امر به معروف و نهی از منکر، از مهم ترین واجبات دینی است، که شارع مقدس شرایطی برای تحقق وجوب آن، بیان کرده است. چهار شرط اصلی امر به معروف و نهی از منکر، عبارتند از: علم و آگاهی، احتمال تأثیر، اصرار بر گناه و نبودن ضرر و مفسده؛ شرط پنجم نیز با عنوان عدالت، توسط برخی از فقها بیان شده است. یکی از کاربردهای امر به معروف و نهی از منکر در عصر فناوری، فضای مجازی است. فضای مجازی در راستای فضای واقعی پیش می رود؛ به نحوی که بسیاری از مفاهیم واقعی، در فضای مجازی نیز عینیت می یابد. لذا شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر در فضای مجازی، همان شرایط وجوب آن در فضای حقیقی است، که فقها بر آن تأکید دارند؛ هر چند تفاوت هایی نیز از حیث نحوه عملکرد، تذکر زبانی، فعلی و سایر موارد وجود دارد. در این مقاله، سعی شده است شرایط امر به معروف و نهی از منکر در فضای واقعی و مجازی مورد بررسی قرار گیرد.
وجود ادیان گوناگون در جهان، بشر را به تفکر وا مىدارد. این تفکر از آن روى، پر ارج است که انسان را به سمت انتخاب دین مطلوب خداوند مىکشاند.
تعامل بین ادیان (البته ادیان آسمانى) نیز، مسألهاى است که باید ارزیابى شود و اگر بدانیم که مسائلى همچون کثرتگرایى دینى، از پیامدهاى تحلیل نادرست از این موضوع است، اهمیت آن، دو چندان جلوه مىکند.
این نوشتار، به بررسى رابطه احکام اسلام با ادیان پیشین مىپردازد.
اسلام آیین کامل خاتم و جاودانه الهی میباشد. در این مقاله نخست این نکته پرداخته میشود که نسبت و حمل وصف جاودانگی به اصل و گوهر دین (اعتقادات) به صورت مطلق است یعنی همه آموزههای اعتقادی اسلام ثابت و تغییرناپذیر است. اما شریعت و احکام فقهی اسلام اعم از فردی و اجتماعی در اصول ثابت آن جاویدان و غیر قابل تغییر است.
نویسنده برای اثبات جاودانگی شریعت به چهار دلیل ذیل استناد مینماید: 1ـحقیقیه بودن گزارههای دینی؛ 2ـ اطلاق مقامی؛ 3ـ آیات؛ 4ـ روایات.
ادامه مقاله به تحلیل و تقریر ده ملاک جاودانگی دین و شریعت اختصاص یافته است که میتوان به هماهنگی با فطرت وعقل, سهولت, دفاع از اصول اخلاقی, عدم مداخله در جزئیات و پویایی شریعت اشاره کرد.
استناد به تنوع نگرش ها در ساحت درون ساخت ادبیات، به خصوص تحلیل و بازگفت قاموس هر اثر باید گفت در ادبیات کلاسیک به خصوص شعر فردوسی، زن دقیقاً با توجه به اصول داستان نویسی و طراحی ذهنی فردوسی مطرح و ایفای نقش می کند. اگر چه واژه «زن» در آثار سعدی، حافظ، فردوسی، عطار و سنایی اشتراک لفظی دارد، ولی نوع تلقی و حضور و بازتاب جلوه های آن بسیار متفاوت است. چنین تفسیری می شود که در جهان عرفانی و حوزه نگرش عارفان اصلاً وجود فیزیکی زن واقعیت ندارد، بلکه بیشتر ساخته ذهن و زمان شاعر است، تا از او به عنوان نماد جمال و جلوه جمالی حضرت دوست بهره مند شود و از بستر مکتب و سبک ادبی سمبولیزم جلوه هایی هر چند اندک و محدود از حضرت حق سبحانه و تعالی را در قالب کلمه و کلام بریزد.