هدف مقاله حاضر آن است تا با بررسی روند تصویرسازی های ادبی در قلمرو تخیّلات شاعرانه که از مباحث بنیادین و قابل توجّه در بلاغت امروزی است؛ به معرفی سطوح مختلف خیال در این تصاویر بپردازد. مساله بنیادی این مقاله که نگارندگان در پی پاسخ گویی به آن هستند، کیفیت ظبقاتی تصاویر شعری معاصر از نظرگاه خیال و سطوح ادراکی شاعران، گذر از لایه های سطحی ومیانی تخیّل آن ها به لایه های درونی و عمیق و نمایش توانایی های شاعران در عرصه خیال پردازی و هنر تصویرگری آن هاست. در این راستا پس از معرفی لایه های مختلف تصویر در دو حوزه تصویر سطح و تصویر اعماق و معرفی تصاویر اثباتی و اتفاقی با ذکر نمونه هایی برای هرکدام این نتیجه حاصل می شود که میزان پیچیدگی شبکه تصویری در شعر شاعران مختلف ارتباطی مستقیم با شبکه ذهنی آنان دارد به گونه ای که سطوح مختلف این تصاویر به تدریج جزو ویژگی های سبکی آن شاعران می شوند
یکی از زیباترین جنبه های ادبیات شفاهی ایران، نواها و سروده های بومی و محلی است که اقوام و گویشوران مناطق گوناگون، در حین کار و یا در مراسم و مناسبت های خاص زمزمه می کنند. این سروده ها در طول تاریخ همواره گرمابخش محافل و نقل رایج مراسم و گردهمایی های اقوام این سرزمین بوده است. برخی از این نواها –که ریشه در گذشته های بسیار دور و فرهنگ کهن ایران باستان دارد- بنا به دلایل متعدد، ازجمله دور ماندن از جوامع بزرگ و عدم ارتباط گسترده گویشوران آن با مناطق شهری، حتی تا زمان حاضر مغفول و پنهان مانده است. اشعار مرتبط با آیین های سوگ و سُرور در فرهنگ عامیانه منطقه سرکویر (واقع در مرز جنوبی استان سمنان و در مجاورت حاشیه شمالی دشت کویر)، از این گونه است. این سروده ها مبتنی بر سنت هایی کهن است که از گذشته های بسیار دور، همراه همیشگی مراسم عزا و عروسی مردم بوده و تا زمان حاضر نیز قوت و قدرت خود را حفظ کرده است.
در این نوشتار بر آنیم تا در کنار معرفی «سُرو» و «اُنگاره» به عنوان دو نوای مخصوص مراسم عروسی و عزا و بیان ویژگی ها، انواع و مشخصات آن، به تشریح جنبه های ادبی و مردم شناسی این سنت عامه بپردازیم و از خلال آن برخی ویژگی های حاکم بر فرهنگ عامه گویشوران را تبیین و تحلیل نماییم.
اشعاری که در زمینه کار و شغل در فرهنگ شفاهی کهگیلویه و بویراحمد سروده شده است، بخش وسیعی از ادبیات این مرز و بوم را تشکیل می دهد. مردان و زنان این استان برای انجام هر کاری شعری هم نوا با کننده کار دارند که مضمون و موسیقی متناسب با آن را دارد و انگیزه خوبی برای انجام کارهاست. این اشعار مجموعه ای از تفکرات، انگیزه ها و حالات روانی هنگام کار است که غنای ادبی آن نشان از قدمت ادبی مردم این استان دارد.
در جامعه عشایری و روستایی کهگیلویه کارهایی ازقبیل برنج کوبی، بلوط کوبی، شیر دوشی، دوغ زنی، نشاکاری برنج و به چرا بردن بره ها، با خواندن اشعاری همراه بوده که متناسب با وضعیت و شرایط آن کار برای تسریع، سرگرمی و فرار از خستگی خوانده می شد. در این پژوهش تلاش شده است به بررسی و واکاوی این اشعار پرداخته شود.
شرکت هایی که دارای قابلیت حس گری بالایی هستند، بهتر می توانند با بازار ارتباط برقرار کنند و اطلاعات راهبردی مورد نیاز خود را دریافت نمایند. شواهد نشان می دهد که سازمان های حس گر، سطوح بالاتری از قابلیت های بازاریابی حیاتی (قابلیت فروش، قابلیت مدیریت بازاریابی، قابلیت تحقیقات بازار، قابلیت توسعه محصول، قابلیت قیمت گذاری، قابلیت توزیع، قابلیت ترفیع) را به نسبت سایر سازمان ها دارا می باشند. این پژوهش، یک مطالعه کاربردی است. جامعه آماری پژوهش، صادرکنندگان کاشی و سرامیک و چینی بهداشتی است، و اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسش نامه به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار لیزرل و مدل معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. در نهایت نتایج نشان می دهند که در صنعت کاشی و سرامیک، از بین قابلیت های بازاریابی، تاثیر قابلیت فروش، داشبورد بازاریابی، قابلیت توزیع و قابلیت تحقیقات بازار بر افزایش حس گری تایید می شود. از طرفی سازمان هایی که حس گری بالاتری داشتند نیز قادر به ارائه استراتژی های بازاریابی خلاقانه و به موقع بودند. بنابراین، شرکت های فعال در زمینه کاشی و سرامیک باید به تقویت این قابلیت ها بپردازند تا میزان نوآوری استراتژی بازاریابی و همچنین به موقع بودن این استراتژی ها افزایش یابد.
یکی از مراحل مهم دادرسی که اهمیت ویژه ای در فرایند رسیدگی به دعاوی دارد، تعیین قانون حاکم بر دعوا است؛ در دعوای تخلیه اماکن تجاری، حتی در فرض عدم وجود عاملی خارجی، به دلیل وجود قوانین مختلفی که در حقوق موضوعه ایران در زمینه روابط استیجاری در اماکن تجاری وجود دارد و همگی در محدوده خود دارای اعتبار هستند، موضوع تعیین قانون حاکم بر دعوا اهمیتی مضاعف می یابد. در این مقاله تلاش گردیده با بررسی نظرات مختلف در خصوص حدود اعتبار قوانین موجود و نیز رویه قضایی که لازمه تحقیق و ارائه نظر در این گونه موضوعات است، در مورد قانون حاکم بر تمامی روابط استیجاری متصور در اماکن تجاری در شرایط فعلی که گاهی با سکوت یا ابهام قانونی و در نتیجه نظرات و رویه های مختلفی روبرو هستند، اظهارنظر و ارائه طریق گردد.
در پژوهش های سبک شناسی، سبک را به دو گونه سبک شخصی و سبک عمومی (دوره ای) دسته بندی می کنند. در سبک شناسی عمومی، متون را با توجه به اشتراکاتی که سبک در یک دوره خاص دارد، بررسی می کنند. اما در سبک شخصی، ویژگیهای فردی و روانی نویسنده مورد توجه قرار می گیرد به طوریری که سبک نگارش هر نویسنده در پیوند با عواملی چون ذوق، سلیقه، جهان بینی، مقام علمی و اجتماعی او ارزیابی می شود. «لئو اشپیتزر» از سبک شناسانی است که پژوهش های سبک شناسی را در گرو شناخت روحیات و ویژگیهای فردی نویسنده می دانست و بر این اساس روش سبک شناسی خود را در سه مرحله ارائه کرد. این مقاله بر آن است تا بر پایه مراحل نظریه اشپیتزر، ارزش سبک شخصی را در پژوهش های سبک شناسی نشان دهد. بدین منظور رساله سوانح «احمد غزالی»، به عنوان نمونه عملی این طرح، برگزیده شد و سبک شخصی غزالی در نگارش سوانح بررسی شد.
امروزه دست یابی به شناختی از پیشینه و ماهیت سنت های روایت پردازی در زبان فارسی ضرورت دارد. در باره ماهیت روایت پردازی در متون روایی کهن فارسی تا کنون بررسی هایی انجام شده است که نتایجی خوبی دربرداشته و تا حدودی به شناخت برخی ویژگی های عام انواع قالب های کهن روایت کمک کرده است. در ادامه این تلاش ها به بررسی ماهیت عناصر داستانی در کهن ترین متن به جای مانده دارای حکایت یعنی حکایات بخش اول تاریخ بلعمی پرداخته شده است. شیوه پژوهش چنین بود که بر اساس عناصری که در نقد ادبی امروز تشکیل دهنده داستان و اجزای اصلی آن به شمار می آیند به بررسی حکایات و چگونگی به کارگیری عناصر داستانی در آن ها پرداخته شد تا بتوان با تکیه بر دستاوردهای آن ماهیت داستان پردازی در این متن را توصیف کرد. ویژگی های عناصر داستانی در حکایات تاریخ بلعمی که آغاز تألیف آن (352 هجری قمری) است، نشان می دهد که روایت پردازی در آغاز رواج زبان فارسی دری و قرون اولیه دارای ساختار و عناصر روایی پخته ای است. پختگی ساختاری حکایات تاریخ بلعمی با توجه به ماهیت ترجمه ای متن نشانگر آن است که این شیوه حکایت پردازی باید میراث تجربه هایی باشد که از پیشینیان بلعمی بر جای مانده بوده است. بنابراین ریشه های شکل گیری سنت های حکایت پردازی را باید در متون کهن تر از قرن چهارم هجری جستجو کرد.
نوشته حاضر به بحث پیرامون مسائل و چالش هایی که در برابر استفاده نامناسب و نا به جای طرحواره درمانی به وجود می آیند، پرداخته و در ادامه انتقادهایی که خود نظریه طرحواره با آنها رو به روست را مطرح کرده است و نهایتا به توضیح این امر می پردازد که با توجه به دشواری و پیچیدگی طرحواره درمانی، چه عواملی سبب رواج این درمان شده است.
شکل یا طرح باغ موضوعی است که برخی از مهم ترین ویژگی های فضایی باغ را در بر دارد. علاوه بر آثار باقی مانده یا مدارک تصویری و متون تاریخی، شعر فارسی نیز منبعی برای شناخت باغ محسوب می شود و تصویری از آن فراروی ما قرار می دهد. تصویر یادشده که ممکن است حاصل مشاهده توصیفگر یا حتی تصویر ذهنی او درباره فضایی خاص باشد، اهمیت دارد و ما را با موضوعی آشنا می کند که اطلاعات دیگری از آن در دست نداریم یا اطلاعات ما را تکمیل می کند. این مقاله متن داستانیِ منظومی را از نیمه نخست سده پنجم مطالعه می کند؛ زمانی که فخرالدین اسعد گرگانی داستانی قدیمی تر را روایت کرده است. داستان یادشده، مثنوی ویس و رامین است که تأثیری گسترده بر داستان های منظوم پس از خود داشته و احتمالاً اصل آن به دوره اشکانی بازمی گردد. مقاله در پی آشکار کردن تصویری از باغ و سرای شاه موبد است که شاعر در حین داستان گویی خود و شرح روابط میان شخصیت ها، آن را به طور ضمنی وصف کرده است. در این مطالعه، شعر شاعر ازجمله آن ها که مربوط به شرح فضای یادشده اند یا غیر آن، تفسیر می شوند تا خصوصیات فضایی سرای شاه موبد روشن شود. در تفسیر یادشده، درون مایه دراماتیک و صحنه های داستان در مرکز توجه قرار دارند و هدف، یافتن ویژگی های معماریِ صحنه هایی است که شاعر در ارتباط با سرای شاه موبد شرح می دهد. بنا بر شرح شاعر، «سرای شاه موبد» از باغ و کاخ و شبستانی تشکیل شده است و مجاور گوشکی است که مشرف به میدان است و کل مجموعه در دز یا کندز مرو قرار دارد. سرای موبد دربردارنده دو باغ است که یکی همچون حیاط اندرونی در میان عمارت شبستان بوده و دیگری دارای دیوار و حصار بوده و در مقابل کاخ اصلی است. کاخ به هر دو راه دارد و از طریق ایوان با فضای هر دو باغ گلستان و بوستان ارتباط می یابد.
هدف از این پژوهش، یافتن عوامل مؤثر در افزایش میزان کیفیت زندگی سالمندان و طراحی نوع مسکن مناسب برای سالمندان مقیم خانه های سالمندان است. در این تحقیق، عوامل مؤثر در افزایش کیفیت محیطی سالمندان ساکن خانه های سالمندان بخش های خصوصی شمیرانات در شهر تهران، با کمک گرفتن از ابزار پرسشنامه و مصاحبه و مشاهدات میدانی، شناسایی و دسته بندی گردیده و عوامل مورد نیاز در طراحی مسکن مناسب برای زندگی آنان شناسایی شده است. سپس به تجزیه و تحلیل اطلاعات دریافتی مبادرت شده و برنامه ریزی های نوینی برای طراحی مسکن سالمندان با رویکرد افزایش کیفیت زندگی در ساکنان ارائه شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این تحقیق، تحلیل عاملی اکتشافی است که با وارد کردن اطلاعات در نرم افزار SPSS21 به تجزیه اطلاعات مبادرت شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن اند که از میان عوامل پنج گانه شناسایی شده مرتبط با رضایتمندی ساکنان از محیط (آموزش پذیری، تجمع پذیری، سهولت دسترسی، قابلیت پیاده روی و ورزش، همانندی سرای سالمندان به خانه)، قابلیت پیاده روی و ورزش، بیشترین تأثیر را در افزایش رضایت و کیفیت زندگی سالمندان دارد.
مناسبات معماری با علوم دقیقه (ریاضیات و تکنولوژی) در دوره اسلامی، به دلیل گستره وسیع این علوم و مطالعات میان رشته ای محدود دو قلمرو، آشکارا تبیین نشده است. از سویی، شناخت این مناسبات تنها با بررسی آثار معماری و بدون درنظرگرفتن میراث علمی دانشمندان آن دوران به دست نخواهد آمد. هدف مقاله حاضر، بررسی بخشی از این مناسبات، با استناد به متون ریاضیات و دانش نامه های علوم در سده های دوم تا یازدهم هجری است. پژوهش حاضر تعاملات علوم دقیقه با معماری و صنایع وابسته را ذیل دو محور طبقه بندی علوم و کاربرد ریاضیات در شکل گیری معماری، براساس روش تفسیر تاریخی بررسی می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که معماری به رغم پیوند عمیق با علوم دقیقه در مرحله طراحی و ساخت، به دلیل تفاوت در ماهیت و اهداف آن دو، در شمار این علوم قرار نمی گیرد. هرچند اصناف معماران و بنّایان ارتباط مستقیمی با میراث علمی و فنی ریاضی دانان نداشته اند، از شواهد تاریخی چنین برمی آید که این میراث به واسطه معماران شبهِ ریاضی دان و پیشرو، به زبان مسائل عملیِ معماری ترجمه و توسعه می یافت.
حدود پنجاه سال قبل، اسمیت و فریدمن به پدیده ای بنام هیدراته شدن ابسیدین پی بردند و روش آزمایشی سالیابی را بر پایه سنجش نوری عمق هیدارته شدگی برای رسیدن به سن مطلق مطرح کردند. آنها و محققین بعدی نسخه های متفاوتی از سالیابی را بر پایه هیدراته شدن ابسیدین توسعه دادند که شامل هر دو روش تجربی و علمی است. با این حال، با وجود دقت اندازهگیری بسیار بالایی که میکروسکوپ نوری دیجیتال با به کارگیری طیف سنجی مادون قرمز و تجزیه و تحلیل های هسته ای دارد، گاهی اوقات روش های سالیابی سنتی نیز نتایج رضایت بخشی به همراه داشته اما قادر به تولید نتایج قابل اعتماد در زمینه گاه نگاری نبوده اند. طی دهه ی گذشته، طیف سنجی جرمی یون ثانویه (SIMS) به کار گرفته شد تا شناسایی مقطع عرضی هیدراته شده را بهبود بخشد. با استفاده از مدل سازی مقطع غلظت هیدروژن سطحی نسبت به عمق، امکان تعیین سن از طریق فرآیند انتشار حاصل گردید. محدودیت مدل سازی متفاوت و ارزیابی های ضروری، روش طیف نگاری جرمی یون ثانویه (SIMS-SS) را اساس و بنیان مناسبی برای سن یابی انتشار ایجاد کرده و نتایج امیدوار کننده ای به همراه داشته است. این بررسی بر پیشرفت روش سالیابی بر اساس هیدراته شدن ابسیدین (OHD) و فرآیند انتشار آن در شیشه اشاره داشته و رهیافت های آتی ناشی از کاربرد روش طیف-سنجی جرمی یونی ثانویه در ابسیدین را مورد بررسی قرار داده است.
یمثّل ""العدید"" ممارسة من أهم ّالممارسات الشعبیة التی تمارَس فی مصر والمرتبطة بطقوس الموت والعزاء، ویُعدُّ الوجه الشعبی للمراثی فی الأدب الرسمی مع وجود بعض الفوارق بینهما، کما أنّه نوع مهمّ من أنواع الأغنیة الشعبیة المصریة.
فقام هذا البحث بالمنهج الوصفی التحلیلی بدراسة نصوص من فنّ العدید برؤیة سینمائیة والبحث مکوَّن من جزءین؛ أوّلهما تطبیق أنواع المونتاج السینمائی حسب نظریة ایزنشتین علی فنّ العدید، وثانیهما دراسة العاملَین الأساسیَین الذین یؤثران فی توظیف تقنیة المونتاج داخل نصوص العدّودة وهما قالب العدید والتکرار.
ولاحظنا عند دراسة نصوص فنّ العدید وجود بعد سینمائی واضح؛ بحیث برزت بعض التقنیات السینمائیة وعناصرها داخل نصوص الفنّ المدروس، تلک التقنیات التی تتوافق فی الوقت نفسه مع أغراض فنّ العدید من إبراز حالة الحزن وتعدید صفات المیت من خلال مشاهد تصویریة یحاول المبدع الشعبی باستخدام مفرداته فی تجسیدها فی مخیّلة المتلقی.
رگه هایی از منطق گزاره ها را در آثار ارسطو می توان دید. با این حال، او شیفته آموزه قیاس حملی است و قیاس های شرطی را اگرچه تحویل ناپذیر، ولی نیازمند به آن ها می شمارد. پس از ارسطو، شاگردانش کوشیدند نظریه قیاس های شرطی را گسترش دهند با این حال کار چندانی از پیش نبردند. این رواقیان بودند که با نگاه ویژه به منطق گزاره های شرطی، نخستین دستگاه منطق گزاره ها را پایه گذاری کردند. جایگاه بنیادین منطق رواقی در آغاز قرن بیستم و در پرتو آموزه های منطق ریاضی کشف گردید. ابن سینا اگرچه می کوشد در نظریه استنتاج از دست آوردهای هر دو سنت ارسطویی و رواقی بهره گیرد؛ اما همچنان منطق رواقی را کم اهمیت می شمارد و بیشتر نیروی خود را صرف گسترش نظریه «قیاس های تماماً شرطی» تئوفراستوس می کند. کم اهمیت دانستن منطق رواقی به خودی خود یکی از خطاهای راهبردی ابن سینا است که خاستگاه آن نوشته های مشاییانی چون اسکندر افرودیسی است که منطق رواقی را با تحقیر گزارش کرده اند. افزون بر این، ابن سینا از نظر منطقی، قیاس حملی را در جایگاه نخست، قیاس اقترانی شرطی را در جایگاه دوم، و قیاس استثنایی را در جایگاه سوم می نشاند. این دومین خطای راهبردی اوست که از آناکاویک نخست ارسطو سرچشمه می گیرد و می توان آن را «خطای بطلمیوسی» نامید.
مسئله پژوهش حاضر، چگونگی نقش مشهورات در تعین مدن از دیدگاه فارابی و ابن سینا است. تأمل در باب مدن در آثار فارابی، نقش غایات ریاسات در تعین سیاست ها و نقش مشهورات مدن در جهت وصول به غایات آن ها را نشان می دهد. از تأمل در مباحث مربوط به مدن در آثار شیخ الرئیس، به ویژه مدینه قلت او، می توان نیازهای مدینه را یکی از عوامل شکل گیری اهداف اجتماعات دانست؛ در راستای وصول به این اهداف برخی از مشهورات وضع می شوند و برخی تغییر می یابند. به همین دلیل مشهورات هر جامعه، آئینه نیازهای جامعه و اهداف زعماء به حساب می آیند. دامنه مشهورات از حیث کارکرد، متخیلات و اقناعیات را در برمی گیرد و هر سه مورد، از روش های انتقال مفاهیم حقایق کلی به شمار می روند. تأمل در دو مبحث جوامع و مشهورات نزد این دو فیلسوف، نشان می دهد مشهورات از عوامل تأثیرگذار در وصول مدینه به اهداف خود و در نتیجه در تعین جوامع هستند. مقایسه میان مباحث مُدن در آثار دو فیلسوف یادشده، نشان دهنده آن است که سیر ترتب مدن نزد فارابی طی سه مرحله و بر اساس نظریه انسان شناسی او است و ابن سینا در بیان مدن نظر به سیاسات زمان خود داشته و با رویکرد انتقادی به بحث پرداخته است.
نظام حقوق مالی زوجیت در ایران، به تبع فقه امامیه، حول محور ریاست شوهر بر خانواده شکل گرفته است. نوشتار حاضر ضمن مفروض دانستن این رویکرد، به رابطه میان اشتغال زوجه و ریاست مرد بر خانواده می پردازد. مسأله اصلی این است که قانون مدنی در ماده 1117، به زوج در ممانعت زوجه از شغل معین، اختیار داده است. این تجویز قانونی با حق اشتغال زوجه و حقوق مالی مترتب بر آن، ظاهراً در تنافی است؛ مگر آن که در جمع میان اشتغال زن با ریاست مرد بر خانواده، بپذیریم که علی رغم آن که ریاست شوهر بر خانواده، قاعده ای آمرانه و از آثار ازدواج بر روابط زوجین است، زوج نمی تواند از موقعیتی که قانون برای او درنظر گرفته است سوء استفاده کند؛ که اگر چنین کند، عمل وی مصداق سوء معاشرت و مخالف ماده 1103 قانون مدنی خواهد بود. صرف نظر از این توجیه، رویکرد فعلی به اصل ریاست شوهر بر خانواده در برخورد با حقوق مالی زوجه و آثار آن در حقوق موضوعه ایران، گاهی واقعیت های اجتماعی را نادیده می انگارد و از این جهت، تزاحماتی را در پی می آورد. به گونه ای که موجب برخی آثار مانند سوق دادن نظام مالی زوجیت به سمت شبه مشارکتی، مقبولیت بیش ترِ نکاح موقت و عدم تمایل به ازدواج با نکاح دایم می شود؛ زیرا این تصور پیش می آید که ازدواج با نکاح دایم، موقعیت شغلی و استقلال مالی زوجه را تهدید می کند.
خسارت معنوی، واقعه حقوقی است که به موجب آن، متعلقات غیرمالی اشخاص و حقوق مربوط به شخصیت آن ها آسیب می بیند. خانواده به عنوان یک نهاد مهم اجتماعی به دلیل اهداف و ویژگی های خاصی که داراست، بیش از هر نظام دیگری در برابر این نوع خسارت، آسیب پذیر و شکننده است؛ زیرا در این نظام، حقوق و تکالیف افراد عمدتاً یا غیرمالی است یا اثرات غیرمالی دارد و آنچه غالبا موضوع و مبتلا به خسارت معنوی قرار می گیرد، همان چیزی است که برای تحقق اهداف خانواده (آرامش، محبت، صمیمیت و وفاداری) لازم و ضروری است. روشن است که ورود خسارت معنوی در خانواده، مانند خسارت مالی موجب مسؤولیت عامل زیان می باشد؛ علی رغم اخلاق محور بودن نظام خانواده، این مسؤولیت یک مسؤولیت قانونی است. مقاله حاضر در صدد بررسی مصادیق خسارت معنوی در روابط زوجین و مسؤولیت ناشی از آن است؛ زیرا وجود این نوع خسارت در حریم خانواده و عدم حمایت قانونی از آن موجب بروز سوء استفاده و محقق نشدن حقوق اعضای خانواده، و در نهایت فروپاشی بنیان خانواده می گردد.
این پژوهش به بررسی امکان سنجی استقرار سیستم مدیریت کیفیت جامع در ادارات تربیت بدنی استان مازندران پرداخته است. روش پژوهش از نوع توصیفی و پیمایشی بود و تعداد 125 نفر از بین کارکنان ادارات تربیت بدنی استان مازندران انتخاب شدند. یافته ها با بکارگیری نرم افزار آماری اس پی اس اس و آزمون تی تک متغیره و آزمون فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که در هر شش متغیر تعهد مدیریت ارشد سازمان، مسئولیت پذیری و خدمت رسانی، آموزش کارکنان، مشارکت کارکنان، آمار و اطلاعات و عوامل فیزیکی و محسوس سازمان، تفاوت معناداری بین میانگین نمرات وجود دارد. همچنین مسئولیت پذیری، بالاترین و آموزش کارکنان، پایین ترین رتبه را در استقرار مدیریت کیفیت دارا بودند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیستم مدیریت کیفیت جامع در همه متغیرهای شش گانه در اداره های تربیت بدنی استان مازندران قابل اجرا و استقرار است.
پدیده معنویت در محیط کار، از جمله موضوعات مطرح شده در زمینه علوم رفتاری کارکنان است. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی اثربخشی سازمانی بر اساس معنویت در کار کارکنان می باشد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان خراسانبزرگ بود ( 440 نفر). نتایج تحلیل رگرسیون هم زمان نشان داد که معنویت در کار، نقش تعیین کننده ای در پیش بینی اثربخشی سازمانی دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین مؤلفه های معنویت درکار، دو سطح فردیو سازمانی به طور ترکیبی 56% از واریانس اثر بخشی را تبیین می کنند که از این مقدار، سهم سطح سازمانی 55 % و سطح فردی 1 % می باشد. توجه به بعد معنوی کارکنان در ادارات ورزش و جوانان، از مسائل مهمی می باشد که می تواند افزایش اثربخشی را به دنبال داشته باشد.