هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش صبر بر فضیلت «شجاعت»، «عدالت» و «میانه روی» در زنان سرپرست خانوار است. جامعة آماری تمام زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهرستان جیرفت در سال1392 است. نمونه شامل 20 تن از زنان سرپرست خانوار بهزیستی است که در مقیاس صبر، کمترین نمره را کسب کردند و به طور تصادفی، در دو گروه «آزمایش» و «کنترل» جایگزین شدند. گروه «آزمایش» طی هشت جلسه، تحت آموزش صبر قرار گرفتند. برای ارزیابی توانمندی های شخصیت، از مقیاس «ارزش های فعال در عمل» استفاده شد. در این پژوهش، برای توصیف داده ها، از میانگین و انحراف استاندارد و برای آزمون فرضیه ها از تحلیل «کوواریانس» استفاده گردید. همچنین برای بررسی پایداری اثربخشی دورة پیگیری از آزمون «t وابسته» استفاده شد. یافته ها اثربخشی آموزش صبر بر توانمندی های شخصیت (فضایل شجاعت، میانه روی و عدالت) را تأیید می کند و این تأثیر در پیگیری دو ماهه مشهود بود.
سیاق به معنای «نحوه چینش الفاظ اعمّ از مفردات یا جملات» یکی از قراینی است که برای فهم مراد آیات به کار می رود. در آثار مفسّران معاصر، به خصوص علّامه طباطبایی به این قرینه بیش از گذشته توجّه شده است. این مقاله درصدد ارایه نمونه هایی از استناد به این قرینه، در فقه قرآنی معصومان(علیهم السّلام) است. از این رو، برای نمونه سه مورد از استناد به سیاق در روایات امامان معصوم (علیهم السّلام) ذکر شده و بازتاب آن در برداشت فقهی از آیات بررسی شده است. این سه مورد به ترتیب عبارتند از: «استناد به سیاق خمر و میسر و ازلام و انصاب»، «سیاق حجّ و عمره» و «سیاق آیه وضو».
یکی از مشخصات حقوق دریایی، وجود نظام محدودیت مسئولیت برای صاحبان کشتی های دریاپیماست. هدف اصلی این نظام، توسعه صنعت کشتی رانی و سرمایه گذاری روزافزون در این حوزه است. در این راستا، کمیته بین المللی دریایی،اقداماتی جهت یکنواخت سازی مقررات بین المللی انجام داده است که منجر به شکل گیری کنوانسیون بین المللی برای یکنواخت سازی مقررات خاص در ارتباط با تحدید مسئولیت صاحبان کشتی های دریاپیما 1924،کنوانسیون بین المللی راجع به تحدید مسئولیت صاحبان کشتی های دریاپیمایی 1957 و کنوانسیون بین المللی درباره تحدید مسئولیت برای دعاوی دریایی 1976و پروتکل اصلاحی آن 1996 در این حوزه شده است. ایران نیز در تیرماه 1393 به کنوانسیون تحدید مسئولیت برای دعاوی دریایی ملحق شد. الحاق ایران، گامی مؤثر در جهت پیشرفت صنعت کشتی رانی ایران در عرصه بین المللی و یکسان کردن مقررات مربوط به تحدید مسئولیت صاحبان کشتی های دریاپیما بود. مقاله حاضر در صدد است تا در پرتو کنوانسیون 1976 که اکنون ایران عضو آن است، نمایی کلی از نظام تحدید مسئولیت ارائه کند. درعین حال، مباحث مقاله، صرفاً به تبیین مفهوم و ضرورت پذیرش نظام تحدید مسئولیت، ذی نفعان مشمول و شرایط اعمال آن در کنوانسیون 1976 اختصاص دارد.
امروزه بحث پیرامون بازشناسی هویت ایرانی اسامی در معماری معاصر کشور در سطح وسیعی گسترش یافته است. موضوع مسکن بزرگ ترین سهم را در این امر داراست که به نحوی تمام اقشار جامعه با آن در ارتباط اند. احداث یک خانه پدیده ای فرهنگی محسوب شده و شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تأثیر فرهنگی است که به آن تعلق دارد. بی توجهی یا عدم توجه کافی مسکن با رویکرد ایرانی- اسامی باعث شده که ارز شها و سنَت های قدیمی در کالبد و سیمای مسکن زیر پا گذاشته شود، و مردم نیز از حسنات و ارزش های آن بی بهره بمانند. هدف مقاله آ گاهی به اصول معماری مسکن ایرانی در گذشته و حال شروع می گردد و در ادامه اصول معماری مسکن ایرانی با اصول اجتماعی اسام تطبیق داده می شود، تا مشخص شود کدام یک از اصول مسکن ایرانی با اصول اسامی هماهنگی دارد، پیش بینی م یگردد بدین ترتیب، اصولی برای مسکن ایرانی معاصر براساس احکام اسام استخراج گردد. این پژوهش به روش توصیفی پیمایشی و با هدف شناخت ضرور تها و نیازهای طراحی معماری ایرانی- اسامی در شرایط کنونی جامعه انجام گرفته است. جامعه آماری مربوط متخصصین و دانش آموختگان رشته معماری که از میان آن ها 150 نمونه، با روش تصادفی ساده مورد پرسش نسخه 21 روابط SPSS گری قرار گرفته اند. پس از جمع آوری اطلاعات میدانی از طریق ابزار پرسش نامه با بکارگیری نرم افزار بین متغیرهای تحقیق مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهدکه برای بازگشت به الگوی ایرانی اسامی در طراحی و اجراء مجتمع های مسکونی امروزی چهار عامل «امنیت و آسایش»، «داشتن حریم خصوصی»، «استفاده از عوامل طبیعی» و «تواضع در خانه» به عنوان شاخصه های مشترک، مسکن بر مبنای فرهنگ ایرانی- اسلامی و مسکن آپارتمانی امروز هستند.
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه اثرهای فناوری های اطلاعاتی بر ابعاد مختلف چاپ و نشر کتاب و تحولات و تغییرات در آن از نگاه ناشران ایرانی است. روش/ رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کمّی و روش آن پیمایشی است. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته با طیف لیکرت جمع آوری شد که در آن نظر ناشران در پنج درجه ارزیابی گردید. جامعه آماری شامل ناشران فعال بود که از بین آنان 500 ناشر به عنوان نمونه انتخاب و برای آنها پرسش نامه ارسال شد. در نهایت، تجزیه وتحلیل بر روی380 پرسش نامه دریافتی انجام پذیرفت. داده های گردآوری شده توسط نرم افزار spss تحلیل شد. برای انجام تحلیل آماری از آزمون های آماری t تک نمونه ای و فریدمن استفاده شد. یافته ها: یافته ها بیانگر این است که حدود 97% ناشران به اینترنت دسترسی دارند و 8/60% دارای وب سایت بوده و 2/53% فروشگاه اینترنتی دارند. همچنین، 1/32% ناشران در فیس بوک، 6/31% در تلگرام و 3/30% در اینستاگرام عضویت دارند. حدود 66% ناشران با کسب میانگینی بیشتر از متوسط 3، میزان تأثیرپذیری صنعت نشر کتاب را از فناوری اطلاعات مثبت ارزیابی کرده اند. اما از نظر ابعاد (سطوح) تأثیر، از نظر آنان «تأثیر فناوری اطلاعات بر فرایند کلی نشر» با میانگین 9/3 بیشترین سهم تأثیر را به خود اختصاص داده است. نتایج : با توجه به اینکه میانگین کلّ پرسش ها بالاتر از حدّ متوسط (ارزش تست) بوده و در همه سطوح مورد مطالعه سطح معناداری کوچک تر از 05/0 بوده است، نتیجه گیری می شود که تفاوت معنادار و مثبتی بین مقدار ارزشی و میانگین جامعه وجود دارد؛ بدین معنا که تأثیر پدیده فناوری اطلاعات بر صنعت نشر کتاب و فرایند آن از نظر ناشران مثبت ارزیابی شده است. فرایند کلّی نشر در اولویت اول تأثیرپذیری قرار دارد، اما در این میان، قرار گرفتن بُعد «توزیع و فروش» در رتبه پنجم، نشان می دهد ناشران در زمینه عرضه و فروش کتاب خود با مشکل مواجه و تحولات کمتری را در آن شاهد هستند.
یادگیری مهارت های زبانی، بدون شناخت درست از فرهنگ، ناپایدار و نارساست. این پژوهش بر اهمیت تدریس فرهنگ در زبان آموزی و چالش های انتقال نادرست آن در کتب آموزش زبان فارسی به انگلیسی زبانان تأکید دارد و پس از مرور جایگاه آموزش زبان فارسی در انگلستان و آمریکا، کتاب های آموزش زبان فارسی این دو کشور را از دیدگاه پرداختن آنها به فرهنگ ایرانی، تقسیم و تحلیل می کند. مقاله با معرفی خُلقیات ناپسندی که در این کتاب ها به ایرانیان نسبت داده شده، ادامه می یابد. نسبت دادن چنین خُلقیاتی به هر ملتی، به دور از چهارچوب منطقی زبان آموزی، درک متقابل و احترام به جامعه اهل آن زبان است. در پایان مقاله، راهکارهایی برای انتقال صحیح فرهنگ و پرهیز از فرهنگ ستیزی ارائه شده است.
بی تردید نزول قرآن کریم، این معجزه خالده خداوند و حضرت ختمی مرتبت(ص)،زمینه ساز تحول بزرگی در عالم ادبیات بویژه در حوزه علوم بلاغی گردید به نحوی که این دانش را زاده بلاغت قرآن کریم می دانند و همین ارجمندی است که بلاغت زبان فارسی نیز از آن بی نصیب نمانده است و از همین رو است که ادبا ،سخنوران و نویسندگان فارسی زبان آثار ادبی خود را با آیات نورانی قرآن و سخنان درر بار نبی مکرم اسلام(ص) و ائمه هدی(ع)، زیب و زیور و غنا بخشیده اند.تألیف کتاب های علوم بلاغی به زبان فارسی که از سده چهارم هجری آغاز شده بود.در سده ششم به اوج خود رسید و کتاب های مستقل در یک موضوع تألیف شد،یکی از این کتاب ها که در حال اختصار بسیاری از مباحث بدیع را در بر دارد « حدائق السحر فی دقائق الشعر» دبیر و نویسنده و شاعر توانا رشید الدین وطواط است،این کتاب ارزنده که از هنگام چاپ نخست آن تا کنون یکصد و شصت و پنج سال می گذرد شایسته بررسی بیشتر از این است که بتوان در یک مقاله همهویژگی های پسندیده آن را روشن کرد،در این مقاله اندک کوششی صورت گرفته است تا گوشه هایی از این کتاب مورد مطالعه قرار گیرد،امید است در مبحث علوم بلاغی و همچنین ادبیات تطبیقی به ویژه در راستای دو زبان مهم عربی و فارسی به این کتاب بیشترتوجه شود.
در مجموعه مطالعات زبان فارسی، توجه به فرهنگ های لغت اهمیتی به سزا دارد؛ زیرا مراجعه به فرهنگ ها و آشنایی با شیوه ارائه اطلاعاتی که این فرهنگ ها به خواننده می دهند، بویژه برای کسانی که فارسی، زبان دوم آن هاست، کار بهره گیری از زبان را آسان می کند. در ارزیابی فرهنگ های لغت، به عوامل بسیاری اشاره می شود که کارآمدی هر یک از آنها نقش بسیار مهمی در ارتقای فرهنگ و فرهنگ نویسی دارد. یکی از این عوامل که از گذشته تا به امروز جزء مشکلات فرهنگ نویسی به شمار می آید، «شیوه تلفّظِ واژگان» است. در این مقاله به بررسی این معیار در برخی از مهم ترین فرهنگ های زبان فارسی پرداخته ایم. با بررسی تطبیقی و تاریخی این عامل بنیادین، دریافتیم که فرهنگ نویسان به دلیل پی بردن به عیوب و روش های تلفّظ واژگانیِ «اعراب گذاری» و «هم وزنی» تلاش می کردند تا ضمن یافتن راه حلی برای رفع نواقص روش های مرسوم در شیوه تلفظ واژگانی، روشی را ابداع کنند که بتواند هرچه بهتر و دقیق تر، تلفّظ واژه ها را آشکار سازد. بنابر همین مهم، آنها یا هم زمان از دو روش اعراب گذاری و هم وزنی استفاده کرده اند، یا در مواردی اندک دست به نوآوری زده اند. با این وجود، چندان نتوانسته اند همه عیوب شیوه تلفّظِ واژگان را رفع کنند. نویسندگان این مقاله، با نگاهی به این نهضت بزرگ فرهنگ نویسی، توانستند با استفاده از روش های موجود در تلفّظ واژگانیِ فرهنگ های زبان فارسی کهن، شیوه تلفّظی جدیدی را استخراج کنند که علاوه بر جامع بودن، بتواند جایگزینی مناسب بر شیوه «فونِتیک» باشد و فرهنگ نویسان زبان فارسی را از روش های بیگانه بی نیاز گرداند.
بازاریابی چریکی یا پارتیزانی شیوه ای از بازاریابی است برای برندهای کوچک یا شرکتهایی که بودجه هایی کم دارند، اما می خواهند در بازار، سهم بازار خوبی داشته باشند.
اثر حاضر درباره ی این نوع از بازاریابی، هم به اصول و روح بازاریابی چریکی یا پارتیزانی اشاره می کند، و هم تکنیکها و تاکتیکهایی را برمی شمرد که در بازاریابی پارتیزانی از آن استفاده می کنند.
تجلی مضامین و معانی بلند قرآنی و بازتاب سیرة انبیاء الهی در آثار شاعران ونویسندگان از چنان شمول و گستردگی برخوردار است که همواره از ابعاد گوناگون نیاز به واکاوی، تحلیل وبررسی دارد. در همین راستا متفکر عارف و شاعر نامدار پاکستانی علامه محمد اقبال به عنوان ادیبی هنرمند و سرایندة اشعار فارسی با قرآن کریم و دیگر منابع اسلامی ارتباطی تنگاتنگ داشته است. این ارتباط در سرتاسر دیوانش به وضوح مشاهده می شود به نحویکه بیانگر عمق تأثیرپذیری اندیشة وی ازکلام الهی و سیرة پیامبران است. او کوشیده است با کمک این منابع، الگوی کاملی از انسان مسلمان و جامعة اسلامی ارائه دهد؛ در الگو پردازی های او زندگانی پیامبر اعظم (ص)و حضرت ابراهیم (ع)نقش کلیدی و حساسی را بازی می کنند. اقبال در تبیین حیات این دو بت شکن بزرگ تاریخ، از منابع اصیل اسلامی یعنی قرآن، احادیث شریف و تاریخ اسلام استفاده کرده و از آن ها تأثیر پذیرفته و نوآوریهای زیبایی خلق کرده است. هدف از این پژوهش بررسی میزان تاثیر شخصیت این دو پیامبر در اندیشه اقبال و چگونگی بازتاب این تاثیر در دیوان اشعار وی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و تتبع در دیوان اشعار اقبال، به منظور دستیابی به اهداف فوق صورت پذیرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که اثر پذیری اقبال از شخصیت این دو پیامبر اولوالعزم، ذیل چهار مقولة الهامی بنیادی، تطبیقی، تأویلی و گزارشی می گنجد و اغلب این قالب ها در راستای تعلیم اخلاق مورد استفاده قرار گرفته اند.
مسأله اصلی مقاله حاضر، تبیین مؤلفه های دیپلماسی اقتصادی در چارچوب سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است. لذا در این مقاله ابتدا با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، مؤلفه های محوری ناظر به هر بند از سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و در ادامه با بررسی رویکردهای حاکم بر سیاست ها با روش ریشه شناسی و معناشناسی، مؤلفه های مفهومی ناظر به هر یک از رویکردهای هفت گانه ی سیاست های کلی را استخراج نموده و در نهایت با ضرب مفهومی رویکردهای سیاست های کلی در مؤلفه های محوری ناظر به هر بند، ماتریسی از نگاه به مؤلفه های اقتصاد مقاومتی با توجه به رویکردهای مذکور که نقش حاکم بر کلیه بندهای سیاست ها را دارند، ترسیم نموده است و در پایان، مؤلفه های دیپلماسی اقتصادی را با این چارچوب و با روش طوفان مغزی نخبگانی استخراج نموده است. یافته های اصلی مقاله حاکی از این امر است که: مؤلفه های دیپلماسی اقتصادی باید با توجه به سه مؤلفه دس ترسى ب ه ب ازارهاى جهانى؛ جذب سرمایه هاى خارجى (به طور مستقیم و غیر مستقیم -دو جانبه و چ ند ج انبه)؛ حفظ اقتصاد ملى در مقابل چالش هاى اقتصاد جهانى؛ و نیز مؤلفه های رویکردهای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی شامل: جهادی بودن، انعطاف پذیری، فرصت ساز بودن، مولد بودن، درون زایی، پیشرو بودن و برون گرایی در قالب یک ضرب ماتریسی مفهومی تدوین و اجرا شوند تا الگوی دیپلماسی اقتصادی مقاومتی استخراج و پیاده سازی گردد.
در این پژوهش به بررسی بنیاد یکی از قواعد مشهور فلسفة اسلامی در منظومةثئوگونی هسیودس پرداخته شده است؛ برای پیگیری این امر، نخست چارچوب های ممکنی که به بررسی چنین امری اختصاص دارند، مورد پژوهش قرار گرفته اند و از میان آنها دیدگاهی که نه بر انفکاک قطعی و تاریخی اندیشة اسطوره ای از اندیشة فلسفی، بلکه بر تداوم و تطور آنها رأی داده است، به عنوان منظری متناسب تر انتخاب شده است. در بخش دوم این پژوهش بر اساس چنین رویکردی به توضیح اجمالی قاعدة «الواحد» پرداخته شده و با استفاده از این قاعده به بررسی منظومةثئوگونی اقدام شده است. درک ابتدایی قاعدة علیت، سنخیت میان علت و معلول، فروکاهش کثرت به وحدت در این منظومه را می توان در تبارشناسی خدایان، رابطه والد و فرزند و شباهت های آنها و بکرزایی بازشناخت. از این منظر مفاهیم فلسفی مذکور و مشابه های آنها در اسطوره ثئوگونی را می توان در پرتو قاعدة الواحد چونان غایتی متحد کننده، مورد بازخوانی قرار داد و بساطت و نامتعین بودن علت نخستین را به خوبی مشاهده کرد.
این پژوهش به بررسی توأم نقش هوش سازمانی و بالندگی سازمانی در عملکرد سازمانی پرداخته است. تحقیق مورد نظر از حیث ارتباط بین متغیرهای تحقیق، از نوع همبستگی و از نظر روش انجام دادن تحقیق پیمایشی است. برای سنجش موضوع تحقیق، مدل مفهومی براساس متون نظری موضوع طراحی شد. نمون ة آماری پژوهش حاضر 85 شرکت از شرکت های شهرک صنعتی شهید سلیمی تبریز است که به روش تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که روایی و پایایی آن بررسی و تأیید شد. برای بررسی رابطة بین متغیرهای تحقیق، مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار آموس انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد در شرکت های مورد مطالعه، بین هوش و عملکرد سازمانی رابطة مثبت و قوی برقرار است. همچنین، رابطة بین هوش و اصول بالندگی سازمانی، مثبت و معنادار است، ولی بین اصول بالندگی و عملکرد سازمانی رابطة معناداری وجود ندارد. بنابراین، مشخص شد، اگر چه هوش به طور مستقیم بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و قوی دارد، با میانجی گری بالندگی سازمانی نتوانسته بر عملکرد تأثیرگذار باشد. بر این اساس، پیشنهادهایی برای ارتقای عملکرد سازمانی با تأکید بر هوش سازمانی و مشارکت فعال تر اصول بالندگی سازمانی مطرح شد.
مطالعه حاضر، در حوزه فعالیت های ارتباطیِ مرتبط با برند سازی در سازمان ها و با محوریت تصمیمات بازاریابی در رابطه با ارتقای عملکرد برند طرح و اجرا شده است. هدف اصلی پژوهش، ارزیابی اثرات ارتباطات یکپارچه بازاریابی بر ارزش ویژه برند؛ با نقش تصویر ذهنی شرکت و عملکرد برند است. به این منظور، صنایع غذایی استان کردستان به عنوان جامعه آماری و 384 نفر از مصرف کنندگان محصولات نوشیدنی شرکت ایستک به عنوان نمونه آماری لحاظ و مورد مطالعه قرار گرفته است. به لحاظ روش شناسی، پژوهش حاضر از نوع پیمایشی- کاربردی بوده و مبتنی بر روش های توصیفی است. داده های موردنیاز، از طریق پرسشنامه های ارتباطات یکپارچه بازاریابی دانکن (2005)، ارزش ویژه برند آکر (1991)، تصویر ذهنی شرکت کیم و هیون (2010) و عملکرد برند اوکاس و ان جی اُ (2006)، جمع آوری گردید. اعتبار این آزمون ها به صورت صوری و با نظر اساتید بررسی مجدد شده و در نهایت شامل 33 سوال تنظیم و توزیع گردید. پایایی کلی آزمون نیز با توجه به آلفای کرونباخ، برابر با 895/0 محاسبه و تأیید گردید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری، در نرم افزارهای آماری علوم اجتماعی و روابط ساختاری خطی، نشان داد که متغیرهای مطرح شده، پیش بین های مناسبی از ارزش ویژه برند هستند. لذا می توان اذعان نمود که ارتباطات یکپارچه بازاریابی، تصویر ذهنی شرکت و عملکرد برند، به طور قابل توجهی ارزش ویژه برند را تبیین می نمایند. سایر نتایج، حاکی از برازش و درجه تقریب مناسب مدل پیشنهادی در جامعه مورد مطالعه است.
مطابق آرمان علم غیرارزش بار در ارزیابیِ معرفتیِ نظریه های علمی تنها ارزش های معرفتی می توانند نقش مشروع داشته باشند. در این مقاله نشان خواهیم داد که این آموزه بر تصویری از علم و رابطه آن با ارزش ها مبتنی است که تعهدات فراهنجاری معینی در پی دارد و توجه به این تعهدات مهم است. برای این منظور نخست چارچوب کلی نظریه فراهنجاری را به اختصار معرفی می کنیم و سپس به بیان پیش فرض هایی می پردازیم که در پس آرمان علم غیرارزش بار درباره رابطه علم و ارزش ها وجود دارد و سپس تعهدات فراهنجاری مشخصی را از آنها نتیجه می گیریم. همچنین با معرفی اجمالی استدلال هایی که بیشتر در مخالفت با آموزه آرمان علم غیرارزش بار اقامه شده اند، نشان می دهیم که در این استدلال ها توجهی به پیش فرض های فراهنجاریِ این آموزه نشان داده نشده است. در نهایت این پرسش مطرح و پاسخ داده می شود که آیا در بحث از آرمان علم غیرارزش بار، توجه به ملاحظات فراهنجاری ضرورتی دارد؟
اختلال های رفتاری برونی سازی شده در دوران کودکی، مشکلات هیجانی فروانی را برای والدین به وجود می آورند. یکی از این اختلال ها، اختلال تضادورزی کشاکشی است که سبب مشکلات روانشناختی در والدین این کودکان شده و مدیریت رفتاری کودک را با مشکل مواجه می کند، از این رو مسأله پژوهش حاضر بررسی تأثیرآموزش طرز رفتار به مادران کودکان با اختلال تضادورزی کشاکشی در بهبود علایم افسردگی این مادران است. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 30 نفر از مادرانی که فرزندانشان با اختلال تضادورزی کشاکشی شناسایی شده بودند به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه همتا سازی شدند. ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه های مرضی کودکان، و افسردگی بک بود. آموزش طرز رفتار به والدین در قالب نه جلسه نود دقیقه ای در گروه آزمایشی اجرا شد. در پایان، دو گروه پرسشنامه افسردگی را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر تأثیر کاربندی آزمایشی بر کاهش، افسردگی (0/05 P< ) مادران کودکان گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه بود. یافته ها نشان می دهند که آموزش طرز رفتار، آشفتگی های روانشناختی مادران را بهبود بخشیده و سبب کاهش افسردگی در مادران می شود.
چاه کانال های زیر زمینی (قنات) اهمیت فراوانی در تاریخ آبیاری و سکونت بشردر زمین های حاصلخیز در دنیای قدیم دارند.[i] به نظر می رسد که چاه تونل های رایج در دوران پیش از هخامنشیان، در دوران شاهان این سلسله از ایران به مصر، مشرق و ناحیه ی عرب نشین گسترش یافتند (530-531 قبل از میلاد). اعراب قنات را تا آفریقای شمالی، اسپانیا و قبرس گسترش دادند. نمونه های قنات، همچنین در آسیای مرکزی، غرب چین، ودر مقیاس کمتری در نواحی خشک آمریکای لاتین یافت می شود. در دوران مدرن بیش از بیست واژه برای شناسایی این چاه های افقی استفاده می گردد. در ایران واژه عربی قنات به معنی باریکه و یا مجرای آب مورد استفاده قرار می گرفت، و در افغانستان واژه کاریز استعمال می گردید. در حالیکه در سوریه، فلسطین و آمریکای شمالی فوقرا رایجتر می باشد. در تمامی این نواحی چاه تونل ها هنوز به شکل سنتی احداث می گردند، و سکونتگاه های بشری بسیاری برای آب مصرفی و کشاورزی به آنها وابسته می باشند. هر جا که قنات مورد استفاده بود، ساختار و الگوی مالکیت و زمین داری را در روستا به شدت تحت تاثیر قرار داده است
در پژوهش حاضر تأثیر مدیریت ارتباط با مشتری بر عملکرد سازمانی در شعب «بانک اقتصاد نوین» بررسی می شود. این پژوهش، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان «بانک اقتصاد نوین» به تعداد 3140 نفر است که تعداد 342 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه است که روایی آن با استفاده از روش روایی تحلیل محتوا و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 973/0 و 918/0 برای دو متغیر مدیریت ارتباط با مشتری و عملکرد سازمانی تأیید شد. نتایج نشان داد که متغیر مدیریت ارتباط با مشتری با مقدار بتای 89/0 بر عملکرد سازمان تأثیر معناداری دارد؛ همچنین مؤلفه های فناوری اطلاعات، کاربرد مدیریت دانش، پاسخ به مشتری، تعامل سودمند، فرایند CRM، سازمان دهی CRM و مشتری محوری دارای تأثیر معناداری بر عملکرد سازمانی هستند. از میان مؤلفه های متغیر مدیریت ارتباط با مشتری، مؤلفه سازمان دهی CRM (شدت تأثیر برابر با 807/0)، بیشترین تأثیر و مؤلفه فناوری اطلاعات (شدت تأثیر برابر با 474/0) کمترین تأثیر را بر عملکرد سازمانی دارد.