آن ندارند. این پژوهش با بهره گیری از پویایی سیستم، مدلی برای مدیریت دانش ارائه کرده و در کنار آن به بررسی یک شرکت حمل و نقل برای مطالعه موردی می پردازد. به کمک مدل پیشنهادی، ابتدا دلایلی که سبب ایجاد فاصله زیاد بین وضعیت مطلوب اجرای مدیریت دانش و وضعیت فعلی آن در شرکت مذکور شده، جمع آوری می شوند و پس از آن به ارزیابی این دلایل پرداخته خواهد شد. درواقع این پژوهش تلاش می کند تا با استفاده از مدل پویای ارائه شده، عوامل تأثیرگذار در به وجودآمدن این فاصله را مشخص کند و با بررسی آن، اهرم های عملیاتی مناسب را برای برطرف کردن آنها پیشنهاد دهد. نتایج نشان می دهد با تغییر در سطح این عوامل تأثیرگذار، سطح پایگاه دانش سازمان ارتقا یافته و به وضعیت مطلوب نزدیک تر خواهد شد.
فرسودگی از مهم ترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل و عدم تناسب آن می شود و به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعی و شکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک می کند. از طرفی قابل توجه است که «هویت»، یک صفت نیست؛ بلکه از اجزای اصلی «حیات بخشی» می باشد که باید مدنظر قرار گیرد. مقاله حاضر، ضمن مروری بر مفهوم هویت در شهرسازی، نگاهی به گونه های مختلف احیاء در بافت های شهری و چگونگی مقابله با بحران هویت دارد. روش تحقیق با توجه به کنکاش در مفهوم احیاء شهری، به صورت توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از پرسشنامه، به سنجش پارادایم «تحلیل جایگاه حیات بخشی در بافت شهری» پرداخته، در این راستا از مطالعات اسنادی و میدانی بهره گرفته شده است. نتایج حاصل حاکی از بهبود کالبدی شهر از طریق توجه به مولفه های کالبدی هویت شهری است.
هدف از نگارش این مقاله، آشکارساختن شباهتها و تفاوتهایی است که در ساختار بصری ماسکهای آفریقایی و نقابهایی که در آثار جیمز اِنسور، هنرمند بلژیکی، شکل گرفتهاند. بدین منظور، در پژوهش حاضر صورتکهایی بررسی میشوند که در زمینه های گوناگون هنری همچون مجسمهسازی، نقش برجسته و برخی از نقاشیهای نمادینِ آفریقایی از یک سو و آثار جیمز اِنسور در زمینه نقاشی، گراوورسازی و صورتکهای تندیسهوار از دیگر سو، به کار رفتهاند. صورتکهایی که بیتردید، خاستگاهشان به علت اختلاف زمانی و مکانی، نژادی و فرهنگی و دیدگاه های اجتماعی، همچنین رویکردهای اعتقادی، آئینی و مذهبی ضمن داشتن مختصر شباهتهایی، کاملاً با یکدیگر متفاوتاند. بنابراین، برای راهیافتن به کُنه مفاهیم و معانی نمادینِ چنین آثاری، ابتدا به سؤال اصلی این تحقیق پاسخ داده میشود: بهکارگیری نقاب در آثار اِنسور از همان بینشی سرچشمه میگیرد که در ماسکهای آفریقایی قابل رؤیت است یا اینکه از بستر فرهنگی، دیدگاه های اعتقادی و مذهبی و تمایلات اجتماعی دیگر با سودجستن از اسطوره های کهن، گروتسک و ماسکارون، بالماسکه، کارناوال و ... برمیخیزد. سپس درباره یافته ها و نتیجه بهدستآمده از این پژوهش، باید گفت اگر شکلگیری ماسکهای آفریقایی به گذشته های دور و تمدنهای اولیه بشری باز میگردد و از فرهنگ، نژاد و اعتقادات قبیلهای آنان تأثیر میپذیرد، بهرهگیری از نقاب در آثار انسور به مکانی اروپایی و تمدنی غربی، کشور بلژیک، و از لحاظ زمانی به اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم میلادی تعلق دارد. بیتردید، در زمینه های یادشده تفاوتهایی آشکار و انکارناپذیر دیده میشود که در این واکاوی، ضمن اشاره به وجوه اشتراک و افتراق آنها، به نمایش گذاشته میشوند. روش تحقیق بهکار گرفتهشده توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری منابع، کتابخانهای است.
امنیت ملی (دولت) همگام با پیدایش دولت ها به مفهوم حاکمیت های مستقل به منصه ظهور رسید. امنیت ملی دولت را به عنوان تنها موضوع امنیت در نظر می گرفت و دغدغه اصلی آن مصون نگهداشتن دولت از تهدیدهای نظامی خارجی بود. عدم توجه کافی به تهدیدهایی که افراد بشری را مورد هدف قرار می دادند، موجب شد که واژه امنیت انسانی وارد ادبیات حقوقی جهان شود. این واژه اول بار در کمیسیون مستقل مسائل امنیتی خلع سلاح (کمیسیون پالمه) تجلی یافت. برنامه توسعه ملل متحد نیز بعد از یک دهه به بررسی ابعاد مفهومی و حقوقی آن پرداخت و اظهار داشت که فرد انسانی باید در بطن امور قرار بگیرد. همچنین برنامه توسعه ملل متحد در گزارش سال 1994 خود به دو جزء مهم امنیت انسانی اشاره کرد: رهایی از ترس و رهایی از نیاز. دغدغه امنیت انسانی شناسایی و برطرف کردن عواملی است که حقوق افراد را در هر نقطه ای از جهان مورد تهدید قرار می دهد. هدف مشترک بین امنیت انسانی و حقوق بشر موجب شائبه ای شده است که برخی صاحبنظران این دو مفهوم را یکی بپندارند. با وجود این باید اشاره نمود که حوزه هایی که تحت مطالعه امنیت انسانی قرار می گیرند، گسترده تر از حقوق بشر است.در سال های اخیر دولت ها و سازمان های بین المللی و منطقه ای برای توسعه و ارتقای امنیت انسانی کوشیده اند، از جمله این تلاش ها می توان به اقدامات سازمان ملل متحد و ارگان های تخصصی آن اشاره کرد.
آنه ماری شیمل به عنوان واسطه اسلام و غرب، پژوهش های بسیاری در خصوص عرفان و تصوّف داشته است. او از دیدگاه انسانی مؤمن و دانشگاهی به آثار عرفانی می نگریست.
«هلموت ریتر» با مطالعه و تدبّر در نسخ قدیمی و هم چنین پدید آوردن کتاب کم نظیر «دریای جان»، عشق و ارادت خود را به وادی سیر و سلوک عارفانه ایرانی- اسلامی بیان کرده است.
فریتس مایر نیز با کشف زوایای نهفته و دور از چشم دیگر پژوهشگران، آن چنان از زندگی بهاء ولد پرده بر داشته که او را برای همیشه از سایه پسرش مولانا جلال الدین جدا ساخته و در پژوهشی که مدّت ده سال طول کشیده، زندگی و خطّ سیر فکری و عرفانی ابوسعید ابوالخیر را به جامعه عرفان پژوه تقدیم کرده است.