"اهمیت انتقال پیام در عصر ارتباطات امری بدیهی است. اسلام همان گونه که به خوراک و غذای مادی توجه دارد و برای آن حد و مرز در نظر گرفته است برای خوراک معنوی انسانها نیز محدودیت قائل شده است.
بحث «کتب ضاله» در منابع فقهی در حقیقت به کم و کیف همین محدودیت میپردازد اما تبیین و توضیح این معنا، دلایل لزوم و محدودیت، متعلقات حکم و رفع شبهات مطرح شده در گذشته و حال تحقیقی را میطلبید که مقاله حاضر پاسخگوی آن است. نتیجه بررسیهای مختلف نشان از عمومیت معنای «کتاب» دارد و هر نوع رسانه را شامل است. «ضلال» در نظر فقها، گمراهی در پیامهای دینی اعم از عقاید، اخلاق و احکام است. البته در لغت، تفاسیر و روایات، هر آنچه در مقابل راه حق و رشاد باشد، ضلال است و هر پیامی که به نوعی با حق و هدایت و رشاد مقابله کند، ضال و گمراهگر است.
حکم حرمت عمومیت دارد و ایجاد و تألیف و تولید و ترجمه و نشر و تدریس و… را نیز شامل میشود. شبهات مطرح شده در این مسئله و القائاتی که آزادی و رهایی انسانها را در این باب مطرح میکند، با عملکرد اندیشمندان در همه زمینهها و حتی در همین وادی ناسازگار است و عقل و نقل برای همه آنها جوابهای قاطع و روشن دارد.
با معرفی محورهای کلی زیر، به عنوان مصادیق کلی پیام ممنوع، این بحث علمی ـ نظری تا حدودی کاربردی شده است. این محورها عبارتند از: کذب و افترا، ایجاد یأس و نومیدی از رحمت خدا و اطمینان خاطر دادن از مکر او، افشای اسرار، تحریک و تشویق بیبند و باری شهوانی، کفر و انکار ضروریات دین، دشنام و سب و توهین به اولیای خدا و مؤمنان و ترویج مکاسب حرام.
"
مطالعه جاری با هدف مقایسه برنامه بهینه و مطلوب انجام مستقل فعالیتهای زراعی با ترکیب فعالیت های پرورش گوسفند و بز و زراعت صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز جهت تشکیل واحد بهره برداری نماینده از روستاهای شهرستان فسا در استان فارس بدست آمد و اطلاعات ثانویه از طریق مصاحبه با متخصص زراعت و دامپروری و سایتهای اینترنتی تهیه شد. ابتدا با استفاده از روش برنامه ریزی...
واضح است که تنها رسیدگی به زیبایی شهرها، احداث خیابان ها،تعریض معابر و... توسعه ی همه جانبه شهرها را باعث نمی شود بلکه نگرش سیستمی به عناصر شهری و اهمیت دادن به این عناصر و ایجاد هماهنگی میان آنها معضلات شهری را کاهش می دهد. یکی از این عناصر موضوع جمع آوری مواد زاید خانگی است که در شهر نورآباد همانند هر شهر دیگری قسمت قابل توجهی از بودجه ی شهرداری را صرف خود میکند. متأسفانه علیرغم هزینه ی سنگینی که هر ساله بابت جمع آوری و دفع این مواد زاید انجام می شود به دلیل فقدان طرح و برنامه ی مشخص، کمبود امکانات و تجهیزات، جایابی نامناسب محل دفن زباله ها و... نتایج قابل قبولی که موجب توسعه ی پایدار شهری را فراهم کند، حاصل نشده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارائه ی راه حل هایی برای بهبود وضعیت مدیریت مواد زاید خانگی در شهر نورآباد می باشد.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که برای جمع آوری داده های مورد نیاز از شیوه های میدانی (پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) و اسنادی استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق شامل تمام خانوارهای شهر نورآباد بود که بر اساس فرمول کوکران تعداد 125 خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. همچنین در راستای تحلیل عوامل مؤثر بر موضوع پژوهش از مدل swot استفاده گردیده است.نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که ضعف مدیریتی و عدم کفایت بودجه، کمبود تجهیزات، بالا بودن تعداد مهاجران روستایی عمده ترین موانع اعمال مدیریت کارآمد در زمینه ی جمع آوری مواد زاید خانگی شهر نورآباد می باشد.
از سوی دیگر انگیزه های فراوان مشارکت مردمی، امکان سرمایه گذاری، علاقمندی بخش خصوصی، مستعد بودن شهر برای ایجاد کارخانه کمپوست و علاقمندی مردم به تفکیک زباله در مبدأ به عنوان عواملی شناخته شدند که می تواند در فرآیند توسعه ی پایدار شهر نورآباد به عنوان نقاط قوت لحاظ شوند.
این پژوهش به بررسی تقابل «حذف و ارجاع ضمیر» به عنوان مولفه های انسجام متن در داستان حضرت موسی می پردازد؛ با این رویکرد که متن تنها ساختاری لغوی و متشکل از توالی جمله ها نیست، بلکه عبارت است از کنش متقابل میان گوینده و شنونده که از طریق متن و به وسیله ابزارهای نحوی و معنایی تکوین می یابد و این ابزارهای نحوی جایگاه مهمی در تشکیل متن دارند؛ خواه از نظر ساختار سطحی (تماسک) و خواه از نظر ساختار مفهومی (انسجام). لذا پژوهش حاضر با رویکردی به زبان شناسی متن به بررسی سوره ی طه می پردازد تا اثر ارجاع ضمیر و وحدت موضوع را در کاهش نقش حذف و در نتیجه انسجام متنی این سوره مشخص کند. از آنجا که زبان شناسی جمله، با تمرکزش بر روی مفردات در جمله نمی تواند پدیده ی حذف را به خوبی بررسی و تبیین نماید، پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد کتابخانه ای بر کارکرد ضمیر و ارجاعات آن در متن متمرکز می شود تا میزان کارایی ضمیر در انسجام متن و کاهش نقش حذف را با رویکردی زبان شناسانه به متن در سوره ی طه مشخص نماید. یافته های تحقیق با تکیه بر آمار حاکی از آن است که وحدت موضوع در سوره و بهره گیری زیاد از ارجاعات به وسیله ی ضمیر با بسامدی بالا در انسجام متن نقش مهمی دارند و باعث کاهش نقش پدیده ی حذف در سوره ی طه گردیده است. نقش حذف در انسجام این سوره 3 درصد و نقش ضمیر 97 درصد بوده است.