فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۰۱ تا ۱٬۵۲۰ مورد از کل ۱۳٬۰۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
این نوشتار تلاش دارد با نگاهی بر اساطیر و باورها و نیز نقشمایه های به جای مانده بر روی آثار هنری، کهن الگوی گیاه زندگی را در هنر مردمان ایران، میانرودان و مصر باستان تا آغاز دوران هخامنشی (هنگامه یکی شدن این فرهنگ ها) پیگیری کند، و در این راه با گردآوری داده های اسنادی کتابخانه ای و موزه ای، به پی جویی تحلیلی و تطبیقی ارتباط میان این فرهنگ ها بپردازد. این نوشتار بر اساس هدف از گونه پژوهش های بنیادی و از حیث ماهیت و روش از گونه پژوهش های تاریخی است. پرسش نخستین این پژوهش، بررسی سهم و اهمیت نقشمایه گیاه زندگی در هنر و اساطیر فرهنگ های ساکن ایران، میانرودان و مصر باستان است، و سپس به چیستی این مفهوم و چرایی جایگاه سترگ آن در میان این مردمان خواهد پرداخت. گیاه زندگی در چارچوب کهن الگوهایی چون درخت زندگی بخش، درخت کیهانی و سرچشمه رستنی ها و داروها در اندیشه بسیاری از ساکنان خاور باستان مکان ارجمندی دارد. گیاه آب، خاک، باد و آتش را به هم می آمیزد. با ریشه هایی در زیرزمین و ساقه ای بر روی آن و شاخسارهایی در آسمان مایه پیوند میان اجزای کیهان است. و باززایی فصلی آن نشانه ای از نامیرایی و فناناپذیری است.
بازتاب نگرش ذن و آیین چای در زیبایی شناسی راکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه جلوه های زیبایی شناسی ظروف راکوی ژاپنی با نگرش های مکتب ذن و آیین چای، موضوع اصلی این نوشتار را به خود اختصاص داده است. ذن مکتب رفتار و اندیشه بر پایه سلوک زاهدانه و ادراک ساده ترین کارهای زندگی است و الهام بخش هنرهای گوناگون از جمله آیین چای بوده است. مطالعه این مکتب و آیین چای- که خواستگاه اصلی ظروف راکو به شمار می آید، می تواند رابطه و تأثیر اندیشه های ذن و اصول آیین چای را بر خصوصیات ظروف راکو آشکار کند. این نوشتار با استفاده از روش کتابخانه ای، به بررسی عینیت نگرش های مکتب ذن در مراسم چای، و درک ملموس اندیشه ها و اصول آن ها در رابطه با ویژگی های ظروف راکو می پردازد. استفاده از ارکانی چون وابی و سابی، هماهنگی و آرامش اندیشه هایی است که پشتوانه های اعتقادیِ ظروفِ راکو را دربر می گیرد.
معرفی کتاب: تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران
حوزههای تخصصی:
هزار جلو هی زندگی
حوزههای تخصصی:
تبیین و بررسی شاخص های روش های تحقیق کاربردی در طراحی صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۸ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
67 - 74
حوزههای تخصصی:
برای انجام یک تحقیق، پس از آنکه نیازسنجی انجام گرفت و مسئله ای شناسایی شد، تعیین نحوه انجام تحقیق تا رسیدن به نتیجه مطلوب تحت عنوان روش تحقیق، از نخستین تصمیماتی است که در انجام هر پژوهشی می بایست اتخاذ گردد. واهمه از کنترل در تحقیق، همواره همه محققین حوزه های هنری و از آن جمله طراحی صنعتی را بر آن داشته تا به روش تحقیق مشخصی ارجاع نکنند و یا حداقل در بیان آن را مکتوم نگاه دارند. لذا این پژوهش به دنبال این پاسخ می باشد که آیا اصولاً روش های تحقیق در طراحی صنعتی بر مبنای علوم دیگر قابل تعیین و تعریف است و آیا با آنها تفاوت معناداری دارد. همچنین هدف دیگر این پژوهش این است که مشخص سازد انواع نمونه های تحقیقاتی در طراحی صنعتی در قالب کدام دسته از روش های تحقیق می گنجند. با این اهداف، این پژوهش با گردآوری تعاریف روش های تحقیق در علوم دیگر، آنها را از فیلتر طراحی صنعتی عبور داده و متناسب با نیازها و رویکردهای این رشته، مجدداً پرکاربردترین این روش ها را بازتعریف نموده و در نهایت با ارائه نمونه های کاربردی بر مبنای تحقیقات رایج در این رشته، محققین را در انجام پژوهش هایشان در مسیری صحیح یاری بخشد.
چیدمان چاپ دستی: روش مرمت کاغذ چاپ از دفترچه های چاپگران
حوزههای تخصصی:
تعامل ساختار و سبک در شکسته نویسی شفیعا، درویش و گلستانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
بررسی کاربرد نماد چشم جهان بین در طراحی شخصیت های انیمیشنی و مسکات ها در گرافیک امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تک چشم جهان بین یکی از معروف ترین و پرکاربرد ترین نمادهای مورد استفاده فرقه های انحرافی چون فراماسونری و شیطان پرستی به شمار می رود که در سال های اخیر، استفاده و به کارگیری از آن در شخصیت های انیمیشنی و مسکات ها بسیار رواج یافته است. تک چشم بودن، اشاره به دجال یا ضدمسیح در این فرقه ها دارد؛ دجال، ستم کاری است که در آخرالزمان مردم را گمراه خواهد کرد. این واقعیت، درهر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام مطرح شده است. وی شخصی شیطانی و نیرنگ باز است که به فریب تعداد زیادی از مردم می پردازد. این مقاله با هدف معرفی و شناساندن این نماد به اقشار مختلف جامعه و به ویژه هنرمندان و طراحان گرافیک نوشته شده است تا از این طریق آگاهی و شناخت نسبت به این نماد در سطح جامعه افزایش یافته و راه های مقابله با آن برنامه ریزی گردد. بدیهی است عدم توجه و آگاهی به این نماد و موارد مشابه، افراد را ناخواسته با اهداف این گروه ها همسو خواهد ساخت. این پژوهش با روش توصیفی و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مشاهده ای جمع آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از این نماد در موارد وسیع و گستره سبب می گردد تا ذهن بیننده به آن عادت کرده و با گذشت زمان نسبت به آن احساس مثبتی داشته باشد.
نگاهی انتقادی به پیشینه داخلی مطالعه موسیقی مردم پسند: پژوهشی پیرامون امکان شکل گیری حوزه میان رشته ای مطالعات موسیقی مردم پسند در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش بر روی موسیقی مردم پسند در ایران، در مقایسه با تولید و مصرف این موسیقی، دارای سابقه ای اندک است. فاصله طولانی میان تولید و مصرف موسیقی مردم پسند تا مطالعه بر روی آن زمانی قابل تامل است که بدانیم علی رغم وجود تجربه هایی در مطالعه موسیقی مردم پسند در ایرانِ سال های اخیر، هنوز شاهدِ انسجام نظری و روش شناختی در اینگونه مطالعات، آنگونه که پس از دهه 1970 میلادی در غرب رخ داده، نیستیم. در مغرب زمین به ویژه از دهه 1970 م.، شاهدِ تاسیسِ حوزه میان رشته ایِ «مطالعات موسیقی مردم پسند» با هویتی مستقل بوده ایم. تجربه غرب نشان می دهد تعین رشته ای این حوزه، پیش شرط اساسی جهت مندی پژوهش بر روی موسیقیِ مردم پسند و انسجام نظری و روش شناختی است. در این مقاله، هدف آن است که با بررسیِ تجربه های مطالعاتیِ داخلی بر روی موسیقی مردم پسند از طریق تحلیل متون انتشار یافته آنها در نشریات علمیِ منتخب، امکانِ شکل گیری حوزه میان رشته ای «مطالعات موسیقی مردم پسند» در ایران را مورد واکاوی قرار دهیم و به این سوال پاسخ گوییم که چرا تا کنون در ایران مطالعه موسیقی مردم پسند شکلی منسجم و جهت مند نیافته است.
گونه شناسی و نمادشناسی زیورهای لرستان در دوران مفرغ و آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار تلاش دارد با نگاهی بر زیورهای بازمانده از لرستان باستان، به گونه شناسی و نمادشناسی این هنر ارزشمند بپردازد. مهم ترین اهداف این پژوهش، بررسی تکنیک های ساخت و تزیین زیورهای لرستان و دسته بندی زیورهای لرستان برپایه شکل، جنس، کاربرد و نقشمایه ها است. پژوهشگران، این دست ساخته ها را حاصل هنر بومی منطقه می دانند که در فرآیندی دراز و با درآمیختن تجربه محلی با هنر فرهنگ های همجوار (آشور، بابل، ایلام، میتانی و اورارتو) و هنر اقوام مهاجری چون کاسیان، گوتیان، لولوبیان، هوریان و سکاها شکل گرفته است. زیورهای بررسی شده، دستکم دوازده جنس گوناگون دارند: مفرغ، آهن، شیشه، عقیق، لاجورد، صدف، سنگ های گوناگون، خمیرشیشه، عاج، استخوان، طلا و نقره. در بررسی این زیورها از دید فرم و کاربرد دستکم به دوازده گونه متفاوت برمی خوریم: سنجاق سر، دستبند، گردنبند، گوشواره، آویز، بازوبند یا پای آذین، انگشتر و مهر، پیشانی بند، سنجاق قفلی، دکمه، آینه و موبند. گستره تاریخی آثار موزه ای بررسی شده، دوران برنز و آهن در ایران (هزاره سوم تا هزاره نخست پ.م) را دربرمی گیرد. داده های پژوهش در یک بررسی کتابخانه ای و موزه ای گردآوری شده اند. روش پژوهش، مقایسه تطبیقی ساختار زیورها و گونه شناسی و دسته بندی آنها بوده است.
هاشورزنی و کتابت قرآن
گفتگو با توماس دیماند
حوزههای تخصصی:
معرفی مجموعه ی عکس باربارا روزنت هال، با عنوان «عکاسی مفهمومی 2011»؛ روایت هایی کوتاه از مواجهات روزمره
حوزههای تخصصی:
چیدمان گرافیک: هنر نساجی و پارچه بافی یزد در دوره درخشان صفوی
حوزههای تخصصی:
در دوران صفوی به سبب حمایت از بافندگان ایران، یزد و شهرهایی چون اصفهان، کاشان، رشت، مشهد، قم و تبریز از مهمترین و بزرگترین مراکز اصلی ابریشم بافی محسوب می شدند، در این دوره یزد به بافتن پارچه ای به نام دیباج معروف می گردد که گاه با تاری از نخ های زرین بافته می شد. همچنین پارچه مخملی زرین بافت یزد در حقیقت باارزش ترین منسوجات آن دوره محسوب گردید. به سبب حمایت شاه عباس از هنرمندان، هنر بافندگی نیز توسعه می یابد و بر کارگاه های بافندگی در شهرهای یزد، کاشان و نیز اصفهان اضافه می گردد و علاوه بر آن، در دوران صفوی، دوران طلایی در صنعت پارچه بافی ایران است که شاهد یک طبقه هنرمند به صورت بافنده و طراح هستیم، از جمله می توان به استاد غیاث الدین نقشبند یزدی و استاد معین مصور اشاره کرد که هردو از هنرمندان معتبر در دوره صفویه و اهل یزد بودند. هدف از پژوهش حاضر معرفی منسوجاتی است که در کارگاه های عصر صفوی، از پارچه های ابریشمی ساده، پارچه های ابریشمی نقش دار و مخمل های ابریشمی تولید و معمولاً خاص شاهزادگان و پرده و روپوش ها به کار می رفت. این پارچه ها به علت زیبایی و ارزشی که داشت اغلب از طرف پادشاهان صفوی به عنوان هدیه برای بزرگان کشورهای دیگر نیز فرستاده می شد. این نوشتار با مطالعه منابع کتابخانه ای و اسناد تصویری از موزه ویکتوریا آلبرت تنظیم شده است. در مجموع می توان گفت، مهمترین امتیاز دوره صفویه نسبت به دوره های دیگر از نظر بافندگی، قرابت زیاد هنر نقاشی با صنعت بافندگی است. این تجانس در آثار هنرمندان پیرو سبک غیاث نقشبند که از طرح های کوچک استفاده می کردند و در یک طرح گل با یکدیگر هماهنگی داشتند، به خوبی قابل تشخیص است.
چیدمان نقد هنری: تفسیری بینامتنی از یک عکس
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی زمان و گذر آن در عکس های یادگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دریافت و شناخت زمان در عکس های یادگاری، فرایندی نشانه شناسانه است. این فرایند بر اساس تعامل میان رمزگان درون و بیرون متن عکس ها، تعیین بازه زمانی را برای مخاطب ناآشنا به بافت- بر اساس سطح دانش مخاطب از انواع رمزگان_ امکان پذیر می سازد. پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای، به روش اسنادی- توصیفی انجام شده است و روش تحلیل رمزگان مرتبط با زمان در این مقاله بر اساس الگوی رمزگان "دانیل چندلر" است، فرض مقاله بر این است که مخاطب از طریق تحلیل انواع رمزگان فنی، اجتماعی و ادارکی می تواند به درک زمان و تعیین بازه زمانی در عکس نایل شود. گذر زمان نیز بر اساس نظریه معاصر استعاره "لیکاف" و با به کارگیری استعاره های چون "راه" و "حرکت" تبین می شود. نتیجه حاصل از به کار گیری این دو الگو (تحلیل رمزگان و استعاره) بیانگر آن است که زمان در عکس های یادگاری همواره میان گذشته، حال و آینده در گذر است، به عبارتی دیگر "گذر زمان" در عکس های یادگاری گذری دورانی است که از گذشته به حال یا آینده و بازگشت مجدد آن به گذشته در رفت و آمد است.
کارستان هنری آقا نجفعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۸ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
33 - 42
حوزههای تخصصی:
مهم ترین نکته ای که در این جستار ذهن نگارنده را به خود واداشته بود، این بود که آقا نجفعلی نقاشباشی دربار قاجار، برخلاف تصور شماری از هنرپژوهان، برادر محمد اسماعیل اصفهانی و یا فرزند میرزا بابا اصفهانی نبود بلکه با توجه به بعضی از قراین و شواهد و بویژه سند ازدواج دخترش شهربانو ملقب به صفیه سلطان، بنظر می رسد که فرزند کهتر محمد باقر، نقاش دوره زندیه و اوایل قاجاریه، بوده که نزدِ یکی از دوستان محمد باقر یعنی محمد صادق، هنر نقاشی لاکی و تذهیب و رنگ روغن را فرا می گیرد. او از آنجا که پدرش محمد باقر در دربار فتح علیشاه کار می کرده، وارد امور هنری دربار می شود و از قرار معلوم در دوره محمد شاه به لقب نقاشباشی دست می یابد و کار هنری او بیشتر آثار لاکی از قبیل قلمدان سازی و قاب آینه و غیره بوده تا اوایل دوره ناصرالدین شاه ادامه می یابد . نگارنده با توجه به سه اشاره و یا اطلاعاتی که در منابع آمده با شیوه استقرایی و امعان نظر به سه فرآیند وصف، ارزیابی و تحلیل، به بازسازی زندگی هنری او پرداخت و در پی اثبات فرضیه یاد شده برآمد و تلاش کرد تا بطور مستند به دواعی مطرح شده در فرضیه دست یابد.