ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۳٬۱۰۴ مورد.
۱.

مطالعه تطبیقی شخصیت پروتاگونیست در انیمیشن های سینمایی سندباد: افسانه هفت دریا و فهرست مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۶۴
پروتاگونیست، شخصیتی است که معمولاً از بیشترین میزان همدلی از طرف مخاطب در فیلم نامه برخوردار است. اگرچه آثار ادبی و نمایشی کلاسیک، تصویری مطلق از خوبی را از این شخصیت به مخاطب نشان می دهند، آثار مدرن سعی بر این داشته اند که ذات خاکستری پروتاگونیست را به تصویر بکشند. در رسانه انیمیشن هم به همین صورت است و نمونه های بارز آن انیمیشن آمریکایی سندباد: افسانه هفت دریا و انیمیشن ایرانی فهرست مقدس هستند. این دو اثر منتخب دارای قهرمان هایی با جنبه های منفی و شخصیتی خاکستری هستند. پژوهشگران در این مقاله با تحلیل قهرمانان اصلی این آثار به بررسی فرایند شکل گیری و تأثیرگذاری شخصیت پردازی آن ها بر مخاطب می پردازند. برای انجام این پژوهش از نظریات رابرت مک کی، جان تروبی و دین موشوویتز استفاده شده است. مک کی بر بُعد شخصیت برای عمیق تر شدن آن، تروبی بر جایگاه قهرمان در شبکه شخصیت و موشوویتز بر ایجاد همدلی بین مخاطب و شخصیت تأکید می کنند. روش انجام این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تطبیق آثار در مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی انجام می پذیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که گرچه ساخت پروتاگونیست و قهرمان هایی که دارای صفات اخلاقی منفی هستند مسئله ای غیرعادی به نظر می رسد، اما خلق آن ها باعث ایجاد تنش های متفاوت و مثبتی در فیلم نامه های انیمیشنی می گردد.
۲.

مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه مبتنی بر آرای فلسفی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۹
این پژوهش به تحلیل پدیدارشناسانه نحوه مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه می پردازد. هدف اصلی تبیین ساختار یکپارچه این تجربه بر اساس پدیدارشناسی بدنمند موریس مرلوپونتی است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی-فلسفی بوده و چارچوب نظری آن بر مفاهیم کلیدی مرلوپونتی نظیر بدنمندی و لحمیت استوار است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مفاهیم پدیدارشناسی بدنمند چگونه می تواند تجربه مخاطب از تعزیه را تبیین کند. بدین ترتیب شنیدن، دیدن و لمس در تعزیه از مرز تفکیک شده ی حواس عبور کرده و در قالبی حس آمیز، تجربه ای واحد و زیسته پدید می آورند. این درهم تنیدگی، باعث می شود مخاطب نه ناظر بیرونی، بلکه بخشی از رخداد آیینی شود؛ یعنی صوت، تصویر و حرکت در بدن او جذب و با زیست جهان شریک می گردند. از این منظر، تعزیه الگویی است برای تحقق عملی نظریه ی ادراک مرلوپونتی که در آن جهان، بدن و معنا در یک کنش پدیدارشناسانه ی واحد تجسد می یابند.
۳.

مطالعه مؤلفه های پُست مدرنیست در سینمای معاصر ایران (موردپژوهی فیلم های شیرین و فروشنده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۳۷
ین پژوهش با هدف بررسی و تحلیل بازنمود مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای معاصر ایران انجام شده است. مدرنیته با گسست از سنت پا به عرصه گذاشت اما در دوره پست مدرنیسم نتایج و المان هایی آن مورد تردید و بازنگری قرار گرفت. سینما نیز به عنوان رسانه ای پویا در جهان متأثر از مؤلفه های پست مدرنیسم تحول یافته است. گفتمان دوره پست مدرن با مؤلفه هایی چون گسست زمان، فروپاشی کلان روایت ها، بینامتنیت، عدم قطعیت و از بین رفتن مرز واقعیت و هنر در دهه 90 میلادی به انحای گوناگون در سینما بازنمود داشته است. سینمای ایران نیز مستثنا نبوده و بررسی مؤلفه های پست مدرن در آن مورد توجه و ضروری به نظر می رسد. ازاین روی مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای ایران است. روش پژوهش کیفی-نظری با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل متون نظری با تأکید بر آرای نظریه پردازانی چون ژان فرانسوا لیوتار و ژان بودریار جمع آوری شده است. به منظور آشکارسازی مسئله، دو فیلم شاخص از سینمای معاصر ایران، یعنی شیرین (عباس کیارستمی) و فروشنده (اصغر فرهادی)، به عنوان مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شده اند. تحلیل دو فیلم منتخب از سینمای معاصر ایران نشان داد که مؤلفه های پست مدرن به طور بارز در آثار فیلم سازان ایرانی بازتاب یافته است، هرچند بستر روایی آن ها متفاوت است. یافته اصلی این پژوهش، تمرکز هر دو فیلم بر شکستن مرزها و پرسشگری است. این امر از طریق روابط بینامتنی (استفاده از سایر هنرها و آثار مختلف)، مخدوش کردن مرز واقعیت و تخیل/حریم خصوصی، مشارکت دادن مخاطب در ابهامات اثر و خطاب قرار دادن ماهیت سینما محقق شده است. این شیوه، بیانگر رشد محتوایی و پیشرفت فرمال در سینمای ایران بوده که هدف آن آشنازدایی و فعال سازی ذهن مخاطب برای مطالبه گری است. این یافته ها نشان می دهد که سینمای معاصر ایران به طور فعال درگیر گفتمان های جهانی است و مؤلفه های پست مدرن را نه تنها در محتوا بلکه در فرم های روایی نیز بازتولید می کند.
۴.

میراثی از تعالی و نویدبخش نوزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۱
تنها چند سال از حضورم در دانشگاه تهران می گذشت که رئیس وقت دانشکده هنرهای زیبا با نگاهی آینده نگرانه، با هدف ارتقاء کیفی تحقیق های هنریِ، ابتکار تأسیس نشریه ای علمی–پژوهشی را مطرح کرد. نخستین شماره مجله هنرهای زیبا را در سال ۱۳۷۴ (۱۹۹۵ میلادی) منتشر کردیم؛ نشریه ای جامع که تمامی حوزه های متنوع هنریِ آموزشی در دانشکده را دربر می گرفت و به سرعت جایگاه خود را به عنوان پیشگام نشریات علمی-دانشگاهی هنر در ایران تثبیت کرد. هرچند این نشریه در امتداد سنتی پربار از مجلات عمومی هنر—همچون شرف، اندیشه و هنر، هنر و مردم، سینما، هنر و معماری و خروس جنگی که بسیاری از آن ها امروز دیگر منتشر نمی شوند—شکل گرفت، اما فصل تازه ای را در پژوهش های دانشگاهیِ حوزه هنر رقم زد. از آغاز تأسیس نشریه تاکنون، در جایگاه های گوناگون با آن همکاری داشته ام و رشد چشمگیر آن را از نزدیک شاهد بوده ام؛ رشدی که در نهایت به شکل گیری سه نشریه تخصصی در حوزه های مختلف هنری انجامید. در میان آن ها، نشریه هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی برای نخستین بار در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) پا به عرصه وجود گذاشت. مأموریت ما همواره ترویج پژوهش های نظری و تجربی در گستره تئاتر، اجرا، سینما، رادیو، موسیقی کلاسیک و معاصر، موسیقی سنتی ایرانی، رسانه های نوین، و نیز زیبایی شناسی، فلسفه و آموزش هنرهای نمایشی بوده است. ما نیز بسان بسیاری از نشریات در سطح جهان، با چالش های متعددی همانند یجاد توازن میان محدودیت های مالی و آرمان های کیفی، انطباق با ضوابط و مقررات ملی، و هماهنگی با استانداردهای بین المللی پیوسته در حال روبرو بوده ایم. با این حال، همواره بر تعهد خود نسبت به رسالت های هنری و گسترش گفتمان و پژوهش و امانت داری علمی پایدار مانده ایم. شماره جاری در بهار ۱۴۰۵ (۲۰۲۶میلادی) که هم زمان با آیین فرهنگی نوروز و تازه شدن طبیعت متقارن شده است، نقطه عطفی جدید به شمار می رود. خرسندیم که بخش تازه ای را معرفی می کنیم: ستون سخن سردبیر که از این پس به قلم اعضای هیئت تحریریه یا دبیران مهمان نوشته خواهد شد. در حالی که این شماره را نهایی می کنیم، با افتخار خاطر نشان می سازیم که هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی در حال حاضر تنها نشریه علمی دانشگاهی در ایران در حوزه موسیقی و هنرهای نمایشی است که موفق به کسب رتبه «الف» از کارگروه ّهای ارزیابی نشریات علمی کشور شده است. در تأمل بر عوامل این دستاورد، پیش از هر چیز باید به این اشاره کرده که مجله در مجموعه و پیشینه رفیع جایگاه دانشگاه تهرانُ، نخستین دانشگاه مدرن ایران ، منتشر شده است. در این مسیرهمچنین مدیون بسیاری هستیم: همکاران و گروه اجرایی پرتلاشی که مسئولیت های روزمره اداری و تحریری را با دقت و حرفه ای گری به انجام می رسانند؛ داوران گران قدری که با ارزیابی های دقیق خود به ارتقای کیفیت مقالات یاری می رسانند؛ و بیش از همه، اعضای هیئت تحریریه که از دانشگاه ها و مراکز علمی گوناگون در ایران و خارج از کشور گرد هم آمده اند. این اعضاء نه تنها اعتبار علمی خویش را به این نشریه بخشیده اند، بلکه با هدایت و همراهی مستمر خود، آن را در راه دستیابی به استانداردهای بالاتر رهنمون ساخته اند. بدین وسیله مراتب سپاس و قدردانی صمیمانه خود را از تمامی کسانی که در گذشته و حال در شکل گیری و تداوم این نشریه سهم داشته اند، ابراز می دارم. امیدوارم، با تداوم این حمایت ها و راهنمایی ها، هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی در آینده نیز جایگاه خود را به عنوان نشریه ای پیشرو در حوزه موسیقی و هنرهای نمایشی بیش از پیش پاس دارد و تثبیت کند.
۵.

لوتی ها در خرم آباد: تحلیل عوامل جامعه شناختی مؤثر بر فاصله اجتماعی و نزول منزلت یک گروه موسیقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۵
لوتی های خرم آباد، از خرده فرهنگ های فعال در عرصه موسیقی محلی ایران، نمونه ای گویا از تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بر تداوم یا زوال منزلت موسیقایی در یک جامعه محلی اند. این گروه که از کولی ها منشعب شده و موسیقی را از فرهنگ میزبان اخذ کرده اند، با وجود این پیوند فرهنگی، به دلایل مختلف شأن چندانی ندارند و جامعه فاصله گذاری خود را حفظ می کند. لوتی ها در گذشته نقشی مهم در پیوند موسیقی با آیین ها و شادی های عامه داشتند و بخشی از حافظه موسیقایی لرستان را شکل داده اند. موسیقی در زندگی آنان نه تنها ابزار معیشت، بلکه مؤلفه اصلی هویت فرهنگی و ابزار بیان احساسات جمعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر نزول جایگاه اجتماعی و چگونگی شکل گیری فاصله گذاری جامعهٔ میزبان با خرده فرهنگ لوتی ها در خرم آباد انجام شده است. روش تحقیق، کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است و داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه و منابع کتابخانه ای گردآوری شده اند تا ابعاد فرهنگی به دقت واکاوی شوند. یافته ها نشان می دهد افول منزلت اجتماعی لوتی ها حاصل تعامل سه دسته عامل است: تضاد فرهنگی–مذهبی، ساختار شغلی ناپایدار و انحراف از هنجارهای کلان اجتماعی. این عوامل با تضعیف نقش موسیقی، به تداوم طرد انجامیده و نتایج، جایگاه کنونی آنان را در ساختار اجتماعی و نظام فرهنگی لرستان ترسیم می کند.
۶.

فرامتن های تاریخی نمایشنامه های گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ نوشته محمد رضایی راد بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
این پژوهش خوانشی فرامتنی از سه نمایش نامه گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ اثر محمد رضایی راد، با رویکرد تاریخی و بر اساس نظریه ترامتنیت «ژرار ژنت» ارائه می دهد. رضایی راد با بهره گیری از ظرفیت های ترامتنی، تاریخ را نه به عنوان بازنمایی گذشته بلکه به مثابه ابزاری برای نقد اکنون و احیای سوژه انقلابی به کار می گیرد. این پژوهش از منظر ماهیت، تحلیلی-تطبیقی است. روش تحقیق بر مبنای تحلیل کیفی و با استفاده از رویکرد ترامتنی ژرار ژنت انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه دقیق متون نمایشی و منابع کتابخانه ای (آثار رضایی راد و متون بنیامین) جمع آوری شده اند. این مقاله نشان داد رضایی راد در آثار خود به ویژه در سه نمایش نامه گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ به طرح مسائل تاریخی و فلسفی می پردازد که نشان دهنده تأثیرپذیری او از مکتب مارکسیسم و اندیشه های والتر بنیامین است. فرامتن های موردنظر در 5 قالب فرمی پیرنگ، شخصیت پردازی، دستور صحنه، مضمون و دیالوگ حضور دارند و عمدتاً تحت تأثیر «پروژه پاساژها»، مقاله «در باب زبان» و «تزهایی درباره مفهوم تاریخ» بنیامین هستند. هدف رضایی راد از به کارگیری این فرامتن های تاریخی با انگیزه های مارکسیستی نظیر دعوت مخاطب به زیست انقلابی و آگاهانه، بازخوانی تاریخی با جانب داری از ستمدیدگان، نقد دیدگاه پیشرفت گرا به تاریخ و تحقق نظریه «زیبایی شناسی شکست» همراه است. رضایی راد با تلفیق تاریخ، فلسفه و فرم های نمایشی توانسته است مفاهیمی مانند پراکسیس، آگاهی تاریخی، نقد پیشرفت گرایی و زیبایی شناسی شکست را به صورت نمایشی در آثارش بازتاب دهد.
۷.

اسطوره کاوی ضحاک در ادبیات نمایشی ایران (مطالعه موردی نمایشنامه های دهه پنجاه خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش کیفی و تحلیلی است و با رویکرد اسطوره کاوانه به بازآفرینی اسطوره ضحاک در ادبیات نمایشی ایران در دهه پنجاه خورشیدی می پردازد. مبنای نظری پژوهش آن است که هر دوره تاریخی با رجوع به اساطیر، معنا و کارکردی تازه برای آن ها می آفریند. در این پژوهش با معرفی اجمالی اسطوره ضحاک و با کنار گذاشتن افق مبدأ یا همان بافت باستانی شکل گیری اسطوره، چندوچون خوانش های این اسطوره در بافت سیاسی-اجتماعی ایران معاصر در نمایشنامه های این دوره موردمطالعه قرار گرفته اند. در این راستا بدون توجه به اصالت روایت در این آثار، به استدلال تفاوت های موجود در این روایت ها در بافت اجتماعی خلق اثر و بازنمایی گفتمان های سیاسی این دهه پرداخته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان این گونه بیان کرد که روایت کهن اسطوره ضحاک در بستر پرتلاطم تغییرات اجتماعی ایران در دهه پنجاه خورشیدی با تغییرات فراوانی در ادبیات نمایشی این دوره بازآفرینی شده است و این بازآفرینی ها، اسطوره را به نمادی از تلاش در جهت تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی و نقد قدرت حاکم تبدیل کرده اند. نتیجه گیری حاکی از آن است که بازآفرینی های صورت گرفته نه تنها به تفسیرهای جدید از اسطوره منجر شده اند، بلکه نقش مهمی در انتقال پیام های اجتماعی و سیاسی انتقادی آن دوره ایفا کرده اند.
۸.

بازنماییِ فیلمیِ مفهوم اگزیستانسیالِ دوستی در فیلم خانه دوست کجاست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین شیوه بازنمایی فیلمی مسائل وجودی در آثار عباس کیارستمی، با تمرکز ویژه بر فیلم خانه دوست کجاست؟ انجام شده است. به نظر می رسد که کیارستمی در این فیلم به شیوه ای عمیق به بازتاب مفهوم اگزیستانسیال دوستی و مسائل مرتبط با آن از جمله مسئولیت، تعهد و جستجوی اخلاقی پرداخته است. این مطالعه قصد داشته است که با بررسی دقیق فیلم مذکور شگردها و تکنیک های فیلمیِ کیارستمی را در بازنمایی مفاهیم اگزیستانسیال کشف و عرضه کند؛ و از روش تحلیلی-تفسیری با رویکرد نئوفرمالیسم برای این کار استفاده می کند. کیارستمی در فیلم خانه دوست کجاست؟ به طور خاص به مسئله دوستی و مسئولیت ها و تعهدات و جست وجوهای اخلاقیِ ناشی از آن پرداخته است. این فیلم با تمرکز بر داستانی ساده و روزمره، اما عمیق، به تماشاگر نگرشی فلسفی و وجودی از آن مسائل انسانی می دهد. بازنمایی واقعیت های روزمره در این فیلم، به فیلم ساز امکان داده تا مخاطب را با عمق و پیچیدگی های اخلاقی و فلسفی همراه کند. کیارستمی همه این ها را از طریق ابزارهای سینمایی از جمله روایت دراماتیک، تصویربرداری، نورپردازی، تدوین و صدا انجام داده است و با سبک خاص خود مخاطب را به سفری همراه با احمد، قهرمان فیلم، برای کندوکاو در ژرفاهای دوستی به مثابه امری وجودی در زندگی انسانی می برد.
۹.

آپوریای واقعیت/خیال: عدم قطعیت در منتخبی از مونودرام ها و درام های سوررئالیستی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
مفهوم عدم قطعیت در تاروپود جهان امروز تنیده و مفهومی مانند «واقعیت» را نیز درگیر خود کرده است. با اینکه به طور سنتی واقعیت در تضاد با خیال در نظر گرفته می شد، مطالعات بسیاری رابطه ی این دو را دارای هم پوشانی می دانند. این پژوهش در پی نمایاندن چگونگی ایجاد این درهم تنیدگی معنایی در درام است. در بنیان فکنی ژاک دریدا، این درهم تنیدگی که در نتیجه ی تصمیم ناپذیری است، آپوریا نامیده می شود. به نظر می رسد اگر متن آپوریای واقعیت/خیال را نشان دهد، خود-بنیان فکن می شود، یعنی خودِ متن درهم تنیدگی این دو مفهوم را نشان می دهد. پژوهش حاضر، یک مطالعه کیفی مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از شیوه اسنادی و بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای و الکترونیکی، به تحلیل تقابل واقعیت/خیال در نمایشنامه های هدیه جشن سالگرد ، اینجا کجاست، خانمچه و مهتابی و خواب در فنجان خالی پرداخته است. این پژوهش بر فرض بنیادین استوار است که مونودرام و درام سوررئالیستی دارای ماهیتی خود- بنیان فکن هستند؛ ازاین رو، عملکرد آپوریا در این آثار مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد مونودرام با نمایش ذهن شخصیت و مفهوم واقعیت سوبژکتیو، و درام سوررئالیستی با کنار هم قرار دادن لحظات «واقعی» و «خیالی» خود-بنیان فکن و آپوریایی هستند. علاوه براین، آپوریای واقعیت/خیال به مفهوم «حقیقت» در تقابل با «واقعیت» نیز اشاره دارد. آپوریا همسو با «حقیقت» است که در آن، عین از طریق ذهن دریافت می گردد و درام گویی رگه هایی از «حقیقت» جهان را نیز می نمایاند، مفهومی که خود نماینده ی خود-بنیان فکنی است.
۱۰.

تمرین شناسی دریدایی تئاتر: ساخت شکنی و ساخت دهی به مثابه متدی برای تمرین؛ مطالعه موردی هملت ماشین به کارگردانی رابرت ویلسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
این مقاله به تمرین‌‌شناسی تئاتر از زاویه ساخت‌‌شکنی ژاک دریدا می‌‌پردازد و دربارۀ این موضوع بحث می‌‌شود که فضای تمرین تئاتر صرفاً مرحله‌‌ای برای آماده کردن یک اجرا نیست بلکه پلاتوی تمرین محل ساخت‌‌شکنی از معانی، نقش‌‌ها، روش‌‌ها، سبک‌‌ها، میزانسن‌‌های الگو، نظام سلسله‌‌مراتبی قدرت و قراردادهای تئاتر است. تمام این حوزه‌‌ها در تمرینات ازهم‌گسسته و ویران می‌‌شوند تا دوباره بنا شوند و طرحی نو درانداخته و اجرایی ساخته شود. اجراهای ساخت‌‌شکنانه محصول تمرینات ساخت‌‌شکنانه هستند. مانند اجرای هملت‌‌ماشین توسط رابرت ویلسون. او در این اجرا از طریق ساختار غیرخطی؛ کمرنگ کردن متن و پررنگ کردن عناصر دیداری؛ کلاژ نورها، اصوات، پیکره‌‌ها و موسیقی و نیز به تعویق انداختن معنا و سپردن تفسیر به تماشاگر، اجرایی ساخت‌‌شکنانه ترتیب داده است. ویلسون تمام الگوهای کلیشه شدۀ تئاتری را ویران می‌‌کند و دوباره الگوهایی جدید و متفاوت بنا می‌‌کند. او تجربه‌‌ای تئاتریکالیته و متفاوت برای تماشاگر خلق می‌‌کند. تجربه‌‌ای حسانی و بدن‌مند. در مقالۀ حاضر بر این نکته تأکید می‌‌شود که یکی از محل‌‌های تحقق عملی نظریۀ ساخت‌‌شکنی فلسفی، در میدان عمل تئاتر و در تمرینات است. دریدا لوگوس‌‌محوری در فلسفه و زبان را نقد می‌‌کند و ویلسون لوگوس‌‌محوری در تئاتر را. درواقع در پلاتوی تمرین از لوگوسِ تئاتر ساخت‌‌شکنی می‌‌شود. در تمرینات تئاتر ساختار‌‌های تثبیت‌شده مانند انسجام دراماتیک یا ژانرهای متعارف شکسته می‌‌شوند. بی‌‌ثباتی، سیلان، امکان تغییر دائم، شناوری در تمرینات به این امر کمک می‌‌کنند. در تمرینات نظم قدیم تئاتر واپاشیده می‌‌شود و امکان استقرار نظمی جدید ممکن می‌‌شود. درنهایت مقاله به این نتیجه می‌‌رسد که در تمرینات با رویکرد ساخت‌‌شکن، هژمونی تئاتر متعارف شکسته می‌‌شود و اشکال اجرایی و بیانی متفاوت تجربه و آزمایش می‌‌شوند.
۱۱.

وحدت نگاه به فرم موسیقی؛ کاربستِ نظریه آگاوو در صورت بندی رویکردها و تفاسیر متفاوت از فرم در کنسرتو ویولن مندلسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
فرم از مهم ترین مفاهیم در موسیقی و از پرچالش ترین آن ها است. از دیرباز موسیقی شناسان تفاسیر و تعاریف متفاوتی از فرم داشته اند. رویکردهای تحلیلی گوناگون، هرکدام وجوه خاصی از ساختار فرمال یک اثر موسیقایی را روشن می کنند و گاه وجوه دیگری را نادیده می گیرند. بنابراین، انجام تحلیل های متنوع جنبه های بیشتری از یک اثر موسیقایی را آشکار و فهم عمیق تری از آن را حاصل می کند؛ هرچند، این گوناگونی گاه می تواند موجبِ تکثر و ابهام در فهم ساختار موسیقی، به ویژه در دوره رومانتیک، شود. بدین دلیل، آگاوو مبنی بر کهن الگویِ سه جزئی آغاز، میانه و پایان نظریه ای در بابِ تحلیل فرم موسیقی رومانتیک طرح کرده است. پژوهش کیفی حاضر در تلاش است با روشی توصیفی-تحلیلی برپایه نظریه آگاوو، صورت بندی واحدی از دو رویکرد تحلیلی متفاوت به ساختارِ کنسرتو ویولنِ مندلسون ارائه دهد؛ اثری که بداعت های ساختاریش اندک مطالعه شده است. در این راستا، ابتدا ساختار موردِ مطالعاتی با دو رویکردِ فرم سونات و فرم قوسی شکل تحلیل و مشخص شد که این رویکردها چه وجوهی از ساختار را روشن می کنند. سپس، با کاربستِ نظریه آگاوو ساختار مورد مطالعاتی، برپایه دو معیار جایگاه و کارکرد، تحلیل و درنهایت یافته های حاصل از دو تحلیل ابتدایی، ذیل الگوی آگاوو صورت بندی شدند، تا فهم واحدی از رویکردهای تحلیلی متفاوت حاصل شود.
۱۲.

منبع شناسی مؤلفه های آموزشی فناوری واقعیت مجازی بر فعالیت ها و خدمات موزه ها: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
این پژوهش به دنبال مطالعه درخصوص منبع شناسی مولفه های آموزشی فناوری واقعیت مجازی در موزه هاست. روش پژوهش ازنظر نوع، کمی وکیفی و تحلیلی توصیفی؛ ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش اجرا، مرور نظام مند می باشد. برای تحلیل منابع و پاسخگویی به سؤالات پژوهش، از روش کدگذاری داده بنیاد اشتراوس و کوربین استفاده شده است. روش پژوهش فوق، تحلیل محتوای کیفی است، که هدف آن جمع آوری مقالات چاپ شده، سازمان دهی و تفسیر داده های کیفی مرتبط با پژوهش هایی است که درزمینه استفاده از واقعیت مجازی در موزه ها انجام شده اند. در این پژوهش جستجوی هدفمند در بین مقالات منتشرشده به زبان لاتین بین سالهای 2014 تا 2024میلادی است که با بهره گیری از پایگاه های اطلاعاتی مختلفی انجام شد؛ درابتدا تعداد 9183 مقاله مستخرج و بعد از بررسی مقالات براساس ویژگی های انتخابی، تعداد 33 مقاله استخراج و تحلیل شده است.در این مرور نظام مند، بر اساس تحلیل محتوای مقالات مرتبط و فرآیند کدگذاری و دسته بندی آنها، هفت بُعد اصلی از تأثیرات آموزشی فناوری واقعیت مجازی بر فعالیت ها و خدمات موزه ها شناسایی شد. این ابعاد عبارتند از: تعامل مخاطب با موزه، فرهنگ موزه داری، آموزش و یادگیری، جنبه زیبایی شناختی موزه، تجربه بازدید از موزه، غوطه وری حسی و بازاریابی موزه. نتایج نشان می دهد که بیشترین تأثیر فناوری واقعیت مجازی به ترتیب در افزایش تجربه تعاملی، غوطه وری حسی، و ارتقای تجربه آموزشی مخاطبان موزه مشاهده شده است. این پژوهش آشکار می سازد که به کارگیری واقعیت مجازی در موزه ها می تواند محیطی غوطه ور و تجربیات تعاملی پیشرفت ه ای برای بازدیدکنندگان موزه فراهم آورد. افزون بر این، این فناوری نقش قابل توجهی در تقویت جنبه های مختلف آموزشی، همچون ارتقای تجربه آموزشی و توسعه برنامه های کاربردی و آموزشی، ایفا کرده و می تواند بر تمایل افراد برای بازدید از موزه های واقعی تأثیر بگذارد.
۱۳.

مطالعۀ تطبیقی تعامل موسیقی و روایت در انیمیشن های موزیکال (بررسی موردی: قصه های ریرا و اِزمِی و روی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۷
موسیقی به عنوان زبانی جهانی، همواره در زندگی بشر جایگاهی پررنگ داشته و آثار عمیقی بر هنرها ازجمله سینما و انیمیشن، بر جای گذاشته است. در انیمیشن های موزیکال موفق جهان، موسیقی به مثابه ابزاری فعال در پیشبرد روایت کاربرد دارد. براین اساس، بررسی نقش روایی موسیقی در انتقال مفاهیم فرهنگی   اجتماعی به کودکان، اهمیت ویژه ای می یابد. پژوهش حاضر با روش کیفی، به تحلیل نقش موسیقی در ساختار روایی انیمیشن های موزیکال کودکان پرداخته و دو نمونه موفق خارجی و داخلی، مجموعه اِزمِی و روی و قصه های ریرا را به صورت تطبیقی مقایسه می کند. چارچوب نظری بینارشته ای این مطالعه، متکی بر نظریات ژانر موزیکال ریک آلتمن ، تحلیل حالات موسیقایی فیلیپ تگ و روایت شناسی مایکل تولان است. یافته ها نشان می دهند که موسیقی در قالب های ساده و قابل فهم برای کودک و با بهره برداری مناسب از پارامترهای موسیقایی، می تواند هم زمان با گره گشایی داستان و بر اساس ساختار سه پرده ای «تعلیق، اقدام، حل»، نقشی تعیین کننده در انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی ایفا کند. در اِزمِی و روی ، تعبیه یک ترانه ثابت در نقطه عطف و یک ترانه متغیر در دیگر بخش های روایت، موجب جذابیت بیشتر شده و پیوند عاطفی کودک با شخصیت ها را نیز تقویت می کند. در مقابل، قصه های ریرا باوجود جذابیت فرهنگی، به دلیل عدم استفاده از خواص دیالوگی فرم موسیقایی، کم توجهی به اهمیت طنین و تونالیته در بازگویی روایت و اتکای بیش ازحد به روایت کلامی، از ظرفیت کامل موسیقی در روایت بهره نمی برد. بهره برداری از این الگوها، مسیری موفق برای درک نقش موسیقی در انیمیشن های کودکانه ارائه کرده و به ارتقای استانداردهای تولید آثار موزیکال داخلی یاری می رساند.
۱۴.

بحران های وجودی در آینه جنبش عینیت نو؛ بازتابی از نیهیلیسم نیچه ای؛ مورد مطالعه: آثار نقاشانه ی اتودیکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
در لابه لای انبوهی از تصاویر تاریخ هنر، شاهد آثاری با موضوع جنگ هستیم. از منظر تماتیک نشانه های تصویری اکثر این آثار در حوزه هنرهای تجسمی بیانگر خشونت، مرگ، انحطاط و در برخی موارد فروپاشی تمدن انسانی است؛ اما از میان همه ی این جنگ ها، جنگ جهانی اول و دوم یکی از دهشناک ترین وقایع ضد انسانی به شمار می آید. پیش از وقوع جنگ نیچه فیلسوف آلمانی با نقد مدرنیته و ترویج این گزاره که «خدا مرده است» به تحلیل شرایط انسانی و معنای وجود پرداخت. او هشدار داد کهفقدان اصول معنوی در زندگی می تواند به نیهیلیسم منجر شود.با پایان جنگ جهانی اول جنبش هنری با عنوان«عینیت نو» ظهور یافت. این سبک از طریق نقد زیبایی شناسانه به بیان احساسات عمیق انسان عصر خود پرداخت. هنر تبدیل به رسانه ای برای انتقاد و تأمل درباره موجودیت انسانی و جستجوی معنا در دنیای پس از جنگ شد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه چگونگی بازتاب نیهیلیسم نیچه ای در آثارنقاشانه ی اتودیکس است و به این پرسش پاسخ می دهد که : چه نسبتی میان نیهیلیسم نیچه ای و آثار اتودیکس وجود دارد؟ پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، بنیادی است و ماهیتی تاریخی داشته و به روش توصیفی_تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که آثار نقاشانه اتودیکس به بیان تحولات سیاسی- اجتماعی انسان زمانه خود پرداخته و نسبت آرای نیچه به نیهیلیسم را از طریق رسانه نقاشی بازتاب داده است. او سبکی واقع گرایانه ترس، ناامیدی، فروپاشی فیزیکی و روانی جامعه تهی شده از معنا را چنان که نیچه پیشگویی کرده بود به تصویر کشید.
۱۵.

خوانش بصری سه نگاره از نسخه ورقه و گلشاه سلجوقی با نظر به اصول ادراک دیداری گشتالت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۰
منظومه ورقه و گلشاه در زمره قدیمی ترین آثار حماسی و عاشقانه ای است که در عصر سلجوقی تصویر شده است. پژوهش حاضر بر خوانش دیداری یکی از کهن ترین نسخ منظوم در کتاب آرایی ایرانی، از منظر ادراک دیداری گشتالت تمرکز دارد. ویژگی های ساختاری نگاره های این نسخه بستری مناسب جهت مطالعه تصویر براساس این نظریه را فراهم کرده است. گشتالت رویکردی است که ابتدا در روانشناسی و سپس در اوایل سده بیستم در مطالعات هنر مورد اقبال قرار گرفت. در عین حال، این رویکرد در خوانش نگارگری ایران کمتر مورد توجه بوده است. از این رو پژوهش حاضر برآن است به بررسی سه نگاره کمتر مخدوش شده از نسخه ورقه و گلشاه سلجوقی که دارای تعداد عناصر و فرم های متفاوتی هستند، بپردازد. هدف اصلی پژوهش بررسی ارتباط میان اصول هفتگانه گشتالت و ویژگی های بصری نگاره ها و تعیین میزان پراگنانس هر اصل و عامل در آثار منتخب بوده است. برای نیل به این هدف، این سوالات مطرح است: 1. مطالعه نگاره ها براساس نظریه ادراک دیداری گشتالت چگونه ارتباط کیفیات و عناصر بصری را آشکار می سازد؟ 2. پراگنانس هر یک از این اصول در هر نگاره به چه میزان است؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی -تحلیلی بوده و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر نتایج کاربردی و ازحیث روش کیفی است؛ منطق استدلال در پژوهش از نوع استقرایی می باشد. نتایج کلی تحقیق نشان می دهد بکارگیری اصول ادراک دیداری گشتالت در تحلیل نگاره ها موجب آشکار شدن ساختار بصری، انسجام ترکیب بندی و روابط میان عناصر شده و به درک روشن تر روایت و هدایت نگاه مخاطب کمک می کند.
۱۶.

بازنمایی قهرمان در سینمای جنگ ایران و غرب: مطالعه موردی شخصیت پردازی در موقعیت مهدی و نجات سرباز رایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
شخصیت پردازی قهرمان، از بنیادی ترین عناصر ساخت روایت در سینمای جنگ به شمار می رود؛ زیرا قهرمان نه تنها موتور محرک پی رنگ و انتقال دهنده ی معناست، بلکه بازتابی از ساختارهای زیبایی شناختی، فرهنگی، ایدئولوژیک و روان شناختی جامعه است. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمایی قهرمان در دو فیلم موقعیت مهدی و نجات سرباز رایان در بستر دو فرهنگ ایرانی و غربی می پردازد. پرسش اصلی آن است که این دو فیلم چگونه با بهره گیری از مؤلفه های درونی و بیرونی شخصیت، قوس تحول، و فرم های روایی، به بازنمایی متفاوتی از قهرمانی دست یافته اند. هدف پژوهش، واکاوی تطبیقی الگوهای شخصیت پردازی در دو اثر یادشده و تبیین تفاوت های گفتمانی و فرهنگی در بازنمایی قهرمان است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل روایت است. داده ها از طریق مشاهده ی مکرر فیلم ها، یادداشت برداری صحنه به صحنه، تحلیل ساختار پی رنگ، کنش های دراماتیک و بررسی زمینه های اجتماعی و فرهنگی استخراج شده اند. تحلیل بر اساس چهار مؤلفه ی اصلی انجام شده است؛ ویژگی های درونی شخصیت، عوامل بیرونی و زمینه ای، قوس تحول و شیوه ی بازنمایی روایی و فرمی. یافته ها نشان می دهد شخصیت مهدی باکری در موقعیت مهدی بر الگوی قهرمان آرمانی، اخلاق مدار و معنویت گرا استوار است. او شخصیتی تثبیت شده و متکی بر ایمان و تعهد جمعی است که کنش هایش در چهارچوب گفتمان دفاع مقدس معنا می یابد. در این روایت، تحول شخصیت بیشتر از جنس انکشاف است تا دگرگونی، و قهرمان در مسیر آگاهی درونی و تحقق رسالت اخلاقی حرکت می کند. در مقابل، کاپیتان جان میلر در نجات سرباز رایان، بازنمایی قهرمانی مدرن و فردگراست؛ شخصیتی واقع گرایانه و چندوجهی که در خلال مأموریت خود با بحران های اخلاقی و روان شناختی روبه رو می شود. تحول او از فرمانده ای وظیفه محور به انسانی آگاه و متحول، بازتابی از منطق روایی سینمای غرب و نگاه اگزیستانسیالیستی به قهرمانی است. درمجموع، تفاوت در ساختار درونی، زمینه های اجتماعی، نوع قوس تحول و فرم روایی در این دو فیلم، بیانگر دو منطق فرهنگی متمایز در بازنمایی قهرمان است؛ به گونه ای که یکی بر گفتمان جمع گرایانه و روح ایثار تکیه دارد و دیگری بر محور فردیت، تردید و مسئولیت اخلاقی استوار است. این تمایز نشان می دهد که قهرمان در سینمای جنگ صرفاً یک شخصیت دراماتیک نیست، بلکه برساخته ای فرهنگی و گفتمانی است که ارزش ها و باورهای بنیادین هر جامعه را در بطن روایت سینمایی بازتاب می دهد.
۱۷.

ساختارهای تخیل در فیلم ماهی بزرگ اثر تیم برتون با تاکید بر آراء ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۷۲
پژوهش حاضر به بازنمایی و تحلیل ساختارهای خیالی فیلم ماهی بزرگ اثر تیم برتون، با بهره گیری از نظرات ژیلبر دوران می پردازد. کسی که توانست خوانشی تخیّلی از متون کلامی و تصویری، با استفاده از دو منظومه روزانه و شبانه ارائه دهد. تکرارها و حشوهای معنایی را پیدا کند و آنگاه شباهت آنها را به طور ضمنی مشخص کند. لذا مسئله بنیادی آن است که کارکرد اصلی طرح تخیل در فیلم ماهی بزرگ چیست و چگونه می توان تصاویر هنری این فیلم را، بر اساس نظریات ژیلبر دوران، طبقه بندی کرد. بر این بنیان، هدف پژوهش حاضر، شناسایی رابطه میان خیال (اِدوارد بلُوم) و امر واقع (ویلیام بلُوم) در بستر رویدادهای داستان با استفاده از دو منظومه روزانه و شبانه ارائه شده توسط ژیلبر دوران می باشد. پژوهش حاضر با رویکردی بنیادی و با روش توصیفی–  تحلیلی بر موضوع تمرکز کرده و هم چنین داده ها بر مبنای مطالعه کتابخانه ای و الکترونیکی گردآوری شده است. یافته های این پژوهش بر این اذعان دارد که با بهرمندی از نظرات ژیلبر دوران، می توان دریافت که نگاه تخیل پرداز کارگردان، تا حدودی از ساختارهای منظومه روزانه و شبانه تخیل، اثر پذیرفته است. به نظر می رسد درمیان ساحت های سه گانه انسان ، قوه خیال واسطه ای میان ساحت انسانی و ساحت روحانی و به عبارتی، مرحله برزخی است.
۱۸.

تحلیل ریخت شناسانه ظرف پیکره های زرین فام با فرم هارپی، متعلق به عصر ایلخانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۰
پیکره سازی در ایران تقریبا با گام های اولیه تمدن در این سرزمین کهن آغاز می شود. در این میان ظرف پیکره ها، گونه های هنری فاخری هستند که علاوه بر دارا بودن جنبه های زیباشناسانه، کاربردی بودند و به فرم های گوناگونی از جمله اشکال انسانی، حیوانی، پرندگان و ریخت های تلفیقی (هارپی)، ساخته شده اند. در این میان، ظروف پیکره گون با فرم هارپی به سبب به همراه داشتن توأمانی دو پیکره انسان و حیوان، کمیاب بودن و هم چنین به لحاظ دارا بودن ساختار فرمی زیبا و ترکیب بندی دقیق، جایگاه ویژه ای را در بین دیگر اشکال دارا می باشند. با ورود اسلام به ایران و ساخت لعاب زرین فام، این لعاب درخشان با انعکاس طلاگونه اش به بستر آثار سفالی از جمله ظرف پیکره ها نیز راه پیداکرد و به دنبال آن ظرف پیکره های زرین فام کم نظیری به ویژه در عصر ایلخانی خلق گشتند که تا به امروز جایگاه بسیار ارزشمندی را به خود اختصاص داده اند. در این پژوهش قصد بر این است که ویژگی های ریختی و فرمی ظرف پیکره های زرین فام که با فرم هارپی و در دوره تاریخی ایلخانی ساخته شده اند، مورد مطالعه قرارگیرند. پرسش های مقاله حاضر این است که چه ویژگی های ریخت شناسانه ای در ظرف پیکره های زرین فام دوره ایلخانی که با فرم هارپی ساخته شده اند، مشهود است؟ و فرم و ریخت قالب در این ظروف پیکره گون چیست؟ برای دستیابی به پاسخ این سوالات در گام نخست تلاش شده که ظرف پیکره های زرین فام عصر ایلخانی که با فرم هارپی ساخته شده اند، معرفی گردند و در ادامه به منظور کشف ویژگی های ریخت شناسانه آن ها، فرم و ساختار آثار مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند. نتایج تحقیق نشان می دهند ظروف پیکره گون با فرم هارپی در عین رعایت دقیق اندازه ها، تناسبات و مولفه های ساختاری، نقوش زیبا و متعددی را به نمایش گذاشتهد و توأمانی همزمان دو پیکره، ارزندگی این آثار را در بین دیگر ظرف پیکره های زرین فام چندین برابر کرده است.
۲۰.

نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۵
مهرهای هخامنشی از مهم ترین شواهد باستان شناختی دوره ای هستند که در آن هنر و سیاست در خدمت جهان بینی شاهنشاهی قرار گرفت. این مهرها علاوه بر کارکرد اداری و تجاری، بستری برای بازنمایی مفاهیم سیاسی، دینی و آیینی فراهم کرده اند. نقوش مهرهای هخامنشی همچون متنی تصویری، بازخوانی اندیشه و باور دینی، مفهوم فرّه ایزدی و رابطه ی انسان و الوهیت در این دوره ی تاریخی را امکان پذیر ساخته اند. همچنین مطالعه ی نمادشناسانه ی این نقوش می تواند در فهم بهتر پیوند میان دین و سیاست و چگونگی مشروعیت بخشی پادشاهان هخامنشی نقش موثری ایفا نماید. هدف پژوهش، خوانش مفاهیم نماد شناسانه در نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی است و می کوشد لایه های معنایی پنهان در پس این تصاویر را آشکار سازد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که نقوش آیینی به کار رفته در مهرهای هخامنشی چه مفاهیم نمادین را بازتاب می دهند؟ ماهیت پژوهش حاضر توسعه ای و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد نمادشناسی است. گردآوری اطلاعات به شیوه ی کتابخانه ای-اسنادی و بر اساس منابع مکتوب و اسناد موجود در آرشیو موزه ها انجام شده است. پس از بررسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی از منظر نمادشناسی، این نتیجه حاصل شد که بسیاری از مهرها، صحنه های آیینی-نیایشی، حضور ایزدان، موجودات ترکیبی، اجرام آسمانی و نقوش گیاهی را به تصویر کشیده اند که ضمن ریشه داری در باورهای ایرانی، تحت تاثیر عناصر هنری میان رودان و سایر ملل باستان شکل گرفته اند. در این نقوش پرتکرارترین مفاهیم اقتدار، شکوه، برکت، زندگی و پایبندی به باورها و مقدسات، بوده و هنرمند هخامنشی با به تصویر کشیدن نقوش آیینی بر روی مهرها، سعی در ثبت و نمایش مراسم آیینی داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان