اسپینوزا فیلسوف معروف اروپا در دوره جدید در بخش اول از مهم ترین کتاب خود، یعنی «اخلاق» نسبتاً به تفصیل درباره خدا سخن گفته است. او خدا را جوهر می نامد که دارای صفات نامتناهی است و طبیعت عبارت از حالات صفات نامتناهی اوست. بنابراین جوهر، صفت و حالت سه عنصر اصلی واقعیت در نظر اسپینوزاست. مهم ترین مسئله در فلسفه اسپینوزا نظر اوست درباره تعالی یا عدم تعالی خدا از طبیعت. به بیان دیگر این مسئله که طبیعت که مجموعه نظام حالات خداست همان خداست یا نه، خدا علاوه بر ظهور در حالات، حقیقتی است متعالی از آنها. به عبارت سوم آیا اسپینوزا معتقد به «همه خدایی» است که بر اساس آن خدا همان کل طبیعت است که هر شیئی جزئی از آن را تشکیل می دهد یا نه، او برای خدا وجودی متعالی از طبیعت هم قایل است؟ در این مقاله با استناد به متن سخن اسپینوزا، «همه خدایی»بودن او نفی شده و همچنین اثبات شده است که برهان او بر وجود خدا همان برهان وجودی آنسلم نه بلکه برهان صدیقین است که بر پایه آن خدا وجود صرف و بنابراین واجب الوجود است.
رفتارهای پرخطر به رفتارهایی گفته می شود که سلامت و بهزیستی جسمی، روان شناختی و اجتماعی افراد و جامعه را به خطر می اندازد. دوره ی نوجوانی که با تغییرات جسمانی، روان شناختی و اجتماعی گسترده همراه است، به دلیل خودمحوری و عدم درک مناسب نوجوانان از رفتارهای خود، مرحله ی مهمی برای شروع رفتارهای پرخطر محسوب می شود. گرایش نوجوانان به انواع رفتارهای پرخطر یکی از اصلی ترین منابع نگرانی در جامعه است زیرا نوجوانانی که گرایش بیشتری به رفتارهای پرخطر دارند پیشرفت تحصیلی کمتری دارند، گرایش بیشتری به خودکشی دارند و احتمال مرگ و میر و ابتلا به بیماری های مرتبط با رفتارهای پرخطر در آن ها بیشتر است. هدف پژوهش حاضر مروری بر علل گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان بود. این پژوهش به صورت مطالعه ی کتابخانه ای و اسنادی بر مبنای نظریات موجود و پژوهش های انجام شده توسط پژوهشگران مختلف در حوزه ی رفتارهای پرخطر انجام شد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که گرایش به رفتارهای پرخطر محصول تعامل عوامل شناختی، هیجانی، اجتماعی و خانوادگی است. بنابراین، شناسایی دقیق عوامل مؤثر در گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان و همچنین تدوین برنامه های مربوط به پیشگیری و کنترل این رفتارها امری ضروری است.
مفهوم ((حق)) در علم حقوق, اخلاق و سیاست کاربرد وسیعى دارد و منشإ همه حقوق قانونى, اخلاقى و سیاسى, قواعدى است که پیکره این علوم را تشکیل مى دهد; براى مثال حق امنیت جسمانى اشخاص از قاعده کیفرى ممنوعیت ایراد ضرب و جرح به دست مىآید. با این وصف, هیچ حقى را نمى توان بر اساس قاعده مربوط توجیه کرد, زیرا خود این قواعد, بر اساس منطق و مبنایى وضع شده اند که در فلسفه هر یک از این علوم, از آن به نظریه حق تعبیر مى شود. در این مقاله تلاش شده است تا مهم ترین نظریه هاى حق, مبانى فلسفى وضع قواعد مذکور و ریشه هاى پنهان حق, تفکیک هر یک از حقوق از دیگرى و نسبت آنها با آزادى و... تبیین گردد.
سوگند (saokenta) در اوستا به معنای گوگرد است که با پسوند vant به معنای "دارنده به صورت saokenta – vant (سوگند ونت) به معنای دارای گوگرد در وندیداد بکار رفته و آن آب آمیخته به گوگردی بوده است که به تجویز وندیداد (فصل چهارم‘ فقرات 54 و 55) در ایران باستان به متهمان می خوراندند و از روی اثر آن مقصر یا بی تقصیر بودن متهم را تعیین می کردند. اصلاح "سوگند خوردند" در فارسی‘ یعنی استعمال فعل "خوردن" با کلمه "سوگند" یاد آور مفهوم واقعی آن یعنی نوشیدن saokenta – vant (آب آمیخته به گوگرد) است که در طی زمان این مفهوم به فراموشی سپرده شده و سوگند خوردن به معنای قسم و قسم یادکردن بکار رفته است. سوگند و سوگند خوردن در نوشته های مربوط به زمان ساسانیان در مفهوم "ور" لااقل به معنای "ور" گرم استعمال شده است. در مقدمه سوگند نامه ای که از نوشته های پهلوی زمان ساسانیان در دست می باشد. آمده است که :"چند سوگند بوده است: یکی آن که از آتش گذر می کرده اند و گونه دیگر آن که آهن گرم و سرخ کرده بر زبان می نهاده اند". داراب هرمزیاد‘ در کتاب "روایات" جلد اول‘ راجع به آذر پادمهر اسپندان (موبدان موبد عهد شاپور دوم‘ پادشاه ساسانی 270 – 310 میلادی) می نویسد: آذر پادمهر اسپندان گفت: اگر شما را به راستی و درستی دین پاک و نیک مزدیسنا شکی است من سوگند یاد می کنم. و کسانی که اندک تردیدی داشتند گفتند: چگونه سوگند می خوری؟ آذرپاد گفت: من نزد شما سر و تن بشویم‘ آنگاه روی گداخته به روی سینه من بریزند‘ اگر من سوختم شما راست می گویید و اگر نسوختم من راست کردارم. پس گمراهان این شرط را پذیرفتند و آذرپاد سر و تن شست و نه من روی گداخته بر سینه او ریختند و او را هیچ رنجی نرسید. پس از همه شبهه برخاست و به دین پاک بیگمان شده اعتراف نمودند. در مورد آزمایش فوق در بخش هفتم" دینکرد" مندرج است که "از این پس رسم سوگند یادکردن در میان پیروان زرتشت بماند. از آن رسوم است ریختن فلزگداخته به روی سینه چنانکه آذرپاد مهراسپندان کرد". در کتاب "ویس و رامین" نیز سوگند خوردن به معنی "ور" یعنی گذشتن از آتش آمده است. وقتی ویس به شاه اظهار می دارد که میان وی و رامین کاری ناشایست نرفته است‘ شاه از ویس می خواهد که برای اثبات صحت گفتار خود سوگند بخور و دستور می دهد آتش بزرگی بر افروزند تا ویس از آن بگذرد. گذشتن ساوش از آتش نیز در واقع بعنوان سوگند خوردن بر بیگناهی خود انجام گرفته است. .
مفهوم سلامت و بیماری، دو مفهوم بسیار مهم در پزشکی هستند که در مشخص ساختن حدود فعالیّت پزشکی، کنترل متخصصان و وظیفة اجتماعی، نقش محوری دارند. در این سی سال اخیر و با تولد رشتهای به نام فلسفة پزشکی، این مفاهیم مورد بازبینی جدی قرار گرفتهاند. در این مقاله تلاش میشود بر اساس مفهوم «وابستگی وجودی» (supervenience)، که مفهومی در فلسفة ذهن و برای حل مسئله ذهن و جسم است، «سلامت» با چهار بعد «زیستی ـ روانی ـ محیطی ـ معنوی» تبیین شود.
این مقاله به نُه فرض دربارة اقسام بدیهی و نسبت آنها با علم نظری اشاره کرده است و نیز به پنج دیدگاه دربارة فرضِ قابل قبول از فرضهای مزبور پرداخته و پس از نقد و بررسی آنها به این گزینه رهنمون شده که دانستهها، نه همه نظری است و نه همه بدیهی، بلکه برخی بدیهی و بعضی نظریاند.
دراین مقاله همچنین به تفصیل از دیدگاه فخر رازی دربارة بداهت همة تصورات بحث شده، و پس از پیگیری ریشة این فکر، این نتیجه به دست آمده که این نظریه متأثر از نگرش منون است. در نهایت با نقد این نظریه، امکان نظری بودن برخی تصورات اثبات گردیده است.
امپراتوری هخامنشیان در سال ۵۵۹ پیش از میلاد، با پیروزی کورش بزرگ بر آستیاگ، آخرین شاه ماد، تأسیس شد. وی با تصرف مناطق تحت تصرف دولت پیشین ماد، آسیای صغیر، اورارتو، لیدیه و کاپادوکیه و فتوحاتی در مشرق، گسترهٔ وسیعی از اقوام را در زیر لوای پادشاهی خود جمع کرد و پس از تصرف سارد، عرب ها را مطیع خود ساخت. با فتح بابل و رسیدن مرزهای ایران به مصر، کمبوجیه پسر کورش برای تصرف این سرزمین و عبور از صحرای خشک و سوزان سینا، از اعراب درخواست یاری کرد. وی با کمک آن ها مصر را تصرف کرد و عرب ها به پاس این خدمت خود در تمام دورهٔ هخامنشیان از ارسال مالیات معاف شدند.
شواهدی از وجود روابط میان عرب ها و ایرانیان در دورهٔ هخامنشیان باقی مانده است. مورخان یونانی همچون هرودوت، گزنفون و دیودور سیسیلی در کتاب های خود به این روابط اشاره کرده اند. همچنین شاهان هخامنشی، هنگام ذکر سرزمین های تحت تسلط در سنگ نگاره های خود، از عربستان نیز یاد نموده اند. مهم ترین شاهد، نقش عرب ها در نقش برجسته های هخامنشی، از جمله پلکان شرقی آپادانا در تخت جمشید و آرامگاه های نقش رستم است.
در این پژوهش، کوشش شده با استفاده از منابع و شواهد تاریخی، به بررسی روابط امپراطوری هخامنشیان با اعراب شبه جزیرهٔ عربستان، از روزگار آغازین این سلسله تا پایان عمر این امپراطوری مورد بررسی قرار گیرد.