ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۱۲۱ تا ۳۰٬۱۴۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۱۲۱.

کاربرد نمادهای شیعی در آثار هنرمندان پیشگام جنبش سقاخانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۱
اصطلاح «سقاخانه» در هنر ایرانِ عصر پهلوی، در ابتدا برای توصیف آثار هنرمندانی استفاده شد که برخی عناصر موجود در آیین شیعی را در آثار نوگرای خود به کار گرفتند. این عناصر یا نمادهای شیعی، بیش از همه در آثار هنرمندان پیشگام جنبش سقاخانه شامل: پرویز تناولی، فرامرز پیلارام، حسین زنده رودی، ژازه طباطبایی، صادق تبریزی و ناصر اویسی اخذ گردید که هر کدام رمزگان تصویری خاص خود را داشتند و بر هنرمندان دوره پسین جنبش تاثیر به سزایی گذاشتند. پژوهش حاضر با روش تاریخی-تحلیلی و استناد بر منابع کتابخانه ای-الکترونیکی مبتنی بر تصاویر و عکس های موجود از آثار برجسته جنبش سقاخانه، به این پرسش پاسخ می دهد: در خلق آثار هنرمندان پیشگام جنبش سقاخانه ، چه نمادهای شیعی به کار رفته؟ و چه مفاهیمی را در برداشته است؟ هدف از این پژوهش، شناسایی نمادهای شیعی به کار رفته در آثار هنرمندان پیشگام جنبش سقاخانه ای و درک کیفیت محتوایی و تصویری آن ها و همچنین شناخت رابطه ی نمادهای شیعی موجود در آثار هنرمندان پیشگام جنبش سقاخانه، با اعتقادات دینی و مذهبی شیعیان است. نتایج تحقیق بیانگر این نکات هستند که هنرمندان پیشگام جنبش سقاخانه، بیش از همه از نمادهای شیعی: دست، اسب، علم، ضریح و ادعیه در آثار خود بهره گرفتند که با هدف هویت بخشیدن به این جریان هنری و بازگویی مهمترین رویدادهای تاریخ شیعیان ازجمله واقعه جانسوز قیام کربلا، به زبان تصویر و نماد، در دوران خفقان فکری و مذهبی عصر پهلوی، به کار گرفته شدند.
۳۰۱۲۲.

الگوهای سکونت و معیشت در خانه های تاریخی نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۹
بیان مسئله: خانه، در طول تاریخ و فرهنگ ایران، نه تنها مأمن سکونت که بستر فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بوده است. شیوه های گوناگون معیشت، نقش های متنوعی برای خانه رقم می زدند؛ به گونه ای که خانه ها به مثابه مراکز تولید و کار، نقشی کلیدی در تأمین نیازهای خانواده و همچنین خودکفایی شهرها ایفا می کردند. این شهر، به سبب اهمیت اقتصادی و جایگاه بازرگانی خود در دوران صفویه و قاجار، نمونه ای شایان توجه از این الگوی سکونت است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف واکاوی عرصه های زیستی و معیشتی در خانه های تاریخی نجف آبادِ اصفهان انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش، با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش های توصیفی-تحلیلی و مطالعه موردی، به بررسی این خانه ها پرداخته است.  برای فهم دقیق تر پیوند میان کار و سکونت، ابتدا اقتصاد بومی نجف آباد در زمان شکل گیری این خانه ها مطالعه شد؛ سپس، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مصاحبه های میدانی با افرادی که تجربه زیستن در این خانه ها را داشتند، فعالیت های اقتصادی و معیشتی در ساختار کالبدی این بناها شناسایی شد.نتیجه گیری: خانه های تاریخی بررسی شده در این پژوهش با توجه به پیشه و جایگاه اجتماعی صاحبانشان به دو دسته الگوی عامه نشین و اعیان نشین شناسایی شدند؛ که هریک از این دسته الگوها، با ویژگی های کالبدی و رفتاری متمایز، سهمی اساسی در تأمین نیازهای خانواده ها و ارزاق شهر اصفهان داشتند.
۳۰۱۲۳.

مطالعه پیامدهای اشاعه تن زیبایی شناسی و رویکردهای معرف آن در تئاتر معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۶
تن زیبایی شناسی، به عنوان یک فلسفه نوین، توسط ریچارد شوسترمن، فیلسوف پراگماتیست آمریکایی در دهه ۱۹۹۰ و در برابر متافیزیک ایده و دوگانه انگاری کلاسیک «ذهن بدن» در سنت فلسفی غرب مطرح شده است. تن زیبایی شناسی داعیه بازگشت به «تن» و اعاده مشروعیت به «ادراک حسی» در سنت زیبایی شناسی غربی را دارد. تن زیبایی شناسی با الهام از ایده «فلسفه به مثابه هنر زیستن»، فلسفه پراگماتیسم، سنت های تنانه دیگر فرهنگ ها (به ویژه سنت های شرقی) و روش های درمانی روان تنی مدرن غربی، شالوده خود را بر پرورش بهبودبخش بدن (به عنوان کانون ادراک حسی) و خودبهبودی خلاقه استوار ساخته است. تن زیبایی شناسی از حوزه زیبایی شناسی فراتر رفته و بسیاری از حوزه های دانش را درگیر کرده و زمینه گسترده ای را برای تحقیقات مشارکتی، میان رشته ای و فرافرهنگی گشوده است. تن زیبایی شناسی، به واسطه رویکرد ویژه اش به بدن، نه تنها در تئاتر معاصر، بلکه در هنرهایی که به نظر نسبت وثیقی با بدن ندارند، با استقبال گسترده ای روبه رو شده است. مقاله حاضر، به شیوه توصیقی تحلیلی و با هدف مطالعه نتایج و پیامدهای گسترش تن زیبایی شناسی و رویکردهای معرف آن در تئاتر معاصر نگارش یافته است. پرسش اصلی این است که «اشاعه تن زیبایی شناسی و رویکردهای معرف آنچه پیامدهای کلانی در تئاتر معاصر داشته است؟» یافته های این پژوهش نشان می دهد، گسترش آگاهی تن زیبایی شناختی و استقبال از رویکردهایی که ذیل تن زیبایی شناسی تعریف می شوند، ۱. چرخش مفهومی عناصر تئاتر (در راستای طرح چرخش ادراکی تنانه)، ۲. تقویت و تکثیر الگوهای تئاتری روان تنی، ۳. تغییر پارادایمیک الگوهای آموزش تئاتر، ۴. تقویت پیوند تئاتر با سایر حوزه های دانش و ۵. تعامل میان بدن و فناوری های نوین را زمینه سازی کرده است.
۳۰۱۲۴.

پژوهشی در شناخت محسن دوَلّو طراح گرافیک و کاریکاتوریست ایرانی در سال های 1370- 1320 ه. ش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
از سال ۱۳۲۷ ه.ش با تجدید حیاتِ دوباره ی سینمای ایران، فعّالیّت خطّاطان و نقّاشان در این حوزه گسترده تر شد. در دهه ی 1340 ه.ش محسن دوَلّو، علی اکبر صادقی و عبّاس مظاهری از شناخته شده ترین هنرمندان طراح پلاکارد و سردرهای سینمایی در ایران بودند. محسن دوَلّو علاوه بر کاریکاتور در زمینه ی طراحی پوستر برای سینماها و ساخت دکور برای تئاتر نیز فعّالیّت می کرد. بسیاری از پوسترهای فیلم ساخته شده در اواخر دهه ۳۰ ه.ش و دهه ۴۰ ه.ش سینمای ایران با امضای دوَلّو به یادگار مانده است. او در این دهه نزدیک به ۱۰۰ پوستر و سردر سینمایی طراحی کرد. اما پس از انتشار مجله ی کاریکاتور، فعّالیّت خود را در عرصه ی طراحی پوستر سینمایی محدود نمود به طوری که آخرین پوسترهای سینمایی او در سال ۱۳۴۹ طراحی شدند. پژوهش حاضر باهدف معرّفی محسن دوَلّو، نگاهی به فعّالیّت های این هنرمند در حوزه ی طراحی پلاکارد و پوستر های سینمایی دارد و از این رو در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که: پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو دارای چه ویژگی می باشند؟ این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته از منظر هدف، توسعه ای است و از منظر داده، کیفی به شمار می آید. روش یافته اندوزی، بهره گیری از اسناد مکتوب و منابع معتبر اینترنتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو با تکیه بر قدرت دست در نقّاشی، پرداخت دقیق جزئیات، تایپوگرافی خلّاقانه و با تأکید بر عنصر تصویری چهره و بدن بازیگران تولیدشده است. ترکیب بندی اغلب آثار او به تقلید از پوسترهای آمریکایی، چیدمان پرتره ها بود و حضور ایده در پوسترهای او کم تر به چشم می خورد.
۳۰۱۲۵.

تأثیر تخریب نمک ها در سنگ های ازاره ی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
سنگ های ازاره ی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمک های مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیب هایی از قبیل پوسته شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده است. در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمک های موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگ های ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیب شناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از این رو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شامل آنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS به صورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روش های شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگ ها، شناسایی ماهیت نمک های موجود در سنگ ها با استفاده از روش های شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگ های آزمایشی تحت شرایط شبیه سازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگ ها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایش های ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ به کار رفته در ازاره ی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمون های فیزیکی شامل تخلخل سنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حمله ی نمک ها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخه های انحلال و باز تبلور نمک ها دارد. چرخه های تر و خشک شدن و تبلور نمک های محلول که شامل نمک های نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگ های توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگ ها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یون های نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمک ها با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگ های توف می شود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی زدودن چرکی ها و نمک های سطحی موجود، روش های مبتنی بر پاک سازی کاهش نمک می باید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمک های باقی مانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگ ها جلوگیری به عمل آید.
۳۰۱۲۶.

مدلیابی مولفه های موثر بر الگوهای معماری به منظور تأثیر ابزارهای تعاملی بر افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۴
در سال های اخیر، کیفیت فضاهای آموزشی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای یادگیری و رشد ذهنی کودکان مورد توجه فزاینده ای قرار گرفته است. کودکان، به دلیل ویژگی های خاص روان شناختی و ادراکی، واکنش های متفاوتی نسبت به محیط پیرامون خود نشان می دهند؛ واکنش هایی که می تواند به طور مستقیم بر میزان تمرکز، مشارکت فعال و کیفیت فرآیند یادگیری آنان اثرگذار باشد. از این رو، طراحی فضاهای آموزشی نه تنها یک امر کالبدی، بلکه یک ضرورت تربیتی و شناختی به شمار می آید. بیان مسئله در این پژوهش از این نگرش سرچشمه می گیرد که محیط های آموزشی صرفاً ظرفی برای آموزش نیستند، بلکه خود به مثابه یک "ابزار یادگیری" عمل می کنند. تجربه های حسی، ادراکی و تعاملی کودکان در این فضاها، می تواند بنیان شکل گیری حضور ذهن، تقویت توجه و ارتقای توانایی های شناختی آنان را فراهم آورد. به ویژه در شرایط کنونی که ابزارهای تعاملی و فناوری های نوین به بخش جدایی ناپذیر زندگی کودکان تبدیل شده اند، بررسی نقش این عناصر در ارتقای کیفیت آموزش ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر، مدلسازی مؤلفه های مؤثر بر الگوهای معماری با تأکید بر کارکرد ابزارهای تعاملی در افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل معلمان، معماران، طراحان آموزشی و والدین کودکان است و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. تحلیل داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی همچون طراحی انعطاف پذیر فضا، بهره گیری از نور و رنگ طبیعی، گرافیک های محیطی و به کارگیری فناوری های تعاملی، به طور معناداری بر افزایش حضور ذهن و تمرکز کودکان در محیط های آموزشی اثر می گذارند. نتایج به دست آمده می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و معماران در جهت خلق محیط های یادگیری کارآمدتر و کودک محور مورد استفاده قرار گیرد.
۳۰۱۲۷.

Presenting the Internet of Things (IoT) Technology Framework for Realizing Urban Smart Housing (Case Study: District 6 of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۷
The role of smart technologies, particularly the Internet of Things (IoT), has been recognized as a promising tool in achieving urban sustainable development goals and advancing toward smart cities. The present study aims to investigate the role of IoT technology in realizing urban smart housing in District 6 of Tehran. The research employs a descriptive-analytical method, examining indicators of IoT technology and smart housing. First, the dimensions and components of the research were identified, and the results were analyzed using statistical tests. The collected data were analyzed using Amos software, and the final research model was developed. The findings indicate that achieving an urban economy is the primary requirement for smart housing in District 6, followed by the adoption of a smart lifestyle. Interviews with experts and urban managers revealed that current policies for implementing urban smart housing are not in a favorable state, and policy changes are necessary to move toward Smartization. Therefore, there is a consensus between citizens and urban managers regarding the state of policies, suggesting that urban management should strive to improve the level and quality of life for residents, based on their demands and the existing indicators in District 6 of Tehran, by implementing the principles and components of smart housing.
۳۰۱۲۸.

مروری بر مفهوم و اقدامات راهبردی حفاظت پیشگیرانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۵
حفاظت از میراث فرهنگی مجموعه ای گسترده از اقدامات و رویکردها را در بر می گیرد که با هدف حفظ، حراست و انتقال آثار فرهنگی به نسل های آینده انجام می شود. یکی از چالش های اساسی این حوزه، پیشگیری از زوال و آسیب های احتمالی به آثار است، چرا که تغییرات و فرسودگی در طول زمان، جزئی طبیعی و اجتناب ناپذیر از ماهیت مواد به شمار می رود و عوامل محیطی و انسانی نقش مهمی در تسریع این روند دارند. در این راستا، حفاظت پیشگیرانه به عنوان رویکردی علمی و جامع مطرح است که با کنترل و مدیریت تغییرات اجتناب ناپذیر، به کندسازی، به تعویق انداختن یا متوقف ساختن تخریب آثار می پردازد. پرسش اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه حفاظت پیشگیرانه می تواند فراتر از تنظیم شرایط محیطی، با بهره گیری از مجموعه ای هماهنگ از روش ها و ابزارها، اثرگذاری خود را در حفظ میراث فرهنگی افزایش دهد. این اقدامات شامل مستندسازی دقیق، استفاده از فناوری های نوین مانند مدل سازی و شبیه سازی دیجیتال، پایش و کنترل پیوسته شرایط محیطی، به کارگیری روش های بهینه برای نگهداری و جابه جایی آثار، برنامه ریزی مدیریت بحران و آموزش مستمر مخاطبان در سطوح تخصصی و عمومی، تنظیم قوانین حقوقی و بیمه آثار می شود. همچنین، موفقیت برنامه های حفاظت پیشگیرانه مستلزم همکاری میان رشته ای و هماهنگی میان متخصصان حوزه های مختلف نظیر مرمت، مدیریت ریسک، حقوق میراث فرهنگی و آموزش است. شناخت دقیق مخاطرات و تهدیدها، ارزیابی مستمر و اولویت بندی مسائل حفاظتی نیز از دیگر ارکان مهم این فرایند به شمار می رود. این مقاله با مرور تحلیلی این ابعاد، نقش کلیدی حفاظت پیشگیرانه را در تضمین بقای بلندمدت میراث فرهنگی و ارتقای پایداری این سرمایه های ارزشمند بشری بررسی می کند و چارچوبی کلی برای تدوین راهبردهای مؤثر در این زمینه ارائه می دهد.
۳۰۱۲۹.

سبک سازی در معماری ایران از راهکار سازه ای تا ترکیب با فضای معماری با تأکید بر گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۵
معماران ایرانی برای پایدارسازی سازه های تاریخی، به جای افزودن پیچیدگی، به کاهش وزن و سبک سازی بنا می پرداختند. زیبایی ظاهری نیز برای آنان اهمیت داشت و در این راستا، راهکارهایی ابداع می کردند که علاوه بر کاهش وزن، زیبایی و کارایی سازه را هم حفظ کنند، و سبک سازی در معماری ایران ابتدا یک راهکار سازه ای ساده بود؛ ولی در ادامه معماران توانستند این راهکار سازه ای با راهکارهای معمارانه ترکیب کنند و در عین سبک سازی، فضاهای زیبای معماری خلق کنند و مقبره محمد خدابنده در سلطانیه به عنوان بزرگ ترین بنای آرامگاهی دوران اسلامی ایران عالم یکی از سازه های پیچیده ای می باشد که فنون سبک سازی ترکیبی مانند: صندوقه کردن، کنوبندی، قید کردن در آن به کار رفته است. به نظر می رسد این راهکار ترکیبی سازه و معماری می تواند یکی از مؤثرترین عوامل پایداری گنبد سلطانیه محسوب شود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است؛ راهکارهای سبک سازی در سازه های تاریخی از یک راهکار ساده سازه ای تا ترکیب سازه با معماری برای زیبای در عین توجه به الزامات سازه ای در معماری ایران چگونه بود و در گنبد سلطانیه این موارد چطور کاربست یافته است؟ این تحقیق از لحاظ هدف از تحقیق های بنیادی می باشد که به روش توصیفی-تحلیلی کار شده است و جمع آوری اطلاعات و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای در حوزه سبک سازی و انواع آن با به همراه پیمایش های میدانی در نمونه مطالعاتی بود و نتایج تحقیق نشان داد استفاده از فنونی چون کم شدن ضخامت از پاکار تا رأس گنبد، استفاده از گنبد دو پوسته و هم چنین وجود ایوان های داخلی و خارجی، موجب کاهش وزن سازه در کنار ایجاد فضاهای معماری منحصربه فرد می باشد.
۳۰۱۳۰.

ارزیابی خلاقیت هوش انسانی و ماشینی در روند طراحی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۹۲
ابزارهای هوش مصنوعی با قابلیت تطبیق پذیری بالا، توانایی تعامل با مؤلفه های مختلف محیطی همچون نور، صدا، گرما، باد، و تغییرات وضعیت انسان را بدون دخالت مستقیم انسانی دارند. این ابزارها می توانند راه حل هایی متنوع و بهینه شده براساس داده های ورودی و الزامات طراحی ارائه دهند. با این حال، تفاوت های بنیادین میان هوش مصنوعی و هوش انسانی همچنان قابل توجه است. ماشین ها عمدتاً در انجام وظایف محاسباتی سنگین، پردازش داده های حجیم و تحلیل های الگوریتمی بسیار توانمندند، اما ساختار انعطاف پذیر ذهن انسان، قدرت یادگیری تجربی، و توانایی استدلال انتزاعی و خلاقیت مستقل را در اختیار ندارند. در این پژوهش، برای مقایسه ویژگی های خلاقیت در تولیدات انسانی و ماشینی، هفت اثر برجسته معماری با استفاده از هوش مصنوعی MidJourney بازطراحی شده اند. سپس با تدوین پرامپت های اختصاصی و تحلیل داده های بازتولیدی، میزان خلاقیت در آثار ماشین محور و انسانی مقایسه شده است. ارزیابی با مشارکت ۱۰۵ دانشجوی معماری آشنا با مفاهیم پایه ای هوش مصنوعی، از طریق نظرسنجی اینترنتی انجام شد. برای تحلیل داده ها از مقیاس لیکرت پنج درجه ای و روش دلفی فازی استفاده شده است. افزون بر آن، با انجام مصاحبه های عمیق با پنج عضو هیئت علمی متخصص در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، امکان الگوریتم سازی مفهوم خلاقیت در هوش مصنوعی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی قادر به بازتولید جلوه هایی از خلاقیت بصری است، اما از نظر عمق، تنوع، و اصالت، فاصله محسوسی با خلاقیت انسانی دارد. این مطالعه بستری نظری و تجربی برای بهره برداری مؤثر و هم افزای هوش مصنوعی در طراحی معماری فراهم می سازد.
۳۰۱۳۱.

نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۸
مهرهای هخامنشی از مهم ترین شواهد باستان شناختی دوره ای هستند که در آن هنر و سیاست در خدمت جهان بینی شاهنشاهی قرار گرفت. این مهرها علاوه بر کارکرد اداری و تجاری، بستری برای بازنمایی مفاهیم سیاسی، دینی و آیینی فراهم کرده اند. نقوش مهرهای هخامنشی همچون متنی تصویری، بازخوانی اندیشه و باور دینی، مفهوم فرّه ایزدی و رابطه ی انسان و الوهیت در این دوره ی تاریخی را امکان پذیر ساخته اند. همچنین مطالعه ی نمادشناسانه ی این نقوش می تواند در فهم بهتر پیوند میان دین و سیاست و چگونگی مشروعیت بخشی پادشاهان هخامنشی نقش موثری ایفا نماید. هدف پژوهش، خوانش مفاهیم نماد شناسانه در نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی است و می کوشد لایه های معنایی پنهان در پس این تصاویر را آشکار سازد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که نقوش آیینی به کار رفته در مهرهای هخامنشی چه مفاهیم نمادین را بازتاب می دهند؟ ماهیت پژوهش حاضر توسعه ای و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد نمادشناسی است. گردآوری اطلاعات به شیوه ی کتابخانه ای-اسنادی و بر اساس منابع مکتوب و اسناد موجود در آرشیو موزه ها انجام شده است. پس از بررسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی از منظر نمادشناسی، این نتیجه حاصل شد که بسیاری از مهرها، صحنه های آیینی-نیایشی، حضور ایزدان، موجودات ترکیبی، اجرام آسمانی و نقوش گیاهی را به تصویر کشیده اند که ضمن ریشه داری در باورهای ایرانی، تحت تاثیر عناصر هنری میان رودان و سایر ملل باستان شکل گرفته اند. در این نقوش پرتکرارترین مفاهیم اقتدار، شکوه، برکت، زندگی و پایبندی به باورها و مقدسات، بوده و هنرمند هخامنشی با به تصویر کشیدن نقوش آیینی بر روی مهرها، سعی در ثبت و نمایش مراسم آیینی داشته است.
۳۰۱۳۲.

تحلیلی بر طرح و نقش کمان در سنگ قبرهای اسلامی موزۀ باستان شناسی شهرستان خلخال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۴
هنر اسلامی، با توجه به ویژگی های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی خود، همواره به عنوان یک زبان نمادین در انتقال مفاهیم دینی و اجتماعی عمل کرده است. در این میان، سنگ قبرهای اسلامی با ترکیب عناصر هنری و معنوی، به ویژه ازطریق نقوش خاص، نمادهایی چون کمان را در خود جای داده اند؛ نقش کمان به عنوان نمادی از سلاح و قدرت نظامی جایگاه ویژه ای دارد. شهرستان خلخال، با تاریخ کهن و فرهنگ غنی، یکی از مناطق مهم در نگه داری و نمایش این سنگ قبرها به شمار می رود. موزه باستان شناسی خلخال دارای انواع سنگ قبر با اشکال گوناگون است که بازتاب دهنده تنوع هنری و فرهنگی این منطقه هستند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، انجام شده. داده های تحقیق ازطریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی گردآوری شده اند و نقوش کمان در پنج نمونه سنگ قبر صندوقی و گهواره ای تحلیل و مستندسازی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش کمان در این سنگ قبرها، علاوه بر جنبه های زیبایی شناسی، معنایی عمیق از پیوند میان زندگی دنیوی و اُخروی و نمادی از استحکام در برابر گذر زمان را به تصویر می کشد. کمان ها معمولاً با دیگر نمادهای تزئینی مانند: گل ها، گیاهان و نگاره های هندسی ترکیب شده اند که زبان بصری پیچیده ای از مفاهیم دینی و فرهنگی را منتقل می کنند. بررسی تطبیقی این نقوش با نمونه های مشابه از سایر مناطق نشان می دهد که سنگ قبرهای دارای نقش کمان عمدتاً از نوع صندوقی بوده و این نقش ها غالباً همراه با شمشیر به کار رفته اند. این یافته ها بر اهمیت حفظ و مستندسازی این آثار تأکید دارند و به عنوان نمادهایی از هویت فرهنگی و تاریخی جامعه اسلامی نقش به سزایی در انتقال مفاهیم مذهبی و اجتماعی دارند.
۳۰۱۳۳.

بررسی پتانسیل گردشگری میراث زمین شناسی های بند پی شرقی شهرستان بابل با استفاده از مدل GAM و کوبالیکوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۷
ژئوگردشگری یکی از رشته های تخصصی اکو گردشگری است که در دهه های اخیر امری مهم جهت درآمد زایی و توسعه اقتصادی برای مناطق مختلف و کشورها تلقی می شود. در پژوهش حاضر با توجه به اهمیت موضوع گردشگری بخش بندپی شرقی شهرستان بابل (به علت برخورداری ژئومورفوسایت های فراوان و توانمندی های ژئوتوریستی)، این منطقه با استفاده از مدل گام (GAM ) او مدل کوبالیکوا مورد بررسی قرار گرفت.  جهت مطالعه و شناخت ویژگی های مناطق توریستی منطقه مورد تحقیق،  5 میراث زمین شناسی شامل (سجاد رود، شیخ موسی، آبشار کیمون، دراز کش، آبگرم ازرود) انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است که شیوه گردآوری داده ها در آن به صورت ارائه 31 پرسش نامه به کارشناسان بوده است. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل GAM و آزمون های آماری از SPSS.26  استفاده است. نتایج تحقیق نشان داد که، با توجه به میانگین کلی و رتبه بندی حاصل در مدل GAM از نظر ارزش های اصلی بیشترین مقدار با کسب امتیاز ۷۹/۰ متعلق به آبگرم ازرود است و آبشار شیخ موسی نیز در جایگاه دوم قرار دارد. از لحاظ ارزش های مکمل یا مازاد نیز آبشار شیخ موسی با امتیاز ۷۷/۰ بالا ترین مقدار را دارا است و در مجموع از نظر ارزش های اصلی و همچنین ارزش های مازاد سجاد رود به ترتیب با کسب امتیاز ۲۷/۰ و ۵/۰ از کمترین مقدار برخوردار است. بر اساس مجموع امتیازات حاصل از مدل کوبالیکوا (بیانگر ارزش های کلی است)، میراث زمین شناسی شیخ موسی بیشترین امتیاز 25/12 کسب کرده و کمترین امتیاز با مقدار 75/6 متعلق به میراث زمین شناسی کیمون است. نتایج تحقیق حاضر می تواند در امر برنامه ریزی مدیریت گردشگری منطقه بند پی شرقی برای مسئولان مرتبط کمک بکند.
۳۰۱۳۴.

The Role of Form Structure in the Formation of Place Identity and the Emergence of Social Interactions in Qazvin Bazaar(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۲
The transformation of urban living patterns and the decline of social interactions in contemporary urban spaces have heightened the urgent need to reassess the role of formal structure in creating meaning and strengthening place identity. This study aims to explore how the components of formal structure contribute to enhancing the significance of social interactions that stem from place identity. The importance of this research lies in recognizing that formal structure, beyond its physical dimension, holds perceptual, cultural, and behavior-oriented potentials for generating meaning, shared experiences, and collective memory. Employing a mixed-methods approach (qualitative and quantitative) with a descriptive-analytical framework, data were collected through field studies, technical surveys, and analyzed statistically using SPSS software. The historic Qazvin Bazaar, with its rich historical and social identity, was selected as the representative case study. The findings reveal that seven dimensions of formal structure—centrality, functionality, movement, visual and sightlines, physical form, spatial connections, and spirituality—significantly influence social interactions and the overall sense of belonging to place. Furthermore, the results demonstrate that the interrelation between physical form, spatial legibility, and perceptual experience provides a fertile and dynamic ground for the reproduction of collective memory. In this respect, historic spaces such as the Qazvin Bazaar are capable of sustaining cultural values while simultaneously playing a more active role in strengthening and revitalizing social interactions. Consequently, attention to the qualitative and multidimensional aspects of formal structure should be regarded as a fundamental strategy for future urban planning and design, positioning it as a key factor in enhancing place identity and ensuring the long-term sustainability and vitality of urban life.
۳۰۱۳۵.

Repositioning the Role of Narrative and Narrative Inquiry in Urban Planning: A Systematic Review Based on the PRISMA Framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۹
Narrative inquiry has emerged as a pivotal approach for analyzing human processes and experiences in urban planning. This study employs a systematic review methodology based on the PRISMA framework to explore the role and positioning of narrative and narrative inquiry in addressing contemporary urban challenges. From an initial pool of 327 English-language sources, a refined process involving rigorous inclusion/exclusion criteria, screening, and citation chaining identified 27 key references (85% journal articles, 15% books; mean publication year: 2017). Findings, supported by quantitative trends (e.g., 75% growth in narrative studies post-2016, 48% focusing on participation, Table 3), reveal that narratives—categorized as for, in, and of planning (Ameel, 2017, 2020, 2022)—enhance stakeholder dynamics, place identity, and social decision-making, aligning with Clandinin and Rosiek’s (2007) polyphonic narratives and Sandercock’s (2003) transformative typologies. The integration of these narratives fosters interdisciplinary linkages across urban studies, architecture, and sociology, yet gaps persist in inclusivity (33% addressing identity/heritage, Table 3) and technological adoption (15%, Table 6). Thematic analysis using NVivo 12 (r = 0.65 interconnectivity) highlights the need for justice-oriented and context-sensitive approaches. Narrative inquiry facilitates interdisciplinary planning methodologies, forging robust linkages among urban studies, architecture, and sociology, while identifying critical gaps, such as inclusivity and technological integration.
۳۰۱۳۶.

مرور دامنه ای بر مطالعات دلبستگی به مکان با تأکید بر رابطه آن با حس مکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۴
مفاهیم حس مکان و دلبستگی به مکان به عنوان هسته مطالعاتِ پیوند عاطفی انسان با محیط اهمیت زیادی دارند. بااین حال، در ادبیات پژوهشی، ابهام مفهومی و تداخل معنایی گسترده ای میان این دو اصطلاح وجود دارد، به نحوی که غالباً به جای یکدیگر و بدون تبیین مرزهای نظری دقیق به کار برده می شوند. این سردرگمی، دقت روش شناختی و توسعه نظری در این حوزه را با چالش مواجه ساخته است. هدف و مسئله اصلی این پژوهش، دستیابی به یک چهارچوب تحلیلی شفاف از طریق مرور نظام مند است تا تفاوت ها، شباهت ها و روندهای مطالعاتی این دو مفهوم کلیدی را مشخص کند و با رفع ابهام موجود، به استحکام مبانی نظری تحقیقات آینده کمک کند. پژوهش حاضر، از رویکرد مرور دامنه ای با استفاده از استانداردهای پریزما بهره می برد. با جست وجو در پایگاه های علمی و ارزیابی کیفیت، از مجموع ۵۰۰ مقاله اولیه، تعداد ۳۶ مقاله مرتبط با تمایز مفهومی انتخاب و سپس تحت تحلیل محتوای کیفی عمیق قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که این دو مفهوم علاوه بر همپوشانی، دارای تفاوت های ماهوی هستند: «حس مکان» سازه ای انتزاعی، پدیدارشناسانه و فاقد ابزار سنجش مستقیم و جهانی است. در مقابل، «دلبستگی به مکان» عینی تر، ملموس تر و دارای تعاریف ثابت تر و ابزارهای اندازه گیری شفاف تری است. این تمایزها توضیح می دهد که چرا «دلبستگی به مکان» از سال ۲۰۱۶ توجه علمی بیشتری را به خود جلب کرده و در تحقیقات تجربی محبوبیت بیشتری یافته است. نتیجه گیری (بازنگری ساختاری) این مرور بر ضرورت استفاده دقیق از اصطلاحات بر اساس تفاوت های آن ها در ابعاد ذهنی در برابر عینی، قابلیت اندازه گیری و زمانمندی شکل گیری تأکید می کند. ارائه این چهارچوب مفهومی شفاف، راهنمای روش شناختی ارزشمندی برای پژوهشگران فراهم آورده و به جلوگیری از نتایج متناقض و تقویت بنیان های تئوری در مطالعات پیوند انسان و مکان یاری می رساند.
۳۰۱۳۷.

بررسی نقش و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در تهیه طرح های سامان دهی و بازآفرینی بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: پژوهش حاضر به دنبال این هدف است که جایگاه و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را در تهیه طرح های توسعه شهری مرتبط با بافت های فرسوده و ناکارآمد موردبررسی قرار داده و درنهایت رویکردها و مدل های به کار گرفته شده در طرح های تهیه شده را استخراج کرده تا در پروژه های مشابه پیاده سازی شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازلحاظ روش تحقیق کیفی است. به منظور حصول به هدف، از روش تحلیل محتوا که گونه ای از روش تحقیق کیفی است، استفاده شده است. گردآوری اطلاعات در دو دسته کتابخانه ای و میدانی با تکنیک های مطالعات اسنادی، بررسی برنامه های مصوب، طرح های فرادست، قوانین و سازوکارهای اداری و استفاده از ابزارهای مشاهده، عکس، مصاحبه و گفتگوی هدف دار انجام شده است. با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و به شیوه هدفمند، اقدام به مصاحبه با افراد کلیدی شده است. تجزیه اطلاعات و تفسیر داده ها با استفاده از فرایند تحلیل داده ها از طریق کدگذاری، مقوله بندی و تعریف واحد تحلیل در نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش کنونی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به عنوان یکی از نهادهای تأثیرگذار در محیط های شهری در حوزه تأمین و تهیه مسکن، مجتمع های زیستی و واحدهای مسکونی شهری، اقدامات حوزه اجرای پروژه ها و طرح های مسکونی و ورود در بحث نوسازی و پس از وقوع سوانح طبیعی است و مداخله در بافت های ناکارآمد شهری توسط این نهاد نیز با بهره گیری از مدل هایی چون بازآفرینی، بازسازی، توانمندسازی، جابه جایی، درجاسازی، بهسازی، تفکیک و توسعه مجدد مؤثر خواهد بود. این نتایج در قالب فرایند پیشنهادی برای طرح های سامان دهی بافت های ناکارآمد شهری و نگرش های اصلی، سناریوها و مدل های مداخله پیشنهادی ارائه شده است. نتیجه گیری: درنهایت مدل هایی چون بهسازی با بهره گیری از مشارکت مردم، انتفاع ظرفیت اجتماعی با هدف توسعه ساخت وساز، بهره گیری از همراهی و همکاری سازمان های اجتماعی، بهسازی با رویکرد توسعه شهری یکپارچه و پایدار، ظرفیت سازی نهادی و ایجاد زیرساخت ها، بهسازی و توانمندسازی محلات نابسامان، تمرکززدایی و واگذاری اختیارات به شهرها، طرح ساختاری بازآفرینی شهری، بهسازی با استفاده از برنامه ریزی راهبردی ترکیبی و توسعه پروژه های محرک با ایجاد انجمن های مشارکتی، جهت مداخله در پروژه های بافت های ناکارآمد شهری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی پیشنهاد گردید.
۳۰۱۳۸.

دیرینه شناسی تصویر خورشید با چهرۀ زنانه در آثار هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۵
پیدایی تصویر خورشید در هنر ایران سابقه ای طولانی دارد. بنا به کارکردهای فرهنگی-آئینی، نقش کردن تصویر خورشید روی آثار هنری و اشیاء و ابنیه مانند بسیاری نقش های دیگر همواره مرسوم بوده است. در این میان، نمود جنسیت در این تصویر درحالی که کمتر عناصر تصویری دیگر در هنر ایران واجد جنسیت بوده اند، وضعیت متفاوت و مسئله مندی برای به تصویر کشیدن نقش خورشید قلمداد شده و ابهام برانگیز است. به گواه آثار هنری موجود در موزه ها و مجموعه های هنری، پیش از دوره قاجار نیز خورشید با چهره ای زنانه به تصویر کشیده می شد، اما تعدد تصویرگری آن بدین شکل، به ویژه در این دوره به اندازه ای است که اصطلاح «خورشید خانم» برای آن متداول شده و این نقش را تبدیل به گفتمانی تصویری-فرهنگی می کند. اهمیت این گفتمان هنری موجب شده تا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش انجام شود که، این نقش از چه تاریخی در هنر ایران ظاهر شده است. هدف این پژوهش، تعیین نقطه پیدایی یا مبدأ نقش و بازشناسی صورت بندی های گفتمانی پیرامون آن است. داده های موردنیاز از منابع نوشتاری کتابخانه ای و منابع تصویری موجود در موزه ها گردآوری شده و پژوهش به شیوه تاریخی-تحلیلی و با رویکرد دیرینه شناسی فوکو انجام شده است. نتایج نشان می دهد نقش نوع-گونه خورشید با جنسیت زنانه در هنر ایران و فرهنگ های همجوار، به تصویر الهه گان و اساطیر مؤنث پیوند خورده و به طور مشخص می تواند گفتمان تحول یافته نقش مایه خدا-بانوی مادر را تداعی کند.
۳۰۱۳۹.

بررسی تاثیر زمینه گرایی بناهای میان افزا بر تداوم مقبولیت محدوده بافت تاریخی (نمونه موردی مجتمع امین اصفهان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۸
توسعه ی فضاهای شهری در کنار حفاظت از میراث فرهنگی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. لذا ضرورت دارد تا با بازخوانی ویژگی های بناهای جدید احداث شده مولفه های موثر بر افزایش رضایتمندی عمومی و مقبولیت آن ها ، شناسایی و مورد تاکید قرار گیرد. روش تحقیق ترکیبی از روش های کمی و کیفی است و با تحلیل اسناد بین المللی حفاظت آثار تاریخی، مرور رویکردهای طراحی میان افزا، و مطالعه ی میدانی مجتمع مسکونی امین اصفهان پیش رفته است. داده ها از طریق مشاهده ی میدانی، مصاحبه با متخصصان و توزیع پرسشنامه در میان جامعه ی آماری گردآوری شده و به شیوه ی تطبیقی با استفاده از نرم افزار spss تحلیل گردیده اند. نتایج نشان می دهد که موفقیت پروژه های معاصر در بافت های تاریخی مستلزم رعایت شاخص های حسن همجواری است. مجتمع امین اصفهان با رعایت جانمایی صحیح ، تناسب حجمی و ارتفاعی با بافت موجود، حفظ خط آسمان، استفاده از مصالح همگون با زمینه تاریخی، پرهیز از تقلید مستقیم و بهره گیری از زبان معماری معاصرِ توانسته در کنار پل خواجو به همزیستی مناسبی برسد. این پژوهش در نهایت مجموعه ای از شاخص های طراحی، شامل هماهنگی فضایی، توازن بصری، پیوستگی ریتم شهری، انتخاب آگاهانه مصالح و تأکید بر حفظ هویت تاریخی را به عنوان راهکارهایی عملیاتی برای مداخلات جدید در محیط های ارزشمند شهری پیشنهاد می کند.
۳۰۱۴۰.

نسبت میان اسلام و امر زیبا نزد ابن حزم اندلسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۳
إبن حزم اندلسی،دربرخی از آثار خود به بررسی ابعاد مختلف امرزیبا می پردازد و سعی می کندازمنظری دینی زیبایی شناسی اسلامی رادربطن زندگی اجتماعی تبیین سازدوبااتکابرعقل ووحی،تلاش می کندتاتوازنی میان تعالیم دینی و واقعیت های تجربهٔ زیستهٔ انسان برقرار کند.او معتقد است که حضور امرزیبا درمقام یکی از ویژگی های انسان،نه تنها با اصول اسلامی در تضاد نیست بلکه به نوعی مکمل آن نیز است و در آثارش به تحلیل مفهوم امرزیبا از منظر اخلاقی و اجتماعی می پردازد که بر اهمیت آن در زندگی مسلمانان تأکید می کند.دراین رویکرد،امرزیبا،که شامل تمایلات طبیعی و اجتماعی انسان می شود، بایدتحت هدایت اصول اسلامی قرارگیردتابهرشدفردی واجتماعی کمک کندودر همین راستا توجه ویژه ای به عشق ولوازم آن دارد.اوبه هنرها از دریچهٔ انطباق آنها با شریعت اسلام می نگریست.همچنین ضمن اذعان به مزایای بالقوه برخی از اشکال هنری،مانندشعرحکمی یاموسیقی مجاز،نسبت به فعالیت های هنری که از مسیر رستگاری منحرف می شود یا به افعال بیهوده می انجامد، هشدار می دهد.دیدگاه او در مورد اشکال خاص هنری اهمیت خصیصهٔ اسلام محوری نزد او را بیشتر نشان می دهد. از سوی دیگر إبن حزم با انتقاد از تفکرات جزمی که به سرکوب تمایلات طبیعی انسان می پردازند، تأکید می کند که اسلام باید به نیازهای انسانی توجه داشته باشد و از طریق آموزه های دینی، راه های مناسب برای ادغام امر زیبا در زندگی مسلمانان را فراهم آورد. از این روی، او به تحلیل این نسبت در آثار خود می پردازدوسعی می کند نشان دهدچگونه می توان میان تعالیم اسلامی وواقعیت های نهفته درامورزیباو محسوس نوعی همزیستی برقرار کرد.در نهایت او به دنبال تبیین راهی است که مسلمانان بتوانند با حفظ اصول دین، به زندگی خود رنگ و بوی زیباشناسانه بدهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان